مردسالاری، بسیاری از ایدیولوژی های مرتبط با جنبش فمینیسم را تشکیل می دهد که پدرسالاری و سلطه و اقتدار دودمانی نیز در ذیل همین مجموعه جای می گیرند. این اقتدار مردانه ریشه در سلطه گری مرد و سلطه پذیری زن دارد؛ بدین معنا که مرد بر پایه باورهای فرهنگی و سنتی، خود را تنها قیم و عهده دار زن معرفی می کند. باری، زنانی که تا گذشته نه چندان دور خود را تابع مرد می دانستند، امروزه ادبیات و خاصه شعر را دستمایه تحقق آرمان برابری خود و مردان قرار دادند. ناریمان علوش شاعر معاصر لبنانی، از زنان شاعری است که برای رسیدن به چنین آرمانی در شعر خود از این درونمایه بهره گرفته. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، از رهگذر شعر ناریمان علوش به دنبال پرداختن به نگرش و باوری است که جوامع سلطه جوی مردسالار نسبت به زنان و نقش کلیشه ای آنان دارند همچنین در پی نقد مولفه های زن ستیزانه ای است که سلطه جویی و خودبرتر بینی مردان و نابرابری ها، تحقیرها و زن ستیزی جنسیتی، قانونی و عاطفی در حق زنان از آن مولفه ها به شمار می آیند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مردسالاری، بستر بسیاری از تبعیض های جنسیتی و نابرابری ها در حق زنان است. از آنجا که شاعر از یک سو نگاهی منفی به هویت سنتی زن دارد و از دیگر سوی، خواستار اصلاح شماری از آداب و رسوم سنتی است، چاره را در جستن طرحی نو برای هویت زنان می داند.