نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    471
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: ترمیم یک پدیده زیستی متشکل از دو مرحله است، که یکی تمایززدایی سلول های بالغ و بازگشت آنها به وضعیت بنیادی و دیگری تمایز مجدد این سلول ها در جهت ایجاد بافتی مشابه با بافت از دست رفته می باشد. یکی از شناخته شده ترین مثال های این پدیده، ترمیم بافت از دست رفته لاله گوش خرگوش است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رشد و تکثیر سلول های حاصل از ریزش بافت در حال ترمیم لاله گوش خرگوش می باشد.روش ها: به منظور شناسایی سلول های ریزش یافته از بافت در حال ترمیم لاله گوش خرگوش، خرگوش های نر 3 ماهه تهیه شدند. جهت آماده سازی بافت در حال ترمیم، در روزهای 0، 2 و 12 بعد از پانچ اولیه، حلقه های 2 میلیمتری از لاله گوش تهیه و به محیط کشت منتقل گردیدند. به منظور تعیین زمان ریزش سلول های حاصل از پانچ های تهیه شده، مدت بقاء و تکثیر این سلول ها در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. علاوه بر این با استفاده از فن آوری عکس برداری میکروسکوپی مورفولوژی این سلول ها مورد مطالعه قرار گرفت.نتایج: یافته های حاصل از این پژوهش نشان دادند که سلول های حلقه های روز 0، 2 و 12 به ترتیب بعد از 20، 15-10 و 8-6 روز ریزش یافتند. علاوه بر این بررسی بقاء این سلول ها نشان داد سلول های حاصل از ریزش حلقه های روز 0، 2 و 12 به ترتیب توانایی حداقل بیش از 10، 50 و 40 پاساژ را دارا می باشند.بحث و نتیجه گیری: ترمیم فرایندی منحصر به فرد است که به دنبال وارد آمدن آسیب به برخی از بافت های موجودات زنده منجر به کسب عملکرد مجدد آنها می گردد. مطالعات فراوان انجام گرفته بیانگر قدرت بالای ترمیم در پستاندارانی مانند خرگوش می باشد. از آنجا که نتایج حاصل از این پژوهش نیز نشان دادند که سلول های ریزش یافته از بافت در حال ترمیم لاله گوش خرگوش قادر به بقاء و تکثیر طولانی مدت در شرایط آزمایشگاه می باشند، می توان ویژگی های بنیادینگی را در این سلول ها مورد بررسی قرار داد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 471

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    610
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مزانشیمی سلول هایی تمایز نیافته با قدرت تکثیر بالا هستند که توانایی تمایز به رده های مشتق شده از بافت های مزانشیمی و غیر مزانشیمی را دارا هستند. یکی از منابع مناسب برای جداسازی این سلول ها مایع آمنیوتیک است. سلول های بنیادی مزانشیمی موجود در مایع آمنیوتیک سلول های چندتوانی هستند که توانایی تمایز به انواعی از سلول های هر سه لایه زاینده مانند سلول های استخوانی، چربی، عضلانی، عصبی، اندوتلیالی و کبدی را در مجاورت محیط های تمایزی ویژه دارا هستند. این سلول ها توانایی 2 برابر شدن تا 250 بار را با حفظ کاریوتیپ نرمال دارند. یکی از محیط هایی که می تواند جهت تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مورد استفاده قرار گیرد مایع زجاجیه است. مایع زجاجیه مایعی شفاف است که از جام بینایی منشاء می گیرد و در مسیر تمایزی عدسی چشم نقش ویژه دارد. مهمترین فاکتور موجود در زجاجیه خانواده فاکتورهای FGF بویژه FGF-1 و FGF-2 هستند که باعث طویل شدن و تخصص یابی ساختاری در سلول های فیبری می گردند.روش ها: موش های NMRI باردار کشته شدند و مایع آمنیوتیک این موش ها در هفته دوم بارداری گرفته شد. این مایع به همراه محیط کشت DMEM و سایر مکمل ها کشت داده شد. با تعویض محیط کشت سلول های غیر مزانشیمی حذف شدند و سلول های چسپیده به کف ظرف باقی ماندند که این خصوصیت چسپندگی به کف ظروف پلاستیکی یکی از ویژگی های مورد استفاده برای جداسازی سلول های بنیادی مزانشیمی است. سلول های پاساژ 3 در مجاورت درصدهای مختلف زجاجیه به همراه DMEM و سایر مکمل ها به مدت 14 روز کشت داده شدند. هویت سلول های بدست آمده به کمک مشاهدات مورفولوژیک و بررسی های ایمنوسیتوشیمی مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: سلول های جدا شده از مایع آمنیوتیک از نظر مورفولوژی شبیه به فیبروبلاست بودند و از قابلیت تکثیر بالایی برخوردار بودند. بیان فاکتور OCT4 که یک فاکتور اختصاصی سلول های بنیادی است در این سلول ها به روش ایمنوسیتوشیمی مورد تائید قرار گرفت. تغییر شکل مورفولوژیکی سلول ها در مجاورت 25 درصد و 50 درصد مایع زجاجیه به وضوح مشاهده شد اما میزان مرگ سلولی در سلول های تیمار شده با 50 درصد مایع زجاجیه بالا بود. سلول های تیمار شده با مایع زجاجیه در مقایسه با سلول های گروه کنترل کشیده تر بودند و هسته آنها حاوی تعداد هستک های بیشتری بود. همچنین آرایش موضعی این سلول ها تغییر کرد و این سلول ها به موازات هم قرار گرفتند.نتیجه گیری: یافته های ما نشان می دهد که سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مایع آمنیوتیک توانایی تمایز به سلول های فیبری عدسی در مجاورت مایع زجاجیه را دارا هستند. بنابراین این سلول ها منبع مناسبی برای تحقیقات کلینیکی هستند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 610

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    533
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: در سیستم ایمنی بدن یکی از عوامل مهم در پاتوژنز مالتیپل اسکلروز (MS)، IP-10 به عنوان CXC کموکاین است که در پاسخ ایمنی بدن نقش دارد. از این رو، این مطالعه بررسی ارتباط بین بیماری MS و سطح سرمی IP-10 پرداختیم.روش ها: در این مطالعه تجربی، 100 نمونه خون از بیماران MS و 100 فرد سالم، را در لوله EDTA از قبل پوشش داده شده جمع آوری شد. اطلاعات دموگرافیک نیز با استفاده از پرسشنامه که به طور خاص برای این مطالعه طراحی شده بود جمع آوری شد.نتایج: نتایج ما نشان داد که سطح سرمی IP-10 به طور معنی داری در گروه بیماران بالاتر از گروه شاهد سالم است. این نتایج همچنین به ما نشان داد که عود بیماری مولتیپل اسکلروزیس(RRMS)  در بیماران با وضعیت خوب اقتصادی و سطح بالا IP-10 نسبت به گروه متوسط بود (P<0.01) سطح خونی IP-10 به طور قابل توجهی در زنان افزایش یافته بود در مقایسه با بیماران مرد (R<0.01) RRMS و در زنان بیمار در مقایسه با بیماران مرد (P<0.01) RRMS و در بیمارانی که کمتر از 3 سال درمان دریافت کرده بودند (P<0.01).بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه احتمالا می تواند نتیجه گیری شود که سطح سرمی IP-10 دارای نقش مهمی در پاتوژنز بیماری MS دارد. همچنین شایان ذکر است که این عوامل احتمالا می تواند به عنوان نشانگر در تشخیص محوری زمینه و عوامل درمان احتمالی استفاده کرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 533

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    700
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: هدف ما در این پژوهش بررسی اثرات عصاره آبی والکلی پلانتاگو لانسئولاته (بارهنگ سرنیزه ای) روی سوختگی در پوست می باشد.روش ها: 48 سر رت ویستار به شش گروه تقسیم شدند. به منظور ایجاد سوختگی درجه سه در پوست، مساحتی در حدود (28 cm2) از سطح پوست پشتی رت ها در معرض مستقیم آب جوش قرار داده شد. گروه های کنترل مثبت و منفی روزانه دو بار به ترتیب با نرمال سالین و سیلور سولفادیازین به طور موضعی تیمار شدند. گروه های آزمایشی (3 و 4) با عصاره های آبی واتانولی بارهنگ تیمار شدند. پس از 14 روز سطح سوختگی در پوست هر رت محاسبه شد، همچنین اسلایدهای میکروسکوپی از پوست رت ها تهیه و با هماتوکسیلین(H.E)  رنگ آمیزی شد. سپس فاکتورهای آسیب شناسی شامل: میزان اپیتلیالی شدن، میزان گرانوله شدن، تشکیل بافت فیبری و میزان التهاب بررسی و نتایج حاصل با گروه های شاهد مثبت و منفی مقایسه و تفاوت ها با P<0.05 معنی دار تلقی گردید. یافته ها برای هر یک از شاخص های مورد بررسی به صورت Mean±SEM محاسبه و ثبت شد و توسط نرم افزار آماری spss و ابتدا آزمون cruscal-valis به منظور تعیین وجود تفاوت بین گروه ها انجام شد. سپس توسط آزمون One-Way ANOVA و به دنبال آن تست توکی - کرامر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته های مورفولوژیکی و آسیب شناسی هر دو نشان دهنده کاهش سطح زخم سوختگی و کاهش التهاب توسط عصاره 10% آبی بود. بررسی میکروسکوپی نیز تایید کننده ترمیم و بازگشت ضمائم اپیدرمی مانند فولیکول های مو پس از آسیب سوختگی فقط در رت های درمان شده با عصاره آبی 10% بود.بحث و نتیجه گیری: از آنجا که اثرات عصاره در تمام فاکتورهای مورد بررسی یکسان یا بیشتر از گروه تیمارشده با سیلور سولفادیازین بود، بنابراین شاید با انجام مطالعات بیشتر و با غلظت های بالاتر عصاره آبی بارهنگ بتوان آن را برای استفاده در سوختگی انسانی پیشنهاد نمود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 700

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

فرشچیان معین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    483
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

الگوهای کروماتینی دارای نقش مهمی در تفسیر ژنوم و معرفی عناصر تنظیمی و ژن های غیر کدکننده مانند RNAهای طویل غیر کدکننده هستند. یافته های اخیر بیش از Enhancer55000 در ژنوم انسان را نشان می دهد. شناسایی مناطق غیر کد کننده ژنوم و معرفی ژن های جدید با استفاده از بررسی الگوهای کدون های هیستونی در این مناطق امکان پذیر است.تاکنون چندین تغییر در پروتئین های هیستونی در سلول ها و بیماری های گوناگون انسانی شناسایی شده است به عنوان مثال متیلاسیون لیزین شماره 4 هیستون 3 معمولا در پروموتر ژن ها و Enhancerها دیده می شود که با استفاده از نتایج آزمایشات ChIP و انطباق آنها با توالی های نوکلئوتیدی می توان به محل احتمالی این توالی های تنظیمی یا ژن های غیر کد کننده پی برد.GALAX: http://main.g2.bx.psu.edu یک پایگاه بیوانفورماتیکی است که امکان انطباق داده های کدون های هیستونی که از پروژه هایی نظیر ENCODE به دست آمده است را با توالی های DNA امکان پذیر می سازد و ما را به مناطق خاصی از ژنوم که احتمالا یک عنصر تنظیمی یا یک ژن غیر کد کننده است هدایت می کند و این توالی ها برای مطالعات بیشتر در شرایط آزمایشگاهی و موجود زنده قابل استفاده خواهند بود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 483

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    618
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

سلول های بنیادی پرتوان القایی (iPS) می توانند بوسیله ترانس داکشن انواع سلولی مختلف با سازه های ویروسی از فاکتورهای رونویسی خاص Oct4، Sox2،Klf4  و c-Myc ایجاد شوند. این سلول ها دارای خصوصیات مشابه با سلول های بنیادی جنینی (ES) می باشند. با این وجود کاربردهای کلینیکی این سلول ها، با بکارگیری فاکتورهای ژنتیکی و بازده پایین تولید سلول های iPS محدود شده اند. در راستای بهبود بازده و ایمنی تکنولوژی سلول های iPS، تلاش بسیاری با جایگزین نمودن فاکتورهای رونویسی با مولکول های دیگر و نیز استفاده از تیمار با مولکول های کوچک، صورت گرفته اند. افزودن فاکتورهای ژنتیکی خاص (مانند hTERT، SV40 LT، p53 siRNA، برخی از microRNAs، LIN28،Sall4  و Tbx3) به مجموعه فاکتورهای برنامه ریزی مجدد متداول می تواند تولید سلول های  iPSرا تسریع نماید. در مقایسه با فاکتورهای ژنتیکی، بکارگیری مولکول های کوچک می تواند خطر جهش های ناشی از ورود به ژنوم میزبان را حذف نماید. مولکول های کوچک استفاده شده به منظور بهبود ایمنی و بازده برنامه ریزی مجدد می توانند به عنوان تغییردهنده های اپی ژنتیکی و مولکول های سیگنالی، طبقه بندی شوند. بهبود بازده برنامه ریزی مجدد با استفاده از برخی از تغییردهنده های اپی ژنتیکی، مانند مهار کننده های DNA متیل ترانسفراز ( RG108و 5-azacytidine)، مهارکننده هیستون داستیلاز (valproic acid) و مهارکننده هیستون متیل ترانسفراز (BIX-01294) نشان داده شده است. علاوه بر این، برخی از مولکول های سیگنالی می توانند فاکتورهای برنامه ریزی مجدد خاص را جایگزین نمایند یا بازده برنامه ریزی مجدد را بهبود بخشند. سلول هایی که به صورت کامل دچار برنامه ریزی مجدد نشده اند، می توانند با بکارگیری مهارکننده های MEK و (CHIR99021) GSK3-b در ترکیب با LIF، به حالت برنامه ریزی مجدد کامل دست یابند. تیمار فیبروبلاست های اولیه انسان با مهارکننده رسپتور  (SB431542) TGF-bو مهارکننده (PD0325901) MEK می تواند بازده برنامه ریزی مجدد را به بیش از 100 برابر بهبود بخشد. مهارکننده رسپتور (E-616452) TGF-b می تواند Sox2 و c-Myc اگزوژن را جایگزین کند. اخیرا مشخص شده است که سلول های iPS می توانند با استفاده از ترانس داکشن با تنها یک فاکتور Oct4، در ترکیب با مخلوطی از مولکول های کوچک مشخص، تولید شوند. در این ترکیب از مولکول های کوچک، تغییردهنده های اپی ژنتیکی (tranylcypromin وvalproic acid ) و مهارکننده های سیگنالی (مهار کننده MEK و مهار کننده رسپتور TGF-b) استفاده شدند.ویتامین C بوسیله تاخیر در فرآیند پیری سلولی و کاهش بیان از p53 می تواند بازده برنامه ریزی مجدد را بهبود بخشد. جالب توجه است که بازده تولید سلول iPS می تواند در شرایط اکسیژن پایین افزایش پیدا نماید.در اینجا بخشی از تلاش های صورت گرفته به منظور افزایش بازده و ایمنی برنامه ریزی مجدد را عنوان نمودیم. هدف نهایی در تکنولوژی سلول های iPS جایگزینی کامل فاکتورهای برنامه ریزی مجدد متداول با ترکیبات شیمیایی می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 618

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    480
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: اصلی ترین نوع سرطان مثانه، کارسینومای سلول های ترانزیشنال (TCC) است که به عنوان دومین سرطان شایع ادراری-تناسلی محسوب می شود. اگرچه رویکردهای درمانی گوناگونی برای مقابله با این سرطان در دسترس می باشند، با این وجود این نوع بدخیمی به رژیم های شیمی درمانی کنونی مقاومت نشان می دهند؛ بنابراین تمایل فراوانی برای یافتن ترکیبات موثر و جدید برای درمان این سرطان وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات سمی 2 و 4-متوکسی فنیل-بنزوایمیدازول، ترکیب سنتز شده توسط چندین واکنش بر روی سلول های کارسینومای مثانه (5637) با استفاده از تست MTT می باشد.روش ها: برای تعیین IC50 این ترکیب، سلول های 5637 با غلظت های مختلفی از آن (10، 20، 40، 160، 80 میکرو گرم/میلی لیتر) تیمار شده و در بازه های زمانی 24، 48 و 72 ساعت مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور حذف اثرات سمی DMSO که به عنوان حلال مورد استفاده قرار گرفته بود، گروه های کنترلی که حاوی مقادیر مساوی DMSO با هر یک از گروه های مورد آزمایش بودند، نیز بررسی شدند.یافته ها: تست MTT که بر اساس فعالیت آنزیم های میتوکندریایی سلولهای زنده استوار است، نشان داد که IC50 ترکیب 2 و  4-متوکسی فنیل-بنزوایمیدازول، بر روی سلول های 5637، 120، 125 و 50 میکروگرم/میلی لیتر، به ترتیب بعد از 24، 48 و 72 ساعت بود. مشاهدات مورفولوژیک نیز نشان دادند که در مقایسه با گروه کنترل، گرانولاسیون های سیتوپلاسمی شدیدی به خصوص بعد از تیمار 72 ساعته سلول ها با غلظت 50 میکروگرم/میلی لیتر از این ترکیب، قابل مشاهده بودند.بحث و نتیجه گیری: ترکیب 2 و  4-متوکسی فنیل-بنزوایمیدازول، یک ماده سنتزی با اثرات سمی بر روی سلول های کارسینومای مثانه است. مطالعات آینده نیازمند بررسی مکانیسم این سمیت سلولی و همچنین بررسی اثرات احتمالی ضد سرطانی این ترکیب در شرایط in vitro و in vivoمی باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 480

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    560
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مزانشیمی توانایی تنظیم پاسخ های سلول های ایمنی و بازساخت بافت آسیب دیده را دارند. در این مطالعه ما توانایی تنظیم کنندگی ایمنی این سلول ها را بر روی سلول های تک هسته ای خون محیطی بیماران تحت پیوند کلیه بررسی کردیم.روش ها: سلول های تک هسته ای خون محیطی از نمونه های خون بیماران برای کشت هم زمان با سلول های بنیادی مزانشیمی جدا شدند. رد احتمالی کلیه پیوند شده در بیماران به مدت 3 ماه پیگیری شد. سلول های بنیادی مزانشیمی از بافت چربی انسانی حاصل از لیپوساکشن جدا شدند و به وسیله آنالیزهای فلوسایتومتری مشخص شدند. PBMCs بلافاصله با MSCs جدا شده در واکنش توام لنفوسیتی، کشت هم زمان داده شدند.یافته ها:MSCs های جدا شده با آنالیز فلوسایتومتری برای مارکرهای سطحی سلول های بنیادی مزانشیمی شامل CD29، CD44، CD90 و CD105 که زمینه مثبت داشتند و CD45 با زمینه منفی، بررسی شدند. این سلول ها هم چنین توانایی تمایز به رده های چربی و استخوان را داشتند. بیماران مورد مطالعه همگی برای اولین بار پیوند کلیه را دریافت می کردند. تفاوت معنی داری در فاکتورهای سن، جنسیت، مصرف الکل و کشیدن سیگار وجود نداشت. بیماران مبتلا به عفونت های ویروسی به دلیل احتمال ایجاد تغییرات در ژنوم آنان از مطالعه خارج شدند. تکثیر سلول های ایمنی (PBMCs جداشده) به دنبال پیوند آلوژنئیک کلیه به طور معنی داری توسط MSCs در واکنش توام لنفوسیتی مهار شد.بحث و نتیجه گیری: در مطالعه حاضر، ما نشان دادیم که سلول های بنیادی مزانشیمی می توانند توانایی تنظیم پاسخ های ایمنی را حاصل از عدم تطابق MHC داشته باشند که این توانایی می تواند تاثیر مثبت در موفقیت پیوند اندام داشته باشد. بسیاری از مطالعات، تنظیم ایمنی توسط MSCs را در محیط های in vivo و in vitro نشان داده اند که این توانایی را در رابطه با ترشحات MSCs می دانند. علاوه بر توانایی بازساختی MSCs، تنظیم ایمنی این سلول ها می تواند موثر در کاهش رد ارگان های پیوند شده و کاهش مصرف داروهای مهار کننده سیستم ایمنی باشد. مطالعات آینده نیازمند ارزیابی مکانیسم های تنظیم ایمنی توسط سلول های بنیادی مزانشیمی در پیوند اندام می باشند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 560

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    792
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی موجود در برخی از بافت های افراد بالغ قابلیت ترمیم و جایگزینی را در بسیاری از اعضا امکان پذیر می سازند. شواهد موجود پیشنهاد می کند سلولهای موجود در استرومای بافت چربی نه تنها قابلیت تمایز به سلولهای با منشا مزودرمی را دارد بلکه پتانسیل تمایز به انواع سلولهای با منشا اکتودرمی و اندودرمی را نیز دارا می باشد. با توجه به اینکه سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی در شرایط آزمایشگاهی به سرعت تکثیر یافته و از طریق روشهای غیرتهاجمی بدست می آید در این مطالعه بیان ژن های اختصاصی عصبی در سلول های شبه عصبی حاصل ازتمایز سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی ارزیابی می گردد.روش ها: پس از استخراج سلولهای بنیادی از بافت چربی و ارزیابی مارکرهای سلولهای مزانشیمی از طریق فلوسیتومتری، تمایز نروژنیک با استفاد از مواد شیمیایی در پاساژ سوم در این سلولها القا گردید. سپس بیان مارکرهای عصبی نستین (سلولهای پیش ساز عصبی)،  MAP2(نرون بالغ) و GFAP (سلولهای گلیال) از طریق تکنیکهای ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR در سلولهای تمایز یافته ارزیابی شد. بعلاوه از طریق MTT Assay میزان بقاء سلولهای تمایز یافته بررسی شد.نتایج: از طریق آنالیز فلوسیتومتری مشخص گردید سلولهای استخراج شده برای مارکرهای CD44 ,CD90 مثبت می باشند در حالی که برای مارکرهای CD45 ,CD34 منفی می باشند. بررسی های ایمونوسیتوشیمی نشان داد که در سلول های حاصل از تمایز بیان مارکرهای عصبی افزایش قابل توجهی را نشان می دهد اما با گذشت زمان میزان بیان این مارکرها کاهش می یابد و این بیان پایدار نخواهد بود. با استفاده از تکنیک MTT مشخص شد که با القا تمایز نروژنیک برخی از سلول ها از بین می روند.بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که پتانسیل تمایز نروژنیک در سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی با استفاده از مواد شیمیایی سریع اما بصورت ناپایدار است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 792

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    388
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

در فناوری نانو ذرات با اندازه های بین 1 تا 100 نانومتر مورد تحقیق قرار می گیرند به دلیل نوع ساختار، اندازه کوچک و شکل خاص، این ذرات از خود خواص جدیدی را به نمایش داده که بدین سبب کاربردهای فراوانی در پزشکی، الکترونیک و در زمینه های محیط زیست از خود به نمایش می گذارند. گرچه مزیت های زیادی برای محصولات فناوری نانو در نظر گرفته می شود، اما خطرات احتمالی این ذرات در زندگی و سلامت انسان ها و دیگر موجودات زنده نیز می بایست لحاظ گردد.تحقیقات نشان داده است که برخی از اثرات مضر و منفی برای برخی از نانوذرات وجود دارد. نانو ذرات فریت کبالت و روی به عنوان یک نانوذره بسیار متداول در مصارف پزشکی به عنوان عوامل افزایش کنتراست در عکس برداری ها به خصوص MRI و سیستم های تحویل رسانی دارو ها کاربردهای فراوانی دارد. این ذرات می توانند به راحتی از محل اصلی خود جداشده و به درون اکوسیستم ها راه یافته و موجب ایجاد سمیت در محیط زیست جانداران گردد.در همین ارتباط پژوهش حاضر طراحی گردید تا اثرات سمی احتمالی نانو ذرات فریت کبالت و روی بر برخی از خصوصیات فیزیولوژیکی کرم خاکی قرمز، به عنوان یک بیواندیکاتور مهم در خاک، مورد بررسی قرار گیرد. اول از هرچیز به مشخص سازی میزان حدکشندگی (LD50) نانو ذرات فریت کبالت و روی برای کرم های خاکی قرمز پرداختیم و مشخص گردید که میزان LD50³1650 ppm بوده و براین اساس جهت انجام آزمایش ها از سه غلظت زیر حد کشندگی  1200 ppmو1000, 800  استفاده شد.غلظت های مختلف نانو ذرات فریت کبالت و روی با غذای کرم های خاکی مخلوط شد و به مدت 14 روز دوره تیمار به طول انجامید. پس از انقضای این مدت از کرم های خاکی هوموژنیت تهیه شد و میزان پراکسیداسیون لیپیدها (LPO/MDA)، فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی کاتالاز، گلوتاتیون پر اکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز، هم چنین میزان آسیب به DNA، آزمایش گریز از محل، تعیین میزان ظرفیت تام آنتی اکسیدانی مایع سلومی و بررسی تغییرات الگوی پروتئینی بدن کرم های خاکی به کمک روش SDS-PAGE، مورد سنجش قرار گرفتند. بر طبق نتایج حاصله دریافتیم نانو ذرات فریت کبالت و روی موجب ایجاد القاء استرس اکسیداتیو و افزایش پراکسیداسیون لیپیدها در بدن کرم های قرمز شده و از سویی دیگر موجب افزایش میزان فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان گردیدند.هم چنین مشخص گردید که این نانو ذرات موجب آسیب به DNA شده که در واقع در این جا نانو ذرات باعث افزایش درصد تعداد سلول های آپوپتاتیک گردیدند. بررسی ها مشخص نمود که این نانو ذرات موجب کاهش توان آنتی اکسیدانی مایع سلومی کرم ها شده و هم چنین کرم های خاکی به سرعت از خاک های آلوده به نانو ذرات دور گشته که در واقع نشان دهنده %ANR بسیار مثبت می باشند. داده های حاصل از الکتروفورز نشان داد که این نانو ذرات موجب افزایش وسعت برخی از باندهای پروتئینی در ژل های تهیه شده از هوموژنیت کرم های خاکی می شوند.در مجموع بررسی ما نشان می دهد که این نانو ذرات موجب بروز صدمات بسیار خطرناک و کشنده در بی مهرگان خاک زی نظیر کرم های خاکی شده لذا در استفاده از آنان می بایست حداکثر احتیاط را لحاظ نمود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 388

