گنجینه باستانی زبان و ادبیات پارسی همچو دیگر ادبیات های کهن و غنی، سرشار از روایات و افسانه هایی در خصوص دل باختگی مردان و زنان به همدیگر می باشد که هر کس از ظن خود یار راوی آنها شده و لکن نتوانسته اسرار نهانی را از کنه شان بکاود و البته این بر می گردد به گنجایش اندرونی آن داستان ها در پذیرش نگرش های مختلف ناظران. یکی از این افسانه ها که به شکل زیبایی توانسته این مضمون را در خود بپروراند، اسطوره مشهور دل باختگی سودابه به سیاوش ایرانی در شاهنامه حکیم توس می باشد. این داستان جامع عشق رنگی و نتیجتا ننگی سودابه به سیاوش است.در این جستار بر آنیم تا به اختصار این داستان را نه از دید حماسی و پهلوانی (که خصیصه ذاتی شاهنامه و بالطبع این داستان است) بل از منظر معرفتی و عرفانی مورد کنکاش قرار دهیم و برخی از ویژگی های منحصر به فرد آن را برشماریم. البته بودند کسانی که این داستان را به لحاظ دینی مورد بررسی قرار داده و به طریق مقایسه آن با داستان یوسف پیامبر (ع) به وجوه مشابهی دست یازیده اند. «آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید».