لوگوس، کلید شناخت هراکلیتس است که برای فهم آن باید مقدمات متعددی را فرا گرفت:1- توجه به بار معنایی که در پشت آن نهفته است، بجای پرداختن به ترجمه لفظی که به هیچ زبان دیگری برگرداننده نمی شود؛2- بررسی سیر تحول مفهوم لوگوس و کوشش برای نزدیک شدن به درک معنای اصیل آن نزد یونانیان با عدم تحمیل مبانی معرفتی امروزی بر استنباط آنان؛3- آشنایی با فرهنگ یونان باستان و نحوه نگرش آنها به عالم، برای بررسی روابط پیچیده و تو در توی لوگوس با سایر مفاهیم پایه (ظهور، حقیقت و طبیعت) و برعکس.4- شناخت رسوخ ژرف هراکلیتس (اصالت او) در این فرهنگ و نوآوری های اعجاب آورش (عظمت او) در غنی کردن این مفهوم؛5- درک جهان بینی اصیل، عظیم و هماهنگی ای که پدیده آورده و سه حوزه تفکر، اخلاق و سخن گفتن را به هم پیوند داده است.پس از طی مراحل فوق به این پرسش می توان پاسخ داد: که آیا او فیلسوفی است که در هاله ابهام سخن می گوید یا متفکری چند بعدی که یکی از بزرگترین چهره های درخشان اندیشه بشری، که برای فهم رموز و اشارات جمله ای از جمله های قصارش باید طول و عرض فرهنگ یونان را مطالعه و بررسی کرد؟