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    384
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سرطان مثانه یکی از رایج ترین سرطان ها با فراوانی بالا به خصوص در کشورهای صنعتی است. با وجود پیشرفت های زیاد در شیمی درمانی سرطان، پاسخ های موثر تنها در بخش کوچکی از بیماران مبتلا به سرطان مثانه بدست آمده است. سلول های TCC یک دودمان سلولی گرفته شده از کارسینومای ترانزیشنال مثانه می باشد. در این مطالعه اثرات سمیت سلولی یک ترکیب سنتزی از مشتقات بنزوایمیدازول بر روی سلول های TCC با استفاده از روش MTT مورد بررسی قرار گرفت.روش ها:2-(4-chlorophenyl)-1H-benzo[d]imidazole  بوسیله واکنش اورتوفنیلن دی آمین آلدئیدهای گوناگون تولید شد. به منظور بررسی سمیت سلولی این ترکیب، سلول های TCC با غلظت های افزایشی از 2-(4-chlorophenyl)-1H-benzo[d]imidazole، (20، 10، 40، 80 و 160 میکروگرم بر میلی لیتر) در بازه های زمانی 24، 48 و 72 ساعت تیمار شدند. به منظور ارزیابی بهتر هر تیمار، توانایی زنده ماندن هر گروه با کنترل مربوط به همان گروه که حاوی غلظت مشابهی از DMSO بود مقایسه گردید.میکروگرم بر میلی لیتر) در بازه های زمانی 24، 48 و 72 ساعت تیمار شدند. به منظور ارزیابی بهتر هر تیمار، توانایی زنده ماندن هر گروه با کنترل مربوط به همان گروه که حاوی یافته ها: بررسی زنده ماندن سلول ها نشان داد که 2-(4-chlorophenyl)-1H-benzo[d]imidazole IC50 بر روی سلول های TCC، 150 میکروگرم بر میلی لیتر بعد از 24 و 48 ساعت و 130 میکروگرم بر میلی لیتر بعد از گذشت 72 ساعت بود. مشاهدات مورفولوژیک نیز نشان دادند که سلول ها پس از تیمار به شکل کروی با سیتوپلاسمی گرانوله شده در آمده بودند.بحث و نتیجه گیری: در این مطالعه ما نشان دادیم که2-(4-chlorophenyl)-1H-benzo[d]imidazole  باعث القای اثرات سمی در غلظت 130 میکروگرم بر میلی لیتر پس از 72 ساعت تیمار، بر روی سلول های TCC می شود. چون تغییرات در ساختار شیمیایی مشتقات بنزوایمیدازل ممکن است سبب افزایش سمیت سلولی و یا اختصاصیت این مواد بر روی انواع سلول های خاصی گردد، این ماده می تواند به عنوان یک ترکیب سمی در مطالعات in vivo و in vitro آینده مورد نظر قرار گیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 384

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    418
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های سیستم عصبی مرکزی توانایی محدودی برای ترمیم خود دارند. از این رو فرآهم آوردن شرایط ترمیم اعصاب آسیب دیده اهمیت بسزایی دارد. بهبود پس از آسیب های مغزی نخاعی و بیماری های نورودژنراتیو مبتنی بر استفاده از بافت ها و سلول های عصبی خارجی است. از آنجایی که سلول های عصبی بالغ توانایی تکثیر ندارند، توجهات معطوف به سلول های اجدادی شده است. کلاژن یکی از مهم ترین گروه های پروتئین هایی در فضای خارج سلولی است و یکی از نقش های مهم آن شکل دهی بافت های همبند است. مطالعات مختلف نشان داده اند که کلاژن اتصال سلول به بستر و ارتباطات سلولی را تسریع می کند و علاوه بر آن می تواند آغاز کننده بسیاری از فرآیندهای سلولی شامل فعال شدن برخی رسپتورها، القا و نسخه برداری برخی از ژن ها در سلول های عصبی باشد. در تحقیق پیش رو، مطالعه تاثیر تیمارهای مختلف کلاژنی به خصوص کلاژن هیدرولیز شده به عنوان مدل فضای خارج سلولی آسیب دیده هدف اصلی بوده است.روش ها: سلول های اجدادی عصبی از قسمت جلویی کورتکس مغز جنین 18 روزه موش BALB/c استخراج شدند و پس از جداسازی و آماده سازی با روش های مکانیکی و شیمیایی در پلیت های کشت سلول با محیط کشت DMEM/F12 در انکوباتور 37oC قرار گرفتند. کلاژن به صورت سوسپانسیون هیدرولیز و غیر هیدرولیز، ماتریکس دو بعدی و سه بعدی تهیه شد. تاثیر کلاژن بر رشد و چسبندگی سلول ها به کمک تست MTT انجام گرفت.یافته ها: در حضور سوسپانسیون کلاژن هیدرولیز در غلظت 15mg/ml سلول ها بهترین میزان رشد را داشتند، به علاوه در حضور کلاژن غیر هیدرولیز در غلظت 5mg/ml نیز افزایش رشد دیده شد، در حالی که سایر غلظت های این دو سوسپانسیون بی تاثیر بودند. در تیمار کلاژن هیدرولیز تعداد سلول های زنده شناور بیش از سلول های چسبیده به بستر بود و این در حالی است که در حضور ماتریکس دو بعدی و سوسپانسیون کلاژن غیر هیدرولیز تعداد سلول های چسبیده به بستر افزایش یافت. کلنی های سلول های عصبی در حضور سوسپانسیون کلاژن هیدرولیز و ماتریکس سه بعدی کلاژن تشکیل شدند. سوسپانسیون کلاژن غیرهیدرولیز هیچ گونه تاثیری بر مورفولوژی یا دندروژنز سلول ها در محیط کشت نداشت، علاوه بر این که تاثیر قابل توجهی نیز بر رشد سلول ها در مقایسه با سایر تیمارها نداشت. از سوی دیگر تشکیل کلنی های سلولی و دندروژنز در تیمار با ماتریکس دو بعدی نیز مشاهده نشد، اگر چه تاثیر محسوس آن بر رشد و چسبندگی سول ها به بستر مشاهده شد.بحث: در این مطالعه چند نکته باید مد نظر قرار گیرد، اول این که با توجه به قطر منافذ غشا احتمالا برداشت کلاژن هیدرولیز شده از کلاژن غیر هیدرولیز برای سلول بسیار آسان تر است. علاوه بر آن کلاژن دفرمه در بدن نتیجه فضای خارج سلولی آسیب دیده است که این نوع فضاها معمولا نمایانگر آسیب بافتی باشد که رشد و مورفوژنز برخی سلول ها را تحریک می کند. که پیشنهاد کننده این موضوع است که پاسخ سلول به این کلاژن مدلسازی خاصی از فضاهای آسیب دیده بدن باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 418

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    404
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: انفارکتوس میوکارد از مهمترین مشکلات بهداشتی می باشد. درمانهای مبتنی بر سلولهای بنیادی بدلیل میزان کم تمایز و تعداد کم سلولهای بنیادی مهاجرت کرده و به محل ضایعه، کارایی محدودی دارند. بدنبال انفارکتوس فاکتور رشد مشتق از استروما (SDF-1) آزاد و باعث فراخوانی سلولهای دارای گیرنده CXCR4 از جمله سلولهای بنیادی داخل قلبی و نیز انواع مشتق از مغز استخوان میگردد. علیرغم اهمیت محور SDF-1/CXCR4 در فراخوانی سلولهای بنیادی داخل و خارج قلبی، مهار آپوپتوز و افزایش عمر سلولها، بدلیل عدم همزمانی SDF-1 و بیان گیرنده آن روی سلولهای بنیادی و نیز تخریب آن توسط پروتئازهای بافتی، اثر آن محدود است. استفاده از فرم مقاوم به پروتئینازها و آزادسازی تدریجی و کنترل شده SDF-1 با استفاده از بارگذاری روی نانوفیبرها و تزریق در محل ایسکمی، گرادیان غلظتی مناسب و با دوامی برای مهاجرت سلولهای بنیادی به محل انفارکتوس ایجاد و با افزایش مهاجرت و بقای سلولهای بنیادی، بازسازی بافت قلبی و عملکرد قلب بهبود می یابد.روش ها: فرم مقاوم به متالوپروتئناز SDF-1 روی نانوپلیمرهای تجزیه پذیر باند و پس از ایجاد ایسکمی میوکارد در موشها، نانوپلیمرها با و بدون SDF-1 بترتیب به ناحیه آسیب میوکارد موشهای گروه مورد و شاهد تزریق می شوند. یکماه بعد، موشها کشته شده و ابتدا فانکشن قلبی موشهای هر دو گروه در مدل قلب ایزوله لانگندورف بررسی و سپس با روش ایمونوهیستوشیمی بازسازی بافت قلبی، رگزایی و تعداد سلولهای بنیادی مهاجرت کرده به ناحیه انفارکتوس بررسی می گردد. اندازه گیری آنزیمهای قلب، میزان SDF-1 در گردش، برون ده قلبی و نیز تصویر برداری از وسعت ناحیه آسیب میوکارد قبل و بعد از تزریق انجام می شود.یافته ها: نانوپلیمرهای بار شده با SDF-1 یک گرادیان غلظتی پایدار از SDF-1 را در طول دوره درمان ایجاد و نسبت به آنزیمهای متالوپروتئیناز بافتی مقاوم می باشد. بدنبال تزریق، مهاجرت سلولهای بنیادی داخل و خارج قلبی دارای گیرنده CXCR4 به ناحیه آسیب میوکارد و تمایز آنها افزایش یافته و منجر به بازسازی بافت آسیب دیده، افزایش رگزایی، کاهش مرگ میوسیت های قلبی و درمجموع بازسازی بافت آسیب دیده و بهبود معنی دار فانکشن قلب چپ در موشهای گروه مورد نسبت به گروه شاهد می گرد.نتیجه گیری: تزریق SDF-1 و رهاسازی تدریجی آن در ناحیه انفارکتوس، ضمن ایجاد یک هماهنگی بین کموکین و گیرنده آن روی سلولها، زمان و گرادیان لازم برای فراخوانی سلولهای بنیادی داخل و خارج قلبی دارای CXCR4 را ایجاد و این سلولها نیز بطور مستقیم یا با اثرات پاراکرین باعث بازسازی بافت قلبی و رگزایی جدید و در نهایت بهبودی عملکرد قلب آسیب دیده میشوند. بعلاوه انتقال SDF-1 آن با استفاده از حامل های نانو حداکثر کنترل و حداقل عوارض را نسبت به روشهای مبتنی بر تحریک بیان ژن یا ناقل های ویروسی و دستکاری ژنتیکی را دارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 404

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    751
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: گلبول های قرمز مهم ترین سلول های خونی در مهره داران هستند که وظیفه اکسیژن رسانی به بافت ها را بر عهده دارند. در مغز استخوان اریتروبلاست ها از تکثیر و تمایز یک سری سلول های اریتروئیدی که به آن ها Erythroid progenitor cell گفته می شود به وجود می آیند. پنج مرحله در ایجاد Erythroid lineage قابل تشخیص است که شامل مراحل پرواریتروبلاست، بازوفیلیک اریتروبلاست، پلی کروماتوفیلیک اریتروبلاست، اورتوکرومیک اریتروبلاست و رتیکوتوسیت می باشد. گلبول های قرمز پستانداران در مراحل اولیه بلوغ خود دارای هسته هستند، این سلول ها به تدریج در طی تمایز و بلوغ، هسته و یک سری اندامک های خود، مانند میتوکندری را از دست می دهند. با در نظر گرفتن روند تمایز در گلبول های قرمز و حذف هسته، باید مکانیسم های مولکولی خاصی در حذف هسته وجود داشته باشد.روش ها: هدف از این مطالعه، بررسی مکانیسم مولکولی شکسته شدن DNA در روند تمایز سلول های اریترولوکمیک انسانی k562 بود. بدین منظور سلول های k562 انسانی توسط سدیم بوتیرات به سمت اریتروسیت بالغ تمایز داده شدند. در مراحل زمانی متفاوت شکستگی DNA و حذف آن با کمک روش های رنگ آمیزی گیمسا و رنگ فلورسنت DAPI و هم چنین الکتروفورز DNA ladder بررسی شد. سنتز هموگلوبین در تمامی سلول های رده اریتروئیدی با استفاده از روش های رنگ آمیزی بنزیدین و RT-PCR برای بیان ژن g-globin بررسی شد.یافته ها: نتایج نشان دادند که درصد کمی از سلول ها تمایز پیدا کرده اند. تغییر در مورفولوژی هسته با استفاده از رنگ آمیزی گیمسا و رنگ فلورسنت DAPI در طی تمایز سلول ها مشاهده شد و این تغییرات مورد scoring قرار گرفتند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 751

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    315
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: کادمیوم یک فلز سنگین و آلاینده محیط زیست است و عموما مردم از راه خوردن غذا و یا نوشیدن آب محتوی کادمیوم در معرض آلودگی به این فلز هستند. سلول های بنیادی مرانشیمی مغز استخوان توانایی خودنوزایی و تمایز به رده های از بافت های پیوندی را دارند. از طرفی چون سلول های مزانشیمی در مجاورت خون محیطی بوده، به عنوان مدلی مناسب برای بررسی اثر مواد سمی و فلزاتی نظیر کادمیوم بر روی خواص بنیادین و تکثیر و تمایز انواع سلولهای بنیادی می باشند. با توجه به اینکه تاکنون گزارشی مبنی بر اثر کوتاه مدت این آلاینده بر روی سلولهای مزانشیم مغز استخوان دیده نشده است، هدف از این مطالعه بررسی اثر دوزهای مختلف کادمیوم بر توانائی زیستی و مرفولوژی سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت می باشد.روش ها: سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت پس از بیهوشی توسط روش فلش اوت در محیط کشت  DMEMحاوی FBS %15 و پنی سیلین - استرپتومایسین استخراج و در انکوباتور CO2 در دمای 37 درجه سانتی گراد نگهداری شد. سلول های پس از پاساژ سوم در پلیت 24 خانه (10000 سلول در هر خانه) کشت داده شد، و با غلظت های 1، 5، 10، 15، 20، 25، 30، 35، 40، 45، 50، میکرومولار کلرید کادمیوم برای دوره های کوتاه (12 h، 24 h،36 h  و 48 h) تیمار و توانائی زیست آنها توسط رنگ آمیزی تریپان بلو بررسی شد. سپس سلولهای با دوزهای انتخابی LD50 و LD75 (دوزهای 15 و 40 میکرومولار) در زمانهای 24 h و 48 h تیمار و مرفولوژی آن ها توسط رنگ های فلوروسنت هوخست، پروپیدیم آیودید و آکردین اورنژ مورد بررسی قرار گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه و تست Tukey مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و تفاوت میانگین ها در سطح p<0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که کادمیوم باعث کاهش معنی دار توانائی زیستی سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بصورت وابسته به دوز و زمان شد. بررسی مرفولوژی سلولها به وسیله رنگ آمیزی با هوخست نشان داد که تغییراتی مانند قطعه قطعه شدن هسته و تراکم کروماتین و رنگ آمیزی با آکریدین اورنژ، جمع شدگی سیتوپلاسم سلول ها ایجاد شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به اثرات سمی کادمیوم، کاهش توانائی زیست سلول های دور از انتظار نبود. اما توان زیست سلول ها وابسته به دوز و زمان بود و با افزایش دوز و زمان تیمار توانائی زیست سلولها کاهش می یابد. از طرفی این سلول های بعنوان ذخایر سلولی برای ترمیم بافت های صدمه دیده هستند کاهش توانائی زیستی آن ها می تواند موجب بروز مشکلات دیگر شود. اثر کادمیوم بر مرفولوژی سلولها نشان دهنده بروز احتمالی مرگ سلولی برنامه ریزی شده بود البته نیاز به تحقیقات بیشتر برای مشخص شدن مکانیزم درگیر در کاهش توانائی زیستی این سلول های وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می گردد بررسی های بیشتری در رابطه با تعیین میزان مجاز این فلز انجام پذیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 315

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

راوری حسن

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    730
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

در بیمارانی که از ایسکمی اندام تحتانی بدلیل بیماری شریان های محیطی رنج می برند همانند مبتلایان به تصلب شرائین و یا ترومبو آنژئیت اوبلیتران (بیماری بورگر ) بازسازی عروقی بوسیله بای پس عروقی و یا بوسیله جراحی اندوواسکولار درمان اصلی می باشد. اما در برخی موارد بازسازی عروقی امکان پذیر نمی باشد و آن هم بدلیل درگیری منتشر وسگمنتال عروق می باشد. با توجه به اینکه بیماری های شریان های محیطی سیر بالینی پیشرونده دارند احتمال قطع عضو، یک خطر بالقوه می باشد.مقالات اخیر اثرات موثر سلول های تک هسته ای مغز استخوان خودی که شامل سلول های تولید کننده اندوتلیال می باشند و همچنین سلول های تک هسته ای خون محیطی خودی در درمان ایسکمی تهدید کننده اندام را مطرح نموده اند.سلول های بنیادی ممکن است به صورت داخل شریانی و یا تزریق داخل عضلانی استفاده شوند. در برخی مطالعات سلول های بنیادی در حین عمل جراحی به همراه بای پس عروقی و یا درمان اینترونشنال مورد استفاده قرار گرفته اند.در مطالعه ما 15 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. همه این بیماران دچار ایسکمی مزمن پیشرفته اندام بودند (درد در حال استراحت).این بیماران کاندید عمل جراحی باز و یا اندوواسکولار نبوده و طی 6 هفته درمان دارویی استاندارد نشانه ای از بهبودی نداشتند.حدود 400 میلی لیتر مغز استخوان فرد تحت آنستزی اپی دورال از بال ایلیاک آسپیره شد و سلول های تک هسته ای بروش Ficoll و در شرایط مناسب جدا گردید.سلول های جدا شده داخل عضلات در ناحیه ساق و Foot اندام مبتلا به ایسکمی تزریق گردید.این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام گردید. بیماران به دو روش تزریق سلول های تک هسته ای مغز استخوان خودی با و بدون تزریق 5 G-CSF روز بعد از عمل تحت مطالعه قرار گرفتند.تمام معیارهای تکنیکی شامل ایندکس مچ پا – بازویی، VAS و مسافت راه رفتن بدون درد بهبودی نسبی نسبت به کنترل اولیه طی 4 تا 24 هفته پیگیری در هر دو گروه داشتند.در 20 درصد بیماران سیر بالینی بهبودی نداشته و امکان حفظ اندام میسر نگردید.ارتباطی بین تعداد سلول های زنده تک هسته ای و یا CD34 پاسخ کلینیکی مشاهده نگردید.بنابراین پیوند سلول های تک هسته ای مغز استخوان در اندام ایسکمیک بیمار مبتلا به بیماری عروقی محیطی بی خطر و کارآمد می باشد.اما تجویزG-CSF بدنبال پیوند سلولی اثر سلول های تک هسته ای مغز استخوان پیوند شده را بهتر نمی کند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 730

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    777
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: با توجه به اهمیت شبکیه در بینائی و آسیبهای متعدد لایه های مختلف آن در جریان بیماری های مختلف چشمی از جمله آسیب لایه سلول های گانگلیونر در جریان گلوکوم و آسیب لایه فتورسپتورها در جریان رتینیت پیگمانتوزا و عدم وجود درمان موثر برای این ضایعات به نظر می رسد استفاده از سلولهای بنیادی جهت جایگزینی سلول های آسیب دیده، روش موثری برای درمان این بیماری ها باشد. هدف این مطالعه جداسازی و تعیین خصوصیات سلول های پیش ساز و بنیادی ناحیه Ciliary margin شبکیه چشم انسانی می باشد.روش ها: بدین منظور ناحیه ciliary margin در حداقل زمان پس از فوت بیمار از چشم جدا شده و پس از نگهداری در مایع artificial CSF به آزمایشگاه جهت کشت ارسال گردید. پس از استفاده از آنزیم های هضم کننده، سلول ها در محیط DMEM-F12 کشت گردیده و با تغییر محتوای سرم و پاساژ متعدد سلولی تشکیل colony spheres بررسی گردید. تمایز سلول ها با روش ایمونوهیستوشیمی و با استفاده از آنتی بادی Pre65 (تشخیص غشای میکروزومی RPE) و آنتی بادی های اختصاصی سلول های پیش ساز و شبکیه Nestin، RET-P1، Pax-6 و CHX-10 بررسی گردید.یافته ها: سلول های جدا شده با موفقیت کشت و تا چندین مرحله پاساژ گردید. با حذف سرم از محیط کشت از روز پنجم کشت تشکیل Sphere colonies محتوی سلول های پیش ساز و بنیادی مشاهده گردید. تشکیل سلول های با مورفولوژی شبه نورونی پس از چندین مرحله پاساژ دیده شد. رنگ آمیزی با روش ایمونوهیستوشیمی بیان پروتئین های Pre65، Nestin، RET-P1، Pax-6 و CHX-10 را در درصدهای مختلفی از سلول ها نشان داد.بحث و نتیجه گیری: در این مطالعه روش جداسازی سلول های پیش ساز و بنیادی از چشم با تشکیل colony spheres با موفقیت پیاده گردید. تمایز این سلول ها در محیط in vitro به سلول های پیش ساز شبکیه چشم و سلول های فتورسپتور نوید کاربردهای مهمی برای این سلول ها در آینده می دهد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 777

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

رفعت پناه هوشنگ

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    488
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

سلول های بنیادی در in vivo در ارگانوژنز (اندام زایی)، تغییر و تبدیل نرمال سلولی و ترمیم شرکت می نمایند. در هر کدام از فعالیت های مذکور نیار به مهاجرت سلول های استم سل می باشد. نقش و عملکرد سلول های استم سل در ترمیم و جایگزینی این سلول ها در بافت بالغین اغلب پروسه ای را تکرار می نماید که به این سلول ها اجازه انتشار را در طی تکامل می دهد. بنابراین آنالیز تکاملی و ترمیمی این سلول ها می تواند به مطالعاتی منجر شود که اهمیت مسیرهای انتقالی را که واسطه حرکت این سلول ها در بدن می باشد تبیین نماید.مکانیسم های مولکولی متفاوتی در مهاجرت استم سل ها نقش دارند. در پدیده لانه گزینی استم سل ها سه مرحله متوالی که با واسطه مسیر های مشخص گیرنده-لیگاند صورت می گیرد، نقش دارند که عبارتند از: 1) غلتیدن (Rolling) که با واسطه مولکول های چسبان اولیه مانند سلکتین ها یا آلفا 4 اینتگرین صورت می پذیرد که با کنتیک اتصالی سریع و قوه کشش بالا اما با اتصال کوتاه مدت می باشد 2) محرک های کموتاکتیک/فعال کننده که توسط مواد جاذب شیمیایی محلول یا متصل به سطوح صورت می گیرد و انتقال بیشتر از طریق دومن های گیرنده های داخل غشایی Gai می باشد 3) چسبندگی که از طریق مو لکول های چسبان ثانویه مانند اینتگرین ها نوع (b2 و a4) و کادهرین ها است که با واسطه لیگاندهای اندوتلیال خانواده بزرگ ژن ایمونوگلوبولی انجام می پذیرد. ما در اینجا به مکانیسم های مولکولی که در لانه گزینی سلول های استم سل بالغین دخالت دارند، می پردازیم.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 488

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    967
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: به سبب برخی مشکلات در روند جداسازی و خلوص سلول های بنیادی سرطانی بر مبنای مارکرهای پروتئینی سطحی، امروزه استفاده از داروهای مهارکننده تقسیم میتوزی مانند وین کریستین به عنوان روش دیگر انجام این کار، مورد آزمایش قرار گرفته است. در این مطالعه غلظت های متفاوت داروی وین کریستین به منظور جداسازی سلول های بنیادی سرطانی از رده سلولی سرطان پستان انسانی MDA-MB231 مورد بررسی قرار گرفت.روش ها: رده سلولی MDA-MB231 از سرطان پستان انسانی کشت شده در محیط کشت RPMI دارای 10% FBS با غلظت های 2، 4، 6، 8 نانوگرم داروی وین کریستین تیمار شد. به منظور ارزیابی میزان بقا سلول ها، از آزمایشMTT  و رنگ آمیزی تریپان بلو استفاده شد. علاوه بر این، پس از تیمار سلول ها با دارو و قرارگیری آنها در شرایط کشت غیر وابسته به اتصال در محیط کشت سلول های بنیادی سرطانی، رنگ آمیزی CD44 جهت تشخیص سلول بنیادی سرطانی انجام گرفت.یافته ها: آزمایشMTT  کاهش قابل توجه میزان جذب را در گروه های تیمار یافته با غلظت های متفاوت وین - کریستین نشان داد. از این رو کمترین OD (0.3) مربوط به سلول های تیمار یافته با غلظت 8 نانوگرم و بیشترین (0.6) مربوط به 2 نانوگرم تیمار یافته ها بود (P<0.05). همچنین ارزیابی درصد بقا سلول با رنگ آمیزی تریپان بلو در سلول های تحت تیمار با غلظت های 2، 4، 6، 8 نانوگرم وین کریستین به ترتیب %30.8، %19.6، %13.6 و %5.52 بود. بنابراین این یافته ها کاهش قابل ملاحظه مرگ سلولی را بعد از قرارگیری آنها در معرض بیشترین غلظت دارویی اثبات کرد (P<0.05). در نهایت رنگ آمیزی آنتی بادی سلول های زنده کشت شده در محیط کشت سلول های بنیادی سرطانی و شرایط کشت غیر وابسته به اتصال CD44 مثبت بودند.بحث و نتیجه گیری: داروی وین کریستین وابسته به غلظت می تواند به عنوان ترکیب مناسبی برای جداسازی سلول های بنیادی سرطانی CD44+ رده سلولی سرطان پستان انسانی MDA-MB231 در نظر گرفته شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 967

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    333
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی اسپرماتوگونیال اساس اسپرماتوژنز می باشند که در ریز محیط اختصاصی خود در بیضه به نام زیستخوان، که وظیفه تنظیم رفتار آن سلولها را عهده دار است، قرار دارند. هدف از این مطالعه مقایسه کلونیزاسیون سلول های بنیادی اسپرماتوگونیای بر رروی زیستخوانهای مختلف است.مواد و روش ها: در ابتدا سلول های بیضه ای از نمونه های بیوپسی بیضه بیماران پس از مراحل هضم آنزیمی جداسازی و در چهار گروه هم کشتی با سرتولی، کشت بر روی ظروف پوشش داده شده با ژلاتین، کشت فراگمنت-های بیضه و کشت بر روی ظروف بدون پوشش قرار گرفتند و میزان کلونی زایی و قطر کلونی ها در گروه های تحت کشت مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: کشت قطعات بیضه از نظر تعداد کلونی ها و زمان ظهور کلونی ها از لحاظ آماری اختلاف معنی داری با سایر گروه ها نشان داد، به طوری که در این گروه بیشترین تعداد کلونی و زودترین زمان ظهور کلونی ها نسبت به سایر گروه ها دیده شد. از نظر مقایسه قطر کلونی ها بین گروه های کشت قطعات بیضه، کشت همراه با سرتولی و کشت بر روی ظروف پوشش داده شده با ژلاتین در روزهای مختلف کشت اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت. در حالیکه کشت سلول های اسپرماتوگونی بر روی ظروف بدون پوشش از نظر سایز کلونی دارای اختلاف معنی دار با سایر گروه ها بود.نتیجه گیری: با توجه به تاثیر مطلوب قطعات بیضه بر تعداد و قطر کلونی ها، استفاده از این زیستخوان به منظور حفظ و بهبود شرایط کشت این سلول ها پیشنهاد می گردد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 333

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    507
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

