تعدّد مذاهب و عقائد و احکام اسلامی آثار مختلفی بر حیات علمی و عملی مسلمانان گذاشته است. از جمله این آثار، تعیین صفات راوی حدیث است که اصرار بر آن شده راوی، هنگام روایت حدیث، باید معتقد به مذهب اخذکننده حدیث، نه مخالف یا فاسدالمذهب و به طور کلی بدعت گذار باشد و از آن جا که هر فرقه و مذهبی، دیگران را بدعت گذار می دانند، این پرسش ها مطرح می شوند: بدعت چیست؟ آیا نزد همه فرق و مذاهب، نظراً و عملاً از اخذ حدیث از بدعت گذار نهی شده است؟ دلایل موافقان اخذ از بدعت گذار و مخالفان آن چیست؟ در این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و نیز کتابخانه ای تلاش می شود ابتدا بدعت، مفهوم شناسی، سپس حکم راویت بدعت گذار بررسی شده و به پرسش های بالا در کنار طرح برخی دیگر از مباحث مرتبط، مانند: ذکر برخی از راویان بدعت گذار در طرق شیعه و اهل سنت، پاسخ دهد. از نتایج این تحقیق آن است که؛ عموم مذاهب اسلامی، به رغم وجود برخی مخالفین اخذ از بدعت گذار، به طور مطلق یا بنابر شروطی، حکم به اخذ حدیث از آن کرده تا آن جا که بدون احادیث این گروه، میراث حدیثی بسیاری از مذاهب به شدت کم حجم می یابد. ضمن این که در معنا و مصادیق بدعت اختلاف کرده اند؛ به نحوی که امکان تعیین دقیق مفهوم و مصداق آن که متفق القول باشند، امکان پذیر نیست و نمی توان وصف بدعت گذار را جرحی حقیقی برای یک راوی تلقی کرد و نهایت گفته شده که مهم و اصل، صدق و عدم صدق راوی صرف نظر از اعتقاد و عمل اوست.