پل های تیر و دال چند دهانه با تکیه گاه های ساده از متداول ترین پل های بزرگراه های کشور می باشند. در این پل ها معمولاً درزهای انبساط در پایه های میانی و کوله ها به منظور تأمین حرکت طولی ناشی از تغییرات دما تعبیه می گردد. در هنگام بهره برداری از پل، وجود درزهای انبساط باعث مشکلات فراوانی از قبیل پر شدن فاصله درز، اختلاف تراز دو طرف درز و خسارت جدی به پایه های میانی به واسطه نشت آب های سطحی از میان درز و در نتیجه از بین رفتن پوشش بتن و خوردگی آرماتورهای تیر سرستون می شوند. این خسارات در بسیاری از پل های چند دهانه کشور به دلیل تعمیر و نگهداری نامناسب شدید می باشد. حذف درز انبساط در پایه های میانی از رویکردهای پژوهشی اخیر در جهان بوده است. این پژوهش ها منجر به ارائه سیستم جدیدی شده است که در آن تیرهای تابلیه دو سر ساده محاسبه و اجرا می گردند ولی دال عرشه در محل پایه های میانی به صورت یکسره اجرا می شود. دال یکسره در محل درز میانی «دال پیوند» نامیده می شود و وجود آن مشخصات دینامیکی و رفتار لرزه ای پل را تغییر می دهد. در این مقاله نتایج تحلیل های لرزه ای پل های تیر و دال بتنی چهار دهانه و هفت دهانه با دال پیوند و بدون دال پیوند ارائه شده است. مطالعه تحلیلی به صورت تحلیل طیفی در هر دو جهت طولی و عرضی پل ها انجام شد و رفتار لرزه ای پل ها با مقایسه تقاضای لرزه ای در زیرسازه پل برای حالات مختلف چیدمان دال پیوند و درز انبساط بررسی گردید. نتایج این مطالعه نشان می دهد که یکسره کردن دال عرشه پل و استفاده از دال پیوند تأثیر قابل توجهی بر رفتار لرزه ای پل ها میگذارد. طول پل و نحوه چیدمان درزهای انبساط و دال پیوند، عوامل مؤثر در تغییر رفتار لرزهای پل و توزیع برش پایه به عناصر زیر سازه است.