هدف: جداسازی و کشت سلول های بنیادی اپی درم بدون استفاده از لایه مغذی و در حضور فاکتورهای رشد محدود، تشخیص و شناسایی آنها در شرایط آزمایشگاهی با استفاده از آنالیز ایمونوسسیتوشیمی.مواد و روش ها: کراتینوسیت های اپی درمی، به طور مکانیکی و آنزیمی از موش های تازه متولد 3-0 روزه جدا شده و روی سوبسترای کشت فیبرونکتین و کلاژن نوع 1 قرار داده شدند. سلول های بنیادی اپی درمی به وسیله اتصال سریع در بازه زمانی 10 دقیقه روی این ماتریکس انتخاب شده و سلول های نچسبیده دور ریخته شدند در حالی که سلول های چسبیده شده در essential minimal eagle medium [EMEM]، محیط رشد فاقد کلسیم، که شامل 0.05 میلی مولار کلسیم، 9% سرم جنینی گاوی (FBS)، 50% محیط شرطی (Conditioned medium)، فاکتور رشد اپی درمی(EGF)  و کلراتوکسین کشت داده شدند. برای نشان دادن بنیادی بودن این سلول ها از آنالیز ایمونوسیتوشیمی بتا 1-اینتگرین استفاده کردیم.یافته ها: نتایج نشان داد که اتصال سریع سلول ها باعث 50% خلوص این سلول ها می شود. با استفاده از این روش سلول های بنیادی بدون هیچ گونه تغییری در ویژگی های سلولی به طور متوالی پاساژ داده شدند. سلول های بنیادی اپی درم بین فولیکولی مارکر ویژه این سلول ها را که بتا 1-اینتگرین است، در سطوح بالایی بیان کردند، که طبیعت بنیادی بودن آنها را نشان داد.نتیجه گیری: این روش جدید، سلول ها بنیادی خالص و زنده ای را به دست می دهد که می تواند برای پزشکی ترمیمی و سلول درمانی مورد استفاده قرار گیرد. ما توانستیم این سلول ها را با استفاده از روشی بهبود یافته جداسازی کرده و کشت دهیم. سلول های بنیادی اپی درمی سطوح بالاتری از بتا 1-اینتگرین را نسبت به سایر کراتینوسیت ها بیان کردند، که برای تشخیص آنها از آنالیز ایمونوسیتوشیمی بتا 1-اینتگرین استفاده شد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 507

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    2220
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

ویتیلیگو بیماری اختلال در تولید رنگدانه است که در آن ملانوسیت ها (سلول های تولید کننده رنگدانه در پوست) در قسمت هایی از پوست، غشاهای مخاطی و شبکیه تخریب می شوند. از علایم این بیماری می توان به لکه های سفید پوستی در نواحی مختلف بدن اشاره نمود. با وجود ناشناخته بودن علت این بیماری، ترکیبی از عوامل محیطی، ژنتیکی، ایمنولوژیکی، عصبی و ویروسی از علل این بیماری مطرح می شوند. از جمله درمان های متداول این بیماری می توان به استفاده از اشعه ماورابنفش نوع A و B و پیوند اتولوگ سلول های ملانوسیت اشاره نمود. پیوند اتولوگ سلول های ملانوسیت در ناحیه لکه های سفید پوستی با ابعاد کم در بیماران ویتیلیگو انجام می شود. روش درمانی اخیر اولین بار در سال 1992 در مجلهLancet انتشار یافت و همزمان گزارش دیگری در همین زمینه در مجله American Academy of Dermatology منتشر گردید. مطالعات نشان داده است که پیوند اتولوگ سلول های ملانوسیت یکی از بهترین روش های درمان این بیماری می باشد. علاوه بر این، با پیشرفت های اخیر در زمینه کشت سلولی امکان درمان نواحی وسیع تری با مقادیر کمتری از سلول های اولیه امکان پذیر شده است.در مطالعه اخیر، کشت سلول های ملانوسیت پوست مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور ابتدا ناحیه اپیدرمی نمونه پوست ارسال شده توسط پزشک (نمونه های مازاد بر عمل های جراحی پوست) جدا گردیده و سپس ملانوسیت های طبیعی از اپیدرم جدا شده و در شرایط اختصاصی تکثیر شدند. در نهایت پس از چند پاساژ سلولی، ملانوسیت ها به کمک تکنیک ایمنوسایتوفلئورسنت (ICF) توسط آنتی بادی های علیه مارکرهای اختصاصی ملانوسیت مانند S-100 بررسی و تایید شدند. این روش امکان درمان نواحی وسیع تری از نواحی درگیر با مقادیر کمتری از سلول های اولیه را امکان پذیر می نماید. با این وجود انتقال این فناوری به کلینیک نیاز به بررسی های بیشتر جهت کسب اطمینان از پایداری ژنتیکی سلول های کشت داده شده دارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2220

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    506
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: در میان سرطان ها با شیوع بالا کارسینومای مثانه چهارمین بدخیمی شایع در میان مردان است. مشابه با تعداد فراوانی از سرطانها مقاومت ذاتی یا اکتسابی سرطان مثانه به داروهای شیمیایی، اصلی ترین مانع در درمان موفقیت آمیز این بدخیمی محسوب می شود. رازیانه (Ferulla) جنسی از خانواده چتریان (Apiaceae) با حدود 170 گونه است که بومی مناطق مدیترانه ای و بویژه کشورهایی مثل ایران است.هدف از این پژوهش بررسی اثرات سمیت سلولی فروتینین، منوترپن مستخرج شده از Ferulla ovina بر روی سلول های کارسینومای مثانه (TCC) و سلول های نرمال فیبروبلاستی (HFF3) می باشد.روش ها: برای تعیین غلظتی از فروتینین که باعث مرگ نیمی از سلول ها می شود (IC50)، سلول های HFF3 و TCC با غلظت های متفاوتی از فروتینین (5، 10، 20، 50، 40، 30 و 100) میکروگرم بر میلی لیتر تیمار شده و سپس زنده ماندن سلول ها بوسیله تست MTT در بازه های زمانی 24، 48 و 72 ساعته مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته ها: بررسی میزان زنده ماندن سلول ها نشان داد که IC50 فروتینین بر روی سلول های TCC، 27، 36 و 24 میکروگرم بر میلی لیتر به ترتیب بعد از گذشت 24، 48 و 72 ساعت بود. علاوه بر این فروتینین اثرات سمی خود را بر روی سلول های HFF3 در غلظت های 46، 38 و 38 میکروگرم بر میلی لیتر به ترتیب پس از 24، 48 و 72 ساعت اعمال کرد. مشاهدات مورفولوژیک نیز تعیین کننده اثرات فروتینین بر هر دو رده سلولی بودند که به شکل گرانولاسیون های سیتوپلاسمی قابل شناسایی بود.بحث و نتیجه گیری: Ferulla ovina گیاهی حاوی مقادیر فراوانی منوترپن است که به دلیل اثرات درمانی متنوع در طب سنتی ایران مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه به اثرات سمی چشمگیر فروتینین می توان از آن در مطالعات کلینیکی آینده به عنوان ترکیبی موثر استفاده کرد. مطالعات بیشتر برای بررسی اثرات این ماده و مکانیسم اعمال این تاثیرات، بر روی لاین های سلولی نرمال و سرطانی دیگر مورد نیاز می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 506

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    592
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

سلول های بنیادی اسپرماتوگونیال (SSCs) مسوول تولید اسپرم به طور مداوم در طول زندگی افراد بالغ هستند. این سلول ها بوسیله گسترش کلونال، زنجیره ای از تمایزات سلولی را حاصل می کنند که در آن اسپرماتوگونیا بعد از انجام چند تقسیم میتوز متحمل تقسیم میوز شده که حاصل این تقسیمات ایجاد اسپرماتوسیت ها و در نهایت اسپرماتیدها می باشد.به طور کلی SSC ها تنها سلول های مشتق شده از رده سلول های زایا (Germ line) هستند که حتی در دوران بلوغ نیز قدرت تکثیر خود را از دست نمی دهند و بر همین اساس و با توجه به نا میرا و همه توان بودنشان می توان آنها را در زمره یکی از کاربردی ترین سلول های بدن برای اهداف مختلف قرار داد.بنابراین درک بهتر از فیزیولوژی SSC ها باعث گشوده شدن دری به سوی رشته های نوین از تحقیقات پایه ای مانند تولید حیوانات تراریخت، کاربرد های بالینی در علوم پزشکی، دامپزشکی و ... خواهد بود.در این راستا تکنیک هایی چون کاشت سلول، انجماد و حتی پیوند SSC ها می تواند در زمینه های کاربردی زیر بسیار موثر باشند. (1) کمک به شناخت و تحلیل تکوین سلول های زایا. (2) آغاز یک مسیر تراریخت سازی بوسیله ترانسفکشن کردن این سلول ها به داخل رده سلول های زایا. (3) طراحی استراتژی های نوین برای حفاظت از باروری در بیماران سرطانی بوسیله حفظ این سلول ها. (4) و در نهایت منبعی جایگزین برای جنین اولیه در راستای تولید سلول های پرتوان.در این بررسی خلاصه ای از تاریخچه اشتقاق، کاشت و پیوند SSC ها و همچنین چشم انداز آینده در زمینه تحقیقات بر روی سلول های بنیادی اسپرماتوگونیال ارائه شده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 592

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    605
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: خون بندناف (UCB) به عنوان یک منبع از سلول های بنیادی خونساز (HSC) است. این سلول ها نیای سلول هایی است که می توانند سیستم خونساز در بیماران مبتلا به بیماری های بدخیم و خوش خیم را بازسازی کنند. سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) که از خون بندناف انسان (HUCB) مشتق می شوند، در محیط آزمایشگاه، به انواع مختلفی از سلول ها از جمله استخوان، غضروف و چربی تمایز یافته اند. این مطالعه، امکان تبدیل سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) را که از سلول های بنیادی خون بندناف بدست آمده اند به سلول های کبدی عملکردی در محیط آزمایشگاه بررسی می کند.مواد و روش ها: سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) از خون بندناف انسان (HUCB) جدا شده و سلول های تک هسته ای آن کشت داده شد. سپس سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) به وسیله سانتریفیوژ بر اساس شیب غلظت جدا شد. وقتی تراکم سلولی سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS ) مشتق شده از خون بندناف انسان(HUCB) به 80 درصد رسید، سلول ها را در محیط کشت Dulbecco’s Modified Eagle edium (DMEM) حاوی 10 میلی لیتر بر لیترسرمFBS (Fital Bovine Serum) ،20 نانوگرم بر میلی لیتر فاکتور رشد کبدی (HGF)،10 نانوگرم بر لیتر فاکتور رشد فیبروبلاستی بازی (bFGF) و 20 نانوگرم بر لیتر انکوستاتین M (OSM) کشت دادیم. بطور متوسط هر سه روز یکبار محیط ها را تعویض کرده و در پایان ذخیره آلبومین، اوره، آلکالین فسفاتاز، آلفا فتوپروتئین و کلسیم اندازه گیری شد.یافته ها: این مطالعه نشان داد که سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) مشتق از خون بندناف انسان (HUCB) توانایی تمایز به سلول های کبدی را با القاء فاکتور رشد کبدی(HGF) ، فاکتور رشد فیبروبلاستی بازی (bFGF) و انکوستاتین M (OSM) دارند.بحث و نتیجه گیری: سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) مشتق از خون بندناف انسان (HUCB) منبع جدیدی از انواع سلول ها برای درمان پیوند سلولی بیماری های کبدی می باشد. تحت شرایط مشخصی سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCS) مشتق از خون بندناف انسان (HUCB) می توانند به سلول های کبدی در محیط آزمایشگاه تمایز یابند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 605

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1401
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

دیابت نوع 1 که دیابت وابسته به انسولین نامیده می شود دیابت کم سالان است و اختلالی است که با تخریب خودایمن سلول های مولد انسولین در پانکراس مشخص می شود. در نتیجه انسولین لازم برای متابولیسم گلوکز ساخته نشده و فرد مبتلا به تدریج درگیر عوارض این بیماری می شود. جایگزینی سلول های بتای پانکراسی تخریب شده با سلول های سالم و دارای عملکرد طبیعی یکی از رویکردهای مهم برای درمان این بیماری می باشد. پیوند سلول های بتای مولد انسولین به شکل پانکراس کامل یا جزایر لانگرهانس جدا شده از گزینه های درمانی امیدوار کننده برای درمان این بیماری به نظر می رسد. اما هر دو روش با مشکلاتی مواجه هستند که استفاده از آنها را برای درمان با محدودیت های زیادی مواجه کرده است. رد ایمونولوژیک پیوند، استفاده از داروهای سرکوبگر ایمنی و دسترسی کم به پانکراس دهنده انسانی و ناکافی بودن تعداد سلول های بتا پیوند شده از جمله این محدودیت ها می باشند. به همین دلیل محققان به دنبال منابع جدیدی از سلول های بتا هستند. تا کنون در مطالعات انجام شده استراتژی های مختلفی برای تولید سلول های مولد انسولین بکار گرفته شده است از جمله: القاء تمایز سلول های بنیادی جنینی، سلول های بنیادی بزرگسال و سلول های پرتوان القایی به سلول های مولد انسولین. دومین رویکرد، استفاده از سلول های بالغ و تمایزیافته بافت های مختلف و تلاش برای «باز برنامه ریزی» و القاء «دگرتمایزی» این سلول ها و تغییر ویژگی های آنهاست. و سومین رویکرد، تلاش برای تکثیر سلول های بتای موجود در بافت پانکراسی چه در محیط آزمایشگاهی و چه در محیط داخل بدن.سلول های بنیادی جنینی، سلول هایی پرتوان هستند که علاوه بر توانایی خود نوسازی قادر به تمایز به سلول های هر سه لایه زاینده جنینی اند. به عبارتی با تکرار رخدادهایی که در بدن موجود زنده و در مسیر تکوین طبیعی سلول تخم لقاح یافته روی می دهد می توان این سلول ها را وادار کرد که تکوین طبیعی را تقلید کرده در نهایت به پیدایش سلول هایی با مورفولوژی، ویژگی های مولکولی، فیزیولوژی و عملکردی خاص منجر شوند. از طرفی با مطالعه بر روی این سلول ها می توان به اطلاعات ارزشمندی در زمینه تکوین پانکراس و سلول های بتا و نیز مکانیسم های بیماریزایی دیابت دست پیداکرد.طی این مطالعه بر آنیم تا مروری داشته باشیم بر فعالیت های انجام گرفته در «پژوهشکده رویان» جهاد دانشگاهی در رابطه با تمایز سلول های بنیادی جنینی موشی و انسانی به سلول های انسولین ساز با بهره گیری از بسترهای نانو، ترکیبات ماده زمینه برون سلولی، فاکتورهای رشد و استفاده از «کوچک مولکول ها».

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1401

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    524
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مزانشیمی در بافت های بالغ، سلول های چند توانی هستند که توانایی خود تجدیدی و تمایز به انواع مختلف دودمان سلولی را دارا هستند. یکی از منابع سلول های مزانشیمی بنیادی چند توان، بافت چربی است که جداسازی و تهیه آن در کارهای کلینیکی از منابع دیگر مقرون به صرفه تر است. احتمال می رود که سلول های بنیادی این بافت تحت القا فاکتورهای موجود در مایع زجاجیه به سمت فیبری شدن پیش روی کنند. مایع زجاجیه حاوی فاکتورهای رشد فیبروبلاستی (FGF) از جمله FGF-1 و FGF-2 است که باعث القا و تمایز عدسی و بیان ژنهای کریستالین، طویل شدن و تخصص یابی ساختاری در سلولهای فیبری می گردند. با اجماع پروتئین های کریستالین، سلول های فیبری عدسی، هسته و سایر اندامکها را از دست داده و شفاف می گردند و خاصیت انکساری عدسی را ایجاد میکنند.روش ها: برای جداسازی سلول های چربی، بافت مربوطه را از چربی ناحیه کشاله ران موش NMRI جدا کرده و پس از قطعه قطعه کردن تکه های چربی به قسمت های دو میلیمتری آن ها را تحت تاثیر آنزیم کلاژناز قرار داده و پس از سانترفیوژ، pellet در فلاسک های 25 سانتی متر مربعی کشت داده شد. برای شناسایی بنیادی بودن سلول ها، از مارکر oct-4 با روش ایمونوسیتوشیمی استفاده گردید. سپس سلول های سه بار پاساژ داده شده تحت القا زجاجیه چشم قرار گرفتند که این تحقیق با درصدهای مختلف زجاجیه به همراه محیط کشت DMEM و مکمل های دیگر به مدت 14 روز انجام گردید.یافته ها: چسبندگی این سلول ها به کف فلاسک نشان دهنده مزانشیمی بودن آنها است و پاسخ مثبت سلول های چربی موشی نسبت به مارکر oct-4 نشان دهنده بنیادی بودن این سلول ها می باشد. بررسی های مورفولوژیکی نشان داد که اکثر سلول های گروه های تجربی از لحاظ شکل ظاهری نسبت به سلول های گروه کنترل کشیده تر و به صورت موضعی به موازات هم آرایش یافتند و نیز در داخل هسته آنها تعداد هستک ها افزایش یافت.بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق تا اینجا می توان نتیجه گرفت که بر اساس مورفولوژی بدست آمده سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از بافت چربی در اثر تیمار با زجاجیه به سلولهای فیبر عدسی تمایز می یابند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 524

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    374
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

هر ساله هزارن نفر در جهان از ابتلا به ضایعات حاد نخاعی رنج می برند و بعد از گذشت مدتها، این آسیب ها هنوز بعنوان یک بیماری عصبی مخرب با محدودیت های فراوانی در درمان آن باقی مانده است. تا کنون تلاش های فراوانی در زمینه ترمیم سلولی در این دسته از ضایعات با بهره گیری از پیوندهای سلولی مختلف به انجام رسیده است.از سویی دیگر سلول های القایی پرتوان انسانی انقلاب عظیمی در زمینه تحقیقات سلول های بنیادی و طب ترمیمی به راه انداخته است. بمنظور ایجاد سلول های پیش ساز عصبی که از لحاظ ژنتیکی خاص بیمار ضایعه دیده باشد، ما یک جمعیت از سلول های پیش ساز عصبی هموژن با ویژگی تکثیر شونده و خود تجدیدپذیری را از سلول های پرتوان القایی انسانی تولید کرده ایم. که این جمعیت سلولی را می توان در یک محیط کشت تعریف شده خاص و بصورت تک لایه مورد کشت قرار داد. این جمعیت از سلول های پیش ساز عصبی تولید شده تمام مارکرهای اختصاصی سلول های پیش ساز عصبی موجود در موجود زنده را به میزان بالایی در خود بیان می کنند و حدودا یک سال است که بدون ایجاد هر گونه تغییری در تعداد کروموزم ها و یا پتانسیل های تمایزشان به آستروسیت ها، الیگودندروسیت ها و سایر سلول های عملکردی سیستم عصبی مرکزی در آزمایشگاه نگهداری شده اند.با توجه به مطالب گفته شده این جمعیت از سلول های پیش ساز عصبی منبع بالقوه ای برای درمان های وابسته به پیوند سلولی در ضایعات نخاعی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.در واقع هدف از مطالعه حاضر بررسی پیوند این دسته از سلول های پیش ساز عصبی و نحوه رفتار و زنده ماندن و تمایز آنها به مدل حیوانی دچار ضایعه نخاعی شده از پریماتها (میمون) می باشد با امید به اینکه بتوان از این منبع سلولی در درمان های کلینکی بهره لازم را برد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 374

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    4084
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: عوامل موثر در نظر گرفته شده در پاتوبیولوژی زخم های مزمن علاج ناپذیر عبارتند از: 1) تغییر فنوتیپ یا پیر شدن سلول های مزانشیمال پرکننده درم پوست 2) کاهش غلظت، پایداری و در دسترس بودن فاکتورهای رشد 3) فعالیت بالای آنزیم های متالوپروتئیناز که مسوول تجزیه ماتریکس خارج سلولی، آسیب بافتی، مهار تزاید سلول ها و آنژیوژنز می باشند. متعاقبا، موفقیت و موثر بودن درمان زخم های مزمن به دوباره احیا کردن سلول های کارآمد در محل زخم و تصحیح کردن ماتریکس زخم، وابسته می باشد. سلول های بنیادی می توانند از خون محیطی، مغز استخوان، بافت چربی و بندناف چه بصورت اتولوگ یا آلوژنیک بدست آیند. در بعضی از مطالعات، سلول های تازه و کشت داده شده مغز استخوان در درمان زخم های مزمن با موفقیت بکار برده شد. همچنین از سلول های خون بندناف بطور آلوژنیک با موفقیت در درمان زخم مزمن استفاده شده است. در مطالعه ما سلول های مغز استخوان، پلاکت ها و ماتریکس فیبرین - کلاژن استفاده گردید که نتایج خوبی در درمان و بهبود زخم بدست آمد.روش ها: ما 8 بیمار را که زخم مزمن غیرقابل درمان داشتند را تحت درمان قرار دادیم. سلول های مغز استخوان را بصورت ترزیق در ناحیه زخم و همچنین همراه با پلاکت ها، فیبرین گلو و ماتریکس کلاژنی آغشته شده به سلول های مغز استخوان بر روی زخم بکار بردیم.یافته ها: 4 هفته بعد از درمان، زخم 3 بیمار بطور کامل بسته شد و ابعاد زخم بقیه بیماران بطور معنی داری کاهش یافت.بحث و نتیجه گیری: پیشنهاد مطالعه ما این است که در درمان زخم های مزمن علاج ناپذیر، ترکیب اجزاء ذکر شده فوق با تقویت کردن اثر همدیگر بدون هیچگونه عارضه ای می توانند مورد استفاده قرار گیرند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4084

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    685
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان سلول هایی چندتوان هستند که توانایی تمایز به انواع رده های سلولی از جمله سلول های عصبی را دارند. این سلول ها در شرایط کشت به سرعت رشد می کنند. در این مطالعه اثر غلظت های مختلف مورفین در حضور استوروسپورین بر میزان زنده ماندن و مورفولوژی عصبی سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش بررسی شده است.مواد و روش ها: سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان از ران و درشت نی موش نژاد NMRI جداسازی شده و در محیط کشت DMEM همراه با 10% سرم FBS کشت داده شدند. برای بررسی اثرات مورفین بر روی سلول های عصبی تمایز یافته با استوروسپورین، سلول های کشت داده شده پس از اولین پاساژ در محیط تیماری شامل استوروسپورین با غلظت 214 نانو مولار همراه با غلظت های 10-12, 10-10, 10-8, 10-6, 10-4 مولار مورفین (به ترتیب تیمارهای V, IV, III, II, I) قرار گرفتند. سلول های کشت شده بدون مورفین به عنوان کنترل در نظر گرفته شدند. آزمون میزان زنده ماندن سلول ها در تیمارهای مختلف در زمان های 6، 12 و 24 ساعت پس از تیمار اندازه گیری شد. از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه برای بررسی تفاوت بین تیمارهای مختلف استفاده شد (P<0.05).یافته ها: پس از گذشت 6 ساعت، میزان زنده ماندن سلولها در گروه های تیمار I و II (98.4 و 98.2 درصد) بیشتر از گروه های III،IV ، V و کنترل (93.2، 3.9، 92.92 و 94.2) بود (p<0.05). پس از گذشت 12 ساعت، میزان زنده ماندن سلولها در گروه های تیمار I و II (93.6 و 94.6 درصد) بیشتر از گروه های III، IV، V و کنترل (89.1، 6.2، 81.89 و 92.9 درصد) بود (p<0.05). پس از گذشت 24 ساعت، میزان زنده ماندن سلولها در گروه های تیمار I و II (89.1 و 89.3 درصد) بیشتر از گروه های III،IV ، V و کنترل (85.2، 3.1، 79.83 و 83.5 درصد) بود (p<0.05) در کشت هایی که با مورفین تیمار شده بودند سلول های شبه عصبی با تنه سلولی و زواید طویل دارای ساختار مخروط رشد انتهایی پس از 4 ساعت قابل شناسایی بود.بحث و نتیجه گیری: نتایج ما پیشنهاد می کند که سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان می توانند به سلول های شبه عصبی تمایز یابند. مورفین وابسته به مقدار آن می تواند سبب افزایش پایداری و بقای سلول های تمایز یافته شبه عصبی گردد. بنابراین می توان از مورفین برای بهبود تمایز عصبی سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان استفاده کرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 685

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

شاه حسینی مریم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    780
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

فرآیند تمایز سلول های بنیادی از حالت پرتوان خود بصورت سلول های متعهد و ویژه، مستلزم بروز تغییرات کلی در الگوی بیان ژن در آنها می باشد که تحت عنوان تغییرات فراژنی یا «اپی ژنتیک» نامیده می شود. مکانیسم های اپی ژنتیکی شامل تغییرات در سطح هیستونها، متیلاسیون DNA و تنظیمات وابسته بهRNA  های غیر کد شونده، بعنوان عوامل اصلی کنترل بیان ژن در طی فرآیند رشد و نمو سلول مطرح هستند. با توجه به اطلاعات مربوط به توالی ژنوم، بررسی تغییرات اپی ژنتیکی می تواند درک خوبی در خصوص چگونگی امکان بنیادینگی و تمایز هدفمند سلول های بنیادی فراهم نماید.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 780

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1170
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: هنگامی که بخش بزرگی از پوست متحمل آسیب یا جراحت تمام ضخامت از جمله سوختگی می شود، روش رایج جراحی، شامل برداشتن ضایعات و پیوند گرافت های پوستی اتولوگ می باشد. در بعضی از موارد، سوختگی ها وسیع بوده و محل های برداشت گرافت، محدود می باشد، به طوری که درمان به روش جراحی را مشکل می سازد. در این قبیل موارد، لازم است که جانشین هایی به جای گرافت های پوستی اتولوگ با ضخامت نسبی، تامین شود. پیشرفت های اخیر در مهندسی بافت، بر ابداع جانشین های طبیعی پوست متمرکز شده است. زخم های سوختگی درجه 3 وسیع را می توان با استفاده از پیوند کراتینوسیت های اتولوگ کشت شده پوشش داد. هدف ما در این تحقیق، کشت و افزایش کراتینوسیت های اتولوگ انسان از نمونه کوچکی از پوست به منظور تولید سطح وسیعی از ورقه های اپی تلیالی اتولوگ کشت شده (CEA) و پیوند آنها به زخم های سوختگی وسیع بود.روش ها: کراتینوسیت ها با استفاده از هضم آنزیمی از یک نمونه کوچک بیوپسی پوست (به ابعاد 2 × 2 سانتی متر مربع) جدا گردید و در فلاسک های 75 سانتی متر مربعی کشت داده شد. کراتینوسیت های کانفلوئنت شده با استفاده از دیسپاز گرید 2، بصورت ورقه های یکپارچه از فلاسک های کشت جدا گردید و بر روی گازهای وازلینه استریل منتقل شد، بطوری که سطح بازال آن آزاد باشد. سپس این ورقه ها بر روی زخم های که ضایعات آن تازه بریده و برداشته شده بود، پیوند گردید. هفت روز پس از پیوند، گازهای پشتیبان برداشته شد. ورقه های اپی تلیال کشت شده از نظر هیستولوژیکی نیز مطالعه گردید.نتایج: کراتینوسیت های کشت شده، تکثیر یافته و پس از 8-10 روز کانفلوئنت شدند. ورقه های CEA جدا شده، خیلی الاستیک بود و طی عمل جداسازی منقبض شده و اندازه آن کاهش یافت. بیست روز پس از انجام کشت، ورقه های CEA متشکل از 8-10 لایه سلول بوده و سطح تقریبی هر یک از آنها، 35-40 سانتی مترمربع بود. گیرش پیوند بسیار خوب بود. پی گیری نتایج، 30 روز پس از پیوند، نشان داد که پوست ایجاد شده انعطاف پذیر و پایدار بوده و می تواند در برابر تروما و عفونت مقاوم باشد.نتیجه گیری: ورقه های CEA پیوند شده، اپی درم طبیعی با ظاهر آرایشی خوب ایجاد نمودند. این ورقه ها می توانند جانشین خوبی برای وضعیت هایی که موجب از دست رفتن پوست می شوند، محسوب گردند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1170

