گزنه (Urtica dioica L. ) گیاهی دوپایه و دگرگشن با ترکیبات مؤثره و خواص دارویی ویژه که ارزش اقتصادی بسیاری دارد. از آنجا که این گونه دارای هتروزیگوتی بالایی است، امکان تولید گیاهان منتخب از نظر مواد مؤثره و فیبر یکدست از طریق بذر را نداشته، به همین دلیل برای تولید و حفظ پایه های منتخب می توان از طریق تکثیر غیرجنسی و کشت بافت اقدام نمود. برای ریزازدیادی، از جوانه های رأسی سرشاخه های گزنه به عنوان ریزنمونه استفاده شد. بعد از سترون نمودن ریزنمونه ها به محیط کشت MS (Murashige and Skoog, 1962) حاوی BAP (6-benzyl-aminopurine)، 2iP (N6-(2-Isopentenyl)adenine) و IBA (Indole-3-butyric acid) منتقل شدند. برای ارزیابی محیط کشت ها، ریزنمونه ها بعد از یک ماه به تیمارهای شاخه زایی شامل محیط های کشت (MS, DKW (Driver and Kuniyuki, 1984), WPM (Lloyd and McCown, 1981)) با غلظت های متفاوت تنظیم کننده های رشد IBA, 2, 4-D, BAP, KIN (6-Furfurylaminopurine), 2iP, TDZ (Thidiazuron) منتقل شدند. آزمایش به صورت آزمون فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی در سه تکرار بررسی و با برنامه نرم افزار آماری SAS (2006) تجزیه وتحلیل شد. از نظر آماری، بهترین محیط کشت پایه در شاخه زایی، محیط کشت WPM بود. بین تیمارهای ریشه زایی، تعداد ریشه اصلی در محیط حاوی KIN (mgl-15/0) + IBA (mgl-1 5/0 و 1) و تعداد ریشه فرعی ترکیب BAP (mgl-15/0) + IBA (mgl-1 5/0) بیشترین مقدار را نشان داد. بعد از ریشه زایی، گیاهچه های ریشه دار شده به گلخانه منتقل شده و با موفقیت (5/55 درصد) سازگار شدند.