مقدمه و اهداف: موسیقی به دلیل ارتباط با بسیاری از فعالیت های پیچیده مغزی مانند درک، شناخت، حافظه و یادگیری واسطه ای مناسب جهت مطالعه عملکردهای مختلف مغزی است. شناخت یکی از عملکردهای مهم سیستم مرکزی است که امروزه مورد توجه بسیاری از محققان قرار دارد. نتایج برخی مطالعات حاکی از آن است که احتمالا فراگیری موسیقی بتواند سبب تقویت و تکامل مسیرهای عصبی مربوط به فرآیندهای شناختی گردد و تاثیر مثبتی بر درک گفتار به خصوص در شرایط نویزی و چالش برانگیز داشته باشد. مطالعه ی مروری حاضر کوشیده است که بر اساس پژوهش های بالینی موجود تاثیر موسیقی بر عملکرد شناختی و درک گفتار را مورد بررسی قرار دهد. مواد و روش ها: با جستجو در بانک های اطلاعاتی, Google Scholar, PubMed, Science Direct, Scoppus SID و با استفاده از کلیدواژه-های شناخت، حافظه، موسیقی، توجه و درک گفتار، مقالات پژوهشی چاپ شده در مجلات معتبر در بازه زمانی 18 ساله از سال 2000 میلادی تا 2018 مورد جستجو قرار گرفتند و در نهایت 38 مقاله مرتبط انتخاب و بررسی شد. یافته ها: مرور مطالعات انجام شده نشان داد که موسیقی تاثیر مثبت بر شناخت و اجزای شناختی از جمله حافظه، توجه و عملکردهای اجرایی، همچنین ادراک گفتار و اجزای آن مانند فورمنت ها و هجاها دارد. همچنین نتایج مطالعاتی که عملکردهای شناختی و درک گفتار را به طور هم زمان در موسقیدان ها و غیرموسیقی دان ها بررسی کردند، نشان دادند موسیقی دان هایی که عملکرد شناختی بهتری داشتند، قابلیت درک گفتار بالاتری نیز، در شرایط نویزی دارند. نتیجه گیری: غالب تحقیقات ارتباط مشخصی را بین فراگیری موسیقی و بهبود عملکردهای شناختی و درک گفتار نشان می دهند. فراگیری نواختن موسیقی و آموزش خاص در سیستم شنوایی فقط شامل درک درست و تولید صدا نمی باشد، بلکه ارتباط میان این اصوات است که می تواند باعث تغییر در عملکرد شناختی شود. همچنین نواختن موسیقی باعث بهبود پردازش سیستم شنوایی و در نتیجه درک بهتر گفتار در موقعیت های پیچیده ی شنوایی می گردد. در واقع به نظر می رسد آموزش موسیقی تعامل بین پردازش های ادراکی و شناختی رده بالا را افزایش می دهد.