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    890
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: استئوبلاست ها (osteoblast) سلول های سازنده استخوانی بوده که از سلول های (nonhematopoitic Bone marrow) منشا می گیرند. سلول های بنیادی مزانشیمی (MSC) در ترمیم و احیا بافت ها به واسطه تمایز به سلول های استخوان، غضروف، ماهیچه، چربی، سلول های استرومایی و کاردیومیوسیت ها دارای نقش مهمی هستند. قابلیت تمایز MSC به رده های مختلف سلولی از جمله استئوبلاست به دلیل پتانسیل بیان ژن ها یا فاکتورهای نسخه برداری اختصاصی دخیل در تمایز می باشد. یکی از مکانیسم های کنترل بیان ژنی فرآیندهای اپی ژنتیک می باشند که شامل متیلاسیون DNA عمدتا در نواحی پروموتور ژن هاست. Msx2 یک فاکتور نسخه برداری homeodomain است که تمایز استئوبلاستی را کنترل می کند. بررسی وضعیت متیلاسیون این ژن در طول تمایز استئوبلاستی و نقش تغییرات اپی ژنتیک این ژن در پروسه تمایز بسیار حائز اهمیت است.روش ها: در ابتدا سلول های بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان افراد اهداکننده جدا شده و بصورت in vitro تکثیر داده شده و با استفاده از فلوسایتومتری و مارکرهای سطحی، سلول های MSCs را تائید می کنیم سپس سلول ها به سمت استئوبلاست تمایز داده شده اند. سپس با استفاده از رنگ آمیزی Alizarin Red و مارکرهای ترانسکریپتوم، تمایز استئو بلاستی تائید گردید.یافته ها: با توجه به غیر متیله بودن پروموتر این ژن وبیان آن در روزهای مختلف در طی تمایز ما دریافتیم که Msx2 تنظیم کننده رونویسی مهم برای تمایز سلول های مزانشیمی به سمت استئوبلاست ها می باشد.بحث و نتیجه گیری: مشاهدات نشان می دهد که Msx2 ممکن است دو اثر متفاوت داشته باشد: یکی تمایز استئوبلاستی را مهار می کند و تکثیر osteoprogenitors را در تکامل استخوان افزایش می دهد و از طرف دیگر mineralization ماتریکس خارج سلولی را مهار می کند. برای ایفای چنین نقش دوگانه ای بر اساس تحقیق حاضر مشخص شده است که این ژن با نگه داشتن وضعیت اپی ژنتیکی نیمه متیله در طول تمایز بیان مناسبی را دارا می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 890

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1598
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: انجماد سلول ها روشی مناسب برای ذخیره سازی دراز مدت سلول های بنیادی خون بندناف می باشد. با افزایش میزان پیوند های سلول های بنیادی خونساز در دنیا، تاسیس بانک های خون بندناف ضروری است. در اواخر سال 1387 برنامه ذخیره سازی خون بندناف در رویان آغاز شد و در سال 1388 بانک خون عمومی بندناف رویان، ذخیره سازی سلول های بنیادی خون بندناف را بطور رسمی آغاز نمود. در این مطالعه نتایج حاصل از ذخیره سازی واحدهای خون بندناف پس از 2 سال ارائه می شود.روش اجرا: بانک عمومی خون بندناف رویان در مرکز سلول درمانی رویان تاسیس شد. انتخاب دهنده، پرداز و انجماد با استفاده از روش های استاندارد صورت گرفت. دهندگان از میان خانم هایی با دور بارداری کامل که از نظر عفونتهای ویروسی منفی بودند انتخاب شدند. واحدهای خونی با کیفیت بالا بر اساس تعداد سلول ها، درصد زنده بودن، درصد سلول های CD34+، تعداد کلونی ها و نوع آنها انتخاب گردید و واحدهای خونی که از نظر میکروبی و ویروسی منفی بودند، ذخیره شدند.نتایج: بر اساس شرایط سخت انتخاب دهنده، 5234 واحد خونی از سال 1388 تا سال 1390 جمع آوری گردید که 2500 نمونه (%47.8) با حداقل حجم 90 میلی لیتر ذخیره شدند. میانگین حجم خون های بندناف 117.15 سی سی، میانگین سلول های هسته دار 910´106 (NC) سلول، تعداد سلول های 3.13´106 CD34+ و 27.37 CFC بودند. نتیجه ذوب 10 نمونه پس از یکسال انجماد نشان داد که 20% از سلول های زنده کاهش می یابد هر چند که عملکرد سلولهای CD34 تغییر معنی داری نمی یابد. هم چنین ارتباط معنی داری بین تعداد سلولها و زایمان طبیعی وجود داشت.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بازده سلول ها پس از انجماد 80% می باشد که نشان دهنده آن است که روش مورد استفاده در بانک عمومی خون بندناف به عملکرد سلول های بنیادی موجود در خون بندناف آسیب نرسانده و قابل استفاده در سایر مراکز نیز می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1598

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    436
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: در جراحی ترمیمی جایگزین کردن بافت پوششی از دست رفته فوق العاده حائز اهمیت است. هدف از این تحقیق ایزوله کردن، تکثیر سلولهای بنیادی، ترمیم ناحیه آسیب دیده، کاهش زمان آماده سازی سلولها و ترمیم است.روش ها: در این تحقیق که به صورت تجربی انجام شد از 8 راس خرگوش نر استفاده شد. پس از بیهوش نمودن یکی از خرگوش ها، از ناحیه شکمی پوستی به ابعاد 7×7 سانتی متر برداشته شد و بلافاصله با الکل 70 درصد شستشو گردید و در ظرف واجد Hanks Buffer saline solution (HBSS) سرد قرار داده شد. پوست به قطعات کوچک تقسیم شده و در داخل تریپسین 0.1 درصد به مدت 40 دقیقه قرارداده شد و پس از آن سلولها جدا شده و در محیط کشت Dulbecco's Modified Eagles Medium (DMEM) کشت داده شد. برای مدت دوازده روز سلولها در فلاسک نگهداری شد تا تمام کف آنرا پر نماید. پس از آن چهار سی سی محیط دارای سلول به محل دارای جراحت اسپری گردید و با گاز بانداژ شد. در خرگوش های شاهد نیز پوست برداشته شد ولی فقط اجازه ترمیم خود به خودی به آن داده شد. پس از اتمام پنج هفته، خرگوشها کشته شدند و تمام قسمت ترمیم شده بافت پوششی جدا شد و در داخل فرمالین10  درصد تثبیت شد و در نهایت نمونه ها توسط رنگ آمیزی عمومی هماتوکسیلین و ائوزین و رنگ آمیزی اختصاصی تری کروم ماسون، بررسی شدند.یافته ها: در بررسی سلولها، پرگنه های سلولهای بنیادی پس از رنگ آمیزی تری کروم ماسون قابل روئیت بودند. اپیدرم در ناحیه ترمیم شده، بلوغ نرمال خود را طی کرده بود و همه لایه ها به وجود آمده بودند. در پوست ترمیمی، لایه سطحی کمتر از پوست طبیعی کراتینه گردید. تعداد ستیغهای اپیدرمی با نزدیک شدن به ناحیه ترمیم شده کمتر شد و غده عرق مشاهده نگردید. همچنین در پوست ترمیمی (توسط سلولهای بنیادی) عروق درم گشادتر و وسیع تر شدند. در رنگ آمیزی اختصاصی، تراکم رشته های کلاژن در درم ناحیه پیوند شده بیشتر از گروه شاهد و کمتر از میزان طبیعی مشاهده گردید.بحث و نتیجه گیری: توسط این روش در مدت زمان کوتاهی می توان از طریق کشت سلول در محیط آزمایشگاهی، ناحیه کوچکی از پوست را تکثیر نموده و آنرا پیوند زد و پوستی نرمال در اندازه وسیع به دست آورد. لازم به ذکر است در این روش استریل بودن مواد و وسایل امری مهم در رسیدن به نتیجه مطلوب می باشد. با توجه به اهمیت پوست و آمار تلفات حاصل از جراحتهای پوستی، پیشنهاد می شود که مطالعات بیشتری جهت یافتن راهکارهای عملی قطعی انجام شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 436

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    268
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: تاکنون اثر میدان مغناطیسی بر سلامت انسان به صورت گسترده ای مورد بحث قرار گرفته است و در سالهای اخیر نیز توجه زیادی معطوف به اثر میدان مغناطیسی بر سلولها و مولکولهای بیولوژیک گردیده است. این موضوع که میدان مغناطیسی کم فرکانس میتواند تاثیراتی بر اعمال بیولوژیک سلولها و بافتها اعمال نماید امروزه تقریبا مورد توافق اکثر دانشمندان حوزه سلولی مولکولی است. این اثرات عبارتند از، تکثیر سنتز و ترشح فاکترهای رشد و رونویسی. در این مطالعه اطلاعاتی مرتبط با تاثیرات احتمالی میدان های الکترومغناطیسی کم فرکانس بر تکثیر و تمایز میلوبلاست های دریافتی از بیماران لوکمیک مطرح شده است.مواد و روش ها: نمونه ها به روش آسپیراسیون مغز استخوان از بیماران مشکوک به لوکمی میلوبلاستیک حاد جمع آوری و برای قطعیت بخشیدن به تشخیص بالینی به آزمایشگاه پاتولوژی فرستاده شد. پس از تایید پاتولوژیست میلوبلاست ها از نمونه مغز استخوان جدا و آماده سازی شدند، سپس به دو قسمت تقسیم شده و در محیط کشت یکسان قرار گرفتند. یکی از محیط کشتها با تاثیر میدان الکترمغناطیسی متناوب با شدتmT 6 و فرکانس50 KHz و محیط کشت دیگر بدون اثر میدان مغناطیسی به مدت 48 ساعت در انکوباتورCO2 با غلظت CO2=5% و در دمای oC 37.2 قرار گرفتند. بعد از 48 ساعت از هر نمونه لام تهیه و رنگ آمیزی مخصوص انجام شد. شاخص تکثیر، بر اساس شمارش سلولی و شاخص تمایز، بر اساس معیارهای مورفولوژیک رده گرانولوسیتی تعیین گردید.یافته ها: سلولهای محیط کشت در معرض میدان مغناطیسی قرار گرفته نسبت به محیط کشت کنترل، تکثیر کمتر اما میزان تمایز بیشتری از خود نشان دادند.بحث و نتیجه گیری: میدان های الکترومغناطیسی کم فرکانس میتوانند اثر مثبتی در جهت تمایز سلولهای میلوبلاستی اعمال نمایند. میتوان از این یافته ها برای دارمان یا کاهش عوارض لوکمی در کنار سایر روش های درمانی بهره برد. در این مورد نیاز به مطالعات بیشتری در آینده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 268

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

بهرامی احمدرضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1756
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

زوایای نگاه به سلول های بنیادی بسیار متنوع بوده و در دهه اخیر باعث تهور لایه های مختلف علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جوامع شده است.لازمه بهره گیری علمی و کاربردی از این یافته مباهات آمیز بشری و همچنین اجتناب از اغراق های فراتر از واقعیت، لازم است به معرفی طبقه بندی شده از انواع سلول های بنیادی و ظرفیت های هر یک ارائه شود تا اینکه در سطح ملی اولویت های تحقیقاتی و کاربردی در این شاخه از علم مشخص شوند.بطور کلی نوع نگاه به سلول های بنیادی می تواند مبنای تقسیم بندی اختصاصی سلول های بنیادی شود، بطوریکه این سلول ها را می توان از جنبه های میزان پلاسیتسیته و قدرت تمایزی، منبع استحصال و یا جنبه های کاربرد در کلینیک دسته بندی و اولویت گزاری نمود. در این مقاله به طور مختصر به معرفی نمونه های مدل از سلول های بنیادی شامل EC، ES، سلول های بنیادی بالغ و سلول های بنیادی القاء شده (iPS) پرداخته می شود و نقاط قوت و ضعف هر یک بسته به بستر مطالعاتی بحث می شود. با استناد به نتایج تحقیقاتی سعی خواهد شد که مدل های بنیادی مناسب در مطالعه مکانیسم تکوین و کشف دارو از مدل های مناسب در پزشکی ترمیمی تفکیک شده و اهمیت هر مدل مورد بحث قرار بگیرد. سلول های بنیادی کارسینومای جنینی (EC) به لحاظ تاریخی از اولین سلول هایی هستند که دارای خواص تعریف شده بنیادی بوده و از دهه هشتاد میلادی در عرصه های مطالعات مکانیسم های تکوین و تمایز مورد استفاده بوده اند. این سلول ها با داشتن حساسیت های تمایزی و سهولت دستکاری های ژنتیکی مدل های مناسبی برای ارزیابی مکانیسم های ملکولی دو پدیده مهم بیولوژیک یعنی تمایز و خود نوسازی سلول ها می باشند. از طرفی سلول های بنیادی جنینی (ES) با دارا بودن تقریبا صد در صد اطلاعات ملکولی و رفتاری مشابه آنچه که در جنین های اولیه اتفاق می افتد، فرصت غیر قابل جایگزین در مطالعات تکوین جنین و غربالگری دارویی محسوب می شود. اما به نظر می رسد آنچه که از ابتدا شیفتگی عمومی را به سوی سلولهای بنیادی هدایت نموده است، احتمال تامین شرایط لازم در ترمیم بافت های صدمه دیده و یا حتی ساخت اندام های متعدد با استفاده از سلول های بنیادی بوده است. لذا به دلایل مشکلات اخلاقی و تکنیکی، متاسفانه به نظر می رسد که امیدها با موانعی روبرو شده اند. اما پیشرفت های اخیر در استحصال سلول های بنیادی از بافت های بالغ و معرفی تکنولوژی های تولید سلول های بنیادی از سلول های سوماتیک (iPS)، این امیدها را بار دیگر زنده کرده اند.لذا در این دو مقاله نسبت به معرفی مرحله ای این پیشرفت ها پرداخته می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1756

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    399
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: لوله عصبی در پستانداران با مایع مغزی- نخاعی پر می شود و سلولهای نورو اپی تلیال در تماس نزدیک با این مایع قرار دارند. در جانوران بالغ، مایع مغزی – نخاعی در تامین فشار هیدرواستاتیکی و حذف سموم دخالت دارد. در سالهای اخیر شواهد چندی نقش تکوینی برای مایع مغزی- نخاعی قایل شده اند. در این مطالعه تاثیر مایع مغزی- نخاعی جنینی بر سلولهای پروژنیتور عصبی ناحیه حول بطنی بررسی شده است.روش ها: در این مطالعه از روش کشت نوروسفیرهای اولیه استفاده می شود. بطور خلاصه، کورتکس جنینهای 18 روزه رت ویستار در شرایط استریل جدا شده و به روش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل می شود در ادامه سوسپانسیون سلولی با چگالی مناسب در محیط کشت فاقد سرم DMEM/F12 و N2 و فاکتور رشد EGF و FGF-2 کشت داده می شود. مایع مغزی– نخاعی جنینی جمع آوری شده به نسبت 10 به 100 (حجمی- حجمی) به برخی از سلولهای کشت داده شده افزوده می شود.یافته ها: مایع مغزی- نخاعی جنینی باعث افزایش رشد نووروسفیرها در حضور فاکتورهای رشد می شود و نوروسفیرهای کنترل نسبت به نوروسفیرهای تیمار شده، دارای اندازه کوچکتری می باشند که این امر نشانگر کاهش تکثیر و بقای سلولی در نمونه های کنترل می باشد.بحث و نتیجه گیری: داده ها نشان می دهد که مایع مغزی- نخاعی جنینی باعث افزایش بقای پروژنیتورهای عصبی می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 399

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

دهقانی حسام

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1102
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

روند تمایز و تعیین سرنوشت سلولی یک فرآیند اپی ژنتیکی است که از طریق تغییر در برنامه های رونویسی در یک سلول و معمولا در طی تقسیم آن به سلول های دختر نسل های بعدی تکوین می یابد. مطالعات متعدد به تغییرات بیوشیمیایی کروماتین (شامل بر DNA و پروتئین های کروماتینی) و اثرات آنها بر تنظیم رونویسی اشاره کرده اند. این مطالعات توجیه کننده نحوه تنظیم رونویسی در سطح یک ژن و وجود یک حافظه برای حالات فعال یا غیر فعال رونویسی در طی نسل های میتوزی و میوزی سلول (وراثت اپی ژنتیکی) هستند. اما به هیچ عنوان قادر به توجیه تنظیم همزمان فعالیت هزاران ژن که در حین تکوین رویان اولیه یا تمایز سلول های بنیادی مشاهده می شود نیستند. یافته های اخیر ما نشان می دهند که تغییر در آرایش هسته و سازمان بندی کروماتین نقش تعیین کننده ای در تنظیم و تغییر برنامه های رونویسی سلول دارند. این گونه تغییرات در آرایش هسته و کروماتین که با تکنیک های نوین تصویربرداری ثبت شده اند، موید لایه دیگری از مکانیسم های تنظیمی هستند که می توانند تنظیم رونویسی را در سطح گسترده ای از ژن ها بر عهده داشته باشند. در این مقاله یافته های ما در خصوص تغییرات ثبت شده در آرایش هسته و سازمان بندی کروماتین در سلول های رویان اولیه و بنیادی گزارش شده و ارتباط این تغییرات با روندهای مورفوژنتیک رویان اولیه و روندهای پلوری پوتنسی و تمایز سلول های بنیادی شرح داده خواهد شد. در پایان، این نکته مورد تاکید قرار خواهد گرفت که آیا آرایش هسته و تغییر در آن در یک مدل تعیین کننده (deterministic)، فعالیت های هسته ای را تحت کنترل دارد، یا خود متاثر از فعالیت های هسته ای و تغییرات مربوط می باشد. درک نحوه تنظیم گسترده فعالیت ژن ها در شرایط پلوری پوتنسی و تمایز در سلول های در حال تکوین اهمیت بالقوه زیادی در درک مکانیسم های ایجاد بیماری و سرطان ها دارد. به نظر می رسد که روند برگشت از تمایز (de-differentiation) در سلول های سرطانی و روندهای تمایز و پلوری پوتنسی در سلول های رویانی و بنیادی از اساس مشابهی برخوردار باشند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1102

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1553
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: شواهد زیادی برای وجود گروههای متمایز در مونوسیت خونی انسان وجود دارد. مونوسیت انسانی معمولا سلولهایی با عدم توانایی تقسیم در نظر گرفته می شوند؛ با این حال، طبق تحقیقات ما و دیگران گروهی از مونوسیت های انسانی وجود دارند که قادر به تقسیم در شرایط آزمایشگاهی و در پاسخ به CSFs (مانند (M-CSF می باشند. از آنجا که این سلولها توانایی تقسیم خود را حفظ کرده اند می توان نتیجه گیری کرد که این سلولها نسبت به سایر مونوسیتهای خونی کمتر تمایز پیدا کرده اند و ممکن است هنوز برخی از ویژگیهای سلولهای بنیادی oligopotent با پتانسیل تمایز به مونوسیتهای بالغ در خون محیطی و همچنین سایر سلولهای حاصل از مونوسیت ماکروفاژ در بافتها مانند استئوکلاست حفظ کرده باشد.استئوکلاست ها سلول های مسوول بازجذب استخوان می باشند. در شرایط پاتولوژیک خوردگی استخوان، به نظر می رسد که پیش سازهای استئوکلاست از مغز استخوان به داخل گردش خون وارد شده و پس از ورود به بافت استخوان به استئوکلاست تمایز می یابد. در این مطالعه فرضیه این است که این گروه کوچک مونوسیت با قابلیت تقسیم (PM) پیش سازهای استئوکلاست در گردش خون محیطی در انسان تشکیل می دهد.روش ها: مونوسیت خون از 13 دهنده بوسیله CFSE نشاندار شد و سپس در حضور M-CSF به مدت 9 روز کشت داده شد. سلولهای CFSE نشاندار شده سپس بر اساس تقیسم شدن یا عدم تقسیمات سلولی جداسازی شدند. سلول های جدا شده در حضور M-CSF و RANKL برای تمایز به استئوکلاست کشت داده شدند.یافته ها: PM به طور قابل توجهی شامل تعداد زیادتری سلولهای بوجود آورنده استئوکلاست نسبت به بقیه مونوسیتها میباشد. تعداد زیادتر TRAP + های چند هسته ای و همچنین افزایش بیان ژنهای تمایزی استوکلاست در این گروه سلولی بیانگر این نتیجه می باشند. همچنین استئوکلاستهای تولید شده توسط این گروه سلولی به مقدار قابل توجهی قابلیت خوردگی استخوان را دارند.بحث و نتیجه گیری: PM نسبت به سایر گروههای مونوسیت انسانی، به طور قابل توجهی قابلیت تمایز بالاتری را به استئوکلاست دارا میباشد. یافته های ما در این تحقیق پشتیبانی برای این فرضیه است که PM، گروهی از CD14+ مونوسیتهای خون محیطی با قابلیت تمایز به انواع سلول های دیگر است. این نتایج میتواند در تحقیقات روی استئوکلاست انسانی اهمیت داشته باشد. این گروه سلولی قابلیت این را دارند که در محیط آزمایشگاهی برای تولید استئوکلاست به مقدار زیاد و تحقیقات مولکولی برروی این سلولها استفاده شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1553

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    782
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: trafficking سلولهای بنیادی مزانشیمال از نظر کلینیکی برای بهبود بافت خسارت دیده، درمان التهاب و پیشبرد آنژیوژنز در سلول درمانی با حداقل تهاجم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگرچه انتقال یا تزریق در محل (local) سلولهای بنیادی مزانشیمال در برخی مطالعات مفید می باشد ولی انتقال آنها از طریق خون به عنوان روشی با حداقل تهاجم بسیار قابل توجه است. مطالعه لانه گزینی سلولهای بنیادی مزانشیمال میزبان و یا تزریقی از دیدگاه کلینیکی دشوار می باشد.یافته ها: سلولهای بنیادی مزانشیمال، سلولهای چند توان با قدرت خود تکثیری که می توانند انواع سلولهای تمایز یافته و خاص را ایجاد کنند. لانه گزینی به عنوان توقف سلولهای بنیادی مزانشیمال در عروق بافتی به همراه مهاجرت از میان اندوتلیوم تعریف می شود.مطالعه اخیر توسط Sackstein عملکرد CD 44 به عنوان مولکول لانه گزینی برای سلول های بنیادی مزانشیمال مشتق شده از مغز استخوان را گزارش می کند. در حالی که لانه گزینی سلولها آبشاری را در بر می گیرد، قدم اول فرایند غلتیدن (Rolling) می باشد. این فرایند برای لانه گزینی ضروری می باشد چون چرخش سلولها را آرام تر می کند و اجازه می دهد چسبندگی بعدی به سلولهای اندوتلیال و انتقال تحت شرایط استرس فیزیولوژیکی انجام شود. یک glicoform از CD44حرکت سلولهای بنیادی مزانشیمال به استخوان از طریق ارتباط با E-selectin میانجی گری می کند که به طور پیوسته روی عروق مغز استخوان (Marrow) حضور دارد.سلولهای بنیادی مزانشیمال انسانی گیرنده های اینتگرین زیادی بیان می کنند. از جمله اینتگرین های alpha 3,alpha5 alpha 6,alpha v,beta1,beta3,beta4,alpha1, alpha2 که قادر به تشکیل دایمر آلفا /بتا هستند. دلیل اینکه سلول های بنیادی مزانشیمال برای اتصال به سلولهای اندوتلیال اینتگرین به کار می روند از مطالعات مدل myocardial infarct به دست آمده که نشان می دهد اتصال سلولهای بنیادی مزانشیمال به VCAM1 برای extravasation آنها مورد نیاز است و مطالعاتی در مسیر دیگر نشان می دهد که VCAM-1/VLA4 برای توقف MSC در سلولهای اندوتلیال ضروری ولی کافی نیست.تعدادی از مطالعات بیان کموکاین رسپتورها را روی MSC بررسی کردند. آنها شامل  CCR1, CCR7, CCR9, CXCR4 CXCR5, CXCR6, CX3CR1 می باشند. همچنین تمایل اینتگرین ها نوعا با کموکاین هایی مثل MCP-1, MIP-1 IL-8، SDF-1alpha تنظیم می شود که مهاجرت سلولهای بنیادی مزانشیمال را تحریک می کنند. قدم های بعد از مهاجرت ازرگهای خونی، عبور از اندوتلیوم، گذر از غشای پایه، سپس مهاجرت به داخل غشا در ادامه شیب کموتاکتیک و نهایتا باقی ماندن در مقصد نهایی niche می باشد.نتیجه: چندین آزمایش کلینیکی انجام شده تا تزریق سیستمیک سلولهای بنیادی مزانشیمال برای درمان انواعی از بیماری ها و نقص های بافتی بررسی شود. همانطور که فهم MSC traffickingگسترش می یابد، توانایی افزایش لانه گزینی در بافتهای ویژه از طریق دیدگاه های مهندسی تعداد سلول های مورد نیاز برای رسیدن به اثرات درمانی را در حد چشمگیری کاهش می دهد و مسلما پیامد بهتری برای بیماران ایجاد می کند. طبیعت سیستمیک بسیاری از بیماری ها و تمایل به درمان های غیر تهاجمی، تزریق سیستمیک MSC که regeneration بافت و اثرات immunosuppressive را ایجاد می کند دیدگاه درمانی حیرت انگیزی است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 782

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    3309
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

اپی ژنیک عبارت است از مطالعه هر گونه تغییر در عملکرد ژن ها، بدون هیچ گونه تغییری در توالی های نوکلئوتیدیDNA . این تغییرات می توانند در طول تقسیمات سلولی، در باقی مانده عمر سلول و یا حتی در طی چندین نسل باقی بمانند. متیلاسیون DNA، تغییرات هیستون ها و بازآرایی کروماتین از جمله سازوکارهای ایجاد کننده تغییرات اپی ژنتیک هستند. این تغییرات نقش مهمی در فرآیندهای بیولوژیکی از قبیل: غیر فعال شدن کروموزوم X، حک گذاری ژنوم (فعال یا غیر فعال شدن آلل های یک ژن بر اساس منشا والدینیشان)، خاموش کردن ترانسپوزون ها و حفاظت از ژنوم دارند. اپی ژنتیک نشان می دهد که چه ژن یا ژن هایی، کجا و کی فعال یا غیرفعال شوند.اگر چه ژن های به ارث رسیده در تمام سلول ها یکسان هستند، اما فرآورده های آنها بسته به نوع سلول متفاوت می باشند. اپی ژنتیک عامل ایجاد رده های سلولی متفاوت در مرحله بلاستوسیت (توده سلولی داخلی و تروفکتودرم) و نیز تمایز سلول های بنیادی اولیه ( (Totipotentبه انواع مختلفی از سلول های تخصص یافته می باشد. از اینرو، اپی ژنتیک نقش مهمی در شکل دهی و حفظ الگوی توسعه جنین دارد. اختصاصی بودن تغییرات در سلول یا بافت مورد نظر و نیز حفظ حافظه سلولی، لازمه پایداری توسعه جنینی می باشد. تنظیم نادرست اپی ژنتیک باعت بروز مشکلات سلامتی مثل اختلال در ایمنی و سرطان در موجود زنده می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 3309

