اگرچه منزلت سنتی آموزه های (دکترین) مولفان رساله های حقوقی بین المللی آن چنان که در سده های نخستین پس از زایش حقوق بین الملل از آن برخوردار بودند، در اثر تغییر نگرش ها، از منبع اصلی به منبع فرعی احراز قواعد، تنزل یافت و به ظاهر رویه قضایی محاکم بین المللی در نیمه اول قرن بیستم اعتنای چندانی به آن ها نمی کرد، ولی با پیدایش محاکم بین المللی جدید در دهه های اخیر، رویکرد رویه قضایی بیشتر محاکم تغییر چشمگیری یافت، چنانکه بسیاری از آن ها از استناد آشکار به دیدگاه های نویسندگان برجسته حقوق بین الملل برای تشخیص قاعده از غیرقاعده ابایی ندارند. در ضمن بی میلی دسته ای از محاکم مانند دیوان بین المللی دادگستری نسبت به توسل به آثار حقوق دانان در ظاهر امر است و آرای آنها ریشه ای نامرئی در اندیشه های حقوق دانان دارد. دیگر کارکرد ویژه آموزه های علمای برجسته، دمیدن روح نوآوری و عنصر ترقی به پیکره حقوق بین الملل و در مواردی ایجاد قاعده هاست.