دلخوش شدن به دنیای مادی و لذت های زودگذر آن، بسیاری از مردم را فارغ از طبقه فکری شان، معطوف خویش کرده است و می کند. در هر دوره ای هرگاه انسان ها از حل راز و رمز هستی و زندگی خویش ناتوان گردند، با تمرکز به وجود این جهانی و نفی حقایق روحانی و ماورایی، به فلسفه خوشباشی روی می آورند. در حوزه ادبیات اسلامی، حکیم عمر خیام نیشابوری نامی آشنا در این عرصه است. دم غنیمت شمری و خوشباشی خیامی یک طرز فکر رایج در عصر هرج و مرج فکری و فرهنگی قوم عرب، یعنی دوره مملوکی است که از لحاظ دوره تاریخی با زمانه خیام فاصله چندانی ندارد. الشاب الظریف از شاعران وجودگرای این روزگار است که با پیروی از فلسفه خیام، سلوک ناهنجاری را در طول زندگی کوتاهش در پیش گرفت. جستار پیش رو تلاش کرده است، جلوه های این گرایش فکری را به شیوه تطبیقی در بستر شعر این شاعر واکاوی کند تا همسویی های او با فلسفه خیام را نشان دهد. رهیافت نهایی آن است که علی رغم دلمشغولی دو شاعر به خوشی های زودگذر، وجودگرایی آن ها الحادی نیست و به غفران الهی امیدوارند.