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    915
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: امروزه پیوندهای اتولوگ بافت چربی به میزان زیادی در درمان های کلینیکی به کار می رود و بنابراین بررسی viability سلول های چربی موجود در این بافت ها برای استفاده آن ها در آینده امری ضروری به نظر می رسد. Viability سلول های چربی به عوامل مختلفی همچون سانتریفیوژ (زمان و دور) و نحوه فریز کردن این بافت بستگی دارد. در این مطالعه ما اثر دورهای مختلف سانتریفیوژ و همچنین فریز بافت چربی در دمای 20- و دمای 196- را بر viability سلول های این بافت مورد بررسی قرار دادیم.روش ها: بافت چربی از بیمارانی که تحت عمل لیپوساکشن قرار گرفته بودند به دست آمد و نمونه ها تحت شرایط استریل به آزمایشگاه منتقل شد. نمونه های چربی 3 مرتبه با PBS حاوی آنتی بیوتیک شستشو داده شد و لایه میانی آن که حاوی بیشترین سلول های چربی بود برای ادامه مطالعات برداشته شد. برای بررسی اثر دورهای مختلف سانتریفیوژ نمونه ها در دورهای 1500، 3000 و 4500 به مدت 1، 3 و 5 دقیقه سانتریفیوژ شدند. همچنین برای بررسی اثرات فریزهای مختلف، نمونه های چربی در دمای 20-، 196- و دمای معمولی آزمایشگاه نگهداری شده و سپس viability سلول ها با رنگ آمیزی تریپان بلو و تست MTT مورد بررسی قرار گرفت.نتایج: سانتریفیوز به مدت 5 دقیقه در دور 4500 بر درصد زنده ماندن سلول های چربی تاثیرگذار بود اما سایر دورها و زمان ها تاثیر چندانی بر سلول ها نداشت. همچنین فریز سلول ها در دمای 196- (نیتروژن مایع) تا حد معناداری از مرگ سلول های چربی در مقاسیه با فریز در دمای 20- کاست.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 915

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    860
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: درمان زخمهای پای دیابتی یک چالش کلینیکی مهم می باشد. زخمهای دیابتی سرکش و مقاوم به اکثر درمانهای شایع پاسخی نمی دهند. در این گزارش ما هشت بیمار با زخم دیابتی سرکش و مقاوم را با نگرش اخیر درمان ترکیبی سلول های تک هسته ای مغز استخوان، فاکتورهای رشد پلاکتی، چسب فیبرین و ماتریکس کلاژن تحت مطالعه قرار دادیم.روش ها: در این مطالعه هشت بیمار با زخم پای دیابتی که به درمانهای مرسوم پاسخ مناسب نداده مورد بررسی قرار گرفتند. دو روز قبل از آسپیراسیون مغز استخوان 100 میلی لیتر خون محیطی گرفته و پلاکت و چسب فیبرینی تهیه گردید. مغز استخوان از بال ایلیاک تحت آنستزی اپی دورال آسپیره گردید. سلول های جداسازی شده مغز استخوان به صورت تزریق در عمق زخم و قرار دادن در موضع زخم به همراه پلاکت، چسب فیبرین و ماتریکس کلاژن مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: زخم در سه بیمار بعد از چهار هفته به طور کامل بهبود یافته و در بیماران دیگر کاهش زخم به طور قابل توجه مشاهده گردید.بحث و نتیجه گیری: مطالعه ما این پیشنهاد را مطرح می کند که ترکیب سلول های مغز استخوان خودی، پلاکتها، چسب فیبرین و ماتریکس کلاژن می تواند به صورت ایمن به منظور تسریع در ترمیم زخم مزمن دیابتی مورد استفاده قرار گیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 860

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    360
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

زمینه و هدف: بافت بلاستمایی تجمعی از سلول های تمایز نیافته می باشند که قابلیت تقسیم و تمایز سلولی مشابه با سلول های جنینی را دارند. در این پژوهش تاثیرات احتمالی بافت بلاستمایی تشکیل شده در لاله گوش بر روی عضله ران تخریب شده همان خرگوش، بررسی و تحقیق شده است.روش کار: در این پژوهش از پنج خرگوش نر سفید نژاد نیوزلندی با وزن تقریبی 2 کیلوگرم استفاده شد. بعد از ایجاد سوراخ در لاله گوش و سپری شدن زمان لازم بافت بلاستمایی تشکیل شده را جدا نموده و پس از تقسیم، یکی از آن ها را به محل عضله ران تخریب شده انتقال و کاشت دادیم. جهت مقایسه و بررسی، انتقال و کاشت حلقه کامل بلاستمای جدا شده، تقسیم حلقه کامل به 4 قسمت مساوی و نیز انتقال و کاشت بخشی از لاله گوش که قبلا q سوراخ نشده است و همچنین فقط تخریب عضله ران، پس از گذشت زمان 10، 40 و 60 روز بعد از پیوند جهت مطالعات هیستولوژیکی موضع پیوند مورد آزمون Anova، واریانس یک طرفه قرار داده شد.نتایج: در مطالعات میکروسکوپ الکترونی وجود سلول های بلاستمایی از زمان سوراخ کردن لاله گوش خرگوش بعد از گذشت حدود 7 روز تایید شده و سپس در روزهای سیزدهم تعداد سلول های بلاستمایی در حد بسیار قابل توجهی دیده می شوند.نتیجه گیری: تحقیقات نشان داده است که سن بلاستما و زمان برداشت بافت در تمایزات بعدی سلول های این بافت حایز اهمیت است. در مجموع چنین نتیجه گیری می شود که احتمالا سلول های بلاستمایی در سنین مختلف می توانند وجود داشته باشند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 360

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    783
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: شترها دارای سیستم ایمنی منحصربه فردی هستند که قادر به تولید آنتی بادی های تک دومینی بازنجیره سنگین هستند. دومین اختصاصی آنتی ژن در زنجیره سنگین ایمونوگلوبولین آن ها (VHH) کوچکترین واحدهای اتصالی هستند که بوسیله سیستم ایمنی تولید می شود. این خصوصیت آنتی بادی های شتری آنها را ابزاری مناسب برای تحقیقات و کاربردهای دیگری مانند تصویر برداری تومور و درمان سرطان می سازد. امروزه آنتی بادی های نوترکیب به خاطر اثرات منحصر به فرد و اختصاصی شان به روی سلول های سرطانی توجهات خاصی را به خود جلب کرده است. این آنتی بادی ها با هدف گیری آنتی ژن های اختصاصی تومور باعث ممانعت از رشد تومور و در نهایت مهار سرطان می شود. پیشرفت در زمینه مهندسی آنتی بادی و ظهور تکنولوژی های جدید غربالگری مانند تکنولوژی نمایش فاژی باعث تولید آنتی بادی های کامل انسانی ازمنابع انسانی ایمن و غیرایمن شده است.روش ها: در این تحقیق، ابتدا شترها با هموژنهای بافتی بیماران گلیوبلاستوما، مدولابلاستوما و سرطان سینه، که سلول های آنها بخوبی EGFR را بیان می کنند، ایمنی زایی می شوند. بعد از ایمن کردن شترها و استخراج RNA از سلول های خونی، VHH بوسیله nested-PCR تکثیر می گردد و در وکتور فاژمیدی PCOMB3X که توانایی کلون سازی با آنزیم Sfi1 دارد کلون می شود.نتیجه و بحث: وجود ژن آنتی بادی شتری بوسیله Colony Screening، Sequencing و برش آنزیمی در وکتورهای فاژمیدی اثبات گردید. ما نتیجه می گیریم که با استفاده از تکنیک نمایش فاژی، قطعات آنتی بادی مخصوص آنتی ژن (VHH) را می توان به آسانی از شترها بدست آورد. ممکن است این آنتی بادی ها یک داوطلب خوب برای تشخیص و درمان تومور باشند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 783

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    945
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: امروزه، نانو ساختارها بعلت داشتن فرآیندهای ویژه و اجتصاصی بودن در واکنش های بیولوژیکی و داروی باعث جلب توجه دانشمندان شده اند. در پزشکی، فناوری نانو برای ردیابی اولیه، تشخیص و درمان بیماری ها مورد استفاده قرار گرفته است. حتی با پیشرفت های بیولوژیکی و دارویی که جامعه علمی دست یافته است، سرطان هنوز، بدون شک، یکی از بزرگترین بیماری های مهلک جهان است. تمرکز فعلی در توسعه روش های درمانی سرطان در دارورسانی متمرکز است که با کمترین غلظت استفاده شده سلولهای سرطانی را مورد حمله قرار گیرد و برای بافت های سالم ضرر رسان نباشد. مطالعات نشان داده اند که قرار دادن دارو های ضد سرطانی در پوشش های نانوی زیرمیکرونی می تواند در کنترل توزیع داروها در بدن کمک کند. اساس این روش افزایش اثر ضدسرطانی و کاهش اثرات زیان آور سیستماتیک داروهای مورد استفاده است. بنابراین، سیستم های داروی حاوی نانو مواد در فناوری نانو ضدسرطان مورد توجه قرار گرفته اند.روش کار: در این مطالعه، اثر ضدسرطانی نانو مواد پارا مغناطیسی اکسی آهن حاوی دارو دوکسوروبیسین بر روی سلولهای سرطانی تخمدان انسان A2780 پرداخته می شود. دوکسوروبیسین بعنوان داروی ضدسرطانی با پوشش نانو مواد استفاده می شود و که این پوشش با استفاده از روش تبخیر حلال و emulsification cross-linking روی دارو قرار داده می شود.نتایج: در مطالعه حاضر تشخیص خواص فیزیکی نانو مواد با روش های متفاوت انجام شده و نانو مواد یونیفرم با اندازه 50±5 nm بدست آمد. همچنین سرعت ترخیص دارو از پوشش اکسید آهن با موفقیت انجام شد. آزمایش های سیتوتوکسیستی که با استفاده از میکروسکوپ مجازی بدست آورده شده نشان دادند که کمپلکس نانو پوشش و دوکسوروبیسین سمیت کمتر و اثرات ضدسرطانی بیشتر با مقایسه با دوکسوروبیسین تنها داشته و همچنین در صد بالای این مرکب تنها سلولهای سرطانی را مورد حمله قرار گرفته.نتیجه گیری: نتایج ثابت کردند که استفاده از داروی ضدسرطانی با استفاده از پوشش اکسید آهن نه تنها موثر بوده بلکه اثرات ضدسرطانی بیشتری داره که این خاصیت از هدفدار شدن دارو در حضور نانو مواد بدست آورده شده.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 945

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    712
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: با وجودی که مهندسی بافت و درمان بر پایه سلول توانایی ترمیم بافت های آسیب دیده انسانی را دارد، اما با برخی مشکلات نیز همراه است. از آن جمله برخی از سلول ها در شرایط آزمایشگاهی فنوتیپ تمایزی خود را از دست می دهند و به این علت در پاسخ سلول های مختلف استخراج شده از بافت یکسان تنوع زیادی وجود دارد. به خصوص رده های سلولی توموری، به علت تغییر ژنومی ناشی از فرآیندهای نامیرا شدن از نظر عملکردی با سلول-های اولیه و اجدادی تفاوت قابل توجهی دارند که این مسئله مطالعات این حوزه را متاثر می سازد. با توجه به استفاده گسترده از رده های سلولی تثبیت شده در مطالعات سلولی، ارزیابی تفاوت این سلول ها با سلول های اجدادی به عنوان گروه سلولی چندتوان و سلول های اولیه حائز اهمیت است. مطالعات اخیر نشان داده که پاسخ سلول های اجدادی و سلول های اولیه با رده های سلولی استاندارد توموری تفاوت قابل ملاحظه ای دارد.روش: هدف پژوهش حاضر مقایسه سلول های اولیه چند توان با رده های سلولی استاندارد استخراج شده از بافت توموری مشابه بر اساس پژوهش های منتشر شده می باشد. به این منظور مطالعاتی که در فاصله سال های 2000 تا 2010 میلادی بر پاسخ این دو گروه سلولی به محرک های مختلف مکانیکی تمرکز کرده اند از طریق بانک اطلاعاتی Medline بررسی شد. بافت های استخوان و غضروف، به عنوان منبع سلول های متاثر از بارگذاری مکانیکی انتخاب شدند. علاوه بر میزان و نوع تحریک، تاثیر برخی متغیرهای دیگر مثل تنوع گونه ها، ناهمگونی سلولی، سطوح تمایزی مختلف و ناپایداری ژنومی نیز ارزیابی شد که موید پیچیدگی اختلاف پاسخ سلول های اجدادی و سلول های استاندارد به تحریک می باشد.یافته ها: اختلاف قابل ملاحظه ای در پاسخ شیمیایی و مکانیکی سلول های اجدادی و سلول های استاندارد به سطوح مختلف محرک ها وجود دارد. برخی از رده های توموری قادر به بیان مارکرهای اختصاصی بافت مرجع نمی باشند و در سایر گروه ها نیز سطح بیان در حد سلول های اجدادی آن بافت نیست. درجه تمایز و دفعات کشت سلول های اجدادی بر پاسخ این سلول ها اثر می گذارد.بحث و نتیجه گیری: مطالعه بر پایه رده های سلولی توموری و مقایسه و تعمیم نتایج به سلول های اجدادی مستلزم برخی ملاحظات می باشد و باید در نظر داشت که این دو گروه سلول ها در شرایط آزمایشگاهی رفتار یکسانی نشان نمی دهند. با وجودی که سلول های توموری به علت نامیرا بودن و سهولت دسترسی در مطالعات حوزه سلولی ابزاری بسیار ارزشمند هستند، اما در استفاده از نتایج آنها باید دقت کافی نمود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 712

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    3905
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

تغییرات ژنتیکی بسیاری در سرطانی شدن سلول های نرمال دخیل اند، به همین دلیل، ژن درمانی تکنیکی است که در درمان سرطان بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. بعلت طبیعت پیچیده سرطان، استراتژی های ژن درمانی در دو حیطه ایمونولوژیکی و مولکولی تعریف می شوند. در ژن درمانی مولکولی، دو گروه ژنی اصلی شامل انکوژنها و ژن های سرکوبگر تومور هدف هستند در حالیکه در ژن درمانی ایمونولوژیکی، پاسخ های ایمنی سلول های لنفوسیت T مدنظر است. آنتی ژن های سلول های سرطانی پس از سنتز می توانند از طریق کمپلکس سازگاری بافتی (MHC) در سطح سلول عرضه شوند، جائیکه سلول های T می توانند پاسخ های ایمنی مختلفی از قبیل اثرات سایتوتوکسیسیتی را واسطه گری کنند. با این وجود، توانایی سلول های سرطانی در فرار از سیستم ایمنی (از طریق ترشح فاکتورهای سرکوبگر پاسخ ایمنی مانند IL-10،TGF-B  و VGEF) و نیز کاهش بیان آنتی ژن های توموری و یا مولکول های MHC، باز هم سبب رشد تومور می شوند. در میان روش های مختلف ژن درمانی ایمونولوژیکی، دستکاری سلول های عرضه کننده آنتی ژن بمنظور عرضه بهتر آنتی ژنهای توموری و تقویت پاسخ های ایمنی در شرایط Ex vivo، به مراحل آزمایشات بالینی رسیده است. سلول های دندرتیکی (DC) قویترین سلول های عرضه کننده آنتی ژن هستند. DC های مهندسی شده می توانند پاسخ های ایمنی قوی ای علیه سلول های سرطانی راه اندازی نمایند و دستکاری ژنی به روش ex vivo در کنار روش های معمول درمانی مثل کموتراپی و رادیوتراپی، در درمان سرطان بسیار کارآمد است. در این سخنرانی، مزایا و مشکلات روش های درمانی به کمکDC ، و نیز برخی از نتایج پیش بالینی گروه تحقیقاتی بخش ژنتیک انسانی پژوهشکده بوعلی در این زمینه، مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 3905

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    575
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: زجاجیه (vitreous humor) ژل شفافی است که فاصله بین عدسی و شبکیه را در کره چشم انسان و سایر مهره داران پر می کند، در واقع توده ژلاتینه بی رنگی است که به وسیله سلول های معینی در شبکیه تولید می شود. چگالی آن دو تا چهار برابر آب خالص است. زجاجیه حاوی آب، اسید هیالورونیک، کلاژن، ویتامین C و مواد معدنی است. به عبارت دیگر 99% وزنش را آب، 0.9% نمک ها و 0.1% پروتئین و پلی ساکاریدی باردار تشکیل می دهد. سلول های NT2 یک لاین از سلول های بنیادی شبه جنینی هستند که ویژگی هایی مانند پر توان بودن و خود نوسازی را دارا هستند. امروزه اثر اسید هیالورونیک در تکثیر و مهاجرت سلولی و در فرآیند ترمیم زخم ثابت شده است.روش ها: در این آزمایش دو فلاسک T25 حاوی سلول های NT2 انتخاب شد و یکی از آنها با رتینوئیک اسید 5-10 مولار با غلظت 1:1000 به مدت 4 روز تیمار شد، سپس پاساژ داده شد و به یکی از دو فلاسک حاصله، زجاجیه خرگوش سفید نژاد نیوزلندی به مقدار 375 میکرولیتر در 5 میلی لیتر (7.5%) اضافه شد و پس از 4 روز سلول ها در پلیت های شش خانه کشت شد. سلول های NT2 به عنوان کنترل و سلول های تیمار شده با رتینوئیک اسید (بدون تیمار با زجاجیه) نیز همزمان در پلیت های شش خانه ای کشت داده شدند. سلول ها در فواصل زمانی سه، شش و نه روز پس از کشت با استفاده از لام نئوبار شمارش شدند.یافته ها: نتایج نشان دادند که تعداد سلول های تیمار شده با رتینوئیک اسید نسبت به سلول های NT2 کنترل کمتر بودند و تعداد سلول هایی که پس از تیمار با رتینوئیک اسید با زجاجیه تیمار شده بودند، نسبت به سلول هایی که به تنهایی با رتینوئیک اسید تیمار شده بود، افزایش یافته بودند.بحث و نتیجه گیری: از آنجایی که زجاجیه حاوی اسید هیالورونیک است و نقش اسید هیالورونیک در تکثیر سلول ها مشخص شده است، بنابراین می توان نتیجه گرفت زجاجیه به دلیل وجود موادی مانند اسید هیالورونیک در افزایش تکثیر سلول های NT2 تمایز یافته، موثر است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 575

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    658
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: هدف اصلی مهندسی بافت بازسازی بافت های زنده به منظور جایگزینی بافت ها و اندام های آسیب دیده یا از بین رفته انسان و جانوران زنده می باشد. برای وصول به این هدف، سلول ها و داربست های طبیعی یا سنتزی اجزای ضروری می باشند. سلول های بنیادی مزانشیمی به علت ویژگی های خاصی از جمله قابلیت خود تجدیدی و توانایی تمایز به فنوتیپ های مختلف سلولی، برای درمان آسیب های نخاعی، ایسکمی های میوکاردی، آسیب های استخوان، بیماری های عصبی و جراحات پوستی بکار رفته اند. با توجه به اینکه پیشرفت های بسیاری در زمینه مهندسی بافت پوست برای تهیه جایگزین های پوستی صورت گرفته است، با اینحال تلاش های اندکی جهت استفاده از سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان برای بازسازی اپیتلیوم در شیشه انجام شده است. در این مطالعه به منظور بررسی پتانسیل تمایزی سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان رت به سمت سلول های اپیتلیالی، این سلول ها بر روی داربست تهیه شده از لثه انسان کشت داده شدند.روش ها: به منظور تهیه داربست ها، بخش هایی از لثه انسان که از جراحی آزاد لثه تهیه شده بودند، با استفاده از دو شوینده سدیم دودسیل سولفات و تریتون X100 سلول زدایی شدند. پس از مراحل شست و شوی و استریلیزاسیون، داربست ها به مدت 4 هفته با سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان رت کشت شدند. در هفته های 1، 2 و 4 از داربست ها مقاطع بافتی تهیه و تحت بررسی های میکروسکوپی قرار گرفته شد.یافته ها: بررسی میکروسکوپی داربست های تهیه شده نشان داد که داربست ها کاملا سلول زدایی شده بودند و اپیدرم آن ها سالم مانده بود. مطالعه داربست های کشت شده روشن کرد که سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان رت پس از گذشت یک هفته توانستند یک لایه سلولی روی اپیدرم قبلی تشکیل دهند. پس از گذشت چهار هفته، سلول ها تکثیر یافته و چندین لایه سلولی شبیه اپیتلیوم روی داربست تشکیل داده بودند.بحث و نتیجه گیری: سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان رت تحت تاثیر داربست لثه سلول زدایی شده انسان توانستند ساختاری مشابه با اپیتلیوم را تشکیل دهند. این مطالعه ثابت می کند که سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان قابلیت تمایز به سلول های کراتینوسیت را دارند و حتی می توانند ساختاری مشابه اپیتلیوم را بازسازی کنند. امید است که این داربست ها، بتوانند به عنوان بستر مناسبی برای بررسی برهمکنش های سلول و ماتریکس خارج سلولی به کار روند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 658

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    522
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سیروز کبدی یکی از علل عمده مرگ و میر در جوامع بشری است، و در حال حاضر پیوند کبد به عنوان تنها راه نجات بخش بیماران مبتلا به آن شناخته شده است. اما کمبود اهداء عضو، رد پیوند، هزینه بالای پیوند و مشکلات ناش‍‍‍‍ی از مصرف طولان‍‍‍‍ی مدت داروهای سرکوبگر ایمن‍‍‍‍ی، دانشمندان عرصه زیست شناسی و پزشکی را به سمت سلول درمانی سوق داده است. سلول های بنیادی مزانشیمی بدلیل ویژگی های سرکوبگر ایمنی و در دسترس بودن، کاندید مناسبی در این زمینه می باشند. از طرفی مطالعات زیادی توان تمایزی این سلول ها، به سلول های کبدی را در شرایط آزمایشگاه و بدن موجود زنده نشان داده اند. نتایج حاصل از پیوند سلول های بنیادی مزانشیمی در جانوران مدل نشان داده که اثرات پیوند این سلول ها کوتاه مدت است. لذا در این مطالعه سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان با هدف تجدید اثر کوتاه مدت آنها در چند مرتبه به مدل موشی فیبروز حاصل از تزریق تتراکلرید کربن، پیوند شد.روش ها: فیبروز کبدی با استفاده از تزریق داخل صفاقی تتراکلرید کربن با دوز 1mL/kg به موش های ماده NMRI با دوبار تزریق در هفته و به مدت چهار هفته ایجاد گردید. گروه ها شامل: 1) کنترل (فقط تزریق تترا کلرید کربن به مدت نه هفته)، 2) شم (تزریق تتراکلرید کربن و حامل سلول ها) 3) گروه‍‍‍‍ی که سلول ها را در پایان هفته های چهارم پنجم و ششم و هر بار به میزان 1×106 سلول دریافت می کنند 4) گروه‍‍‍‍ی که یک بار 3×106 سلول در پایان هفته چهارم به آنها پیوند زده می شود. سلول های مزانشیم مغز استخوان با PKH26، نشان دار و از طریق رگ دمی پیوند زده شدند.در پایان هفته های پنجم و هفتم و نهم، تستهای عملکردی کبد (ALB, ALT) و میزان فیبروز کبدی بررسی شده و لانه گزینی سلول های پیوندی ارزیابی گردید.یافته ها: میزان آلبومین موشی در هر دو گروه سه و چهار به تدریج افزایش یافت و به میزان نرمال نزدیک شده بود. میزان ALT در گروه های سوم و چهارم به تدریج افزایش و در گروه های اول و دوم کاهش یافته بود. میزان رسوب کلاژن هم در گروه های اول و دوم به تدریج افزایش و در گروه های سوم و چهارم به تدریج کاهش را نشان داد.بحث و نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که، گروه هایی که سلول دریافت کرده اند، در وضعیت بهتری نسبت به گروه کنترل و شم قرار دارند، اما به نظر می رسد تفاوت چندانی میان دو گروه سلول درمانی، در روند بهبود کبد دیده نمی شود. سایر آنالیز ها، از جمله آنالیز مولکولی در حال انجام است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 522

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

عمانی سامانی رضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1962
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

پیشرفت علوم بیولوژی و ژنتیک بصورت غیر قابل تصور سریع شده است. در بسیاری از موارد ملاحظات و بررسی های اخلاقی و قانونی از اینگونه علوم عقب می مانند و جامعه در بعضی موارد با مباحثی خطر ساز روبرو می شود.سلول های بنیادی سلول هایی با دو قابلیت تکثیر و تمایز هستند که نوید جایگزینی سلول های از بین رفته و یا موجد بیماری را با سلول های جدید و درمان بیماری های صعب العلاج و یا لاعلاج را آورده اند. روندی که به آن سلول درمانی گفته می شود و به قول عده ای از دانشمندان در آینده جایگزین دارو درمانی خواهد شد.سلول های بنیادی بر اساس منشاء به انواعی تقسیم می گردد که هر کدام از این انواع مسائل اخلاقی مربوط به خود را دارد، اما یک خصوصیت خطرناک تمام این سلول ها قابلیت ایجاد تومور است. استفاده از فاکتورهای رشد و نیز مواد موجود در محیط کشت که گاها منشاء حیوانی دارند نیز ایجاد چالش نموده است. نیاز به ورود ژن برای ایجاد سلول های بنیادی پرتوان القایی و استفاده از وکتورهای ویروسی نیز مشکلی دیگر است.تولید سلول های بنیادی جنینی مستلزم از بین رفتن یک جنین در 5 روزگی (بلاستوسیست) است که خود مسائل اخلاقی تولید و استفاده از جنین انسان را به دنبال دارد. تمایز سلول های بنیادی خود به مشکلات اخلاقی می افزاید. مسائلی مثل خالص سازی سلول ها و عملکرد این سلول ها مشکلاتی است که باید به آنها توجه داشت. تفاوت ژنتیکی بین جنین اولیه و گیرنده پیوند مساله رد پیوند را مطرح می کند که در پیوند اعضاء نیز اتفاق می افتد. هر چند شبیه سازی درمانی می تواند راه حلی برای غلبه بر رد پیوند باشد، اما خود مشکلات و مسائل اخلاقی بسیاری به همراه آورده است.از آنجایی که نگهداری و استفاده از خون بند ناف نوزاد برای مادر و جنین ضرری ندارد، از نظر اخلاقی مشکلی ندارد و جهت استفاده از این سلول ها برای اشخاص دیگر نیازمند ملاحظات اخلاقی نظیر نگهداری بهینه و اطمینان از سلامت سلول ها و آلوده نشدن آن ها به ویروس ها و باکتری ها است. تشکیل بانک های سلول های بنیادی بندناف مساله تجاری سازی و کسب درآمد از راه نگهداری و استفاده از این سلول ها است که بعضی سوالات در رابطه با تجاری سازی را مطرح می کند. البته وسیع بودن دامنه HLA افراد بشر باعث می شود که حداقل تعداد خون مورد نیاز برای یک بانک قابل استفاده برای جامعه 50000 تخمین زده شود و بنابرین سودآوری بانک های بندناف کاهش یابد. اما به نظر نیاز مبرمی به قوانین و دستورالعمل های جامع در زمینه بانک های سلولی در ایران وجود دارد.به نظر می رسد که مراحل کارآزمایی بالینی در مطالعات سلولی با مطالعات دارویی متفاوت باشد. در فاز اول مطالعات دارویی، داروی جدید روی عده کمی داوطلب سالم آزمایش می شود اما به نظر می رسد که مطالعات سلولی را با آزمایش روی بیماران بسیار پیشرفته باید شروع نمود که داوطلب بوده و راه دیگری برای درمان ایشان موجود نباشد. از طرف دیگر دوره پی گیری بیماران تحت مطالعه در هر مرحله باید طولانی تر باشد زیرا عوارض درمان های سلولی اصولا طولانی مدت هستند. به نظر می رسد هیچگاه نباید پی گیری بیماران را خاتمه داد حتی اگر پژوهش خاتمه یابد. با این وسیله می توان هرگاه عوارضی در زمان های طولانی دیده شد که بتوان منشاء آن را سلول های مورد استفاده دانست، در مورد ادامه کارآزمایی های بالینی فکر کرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1962

