مدیریت سود از طریق اقلام واقعی، یکی از پیامدهای مهم تضاد منافع بین سهامداران و مدیران می باشد و یکی از مهمترین مواردی که مدیران باید در مورد آن به مالکان پاسخگو باشند، چگونگی به کار گرفتن وجوه داخلی است که بر ارزشیابی سهامداران از نگهداشت وجه نقد، موثر می باشد. هدف این مقاله، شناخت رابطه بین مدیریت سود واقعی و سطوح و ارزشیابی نگهداشت وجه نقد بوده است. در این مقاله برای اندازه گیری مدیریت سود از مدل های رویکودری (2006) و جنی (2010) و برای اندازه گیری ارتباط نگهداشت وجه نقد و مدیریت سود از مدل های تعدیل یافته اوپلر (1999) و فاما و فرنج (1998) استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره و روش حداقل مربعات تعمیم یافته تلفیقی استفاده شده است. نتایج حاکی از این بوده است که، بین مدیریت سود واقعی و نگهداشت وجه نقد ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد و سرمایه گذاران نگهداشت وجه نقد را در شرکت های با مدیریت سود واقعی در سطح بالا، کاهش می دهند.