مفهوم مناقشه برانگیز «صغار» در آیه 29 سوره توبه، همواره نقطه کانونی در تعریف رابطه دولت اسلامی با اهل کتاب بوده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به واکاوی این مفهوم در سنت اسلامی می پردازد و این فرضیه را مطرح می کند که دوگانگی در تفسیر «صغار»، ریشه در دو پیش فرض کلامی- سیاسی متعارض دارد. یافته ها نشان می دهد که سنت اسلامی در فهم این واژه به دو راه اصلی منشعب شده است: منطق ارشادی- روانشناختی که «صغار» را ابزاری برای ایجاد فشار روانی و زمینه سازی برای دعوت به اسلام می داند؛ و منطق انقیاد-حقوقی که آن را به التزام به حاکمیت قانون و نظم عمومی فرو می کاهد. این مقاله با نقد هر دو جریان، نشان می دهد که خودِ متون اسلامی، ظرفیت عبور از این بن بست را از طریق یک خوانش سوم داراست: «صغار به مثابه کیفیتی پویا در قرارداد ذمه». این فهم جامع که از ترکیب دو اصل «اختیار پویای حاکم» و «ماهیت قراردادی ذمه» استنتاج می شود، «صغار» را از یک حکم ثابت به یک متغیر منعطف تبدیل می کند که توسط حاکم و براساس مصالح و شرایط، در طیفی از حداقل التزام حقوقی تا اعمال محدودیت های مشروع، تعیین می شود.