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    5154
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

بیماری التهابی روده یک بیماری خودایمنی است که با پاسخ های کنترل نشده سیستم ایمنی ذاتی و اکتسابی همراه است. این بیماری به دو شکل وجود دارد: التهاب زخمی کولون و بیماری کراون. هر دو شکل بیماری، وقوع بدخیمی های دستگاه گوارش را افزایش داده و بدین ترتیب منجر به بالا رفتن قابل توجه آمار ابتلا و مرگ و میر در سراسر جهان شده اند. داروهای ضد التهاب تا داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی از درمان های معمول این بیماری هستند ولی به علت عوارض جانبی آنها نتایج رضایت بخشی حاصل نمی شود. تنها، درمان با سلول های بنیادی است که به طور همزمان از یک سو بافت تخریب شده روده را ترمیم و از سوی دیگر اختلالات سیستم ایمنی را تصحیح می کند. سلول های بنیادی حاصله از مغز استخوان، قابلیت تمایز به تمامی سلول های موجود در بافت روده را دارند. امید بر آنست تا با کمک مطالعاتی که در آزمایشگاه و نیز در شرایط زیستی انجام می شود، بتوان سلول های بنیادی را به این بیماران منتقل کرد.در این جهت، سلول های بنیادی مزانشیمی و خونساز، مورد توجه محققین این عرصه قرار گرفتند. سلول های بنیادی مزانشیمی را می توان از انواع مختلف بافت پیوندی از جمله مغز استخوان و بافت چربی جدا کرد. یافته های اخیر نشان می دهد سلول های مزانشیمی حاصله از مغز استخوان نقش بسزایی در ترمیم و بازسازی بافت فیبروز شده دارند. سلول های مزانشیمی (فیبروبلاست های زیر بافت پوششی روده) تکثیر و تمایز سلول های پوششی غشای پایه و متابولیسم ماده زمینه ای خارج سلولی را تنظیم می کنند. این سلول ها همچنین در تشخیص اجرام بیماری زا و بروز پاسخ های ایمنی و القا تحمل نسبت به آنها مشارکت فعال دارند. همچنین سلول های بنیادی مزانشیمی از طریق عرضه آنتی ژن به سلول های دفاعی و مهار بلوغ سلول های دندریتی، به طور غیراختصاصی پاسخ سیستم ایمنی را تغییر می دهند. علاوه بر این، این سلول ها با کاهش سطح سیتوکین های التهابی و افزایش سطح IL-10، شدت علائم بالینی و ضایعات بافتی ناشی از التهاب کولون را بهبود می دهند.تمایز سلول های بنیادی خونساز به دیگر سلول ها هنوز مورد سوال است ولی روشن شده است که این سلول ها به سلول های پیش ساز اندوتلیال تبدیل می شوند و بنابراین می توانند منابع مناسبی از سلول های بنیادی به منظور ترمیم بافت روده باشند. این سلول ها قابلیت مهاجرت نیز دارند بدین معنی که مستقیما می توانند به محل آسیب دیده مهاجرت کرده و به سلول های بافت پوششی و عوامل تنظیم کننده سیستم ایمنی که اختصاصی بافت روده هستند، تمایز یابند. این امر در نهایت منجر به بهبودی بافت مجروح و بازسازی سیستم موکوزی روده می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 5154

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    548
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان می توانند براحتی از مغز استخوان جداسازی شده و تا چندین پاساژ بدون از دست دادن توانایی چندتوانی خود رشد یابند. تمایز این سلول ها به سلول های عصبی می تواند ابزار مناسبی برای درمان بیماری ها و آسیب های سیستم عصبی باشد. استوروسپورین مهارکننده پروتئین کیناز است که بر فرارشد نوریت در انواع مختلفی از سلول ها اثر دارد. مورفین نیز یکی از موادی است که می تواند بر تمایز عصبی موثر باشد. غلظت های بسیار پایین مورفین می تواند فرارشد نوریت را در سلول های PC12 افزایش دهد. با توجه به اینکه تمایز عصبی با استفاده از استوروسپورین یک پدیده برگشت پذیر است می توان از اثرات حفاظتی و مثبت مورفین برای بهبود تمایز عصبی در سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان استفاده کرد.مواد و روش ها: سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان از ران و درشت نی موش نژاد NMRI جداسازی شده و در محیط کشت DMEM همراه با 10% سرم FBS کشت داده شدند. برای بررسی اثرات مورفین بر روی سلول های عصبی تمایز یافته با استوروسپورین، سلول های کشت داده شده در محیط تیماری شامل استوروسپورین با غلظت 214 نانو مولار همراه با غلظت های 10-4، 10-6، 10-8، 10-10، 10-12 مولار مورفین (به ترتیب تیمارهای  V, IV, III, II, I قرار گرفتند. سلول های کشت شده بدون مورفین به عنوان کنترل در نظر گرفته شدند. آزمون تمایز برای اثبات چندتوانی سلول های جداشده با استفاده از رنگ آمیزی سودان III و آلیزارین رد انجام شد. توانایی تشکیل کلنی برای شناسایی سلول های بنیادی مزانشیمی ده روز پس از کشت بررسی شد. طول نوریت های سلولها با اندازه گیری طول بلندترین نوریت 6، 12 و 24 ساعت پس از تیمار تعیین شد.یافته ها: بررسیهای هیستولوژیک نشان داد که سلول های جداسازی شده از مغز استخوان به سلول های چربی و استخوان تمایز یافتند. آزمون تشکیل کلنی وجود کلنی های منفرد را نشان داد. مجموع طول نوریت ها در گروه های تیمار V, IV, III, II ,I به ترتیب 5.69±279، 5.39±255، 4.93±6.68، 248±246 و 6.08±231 و در گروه کنترل 6.57±233 میکرو متر بود. طول بلندترین نوریت در تیمارهای I و II در مقایسه با کنترل افزایش معنادار داشت ((p<0.05.بحث و نتیجه گیری: نتایج ما پیشنهاد می کند که مورفین می تواند فرا رشد نوریت را در سلول های بنیادی تمایز یافته با استوروسپورین افزایش دهد. بنابراین می توان از مورفین برای بهبود تمایز عصبی سلول های بنیادی استفاده کرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 548

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    393
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

سلول های P19 دودمانی از سلول های کارسینومای جنینی چند استعدادی هستند که قادرند به طور مداوم در محیط کشت حاوی سرم رشد نموده و برای تمایز به هر دو دودمان مزودرمی و اکتودرمی القا شوند. تمایز این سلول ها می تواند به وسیله داروهای غیرسمی کنترل شود. در صورت تیمار سلول های P19 با دپرنیل، این سلول ها به انواع سلولی مشابه با سلول های مشتق شده از نورواکتودرم تمایز می یابند.اثر ضد پارکینسونی دپرنیل توسط محققان مختلف گزارش شده است. از طرف دیگر، تمایل روزافزونی در کاربرد بالقوه درمان با سلول بنیادی در بیماری پارکینسون وجود دارد. در این بررسی، دپرنیل برای القای تمایز عصبی در سلول های کارسینومای جنینی P19 پرتوان و تمایز نیافته استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که دپرنیل می تواند فنوتیپ عصبی همراه با بیان مارکرهای عصبی را القا کند.سلول ها با استفاده از محیط کشت a-MEM حاوی 15 درصد سرم گاوی جنینی (FBS) کشت داده شدند. در گروه تیمار، دپرنیل برای القای تمایز اجسام شبه جنینی (EB) به دودمان عصبی استفاده شده است. در ابتدا تست درصد بقای سلولی (cell viability test) برای انتخاب محدوده دوزهای غیر سمی استفاده شد. دوز القایی مناسب با استفاده از غلظت های مختلف دپرنیل (-10-11 10-6 مولار) بدست آمد. در طی آزمایش بقای سلول های P19 با روش رنگ آمیزی تریپان بلو تعیین شد. پاسخ مناسب در غلظت 8-10 مولار بود که برای مطالعات بعدی استفاده شده است. روش های مورفولوژیکی و ایمونوفلورسنس برای ارزیابی تمایز سلول های P19، کرزیل ویوله برای بررسی مورفولوژیکی، آنتی بادی های ضد سیناپتوفیزین و ضد بتا- توبولین III برای تشخیص فنوتیپ عصبی سلول ها استفاده شد.نتایج نشان داد که دپرنیل می تواند تمایز سلول های P19 را به سلول های عصبی به صورت وابسته به دوز القا کند. این مطالعه استفاده توأم دپرنیل و درمان با سلول های بنیادی را برای بهبود نقایص در بیماری های تحلیل عصبی پیشنهاد می کند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 393

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    635
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

سابقه و هدف: سرطان پستان یکی از مهمترین تومورهای بدخیم و دومین سرطان شایع در خانم ها می باشد، مجموعه ای از عوامل محیطی و آسیب های ژنتیکی در ایجاد این سرطان نقش دارند. ژن Ki67 یک پروتوانکوژن می باشد که در روند تکثیر سلولی فعال است. بررسی پروتئین Ki67 از نظر پاسخ به شیمی درمانی و پیش آگهی بیماری اهمیت دارد. هدف ازاین مطالعه بررسی بیان ژن Ki67 در بیماران مبتلا به سرطان پستان به روش ایمونوهیستوشیمی می باشد.مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 80 نمونه سرطانی پستان که در طول سال های 85 تا 88 به بیمارستان های شهر سبزوار مراجعه کرده بودند انجام شد. بعد از ثابت کردن نمونه ها در فرمالین، پاساژ بافتی بر روی نمونه ها انجام شد. بعد از رنگ آمیزی با هماتوکسیلین و ائوزین در صورت تشخیص بدخیمی توسط پاتولوژیست ها، بیان ژن Ki67 به روش ایمونوهیستوشیمی در نمونه ها تعیین شد و با توجه به در نظر گرفتن درصد و شدت رنگ پذیری سلول ها، اسلایدها به درجه منفی، ضعیف، متوسط و شدید تقسیم بندی شدند. داده ها با نرم افزار SPSS با استفاده از آزمون مجذور کای دو و تست فیشر تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: از تعداد 80 نمونه سرطانی بافت پستان در 37 نمونه (%46.3) مارکر پرولیفراتیو Ki67 در بیش از 10 درصد سلول ها مشاهده شد که میزان رنگ پذیری آنها در 15 مورد یک مثبت (+)، در 14 مورد 2 مثبت (++) و در 8 مورد سه مثبت (+++) بود. بین مرحله تومور و بیان ژن Ki67 ارتباط معنادار آماری مشاهده شد (P=0.001). همچنین تست فیشر نشان داد که بین نوع تومور با بیان ژن Ki67 ارتباط آماری معنادار وجود دارد (P=0.02). ولی بین گرید تومور و بیان ژن Ki67 در سلول های سرطانی بافت پستان ارتباط معنادار آماری مشاهده نشد (P=0.14).نتیجه گیری: بیان ژنKi67  در بیماران مبتلا به سرطان پستان که در مرحله پیشرفته بیماری و متاستاتیک قرار دارند بیشتر مشاهده شد. بنابراین می توان تصور کرد که بیان ژن Ki67 در تومورهای مهاجم و پیشرفته بیشتر بیان می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 635

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    840
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: تولید نورون ها که برای جایگزینی بافت آسیب دیده بکار برده می شود مرحله کلیدی در سلول درمانی بیماری های تخریب کننده سیستم عصبی است. منابع سلولی متعددی برای تولید نورون معرفی شده که در این میان سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان به لحاظ مسائل اخلاقی بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. این سلول ها قادرند حتی در حضور مواد شیمیایی ساده نظیر 2-مرکاپتواتانول به سلول های شبه نورون تمایز یابند. هدف از این تحقیق بررسی توان زیستی، تغییرات مورفولوژیکی و مولکولی است که طی تمایز سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان به سلولهای شبه نورون توسط 2-مرکاپتواتانول رخ می دهد.مواد و روش ها: سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت پس از جداسازی در محیط کشت DMEM حاوی سرم %15 FBS و پنی سیلین - استرپتومایسین تا مرحله پاساژ سوم رشد داده شد. تمایز سلول های کشت داده شده در دو مرحله پیش القا با کاربرد مرکاپتواتانول 1 میلی مولار در محیط DMEM سرم دار و مرحله القا با کاربرد مرکاپتواتانول 10 میلی مولار در محیط DMEM فاقد سرم انجام شد. سپس در فواصل زمانی 1، 5 و 24 ساعت پس از القاء توان زیستی سلول های شبه نورون حاصل با کمک آزمون MTT و تغییرات مورفولوژیکی آن ها با رنگ آمیزی های فلورسانت هوخست، پروپیدیوم آیداید و آکریدین اورنج بررسی شد. همچنین بیان ژن نستین به عنوان مارکر مولکولی نورون با استفاده از روش RT-PCR بررسی شد.یافته ها: سلول های بنیادی مزانشیم در حضور 2-مرکاپتواتانول دارای مورفولوژی مشابه سلول های شبه نورون با جسم سلولی کوچک و استطاله های سیتوپلاسمیک مشخص بود. در راستای این تغییرات مورفولوژیک افزایش قابل توجهی در بیان ژن نستین در سلول های شبه نورون نیز مشاهده شد. به هر حال با گذشت زمان تعداد سلول های زنده تیمار شده با 2-مرکاپتواتانول کاهش معنی داری (P<0.05) را نسبت به گروه کنترل نشان داد.بحث و نتیجه گیری: در این مطالعه تیمار سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان موش صحرایی با 2-مرکاپتواتانول باعث بروز تغییرات مورفولوژیکی نظیر سلول های شبه نورون شد. علاوه بر این 2-مرکاپتواتانول باعث القاء افزایش بیان ژن نستین در این سلول ها نیز گردید که می توان در جهت تایید این تغییرات مورفولوژیک قلمداد کرد. اگر چه برخی از محققین این تغییرات مورفولوزیک را به دلیل بی نظمی سریع در رشته های اکتین اسکلت سلولی و جمع شدن سلول و انقباض لبه های آن دانسته و به عنوان تغییرات سایتوتوکسیکی مطرح کرده اند ولی افزایش بیان ژن نستین در این سلول ها نشان می دهد که برای قضاوت صحیح تری از این تغییرات مورفولوژیکی باید سایر مارکرهای مولکولی در این سلول ها مورد مطالعه قرار گیرند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 840

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    281
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: اخیرا تعداد کثیری از محققان بر روی تحریک رسپتورهای غشاء سلولهای بنیادی جنینی از طریق واکنش با سطوح جامد به منظور کنترل تمایز و عملکرد سلولها تمرکز کرده اند. در مطالعه فعلی، یک سیستم کشت in vitro با بکارگیری دنریمر سنتزشده همراه با لیگاند گلوکز (سطحGLU/D ) به منظور تقویت سلول های بنیادی در حالت تمایز نیافته (از طریق پاساژ سلول ها بر روی سطح مذکور) مورد بررسی قرار گرفت.روش ها: سلول بنیادی موش در محیط کشت GMEM حاوی 1000 U/ml LIF کشت داده شد. دانسیته اولیه سلول های کاشته شده، 5.0´103 cells/cm2 در نظر گرفته شد. سطوح پلاستیکی 6-well plate به عنوان بستر اولیه جهت نشاندن لیگاند D-glucose انتخاب گردید.یافته ها: سلول های بنیادی بر روی سطوح GLU/D به تدریج تکثیریافته کلونی های کروی تشکیل دادند. در مقابل سلول های بر روی سطوح پوشانده شده با ژلاتین، کلونی های نسبتا تخت و مسطح تشکیل دادند. اگر چه مکانیسم تشکیل کلونی های کروی روی سطح GLU/D هنوز نامشخص است، یک احتمال میتواند به دلیل کنترل فعالیت ,Rho family GTPase همراه با افزایش تشکیل کلونی های کروی توسط E- cadherin می باشد که عنصری بسیار مهم در چسبندگی سلول های بنیادی جنینی به شمار می رود.در حالی که کلونی های کروی تشکیل شده بر روی GLU/D از نظر مورفولوژی شباهت به تجمع های سلولی به نام  embryoid body (EB)تحت شرایط LIF+ دارند، نتایج نشان دادند که حالت تمایز نیافته سلولهای بنیادی در هر کدام از تجمع های سلولی متفاوت می باشند. نتایج immunostaining نشان داد که هر دو نوع سلول (در پاساژ یک) از نظر بیان ژن های Gata4 و Nanog، یکسان می باشند. در ارتباط با EB ها در پاساژ 4،Gata4  نه تنها در لایه بیرونی، بلکه در داخل تجمع سلولی نیز بیان شد که نشان دهنده تجمع سلولهای اندودرم اولیه می باشد، در حالیکه بیان  Gata4در کلونی های کروی تشکیل شده بر روی GLU/D قابل ملاحظه نبود. این نتایج نشان دهنده این است که سلولها در کلونی های کروی روی سطح GLU/D در یک حالت تمایزنیافته حفظ شدند و بیان خیلی پایینی از مارکرهای اندودرم اولیه را نشان دادند.بحث و نتیجه گیری: در کار تحقیقاتی فعلی نشان داده شد که سطح GLU/D می تواند باعث تشکیل کلونی های کروی شکل سلولهای بنیادی با بیان خیلی پایینی از مارکرهای اندودرم اولیه گردید. این نتایج نشان می دهد که سطح GLU/D می تواند به عنوان ابزاری جهت کنترل عملکرد و سرنوشت سلولهای بنیادی بکار رود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 281

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    4839
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: اختلالات کبدی یک تهدید بالقوه برای همه جوامع حتی توسعه یافته باقی مانده است. با وجود پیشرفت سریع در فن آوری های پزشکی، بیماری های دژنراتیو مزمن بسیاری از بیماران را به پایانی غم انگیز به ویژه در سیروز کبدی می رسانند. شیوع بالای ویروس هپاتیت سی (HCV) در برخی از مناطق و افزایش مصرف مشروبات الکلی و غذاهای آماده بعلاوه سبک نامناسب زندگی و فعالیت های کم فیزیکی شتاب بروز بیماری های کبدی را افزایش داده است. پیوند کبد درمان استاندارد برای این بیماران از اوایل دهه 1970 شده است، با این حال عدم وجود اهدا کننده مناسب و سالم آن را محدود کرده است. پژوهشگران روش های مبتنی بر سلول درمانی را به عنوان یک استراتژی جایگزین در اختلالات کبدی پیشرفته معرفی کرده اند.سلول های بنیادی: سلول های بنیادی سلول های پرتوان هستند که می تواند به سلول های مختلف عملکردی متمایز و ظرفیت تکثیر آنها بی پایان است. این دو صفت مهم آنها را نامزد مناسب برای تامین مقدار کافی از سلول ها برای اهداف درمانی کرده است. تقسیم بندی سلول های بنیادی بر اساس منشاء آنها و یا روش خاصی است که توسط آنها تولید می شوند.طب ترمیمی: جایگزینی سلول دژنره با سالم در یک اندام آسیب دیده و تولید بافت های قابل پیوند اهدف اصلی در این علم می باشند. مهندسی بافت و فناوری سلول های بنیادی دو بال طب ترمیمی هستند.وضعیت حال حاضر در سلول درمانی: با توجه به آزمایش های بالینی. پیوند اتولوگ سلول های بنیادی مشتق از مغز استخوان در اختلالات کبدی امیدوار کننده است. ترشح paracrine عوامل رشد و مولکول های بیوشیمیایی فعال از این سلول ها ساز و کار اساسی در این فرآیند است. ما به شواهد بیشتری نیاز داریم.آینده در سلول درمانی: سلول های مشتق از مغز استخوان می تواند به نحوی عملکرد کبدی را بهبود ببخشند، اما تمایز آنها به سلول های کبدی معمول نیست و پس از چند ماه عملکرد خود را از دست می دهند. استفاده از سلول های بنیادی القایی (iPSCs) به عنوان نامزد بالقوه در سلول درمانی در بیماری های کبدی به شرطی عملی خواهد شد که خطر تومورزایی آنها رفع شود. توسعه کبد مصنوعی می تواند در شرایط اضطراری بیماران کبدی را پشتیبانی کند. پژوهشکده رویان و مرکز تحقیقات بیماری های گوارش و کبدی (DDRC) در دانشگاه علوم پزشکی تهران، آزمایشات کلینیکی در زمینه سلول درمانی در رابطه با ناهنجاری های کبدی در فاز اول و دوم را در گروه medicine regenerative انجام داده و در حال حاضر در فاز سوم و در حال ارزیابی کارآیی آن می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4839

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    559
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: یکی از منابع سلولی، بافت بلاستما است که تجمعی از سلول های تمایز نیافته می باشد که در بخش هایی از پیکر بعضی از موجودات زنده می توانند ایجاد گردند. این سلول ها قابلیت های تقسیم و تمایز سلولی را مشابه با سلول های بنیادی جنینی دارا می باشند. با توجه به اینکه درمان های پزشکی برای ضایعات بافت های دهانی و دندانی سالیانه میلیون ها انسان را در بر می گیرد. در این مطالعه سعی خواهد شد از بافت کوریون لثه آزاد انسان به عنوان داربست استفاده شود و یک ماتریکس متخلخل فاقد سلول ایجاد شود. بافت لثه انسان خود حاوی مقدار زیادی الیاف کلاژن است و اینکه کلاژن به عنوان داربست طبیعی دارای سازش پذیری زیستی بالایی است که این یکی از ویژگی های داربست طبیعی بوده و امکان جایگزینی آسان سلول و فاکتور رشد را فراهم می کند.روش ها: برای این کار ابتدا قطعات استوانه ای شکلی از لثه انسان تهیه شد و سپس با روش Snap freezing و استفاده از دترژنت سدیم دودسیل سولفات (SDS) و Triton X-100 بافت حاصل سلول زدایی گردید. سپس داربست-های تهیه شده درون حلقه های بلاستمایی قرار داده شد و در محیط کشت به مدت 25 روز نگهداری شدند. نمونه برداری از بلاستما و داربست همراه آن هر 5 روز یک بار صورت گرفت.یافته ها: مطالعات میکروسکوپی و آماده سازی نمونه ها، حذف سلول ها از داربست آماده شده را تایید نمود. علاوه بر این مطالعات بافتی در روز پنجم، نفوذ سلول های بلاستمایی به داخل داربست لثه انسان را نشان داد. در روز دهم، افزایش در تعداد و عمق سلول های نفوذ کرده دیده شد. در روز پانزدهم علاوه بر نفوذ، تقسیم و تمایز احتمالی سلول های بلاستمایی به سلول های فیبروبلاستی و فیبروسیتی مشاهده گردید همچنین اپیدرم زایی نیز قابل مشاهده بود. در روز بیستم و بیست و پنجم، از شدت نفوذ سلول ها کاسته شده بود.بحث و نتیجه گیری: بنابراین نتایج نشان دادند که امکان تهیه یک داربست طبیعی از لثه آزاد انسان به این روش وجود دارد. این داربست می تواند دارای اثر القایی بر رفتارهای سلولی از قبیل مهاجرت، چسبندگی، تقسیم و احتمالا تمایز باشد. هر چند مطالعات بیشتری برای اثبات هویت سلول ها و سایر ویژگی های این داربست و همچنین امکان استفاده از آن در روش های مهندسی بافت لثه ای مورد نیاز است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 559

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    686
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: عصاره کندر از قدیمی ترین داروهای تجویزی در طب باستانی هند و چین و نیز طب سنتی ایرانی برای درمان بیماری نورودژنره آلزایمر بوده است و نیز از اصلی ترین بخشهای عصاره کندر، بتابوسولیک اسید (BBA) می باشد. دکتر ریاضی و همکاران اخیرا در گزارشی نشان داده اند که اثر BBA بر روی سلولهای بنیادی عصبی، باعث پایداری میکروتوبولها می گردد. ما در این مطالعه، اثر BBA را بر روی سلولهای بنیادی جنینی مورد بررسی مولکولی در سطح mRNA قرار داده ایم. سلولهای بنیادی، سلولهای پرتوانی هستند که توانایی تمایز بالقوه به رده های مختلف سلولی را دارند. یکی از پروتکل های تمایزی این سلولها، روش ساخت اجسام شبه جنینی (EB) است. در پروتکلهایی که هدف آن، تولید سلولهای عصبی می باشد، از مولکول شیمیایی رتینوئیک اسید استفاده می گردد که در اینجا تاثیر عصاره کندر و رتینوئیک اسید را در افزایش بیان ژنهای اختصاصی عصبی مورد سنجش قرار گرفته شده است.روش ها: در این مطالعه اثر عصاره کندر (حاوی ماده موثره (BBA و نیز مولکول رتینوئیک اسید (RA) و اثر ترکیبی این دو ماده را بر تغییرات میکروسکوپی و تغییرات نسبی بیان ژنهای اختصاصی، در تمایز سلولهای بنیادی جنینی بررسی شده است. سلول های بنیادی جنینی موشی (CGR8) کشت داده شده در محیط کشت KO-DMEM حاوی SR%10 و FBS%5، آنتی بیوتیک،LIF  با استفاده از تریپسین به شکل تک سلول درآمده، به نسبت2x104 cell/cm2 در پلیت با چسبندگی کم، کشت شدند. از روز دوم، پس از تشکیل اجسام شبه جنینی، در تیمارهای رتینوئیک اسید و BBA به ترتیب از غلظتهای 10-8 مولار و 10-5 مولار بکاربرده شد. روز ششم، از نمونه ها با استفاده از Trizol استخراج RNA صورت گرفت و با استفاده از تکنیک کمی Real-time PCR بیان نسبی ژنهای Nestin,OTX2 ,MAP2 مورد سنجش قرار گرفتند.یافته ها: در مشاهدات میکروسکوپی با میکروسکوپ نوری، در تیمارهای رتینوئیک اسید و رتینوئیک اسید همراه با BBA اجسام آپوپتوزی مشاهده شد. در ژنهای Nestin,OTX2 ,MAP2 نیز به ترتیب بیشترین بیان نسبی را در تیمار BBA همراه RA و بعد در تیمار RA و سپس در تیمار با BBA مشاهده گردید.بحث و نتیجه گیری: بتا-بوسولیک اسید (BBA) به عنوان ماده موثره کندر دارای ویژگی های درمانی در بیماران آلزایمری بوده است. این نقش را می توان در اثرات BBA در تمایز عصبی و پایداری میکروتوبولی آن جستجو کرد. با توجه به افزایش بیان ژن MAP2 در نمونه های تیمار شده با BBA و مطالعات صورت پذیرفته توسط دکتر ریاضی که ارتباط BBA و پروتئین وابسته به میکروتوبولها (MAP) را نشان می دهد، می توان این دیدگاه را پیشنهاد داد که BBA از طریق مسیرهای سیگنالینگ ناشناخته با واسطه MAP2 در زمان تمایز سلولهای بنیادی، می تواند مسیر تمایز را به سوی سلولهای عصبی هدایت کند. این مطالعه می تواند راه را برای بررسی غلظت های بهینه و فهم مسیرهای سیگنالینگ دخیل در این فرآیند را هموارتر سازد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 686

