بحرین یکی از کشورهایی است که تحت تأثیر شرایط نامساعد داخلی و همچنین موج بیداری اسلامی شاهد خیزش مردمی بوده است. خیزش مردمی این کشور با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی آن از نظر منطقه ای در حوزه ی خلیج فارس اهمیت بسیار بالایی دارد که این امر سبب شده است تا بازیگران فعال منطقه ای چون؛ ج. ا. ایران و عربستان سعودی با توجه اهداف ومنافع خاص خویش در این کشور رویکردهای متفاوت و در برخی از موارد متعارضی را دنبال نمایند. در این خصوص شاهداستفاده ج. ا. ایران از ابزارهای تبلیغاتی و رسانه ای در جهت محکوم کردن اقدامات سرکوب گرایانه در بحرین هستیم. که در این راستاج. ا. ایران براساس اصول و مبانی اعتقادی و آموزه های مذهبی، با اعتقاد به مسئله مردم سالاری، بر لزوم توجه حکومت آل خلیفه به خواسته ها و مطالبات مردمی و خودداری از اتخاذ رویکرد خشونت آمیزتأکید دارد. اما عربستان سعودی با خوانشی دیگردر رویکردی تقابلی با ج. ا. ایران دست به اقدام نظامی و مداخله جویانه در بحرین زده است. که در این امر ماهیت نظام سیاسی عربستان و به تبع آن ترس از تسری دموکراسی به داخل این کشور درکنار رقابت و تعارض منطقه ای با ج. ا. ایران و. . . . از انگیزه های عمده ی ریاض برای مداخله در قضیه بحرین میباشد. همین رویکرد متفاوت، تقابل و جنگ سرد دو کشور را جدا از مسائل دیگر در قضیه بحرین تشدید-کرده است که در این راستا مقاله حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی در قالب چارچوبی مقایسه ای از نقش ج. ا. ایران و عربستان سعودی در مسئله بحرین، در پی بررسی این رویکردهای متعارض و دلایل اتخاذ آنها از سوی دو کشور مذکور، می باشد.