استلحاق زیاد بن عبید به ابوسفیان در تاریخ اسلام مشهور است. شهرت این موضوع شاید بیش از آن که معلول عدم مشروعیت آن باشد، به سبب شهرت شخص زیاد به عنوان یکی از چهار داهی عرب و یکی از سه شخصیت موثر در تحکیم پایه های حکومت اموی با کمک معاویه است. آرزوی دست یابی زیاد به خلافت- که البته محقق نگاشت– تنها در گرو پذیرش استلحاق و پیوند نسبی با معاویه بود. وی با رسمیت یافتن استلحاق به ابوسفیان، خود را برادر معویه و رقیب ولیعهد او می دانست و هوای جانشینی او را در سر می پروراند; از این رو ولایتعهدی یزید وموروثی کردن خلافت را یاری نکرد. استلحاق هر چند هزینه های فراوانی را برای جامعه مسلمانان عراق در برداشت و موجب بدنامی زیاد نیز شد، اما او و بیشتر از او معاویه را در دست یابی به مطامعشان کام روا ساخت. در این مقاله انگیزه ها و پیامدهای این موضوع تاریخی بررسی شده است.