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    689
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: در سال های اخیر داربست های زیستی مشتق شده از ماتریکس خارج سلولی تحولات بسیار امید بخشی را در مهندسی بافت فراهم ساخته اند و به نظر می رسد شناخت بهتر چنین ماتریکسی و جهت دادن به این گونه تحقیقات در مورد کاربردی نمودن آنها قادر خواهد بود به کشف پیشرفت های مهم در مهندسی بافت و پزشکی ترمیمی در کلنیک منجر گردد. هدف اصلی این پژوهش آماده سازی مدلهائی از داربست های سلول زدائی شده بافت غضروف مفصل گاو، بافت استخوانی اپی فیز گاو، ناحیه مدیا آئورت گاو و بافت لثه بوده است.روش ها: به منظور حذف سلول از بافتهای مورد نظر از روشهای فیزیکی و شیمیائی که شامل: Snap freezing و استفاده از شوینده سدیم دودسیل سولفات (SDS) بوده و به منظور تهیه داربست فقط الاستیک از دیواره آئورت از محلول 50 mg/ml برومید سیانوژن در  70%اسید فرمیک استفاده گردید. به این ترتیب داربست های متخلخل با ضخامت حدود 2 تا 3 میلیمتر تهیه گردید. به منظور مطالعه عملکردی بودن داربستهای مورد نظر و مقایسه رفتارهای سلولی در ماتریکس های سه بعدی، داربست های تهیه شده در حلقه بلاستمای حاصل از پانچ لاله های گوش خرگوش نژاد نیوزیلندی بصورت in vitro قرار داده شد. برای ارزیابی مورفولوژیکی بر هم کنشهای بین سلول و ماتریکس سلول زدائی شده در روز های 10 و 20 و 30 و 40 بعد از کشت و بر اساس تکنیکهای هیستولوژی و با بکار گیری رنگ هماتوکسیلین - ائوزین، پیکروفوشین، اورسئین و پیکرو سیروس قرمز و همچنین رنگ فلوروسنت DAPI نمونه مورد ارزیابی قرار گرفت.بحث و نتیجه گیری: مجموعه تجربیات نشان داد که داربستهای تهیه شده در این پژوهش می تواند مدل های مناسبی برای ارزیابی بعضی از رفتارهای سلولی شامل: تقسیم، مهاجرت، چسبندگی و احتمالا تمایز را فراهم نماید. ضمن اینکه به نظر می رسد مدلهای تهیه شده در این پژوهش می توانند بستر مناسبی جهت مطالعات پیشرفته تر در زمینه سلولهای بنیادی باشند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 689

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    457
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

نقاط کوانتومی به عنوان ردیاب های جدید و امید بخش، توانایی بسیار بالایی را در تصویربرداری های طولانی مدت و غیر تهاجمی دارند، هر چند مسائل ناشناخته بسیاری در رابطه با شایستگی آنها وجود دارد. در مطالعه حاضر، نقاط کوانتومی مختلف با طول موج های 525، 585 و 800 نانومتر با استفاده از پپتیدهای باردار مثبت به منظور نشان دار کردن سلول های واجد آنتی ژن CD133، CD34، CD14 و سلول های بنیادی مزانشیمی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان دهنده ورود کارآمد این نانوذرات با احتمال دخالت پدیده ماکروپینوسیتوز بود. با استفاده از دو روش سنجش میزان رهایش آنزیم لاکتات دهیدروژناز LDH و تست TUNEL نشان داده شد که نقاط کوانتومی در غلظت 10 نانومولار تاثیر قابل ملاحظه ای در میزان بقا سلول ها ندارند. همچنین این نانوذرات تداخلی با عملکرد طبیعی سلول ها نداشته، بطوریکه با استفاده از روش سنجش تشکیل کلونی و تمایز به چربی و استخوان به ترتیب سلول های CD133 و سلول های مزانشیمی می توانستند به طور چشمگیری به انواع رده های سلولی تمایز یابند. داده های ما در خصوص میزان ماندگاری نقاط کوانتومی نشان می داد که این نانوذرات پایدار نبوده و بر اساس نوع سلول و اندازه نانوذره زمان خروج متغیر بود. یافته های حاصل از هم کشتی و پیوند سلول های نشان دار شده به مدل حیوانی نشان می داد که نقاط کوانتومی قادرند از سلول ها خارج شده و با گذشت زمان مجددا وارد سلول های مجاور شوند. در کل با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه پیشنهاد می شود که پیش از بکارگیری نقاط کوانتومی در ردیابی سلول ها و کاربردهای مشابه، سازوکارهای بهینه برای ورود این نانوذرات به داخل سلول ها با هدف افزایش ماندگاری و ممانعت از خروج، در نظر گرفته شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 457

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    364
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: پرده آمنیون داخلی ترین لایه از غشاهای جنینی است که استفاده های زیادی در جراحی و مهندسی بافت دارد. این بافت دارای خاصیت آنتی ایمنوژنیسیته، آنتی آنژیوژنز، ضدالتهابی و آنتی بیوتیکی است که موجب استفاده از آن به عنوان منبعی برای تهیه و کشت سلول های بنیادی شده است. درمان با این غشا باعث کاهش التهاب و درد و مانع از دست دادن آب و الکترولیت ها می شود. خاصیت آنتی بیوتیکی این بافت در اثر وجود پپتیدهای آنتی میکروبی مثل دفنزین ها، SLPI و elafin است. این مولکول ها اغلب بوسیله سلول های اپیتلیال سنتز می شوند. آنتی باکتری های طبیعی از اجزا ضروری برای سیستم ایمنی ذاتی اند.روش ها: بافت جفت (Placenta) حاصل از سزارین های انتخابی هفته های 38 و 39 بارداری، در بافر فسفات سالین (PBS) در دمای4oC  به آزمایشگاه منتقل گردید. پرده آمنیون که به روش مکانیکی (Peeling) از کوریون جدا شده، به شیوه های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. در این تحقیق خاصیت آنتی باکتریال در پرده آمنیون fresh و freeze-dried مورد مقایسه قرار گرفت. در روش disk diffusion test بعد از کشت سویهStaphylococcus aureus ATCC 25923  بر روی محیط مولر هینتون آگار دیسک هایی از غشاها (Fresh, freeze-dried) بریده شده و بعد از قرارگیری بر روی غشایی از استات سلولز، در ظرف کشت به عنوان آزاد کننده آنتی بوتیک استفاده می شود. بعد از انکوباسیون، شعاع ناحیه عدم رشد در همه غشاها اندازه گیری شد.یافته ها: نتایج اولیه نشان دهنده وجود خاصیت آنتی باکتریال در پرده آمنیون fresh است. از آنجا که این بررسی هنوز به پایان نرسیده است، نتایج نهایی در زمان برگزاری کنگره ارائه خواهد شد.بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه برای استفاده بالینی از پرده آمنیون به خصوص در جراحی و پوشش سوختگی ها حائز اهمیت می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 364

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    819
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

زمینه: آسیب ترومایی مغز (TBI) یکی از عوامل مهم بروز بیماری و مرگ ومیر است. در سراسر دنیا، سالانه بیش از 10 میلیون نفر، دچار این عارضه می شوند و در حال حاضر، حداقل 11.5 میلیون نفر با ناتوانی ناشی از TBI زندگی می کنند.درمان قطعی TBI شامل احیای قلبی ریوی، جراحی، کارگزاری شنت به منظور جلوگیری از ازدیاد غیرطبیعی مایع مغزی نخاعی، داروهای ضد تشنج، درمان عفونت و پیشگیری از سایر ناتوانی ها می باشد، اما آسیب به سلول ها و بافت مغز، باعث مرگ ناگهانی سلولهای نکروزه، آسیب های ثانویه و مرگ سلولی می گردد که برگشت ناپذیر است. دانشمندان معتقدند سلولهای بنیادی با ویژگی های منحصر بفرد خود همانند تجدیدپذیری و قابلیت تمایز، امکان احیای برخی بافتهای آسیب دیده مغزی را پدید می آورند. بنابراین، شناسایی هر چه بیشتر توانایی های سلولهای بنیادی ممکن است کمک شایانی در راستای ایجاد روش های درمانی نوین، به منظورغلبه بر موانع موجود در درمان بیماران TBI در آینده باشد.دانش جهانی پیرامون مبحث آسیب مغزی ترومایی شامل اطلاعات جدید در یافته های اپیدمیولوژی و روش های تشخیصی هر ساله رو به افزایش است اما محدودیت هایی در روشهای درمانی جدید بیماران TBI وجود دارد. هدف ما از مطالعه حاضر، بازبینی مقالات مرتبط با پیشرفت های موجود در زمینه درمان آسیب های مغزی ترومایی بوسیله سلولهای بنیادی می باشدروش ها: جستجو در بانک های اطلاعاتی مدلاین از سال 1980 تا 2011 با تاکید بر کلیدواژه های "traumatic brain injury" "stem cell therapy", "treatmen", انجام شد. سپس، ما برای دستیابی به موارد بیشتری از پژوهشهای مرتبط، به بررسی مرجع های موجود در داده های مقالات مرتبط با درمانهای نوین TBI بوسیله سلولهای بنیادی، پرداختیم. مطالعه مروری حاضر، خلاصه ای از اطلاعات مرتبط با درمان آسیبهای مغزی ترومایی بوسیله سلولهای بنیادی می باشد.یافته ها: بر اساس مطالعات صورت گرفته، نکروزه شدن نسوج حاصل آسیب اولیه است و PCD (مرگ سلولی) در واقع عامل آسیب بافتی تاخیر یافته مرتبط با TBI است. سلولهای بنیادی، دریچه جدیدی را بمنظور درمان در این بیماران می گشاید با این وجود، تلاشها پیرامون این پژوهش با مشکلات جدی در زمینه تبدیل نتایج تجربی مطالعات حیوانی به بالینی روبروست. تحقیقات انجام گرفته در رت ها نشان میدهد که پیوند سلولهای بنیادی مغز استخوان و یا نرونی به همراه استفاده از برخی داروها میتواند میزان تقسیم سلولهای بنیادی و بقای آنها را در جهت باز تولید بافت های جدید عصبی در مغز افزایش دهد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به افق های درمانی گسترده پیرامون درمان سلولی آسیبهای مغزی بازگشت ناپذیر ناشی از TBI، لزوم تحقیق در زمینه سلول درمانی آسیب های ترومایی مغزی-نخاعی در مطالعات آتی، مطرح می گردد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 819

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1384
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

پس از گذشت چند دهه از اولین تلاش ها برای ژن درمانی به نظر می آید استفاده از تکنولوژی برای سلامت انسان نیاز به گام های جدی تری دارد. سیستم های ویروسی رایج، جز در موارد معدودی هنوز امکان لازم را برای کاربرد پزشکی ژن درمانی فراهم نیاورده اند. سیستم های ویروسی شامل آدنوویروس، وابسته به آدنوویروس، لنتی ویروس، رترو ویروس و HSV و سیستم های غیر ویروسی مانند ترانسپوزون های پیجی بک و اسلیپی بیوتین، وکتورهای ریزحلقوی، نانوذره، لیپوزوم و تفنگ ژنی علی رغم کارایی های بالقوه خود هر یک هنوز نیاز به بهینه سازی و ادغام ویژگی های شان برای کاربردهای کلنیکی دارند. برای سیستم های ژن درمانی آینده باید به دخول در جایگاه ویژه، توانایی ترانسفکشن یا ترانسداکشن بالا، حجم انتقال ژن و عدم تحریک ایمنی توجه کرد. در حال حاضر آزمایشگاه ما بر روی وکتورهای هیبرید مانند آدنو - وابسته به آدنو (Ad-AAV)، آدنو- نوکلئازهای انگشت روی (Ad-ZFN) و آدنو - ترانسپوزون (Ad-PB) تمرکز دارد.از طرف دیگر ادغام سلول درمانی و ژن درمانی می تواند دروازه طلایی پزشکی کاربردی باشد. پس از شبیه سازی دالی و تولید سلول های بنیادی جنینی انسان در سال 2007 با تکنیک تولید سلول های بنیادی القاء شده انسانی، در حال حاضر ما می توانیم همه سلول های سوماتیک تمایز یافته انسان را به سلول های پرتوان تبدیل کنیم که قدرت تولید همه سلول های بدن را در in vivo و in vitro برای کاربردهای بالینی ایجاد کنند. سیستم های انتقال ژن مختلفی شامل لنتی ویروس، رترو ویروس، آدنو ویروس، ترانسداکشن پروتئین، mRNA ترانسفکت، نوکلئوفکشن، ترانسپوزون، وکتورهای ریزحلقوی، مولکول های کوچک، RNA های کوچک (siRNA, shRNA, microRNA) و وکتورهای اپی زومال برای تولید سلول های iPS مورد استفاده قرار گرفته اند. بعلاوه ابزارهایی مانند Cre-LoxP، FLP-Frt، attB، سیستم القایی Tet و دخول اختصاصی در ژنوم با نوکلئازهای انگشت روی (ZFN) توانسته اند ابزار مهمی کمکی مناسبی برای تولید iPS باشند. روش های تولید سلول های iPS برای استفاده کلنیکی نیاز به کارایی بالا، ایمنی و توجیه اقتصادی برای تولید در حجم بالا دارد. اخیرا در آزمایشگاه ما برروی تولید iPS با mRNA، وکتورهای ریزحلقوی، آدنو ویروس پلی سیسترونیک، اپی زومال و وکتورهای هیبرید آدنو - وابسته به آدنو (Ad-AAV) برای کاربرد بالینی تمرکز شده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1384

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    481
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سدیم آرسنیت یکی از آلاینده های محیط زیست است که به دلیل ایجاد استرس اکسیداتیو در سلول موجب القای آپوپتوزیس می شود. ویتامین E یک آنتی اکسیدان قویست که استرس اکسیداتیو را در سلول ها مهار می کند. سلول های بنیادی مزانشیم در مغز استخوان و سایر بافت های اسکلتی می باشد این سلول ها در ترمیم بافت ها شرکت می کنند. از آنجا که امروزه آب و مواد غذائی متعددی به سدیم آرسنیت آلوده شده اند و بدین ترتیب احتمال آلودگی سلولهای بنیادی بالغ با این آلاینده زیست محیطی از طریق تغذیه وجود دارد لذا در مطالعه حاضر پس از تیمار رت های بالغ با سدیم ارسنیت و همچنین ویتامین E به طور جداگانه و همزمان تاثیر این آلاینده و اثر بازدارندگی ویتامین E را بر سلول های مزانشیم مغز استخوان استخراج شده از این رت های مورد بررسی قرار گرفت.روش ها: تعداد 12 سر رت نر بالغ از نژاد ویستار به 4 گروه (n=3) کنترل، سدیم آرسنیت (8 mg/Kg/day)، ویتامین (100 mg/Kg/day) E و سدیم آرسنیت ویتامین E تقسیم و به مدت 70 روز تیمار شد. پس از بیهوش کردن رت ها مغز استخوان با روش فلش اوت در محیط کشت DMEM حاوی FBS %15 و پنسیلین - استرپتومایسین استخراج و در انکوباتور CO2 در دمای 37 درجه سانتی گراد نگهداری شد. برای محاسبه توانائی تکثیر در هر گروه تعداد معینی از سلول ها در پلیت های کشت برای مدت 5 روز کشت و سپس سلول ها مورد شمارش قرار گرفت. سپس مجددا در هر گروه تعداد معینی از سلول ها در پلیت های کشت برای مدت 14 روز کشت و توسط رنگ آمیزی کریستال ویولت تعداد کلنی مورد شمارش قرار گرفت. ویژگی های مورفولوژیکی هر چهار گروه توسط رنگ آمیزی فلورسنس هوخست، پروپیدیوم ایوداید و اکریدین اورانژ بررسی شد. داده های بدست آمده با استفاده از روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه و تست Tukey مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تفاوت میانگین ها در سطح p<0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.یافته ها: تعداد سلول ها و کلنی ها در گروه سدیم آرسنیت نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری داشت(P<0.05) . در گروه تیمار همزمان سدیم ارسنیت با ویتامین E تعداد سلول ها نسبت به گروه تیمار با سدیم آرسنیت افزایش معنی داری را در حد گروه کنترل نشان داد (P<0.05). در بررسی های مورفولوژیکی سلول ها تغییر قابل توجهی مشاهده نشد.بحث و نتیجه گیری: چنانچه داده ها نشان داد سدیم آرسنیت توانست موجب کاهش معنی دار میزان تکثیر و قدرت کلنی زائی سلولها شود. این کاهش می تواند در نتیجه ایجاد استرس اکسیداتیو و اختلال در روند بیان ژن های دخیل در سیکل سلولی توسط سدیم آرسنیت باشد. از طرفی ویتامین E توانست در گروه تیمار همزان رت ها با سدیم آرسنیت و ویتامین E تا 72 درصد تاثیر این آلاینده را بر توانائی کلنی زائی مرتفع و همچنین باعث جبران کاهش قدرت تکثیر سلولها توسط سدیم آرسنیت شود. بعنوان نتیجه گیری می توان پیشنهاد کرد که از قابلیت این ویتامین برای بر طرف کردن اثر مسمویت ناشی از سدیم آرسنیت استفاده شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 481

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    339
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: پرده آمنیون نزدیک ترین لایه به جنین می باشد که لایه مزانشیمی آن دارای مارکرهای پرتوانی است. این مارکرها شامل Oct 3.4، SSEA-4،Nanong ،Sox-2  می شوند. فاکتورهای آنزیوژنیک مختلفی در پرده آمنیون وجود دارد. این فاکتورها شامل آنژیوژنین، انکوژن وابسته به رشد (GRO)، اینترلوکین(IL-6) 6 ، اینترلوکین (IL-8) 8، مهارکننده بافت متالوپروتئیناز 1 و (TIMP-1 &2) 2، فاکتور رشد اپیدرمی EGF، فاکتور رشد ترانسفورمر (TGFβ-1) b1 و ترومبوپوئیتین می باشد.روش کار: بافت جفت (Placenta) تهیه شده از سزارین انتخابی هفته های 38 و 39 بارداری, در بافر فسفات سالین(PBS)  در دمای 4°C به آزمایشگاه منتقل گردید. پرده آمنیون به روش مکانیکی (Peeling) از کوریون جداسازی و سپس پرده آمنیون به صورت fresh به موش صحرایی (200 گرم) پیوند شد. با استفاده از مدل dorsal skinfold chamber و مشاهده میکروسکوپی، التهاب و پاسخ آنژیوژنیک بافت میزبان با biomaterial پیوند شده (پرده آمنیون)، در یک دوره زمانی 7 روزه بررسی گردید. با استفاده از microinvital microscopy، و تزریق صفاقی متیلن بلو درموش صحرایی ایجاد آنژیوژنز زیر میکروسکوپ بررسی شد.یافته ها: آزمایش هایی که تاکنون انجام شده وجود آنژیوژنز را در پرده آمنیون fresh نشان می دهد. نتایج دقیق تر در زمان کنگره ارائه می شود.نتیجه گیری: هدف از این تحقیق بررسی وجود آنژیوژنز در پرده آمنیون می باشد. پرده آمنیون رگ زایی جدید  (neovascularization)را به وسیله فاکتورهای میتوژنیک و آنژیوژنیک تحریک می کند. آنژیوژنز در پرده آمنیون می تواند در مهندسی بافت و ترمیم بافت ایسکمی مفید واقع شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 339

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    691
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

از جمله بیماری های مهم با عوارض شدید اجتماعی، روانی، عاطفی و ... میان خانواده ها، ناباروری است. امروزه با توسعه فن آوری های نوین در عرصه دانش پزشکی، امکانات و توانمندی های تازه ای فراروی بشر قرار گرفته است. یکی از این عرصه ها، به کارگیری روش های نوین در زمینه «باروری» است. مهمترین و جدیدترین این نوع روش ها، درمان بیماری از طریق بهره گیری از سلول های بنیادی زوجین است که آخرین یافته ها حاکی از ساخت سلول های جنسی زن و مرد با بکار گیری از سلول های بنیادی است و همچنین استفاده از روش های متعدد و مختلف از قبیل تزریق اسپرم یا تخمک بیگانه به زوجه، انتقال رویان یا جنین و رحم جایگزین با استفاده از سلول های بنیادی جنینی است. از آنجا که ابعاد متنوع فقهی، حقوقی، اخلاقی، جامعه شناختی، روانشناختی و ... این روش ها مورد سوال جامعه علمی و دانشگاهی قرار گرفته است، و همچنین با توجه به وجود دیدگاه ها و آرا متفاوت فیمابین فقها و نیز حقوق دانان و خلاهای قانونی و قضایی، ضرورت تحقیق و پژوهش در این عرصه را چندین برابر کرده است. در این پژوهش نگارنده در صدد این است با تبیین این روش ها با استفاده از دلایل و استنباط های فقهی و قانونی به بررسی حکم تکلیفی و حکم وضعی این تکنیک های جدید بپردازد، همچنین با توجه به بازتاب های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و داوری های اجتماعی و مصلحت فرد و جامعه ضروری است این گونه درمان ها با اجازه حاکم اسلامی که مرجع تشخیص این گونه مسائل است انجام گیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 691

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    734
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: ظرفیت تکثیری پایین سلول های اندوتلیال بالغ، کاربرد آنها را برای واسکولوژنز و انژیوژنز در زمینه پزشکی ترمیمی (Regenerative.Medicine) محدود می کند و همچنین تعداد محدود و زمان های خاص برای جداسازی و گسترش سلول های پیش ساز اندوتلیال (EPC) در محیط آزمایشگاهی، ما را بر آن داشت که از منابع سلولی دیگری مثل سلول های بنیادی جنینی بر اساس ظرفیت خودنوزایی و پتانسیل تمایزی بالای آنها به سمت 3 لایه جنینی برای جایگزینی EPC ها در پزشکی ترمیمی (Regenerative.Medicine) استفاده کنیم. ما این سلول ها را برای بررسی پتانسیل تمایز به سلول های اندوتلیال در محیط ازمایشگاه و برای کاربردهای بعدی در بدن موجود زنده انتخاب کردیم.در این مطالعه سلول های بنیادی جنینی انسانی به سلول های اندوتلیال تمایز داده شدند.مواد و روش ها: سلول های بنیادی جنینی انسانی (Royan H5) به مدت 4 روز در دیش های آغشته به کلاژن 4 در حضور محیط کشت a-mem حاوی 15 درصد سرم جنینی گاوی کشت داده شدند تا سلول های مزودرمی flk1 مثبت حاصل شدند. سپس سلول های حاصله با دستگاه FACS جداسازی شده و در معرض محیط کشت EGM-2 تا پایان آزمایش قرار گرفتند. جهت تایید سلول های تمایزیافته حاصله از ارزیابی های (A) فلوسیتومتری برای بررسی مارکرهای اندوتلیالی مثل CD31 ,CD144 ,CD146 و (B)… ایمونوسیتوشیمی (C) تشکیل ساختارهای شبه مویرگی CFU-assay (E) uptake Dil- ac- ldl (D) استفاده شد.یافته ها: با کشت سلول های رویانی H5 در دیش های آغشته به کلاژن و محیط کشت a-mem حاوی 15 % FBS سلول های FLK-1 مثبت حاصل شدند. بعد از جداسازی این سلول ها با دستگاه FACS و انتقال این سلول ها به محیط کشت مخصوص رشد سلول های اندوتلیال (EGM2) سلول ها به تدریج مورفولوژی سلول های اندوتلیال را کسب کردند. نتایج ارزیابی های فلوسیتومتری نشان داد که این سلول ها مارکرهای سطحی CD31 ,CD144 ,CD146 را کسب کرده و ارزیابی های ایمونوسیتوشیمی نیز بیان مارکر درون سیتوپلاسمی VWF (فاکتور بلوغ) را تایید کرد. سلول های حاصله قادر به جذب Dil- ac- ldl بوده و در محیط Endocult  توانایی تشکیل کلنی را دارا بودند.این سلول ها قادر به تشکیل ساختارهای شبه مویرگی بر روی ما تریژل بودند.نتیجه گیری: با توجه به مشکلات و محدودیت های مطالعات تکوینی سلول های اندوتلیال در بدن موجود زنده سلول های اندوتلیال تمایزیافته از سلول های بنیادی جنینی در محیط آزمایشگاه مدل مناسبی برای مطالعات مکانیسم های تکوین عروق مکانیسم های مولکولی عملکردی در آنژیوژنز و واسکولوژنز و همچنین مطالعات بالینی می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 734

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    406
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلولهای بنیادی یکی از بهترین منابع برای تولید بافت بشمار می روند و انتقال ژن به این سلولها روش مناسبی برای تولید بافت و انتقال پروتئین هاست. از سوی دیگر سلول های بنیادی به دلیل قابلیت خودنوزایی، جداسازی نسبتا آسان آنها و توانایی مهاجرت به سمت بافتهای دچار کمبود اکسیژن، به عنوان روش درمان مناسب برای رگ زایی بکار میروند. مهمترین مساله در بکارگیری این سلولها یافتن روشی مناسب برای انتقال ژن است. حاملین غیرویروسی طراحی شده بر اساس پلیمرهای کاتیونی کارایی بالایی در این زمینه دارند و همچنین مشکلات ایمنی استفاده از حامل های ویروسی را ندارد. در این مطالعه تولید سلولهای بنیادی با بیان بالایVEGF بوسیله نانوذرات زیست تخریب پذیر پلیمر-DNA بررسی میشود.Roly (b-amino esters) دسته ای از پلیمرهای زیست تخریب پذیر هستند که قادرند از طریق تشکیل پیوندهای الکتروستاتیک با DNA در آب یا بافر در pHفیزیولوژیک میانکنش داده و نانوذراتی را تشکیل دهند که برای انتقال ژن مناسبند. در سلول های تیمار شده افزایش تولید hVEGF، قابلیت زیستی و پیوند شدن به بافت هدف مشاهده شد.روش ها: Roly (b-amino esters) سنتز شد. سه پلیمر با انتهای تغییر یافته (C32-117، C32-103 و C32-122) که کارایی بالایی در ترانسفیکاسیون سلول های بنیادی داشتند انتخاب شدند. سلول های مزانشیمی مشتق از مغز استخوان(hMSCs) و سلول های مشتق از جنین انسان(hESdCs) با وکتور حامل VEGF و یا پلاسمید کنترل (EGFP or luciferase) در شرایط بهینه ترانسفیکسیون با Roly (b-amino esters) آلوده شدند. تمام constructها (1.0´106 سلول در هر داربست) در فضای s.c. ناحیه پشتی موشهای فاقد تیموس(athymic) ایمپلنت شدند. تولید VEGF در سلول های بنیادی آلوده شده بررسی شد.RNA تام سلولی استخراج و cDNA سنتز شد. Quantitative PCRانجام داده شد و تمایز اندوتلیال با بررسی بیان سه ژن PECAM، Tie2 و vWF و میزان رگ زایی در فضای s.c. 2 یا 3 هفته پس از پیوند شدن مطالعه شد.یافته ها: پس از 2 هفته کشت در محیط رشد اندوتلیال، تمام سلولهای ترانسفکت شده با نانوذرات حامل VEGF سطح بیان بالاتری از مارکرهای اندوتلیال را نسبت به گروه کنترل تیمار نشده داشتند. در مقایسه با داربست کنترل بدون سلول، مهاجرت رگهای خونی از درون داربست های پوشیده شده با سلول های مزانشیمی آلوده شده با VEGF به کمک سه پلیمر Roly (b-amino esters) به بافتهای اطراف افزایش یافته بود. 4 روز پس از ترانسفیکاسیون، ترشح VEGF از سلول های مزانشیمی آلوده شده با VEGF و سلول های مشتق از جنین تقریبا 1 تا 3 برابر بیشتر از گروه کنترل آلوده نشده و 1 تا 2 برابر بیشتر از سلول های آلوده شده به Lipofectamine 2000 بود.بحث و نتیجه گیری: در این مطالعه نشان داده شد که مشتقات Roly (b-amino esters) با انتهای تغییر یافته حاملین غیر ویروسی مناسبی جهت انتقال ژن به embryonic-derived stem cells هستند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 406

