هدف پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل علی خودآگاهی هیجانی مادران دانش آموزان ابتدایی شهر تهران بر اساس سبک های دلبستگی و کمال گرایی با نقش میانجی خودکارآمدی انجام شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر جزو مطالعات معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران کودکان دبستانی مراجعه کننده به مراکز مشاوره پیوند آموزش و پرورش استان تهران در سال 1400 بوده است. از این میان به شکل نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در نهایت داده های 331 نفر جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی بازنمای خود و بینش (SRIS)، (خودآگاهی هیجانی) (گرنت و همکاران، 2002)، پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1996) (RAAS)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (1982) (GSES) و پرسشنامه کمال گرایی هیل و همکاران (2004) (PI) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند. شاخص های برازش حاکی از برازش خوب مدل پیشنهادی با داده-هاست. یافته ها یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن (371/0= β, )و خودکارآمدی (503/0= β, ) بر خودآگاهی هیجانی اثر معنادار مستقیم و سبک دلبستگی ناایمن/اجتنابی (611/0-= β, ) بر خودآگاهی هیجانی اثر معنادار و معکوس دارد. همچنین خودکارآمدی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن (307/0 =β, )، سبک دلبستگی ناایمن/دوسوگرا (193/0-= β, ) و کمال گرایی مثبت (127/0= β, )با خودآگاهی هیجانی نشان داد اما نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین کمالگرایی منفی با خودآگاهی هیجانی نشان نداد. نتیجه گیری توجه روانشناسان به نقش این متغیرها می تواند در بهبود خودآگاهی هیجانی مادران دانش آموزان ابتدایی نقش موثر و پیشگیرانه داشته باشد.