در سپهر اندیشه، چه شرقی و چه غربی، ادراک و اندیشه بیش تر بر نفس و عقل محمول بوده و در این میان جسم همواره مورد کم لطفی یا غفلت واقع شده است. ملاصدرا با نظریه حرکت جوهری و مرلو-پونتی با پدیدارشناسی ادراک هر کدام نقش مهم و تعیین کننده ای برای بدن مندی در فاهمه و ادراک قائل شده اند. حدوث جسمانی برای صدرا اولین گام در شکل گیری شناخت است (جسمانیة الحدوث) و بعد به واسطه نفس، جسم لطیفه به روحانیة البقاء می رسد، اما برای مرلو-پونتی بدن آگاهی یگانه راه ادراک هستی است. مقاله حاضر بر آن است تا با روش تحلیلی – توصیفی و با رویکرد تطبیقی آراء علم النفس ملاصدرا و اندیشه موریس مرلو-پونتی در رابطه با ادراک بدن مند را بررسی کند. برای این منظور، ابتدا آراء صدرا در باب «جسمانیة الحدوث» نفس مورد بررسی و کاوش قرار گرفته تا از این رهگذر بدن مندی مورد مداقّه قرار گیرد، سپس «پدیدارشناسی ادراک» مرلو-پونتی تشریح می شود؛ و در آخر وجوه اشتراک و افتراق این دو فیلسوف به بوته آزمایش گذاشته می شود.