دیو در زبان پهلوی به معنی خداست و در اوستا نام همگانی آفریدگان و کارگزاران و دستیاران اهریمن است که در برابر آفرینش اهورایی ایستاده و به پتیارگی با آن در ستیزند. ظاهرا به مرور زمان تعدادی از موجودات پست و اهریمنی همچون غولان که نقش منفی و گمراه کنندگی و خوف و ترس داشتند و نیز افراد یاغی و سرکش و قوایی که مطیع و رام نمی شدند در زمره دیوان قرار گرفتند. از همه مهمتر دیو گاهی مرادف اهریمن در اندیشه های ایرانی و گاه به معنی شیطان در فرهنگ اسلامی و زمانی به مفهوم غول و عفریت و موجودات وهمی در بیشتر افسانه های عامیانه اثر آن مشاهده می شود. در آثار اخلاقی و عرفانی از دیو نفس و دیو حرص و شهوت نامی برده شده است. تاریخ بیهقی ازجمله کتبی است که از دستبرد کلمه دیو مصون نمانده و گونه هایی ازآن را در خود جای داده است. بیهقی با استعانت به این باور و اعتقاد مردم که دیوان منشاء پلیدی و زشتی در دنیا هستند و با همکاری اهریمن سعی در ترویج شر در جهان هستند و در همه وقت برآنند تا اهورامزدا و تمام یاران نیک او را نابود و خویش حاکم بر مردم گردند، منشاء همه زشتیها را به دیو برمی گرداند. تصویر دیو و ذکر خصوصیات آن از جمله ویژگیهای خاص تاریخ بیهقی است که در ساختار ترکیبات مفرد که منحصر به فرد است دخالت دارد.