موضوع مثل و تعریف و تحلیل ارزش بلاغی و جایگاه ادبی آن، اغلب در ضمن موضوعات علم بیان و به ویژه در ضمن موضوع استعاره تمثیلیه مورد بحث واقع شده است و این در حالیست که در اثناء آرا و نظریات بلغای صاحب نام و نیز با تامل در زوایای ارزش بلاغی مثل، چنین به نظر می رسد که نه تنها نباید مثل را به حوزه علم بیان، محدود و منحصر نمود بلکه باید آن را عصاره علم بلاغت دانست که هم در علم معانی، مورد بحث واقع شود و هم در بیان و بدیع. از این رو، مقاله حاضر در نگاهی استدلالی و تحلیلی، جایگاه مثل را در علوم سه گانه بلاغت (معانی، بیان، بدیع) و فنون چهارگانه علم بیان (تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه) تعیین می نماید.