این پژوهش با هدف بررسی رابطه مؤثر بین باور دینی و امنیت در سطوح اقتصادی، اخلاقی و قضایی (به عنوان بعدی نوین) انجام شده است. برای این منظور از روش پیمایش و توزیع 380 پرسشنامه بر اساس فرمول کوکران و روش خوشه ای چند مرحله ای تصادفی استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که باور دینی به عنوان متغیری کل، تنها 24 درصد از متغیر مکنون امنیت را توان سنجش دارد. به طورکلی، اثر معنادار باور دینی بر امنیت کل با تخمین 0.493 (P<0.001) تأثیر مثبت و قوی این متغیر را تأیید می کند. در این راستا، امنیت قضایی با اثر 0.507، امنیت اخلاقی با تأثیر قوی 0.623 (P<0.001) و امنیت اقتصادی نیز با تأثیر معنادار 0.201 (P=0.047) رابطه مستقیمی با امنیت کل دارند. همچنین بررسی تأثیرات مستقیم باور دینی نشان داد که این متغیر تأثیر ملموسی بر امنیت دارد با برآورد 0.211 و (C.R.=3.796) که نمایانگر ارتباط مثبت و قوی است. تأثیر امنیت قضایی به عنوان متغیر مرجع 1.000 شناخته شده و تأثیر مستقیم امنیت اخلاقی (1.316) بالاتر از امنیت اقتصادی (0.391) است. در تأثیرات غیرمستقیم، رابطه بین امنیت و زیرمجموعه های آن شامل امنیت اقتصادی (0.290)، امنیت اخلاقی (0.324) و امنیت قضایی (0.293) نیز معنادار است. در مجموع، یافته ها نشان دهنده همبستگی قابل ملاحظه میان باور دینی و امنیت است و تأثیرات مختلف آن بر ابعاد گوناگون امنیت به وضوح مشهود است.نتایج این تحقیق تأکید بر اهمیت باورهای دینی به عنوان عامل مؤثر بر ارتقای سطوح مختلف امنیت دارد. این یافته ها با ارائه کاربردهای سیاستی و راهبردی، می توانند به سیاست گذاران و تصمیم گیران در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تعلیم وتربیت کمک کنند تا با تقویت باورهای دینی، به بهبود وضعیت امنیتی جامعه بپردازند. تأکید ویژه بر یافته های مربوط به امنیت قضایی و اخلاقی به عنوان عناصر کلیدی نشان می دهد که سیاست های مشارکتی در این زمینه ضروری است و توجه به ابعاد اجتماعی و فرهنگی (به ویژه در عرصه سیاست گذاری فرهنگی) می تواند در ارتقای امنیت عمومی مؤثر باشد.