پیوند علم و مذهب، یکی از اساسی ترین موضوعاتی است که مشوق اصلی پیاژه در پرداختن به علم، در معنای کلی و گسترده آن، بوده است. شور و شوق این مباحث از یکسو و عدم یافتن پاسخی مناسب در فلسفه و علم تحصیلی از سوی دیگر، او را برانگیخت تا به کنکاش و ارایه طرح نو دست زند. مقاله حاضر، تلاشی است جهت دسترسی به سیر تحول و شکل گیری نظریه پیاژه در پیوند دادن علم و مذهب، حاصل تحول و تکامل چنین پیوندی از نظر پیاژه، ادراک و اصول به مراتب ارزش متعالی و تقرب به نفس متعالیه است. در انتهای مقاله، به بررسی پاره ای از اشکالات و کاستی ها در این زمینه پرداخته خواهد شد.