در سیاست کلی برنامه سوم و چهارم توسعه، کار، وجدان کاری، کارایی اقتصادی و کاهش بیکاری جزو اولویت های فعالیت های نظام اقتصادی کشور قرار دارند. مساله اصلی این تحقیق این است که استان هایی که دارای شرایط مناسب تر در شاخص های کار شایسته در برنامه های توسعه می باشند، باید خروجی های خود را در شرایط اجتماعی و اقتصادی استان طی این مدت به نمایش دربیاورند. در این راستا با استفاده از پنج شاخص نمایانگر کارشایسته و چهار شاخص نمایانگر شرایط اجتماعی و اقتصادی در استان ها، به بررسی کارایی نسبی استان های کشور توسط مدل ریاضی تحلیل پوششی داده ها و تحلیل حساسیت ارقام پرداخته شد. روش مورد استفاده در این تحقیق نیز توصیفی - تحلیلی بوده و با حضور تمامی استان ها در طی سال های 79 - 86 انجام شده است. نتایج مدل، استان های آذربایجان غربی و تهران را در برنامه سوم و استان های تهران و گلستان را در سال های ابتدایی برنامه چهارم در صدر استان های کارا قرار می دهد. افزایش اختلاف کارایی ها در طی دو برنامه، نشان از گسترش عدم توازن در توجه به شاخص های اجتماعی و اقتصادی کار شایسته دارد. با این وجود، در مجموع به تعداد استان های کارا اضافه شده است. همچنین تحلیل حساسیت شاخص ها نشان داد که شاخص های اشتغال ناقص و مددجویان کمیته امداد حساس ترین شاخص ها و شاخص پوشش تامین اجتماعی، پتانسیل دار ترین شاخص می باشند. با لحاظ کردن نتایج، توجه به رویکرد کارایی محور (ورودی و خروجی) برای سیاست گذاری و نظارت بر استان ها پیشنهاد می گردد.