نقد روان شناسانه یکی از حوزه های جدید نقد ادبی به شمار می رود که اثر ادبی را برپایه بیان حالات ذهن و ساختار شخصیت های موجود بررسی می کند. این نوع نگرش با طرح مطالبی در باب ناخودآگاه شخصی و جمعی در آثار ادبی، به نقد ادبی عمق و نوعی جنبه پیشگویانه و رازآمیز بخشیده است. کانون توجه فروید و یونگ نیز در روان شناسی مدرن، جنبه های ناهشیار روان انسان است. این دو تحت عنوان نبرد، تعارض و کشمکش بین سطوح سه گانه شخصیت - نهاد، خود و فراخود - به واکاوی موشکافانه فردیت و روان شخص در هر لحظه زمانی می پرداختند. در آیین مهری باستان، بر آن بوده اند که اگر گرفتاران این جهان فرودین بخواهند دگر باره به گروثمان بازگردند، ناگزیر باید هفت مرتبه بپالایند تا پس از عبور از خورشید پایه (دروازه خدایان)، به آسمان برسند. به تناسب این هفت مرحله و هفت وادی طریقت در عرفان، بی تردید رستم نیز در پس گذر از این زینه های نمادین، حضوری رازآلود و سمبلیک دارد و با نیروهای اهریمنی در پس لایه های ناخودآگاهی اش که در هیات شیر، گرگ، اژدها، زن جادو و... نمود می یابند، می ستیزد و علاوه بر ستیز با نیروهای اهریمنی اش، با خودآگاهی و ناخودآگاهی خویشتن نیز در جنگ و جدل است. از این رو، در این مقاله نخست به تعریف خودآگاهی و ناخودآگاهی و ویژگی های آنان، تعابیر فروید و یونگ در ارتباط با این موارد، سپس به شناخت جداگانه هر هفت خان و در نهایت تطبیق و تبیین حالات رستم در هر خان در سنجش با خودآگاهی و ناخودآگاهی پرداخته شده است.