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

عزیزی مقدم احمد

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    437
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مشکل اساسی ما با پژوهش سلول های پایه جنینی بافت نامتناسب است، استفاده از سلول های بالغ پایه خود حیوان مشکل را بر طرف می کند. سلول های اولیه بدست آمده از مغز بز بالغ ممکن است شرایطی ایجاد کند که برای انتقال مناسب باشد. سلول های استرومال مغز استخوان به سلول های بخصوصی تغییرشکل می یابند تا بتوانند سلول های مرده را تعویض کنند. آنها می توانند به سلول های زایشی عصبی تبدیل و به همراه سلول های پایه عصبی با کشت مشترک با استفاده از بتا-گالاکتوساید در محیط مصنوعی کشت شوند. مطالعات ما نشان می دهد وقتیکه سلول های پایه مغز استخوان و عصبی را به زیر بطن و قشر مخ 10 بز بالغ و بزغاله های تازه متولد شده با صدمات عصبی آزمایشی که در مزرعه دانشگاه کشاورزی پنجاب هند نگهداری می شدند با همکاری وزارت علوم ایران پیوند زدیم صدمات عصبی تقریبا بطور کامل از بین رفت. ما یک گستره پتانسیل زایشی را در نوروگل های سیستم عصب مرکزی در تمام طول زندگی مشاهده کردیم و به نتیجه رسیدیم که سلول های پایه بالغ از همان بز میتواند مشکلات مربوط به سرطانی شدن، جهش ژنتیکی و بافت ناهماهنگ را در هر دو روش استفاده از سلول های پایه جنینی و پایه عصبی بر طرف نماید.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 437

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1261
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: بیماری دیابت نوع یک، ناشی از دست رفتن سلول های بتا، می تواند توسط پیوند جزایر بهبود یابد، اما این تیمار به علت کمبود بافت جزیره و پس زدن پیوند بیگانه محدود می شود. سلول های بنیادی جنینی دارای پتانسیل عظیمی جهت تمایز بسوی سلول های انسولین ساز (IPC) هستند، اگرچه، آنها پس از پیوند توانایی تومورزایی دارند. در حقیقت، ایجاد و توسعه یک روش ساده و معتبر برای به دست آوردن سلول های بنیادی اتولوگ که توانایی تمایز به سلولهای IPC عملکردی را دارند، سبب فراهم شدن منبع نامحدود بالقوه ای از سلولهای جزیره ای برای پیوند خواهد شد. اخیرا سلولهای پیش ساز مشتق از پوست (SKP) جداسازی شده و این عمل حتی از انسان و پوست دیگر پستانداران نیز توسعه یافته است. آنها می توانند به هر دو نوع دودمان عصبی و مزودرمی شامل انواع سلول هایی که به ندرت در پوست یافت می شوند، از قبیل نورون ها، تمایز حاصل کنند. ما در اینجا یک روش برای تمایز SKP ها به سلول های IPC عملکردی در یک دوره زمانی کوتاه شرح داده ایم.روش ها: ابتدا نمونه های پوست فوراسکین انسانی به قطعات کوچک تقسیم و پس از هضم آنزیمی در محیط تکثیری کشت داده شدند. پس از پاساژ پنجم با کشت سلول های حاصله در شرایط تمایزی IPC، تمایز به سلول های انسولین ساز انجام شد. برای شناسایی هویت سلول ها از تکنیک های رنگ آمیزی دیتیزون و ایمونوسیتوشیمی استفاده شد.یافته ها: سلول های SKP با تجمع خودبخودی توانستند تشکیل مجموعه های سه بعدی شبه سلول جزیره ای بدهند. مجموعه های شبه جزیره ای پس از رنگ آمیزی با دیتیزون، عامل شلاته کننده اتم روی، به طور مشخص رنگ قرمز خونی به خود می گیرند. توانایی تمایز توسط رنگ آمیزی با آنتی بادی اختصاصی بررسی شد. خصوصیات مورفولوژیک نیز ماهیت سلول های تمایزیافته را به عنوان سلول های انسولین ساز تایید نمود.بحث و نتیجه گیری: سلول های به دست آمده از پوست فور اسکین انسانی در محیط کشت، توانایی تمایز به سلول انسولین ساز را دارند و یک منبع غنی از سلول های اتولوگ را برای پیوند می توانند فراهم سازند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1261

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    487
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول درمانی می تواند یک روش مناسب برای درمان دیابت باشد. سلولهایی که توانایی تمایز به سلولهای ترشح کننده انسولین را دارند، یک منبع نامحدود برای تولید این سلولها جهت جایگزینی در پانکراس هستند. در این مطالعه توانایی تمایز مونوسیت های خون محیطی رت به سلولهای انسولین ساز تحت اثر فاکتورهای رشد و مایع رویی سلولهای فیبروبلاستی مورد بررسی قرار گرفته است.روش ها: مونوسیت های خون محیطی رت پس از جداسازی و خالص سازی از رت های سالم، در محیط کشت حاوی RPMI با FBS%15، IL_3،MCSF  و B-mercaptoetanol به مدت 6 روز کشت داده شدند و پس از آن، سلولها به مدت 15 روز در محیط کشت با فاکتورها و مواد تمایزی HGF، EGF، نیکوتین آمید، 15% مایع رویی کشت فیبروبلاستها و گلوکز، قرار گرفتند. تغییرات مورفولوژی سلولها بوسیله میکروسکوپ معکوس بررسی شد و در مراحل مختلف غلظت انسولین و -cپپتید در مایع رویی سلولها، توسط کیت Radioimmunoassay سنجیده شد. همچنین تولید انسولین از سلولهای تمایز یافته با رنگ آمیزی اختصاصی DTZ مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: مونوسیت ها در پاسخ به IL-3 و MCSF مجددا تقسیمات سلولی خود را آغاز می کنند و تمایززدایی شده و به سلولهای قابل برنامه ریزی با منشاء مونوسیت (PCMOs) تبدیل می شوند. این سلولها توانایی تمایز به سلولهای انسولین ساز را در محیط کشت تمایزی دارند. مورفولوژی سلولهای تمایز یافته مانند سلولهای بتا است و میزان انسولین و -c پپتید سنجیده شده در مایع رویی سلولهای حاصل از تمایز بسیار بیشتر از سلولهای حاصل از تمایززدایی است، نیز رنگ آمیزی با DTZ، تولید انسولین توسط سلولهای تمایز یافته را نشان داد.بحث و نتیجه گیری: اثر سینرژتیک و همزمان IL_3 وMCSF  باعث تمایززدایی مونوسیتها می شود. EGF، HGF و نیکوتین آمید عوامل تمایز PCMOs به سلولهای انسولین ساز هستند و مایع رویی کشت فیبروبلاستهای رت، حاوی فاکتورهای رشد مترشحه از سلولهای فیبروبلاست می باشد که در تمایز نقش مفیدی دارد. لذا بر اساس نتایج به دست آمده، مونوسیت های خون محیطی رت قادر به تمایز به سلولهای تولید کننده انسولین در شرایط آزمایشگاه و در حضور مایع رویی کشت فیبروبلاستها هستند و این می تواند روشی جدید در درمان دیابت باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 487

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

افلاطونیان بهروز

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1565
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

دو ویژگی بارز سلول های بنیادی که همانا قدرت تکثیر بدون تمایز و توانایی تمایز در شرایط خاص آزمایشگاهی می باشند٬ این سلول ها را به یکی از شگفتی های قرن حاضر بدل کرده است. بیشترین دلیل توجه زیاد دانشمندان و مردم عادی به سلول های بنیادی، امید استفاده از این سلول ها برای درمان بسیاری از بیماری هایی است که تاکنون راه علاجی برایشان نبوده و نیز بهبود روش های درمانی متداول می باشد.به قول گفتنی: این سلول های بنیادین٬ سلول هایی هستند که باهاشون میشه یه عضو رو ساخت و تو بدن مریض گذاشت جوری که از اصلش هم بهتر کار می کنه.خوشبختانه دانشمندان ایرانی هم به این تکنولوژی دست پیدا کرده اند که شروعش در پژوهشکده رویان به همت مرحوم دکتر کاظمی آشتیانی و با تلاش دکتر حسین بهاروند و تیم زحمتکش ایشان بود. خدا را بسی شکر که عالم عالیقدر جناب دکتر گورابی با دیدی عالمانه و منش متواضعانه ادامه دهنده راه آن بزرگوار هستند. لازم می دانم از زحمات این بزرگان به سهم خودم قلبا تشکر نموده، تلاششان را ستایش کنم.عجول بودن بنی آدم (و ان کان انسان عجولا) و نیاز فوری خیلی از بیماران به معجزه سلول های بنیادی، باعث شدند که در خیلی از نقاط دنیا این تکنولوژی به فروش گذاشته شود، پیش از آن که جوانب کار سنجیده شوند.اکنون در خیلی از نقاط گیتی، در کنار تحقیقات گسترده و عمقی در این رشته، تلاش زیادی در جهت تولید و کشت انبوه این سلول ها در آزمایشگاه های GMP می شود. هر چیزی که وارد بدن انسان می شود باید در شرایط GMP تولید شود (مثل واکسن و سرم). منظور از GMP تنها یک شرایط استریل نیست، بلکه شرایط استانداردی است که طی آن شرایط محصولات تولید می شوند، ضمن اینکه کلیه مراحل تولید ثبت می شوند. این مدارک نشان می دهند که تمام فرآورده های حاصل از تولید از هر حیث یکسان هستند. به نحوی باید وحدت در کثرت را اثبات کرد با مدارکی که ثبت و بایگانی می شوند.آنچه که در آینده در درمان بیماری ها با استفاده از سلول های بنیادی انجام خواهد شد، سلول هایی هستند که در GMP تولید شده اند. هر چند که تمامی این تلاش ها هیچ تضمینی برای استفاده از این سلول ها نمی باشند، تا زمانی که بی خطر بودن آنها اثبات شوند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1565

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    935
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مزانشیمی (MSCs) کاربردهای مهمی در پزشکی ترمیمی و مهندسی بافت دارند. یکی از مکانیسم های کنترل تمایز این سلول ها فرآیندهای اپی ژنتیک می باشد که شامل متیلاسیون DNA عمدتا در نواحی پروموتور ژن ها و مدیفیکاسیون های هیستونی اعم از استیلاسیون، داستیلاسیون، متیلاسیون، فسفوریلاسیون و ... می باشد. متیلاسیون DNA به عنوان یکی از این فرآیندهای کنترلی اپی ژنتیکی است که وضعیت هیپومتیلاسیون با افزایش بیان و وضعیت هیپرمتیلاسیون با کاهش یا خاموشی بیان همراه است. فرآیندهای اپی ژنتیکی کنترل کننده بیان فاکتورهای نسخه برداری در تمایز استئوبلاستیک MSC، هنوز بخوبی شناخته نشده است. RUNX2 مهمترین فاکتور نسخه برداری در مسیر تمایز استئوبلاستی سلول های بنیادی مزانشیمی است. در این تحقیق وضعیت متیلاسیون ژن RUNX2 و نقش آن در تمایز استئوبلاستی مورد ارزیابی قرار گرفت.روش ها: در این تحقیق پس از جداسازی MSCs از مغز استخوان و تکثیر آنها در محیط محیط کشتDMEM-low glucose  و  %10 FBSو 100 U/ml پنیسیلین و 100 mg/ml استرپتومایسین صورت گرفت. تمایز استئوبلاستی با استفاده از دگزامتازون، بتاگلیسرول فسفات و اسید آسکوربیک القا شد. در طول تمایز، نمونه گیری در سه مرحله از سلول های در حال تمایز به استئوبلاست در هفته های اول، دوم و سوم و همچنین از سلول های بنیادی مزانشیمی تمایز نیافته انجام شد. پس از استخراج DNA وضعیت متیلاسیون ژن RUNX2 با استفاده از تکنیک MSP ارزیابی شد.یافته ها: نتایج بدست آمده حاکی از عدم بروز تغییرات در وضعیت متیلاسیون ناحیه پروموتری این ژن در طول تمایز استئوبلاستی سلول های بنیادی مزانشیمی بود به نحوی که آزمون MSP با پرایمرهای متیله و غیر متیله در سلول های تمایز یافته استئوبلاستی و MSCs مثبت بودند. رنگ آمیزی آلیزارین رد تمایز استئوبلاستی را تایید کرد.بحث و نتیجه گیری: متیلاسیون ناحیه پروموتر ژن RUNX2 در طول تمایز استئوبلاستی تغییر نمی یابد و نقشی در تنظیم بیان این ژن ندارد. بر این اساس کنترل تمایز استئوبلاستیک سلول های بنیادی مزانشیمی در مسیر مستقل از تغییرات متیلاسیون پروموتر ژن RUNX2 انجام می گیرد. سایر مکانیسم های اپی ژنتیک همانند مدیفیکاسیون های هیستونی اعم از استیلاسیون، داستیلاسیون، متیلاسیون، فسفوریلاسیون می تواند در تمایز استئوبلاستیک سلول های بنیادی نقش داشته باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 935

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    847
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: استروژنها دارای در تمایز سیستم تولیدمثلی ماده دارای نقش بی بدیلی می باشند. استروژنهای اگزوژن میتوانند در تمایز سلولی در سیستم تولیدمثلی ماده، ثرات بالقوه ای داشته باشند. این مطالعه اساسا به بررسی نقش استرادیول در تمایز سلولی در سیستم تناسلی ماده می پردازد.روشها: موشهای صحرایی ماده بالغ خریداری شده و پرورش یافتند. استرادیول والرات (200 میکروگرم/کیلوگرم/روزانه) به صورت زیر جلدی برای 4 هفته به کار برده شد. پس از مرگ، تخمدانها و رحم برداشته شده و وزن و اندازه آنها با موشهای شاهد مقایسه گردید.(ANOVA) لامهای تهیه شده از بافتها موشهای تجربی با لامهای شاهد مقایسه گردید  در این ارتباط، ساختار بافتی، اندازه و ساختار سلولی مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج: تیمار با استرادیول والرات باعث افزایش اندازه و وزن رحم و تخمدانها گردید (P<0.05) .تمایز و تکثیر سلولهای زایا در تخمدان و نیز تکثیر سلولی در بافت رحم دچار افزایش شدند (P<0.01).استنتاج: نتایج بیانگر آنند که استرادیول والرات دارای اثر تحریکی بر وزن و اندازه و تمایز، ساحتار و تراکم سلولی تخمدان و رحم می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 847

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    478
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

هپاتوسیت های ایجاد شده از سلول های بنیادی جنینی انسان منبع نامحدودی برای تیمار بیماران کبدی فراهم می کند. اگرچه پروتوکل های رایج در تولید هپاتوسیت های بالغ و کارا موثر نبوده اند. بنابراین در راستای تمایز بهتر و حفظ عملکرد سلول های بنیادی جنینی انسانی تمایز یافته، ما فرض کردیم زمانی که سلول های بنیادی جنینی انسان وقتی بر سطوح سه بعدی نانوفیبری القا شوند، بهتر به سلول های شبه کبدی تمایز می یابند. سپس نشان دادیم که در طی تمایز مرحله ای القایی، نشانگرهای کبدی بیان می شوند و در آخر سلول های بالغ کارا تولید می شود. در حضور نانوفیبر ultraweb، سلول های شبه کبدی تولید شده، میزان کمتری AFP، میزان بیشتری اوره تولید می کنند. ذخیره گلیکوژن و فعالیت متابولیکی PROD، جذب LDL و رنگ آنیونی آلی ICG بیشتر خواهد بود، که تمام این ها نشان دهنده سلول های شبه کبدی تمایز یافته است. این نتایج نشان می دهد که سلول های بنیادی جنینی انسان تحت توپوگرافی در سطح نانو الگوی عملکردی کبدی متفاوت دارند، که مستلزم استفاده برای سلول درمانی است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 478

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1834
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

اخیرا فن آوریهای مرتبط با ایجاد موش های تراریخت، به منظور بررسی بیان ژن های کلون شده، به میزان زیادی توسعه یافته اند. پیشرفت های کسب شده در ایجاد مدل های مختلف موش های موتانت یا تراریخت باعث شده است که موش به یکی از مفیدترین حیوانات مورد استفاده در تحقیقات بیومدیکال تبدیل شود. در مقایسه با سایر ارگانیسم ها، موش به عنوان یک پستاندار از جنبه های مختلف آناتومی، بافت شناسی، ایمونولوژی، فیزیولوژی و حتی ویژگی های رفتاری، بطور قابل توجهی با انسان قابل مقایسه است. علاوه بر این موش تقریبا تمام ژن های عملکردی انسان را با خود حمل می کند. لذا موش از نظر ایجاد زمینه ای جهت بررسی و فهم رابطه بین ژنوتیپ و فنوتیپ بی نظیر بوده و مدل مناسبی جهت بررسی نقش بیولوژیک ژن ها در انسان محسوب می شود. در مقایسه با پستاندارانی نظیر موش صحرائی، خرگوش و خوک که کاربرد آزمایشگاهی دارند، صدها نوع موش inbred در دسترس وجود داشته که می توان از آنها برای تحقیقات مبتنی بر دستکاری ژنتیکی استفاده کرد. همچنین سلول های بنیادی جنینی از نژادهای مختلف موش جداسازی شده و لذا بعد از دستکاری ژنتیکی، می توان از آنها برای تولید موش های موتانت شامل موش های Transgenic، موش های knock out و موش های Knock in استفاده نمود. در تحقیقات بیومدیکال موش های موتانت مدل مناسبی برای بررسی نقش پروتئین ها در شرایط فیزیولوژیک و پاتولوژیک محسوب می شوند. بکارگیری پروتئین های فلورسنت با تاکید بر بیان آنها به صورت in vivo افق های جدیدی را در تحقیقات بیولوژیک و پزشکی گشوده شده است. یکی از پیشرفت های مهم در این زمینه ایجاد موش هائی است که پروتئین های فلورسنت و بویژه پروتئین فلورسنت سبز (GFP) را بیان می کنند. اگرچه روش های متعددی جهت ایجاد موش های تراریخت وجود دارد اما روش تزریق مستقیم DNA به داخل پرونوکلئوس ها شایعترین روش مورد استفاده می باشد. در این تحقیق با استفاده از روش تزریق DNA، پلاسمید حامل ژن GFP به داخل جنین های 2PN موش نژاد C57b16 تزریق شده و روز بعد جنین های 2 سلولی از طریق انتقال به لوله رحم به موش های حامله کاذب منتقل شدند. 19 روز پس از انتقال جنین ها به موش های حامله کاذب، از طریق زایمان طبیعی موش های تراریخت به دنیا آمده بطوریکه حدود 3 درصد از جنین های تزریق شده، ژن GFP را در تمامی سلول های خود بیان کردند. پس از جفت گیری موش های تراریخت سبز با موش های wild type حدود 50 درصد از موش های نسل اول قادر به بیان GFP بودند. با روش کاملا مشابهی موش های تراریخت سبز از موش های outbred نژاد NMRI نیز تولید شدند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1834

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

شفیعیان سعید

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    433
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

با توجه به محدودیت در تعداد موهای قابل انتقال و عوارضی مثل پیدایش اسکار که در پیوند مو به روش های متداول و مرسوم وجود دارد و نظر به پیشرفت های قابل توجه اخیر در درمان های سلولی چند سالی است که تمرکز و توجه روی تکثیر سلول های مو و انتقال آنها جهت افزایش تراکم موها بعنوان یک روش درمانی است.بیمار معرفی شده خانمی است 28 ساله که از حدود 9 سال پیش بطور پیشرونده ای دچار کاهش موها با الگوی مردانه شده که به کلیه روش های درمانی از جمله داروهای سیستمیک هورمونال پاسخی نشان نداده است. تست های آزمایشگاهی و بیوپسی تائید کننده آلوپسی آندروژنیک بود.تعداد 21 عدد فولیکول مو از ناحیه اکسی پییتال با پانچ 1 و 1.5 و 2 میلی متر برداشه شد. سلول های با قابلیت تکثیر ریشه مو به روش آنزیماتیک جداسازی و تکثیر شدند و با تمایز سلولی موی ترمینال تولید گردید. تعداد موهای ماحصل کشت 27334 ریشه مو بود. پس از جداسازی آنزیماتیک و فیزیکی موها به محل های گیرنده که تقریبا شامل بیشتر نواحی سر بودند پیوند زده شدند.جهت اطمینان از جلوگیری از عوارض احتمالی قبل و حین مراحل کشت و پس از انتقال بررسی مارکرهای سلولی و ژنتیکی صورت پذیرفت.رشد مو از الگوی پیوند متداول پیروی نمود بدین معنی که حدود 2.5 ماه پس از پیوند موها شروع به رشد کردند و در طی 12 ماه بعد کامل گردیدند. با پیگیری 30 ماهه علائمی از عوارض احتمالی و ریزش مشاهده نگردید، و شاخص های وزنی و تراکم موها و بیوپسی با میزان نرمال برابری می کردند.در حال حاضر با توجه به پیچیدگی تکنیکی و نیاز به پیگیری طولانی مدت می توان از این روش فقط بعنوان یک روش درمانی تحقیقاتی نام برد که حداقل برای سال های طولانی نیاز به کار و پیشرفت دارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 433

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    673
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: در مطالعات اخیر خون قاعدگی به عنوان یک منبع غنی از سلول های بنیادین معرفی شده است که به دلیل دسترسی آسان، سهولت و عدم تهاجمی بودن روش نمونه گیری مورد توجه محققین قرار گرفته است. ولیکن جهت تعیین ماهیت سلول های بنیادین مشتق از خون قاعدگی (MenSCs)، بررسی ویژگی های فنوتیپی و ژنوتیپی این سلول ها الزامی است. هدف این مطالعه بررسی تفاوت های فنوتیپی، ژنوتیپی و تکثیری سلولهای بنیادین مشتق از خون قاعدگی انسان در مقایسه با سلول های بنیادین مشتق از مغز استخوان (BMSCs) می باشد.روش ها: سلول های بنیادین مشتق از خون قاعدگی و مغز استخوان انسان به روش Gradient density centrifugation جداسازی و کشت داده شد. پس از ارزیابی ایمونوفنوتیپی سلول های بنیادین جدا شده با روش فلوسایتومتری، توانایی تکثیر این سلول ها مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین به کمک آزمون های مولکولی، سطح بیان mRNA ژن های اختصاصی بافت کبد و غضروف در سلول های مذکور سنجیده شد. در این ارتباط، سلول های HepG2 و سلول های کندروسیت مشتق از بافت غضروف هیالن به ترتیب به عنوان کنترل مثبت جهت ارزیابی بیان مارکرهای کبدی و غضروفی در نظر گرفته شدند.نتایج: بررسی فلوسایتومتری حاکی از بروز چشمگیر مارکرهای اختصاصی سلول های بنیادین مزانشیمی یعنی CD29, CD44, CD73, CD105, CD10 و عدم بیان مارکرهای اختصاصی سلول های هماتوپوئیتیک از جمله CD45 و CD34 و CD38 در هر دو گروه سلولی مورد مطالعه بود. ولیکن، بیان قابل توجه OCT4 (98%) به عنوان مارکر سلول های بنیادین جنینی و عدم بیان STRO1 در سلول های MenSCs آنها را ازسلول های BMSCs متمایز کرد. همچنین، سرعت تکثیر سلول های بنیادین مشتق از خون قاعدگی بیش از سلول های بنیادین مشتق از مغز استخوان بود بطوریکه زمان دو برابر شدن (doubling time) سلول های 20.5 MenSCs ساعت و سلول های 40.1 BMSCs ساعت بدست آمد. نتایج حاصل از تکنیک MTT با این یافته هم خوانی کاملی داشت (P<0.05). بررسی سطح mRNA سلول ها با تکنیک RT-PCR نشان داد که سلول های بنیادین مشتق از خون قاعدگی برخلاف سلول های سلول های بنیادین مشتق از مغز استخوان قادر به بیان بالای مارکرهای کبدی مثل سیتوکراتین 18 و سیتوکراتین 19 می باشند درحالیکه سلول های هر دو گروه از لحاظ بیان ژن های اختصاصی بافت غضروف مثل کلاژن 9A و کلاژن 2A در وضعیت مشابهی بودند.بحث و نتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان می دهند که سلول های بنیادین مشتق از خون قاعدگی دارای خصوصیات فنوتیپی و ژنوتیپی منحصر به فرد با قابلیت تکثیر بالاتر از سلول های بنیادین مشتق از مغز استخوان می باشد. انجام مطالعات گسترده تر در خصوص مسیرهای پیام دهی سلول های بنیادین مشتق از خون قاعدگی منجر به درک بهتر تفاوت فنوتیپی و ژنوتیپی این دو گروه سلولی خواهد شد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 673

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

عمادالدین محسن

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    631
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

1- کاربرد سلول در آرتروز زانو و هیپ و مچ پا2- کاربرد سلول درNoN union 3- کاربرد سلول در کیست استخوان4- کاربرد سلول در استئومیلیت5- کاربرد سلول A.V.N6- کاربرد سلول در سیستم الیزارف7- کاربرد سلول در ترمیم مینسک، رباط زانو8- کاربرد سلول در آرتروز بیمارانR.A. در این سخنرانی گزیده ای از مطالب در رابطه با اقدامات انجام شده در موسسه رویان به اطلاع شما رسیده خواهد شد و نتایج حاصله مورد بررسی خواهد گرفت.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 631

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    596
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: نظریه های جدید ساختار اپیدرم نشان می دهد که تعدادی از سلولها با توانایی منحصر به فرد برای خودنوسازی مداوم وجود دارند که منشا دیگر سلولها بوده و بنابر این سلول بنیادی نامیده می شوند. طی تقسیم، سلولهای بنیادی یک سلول دختر تولید می کنند که همچنان سلول بنیادی باقی می ماند و سلول دختر دیگر (سلول تکثیر یابنده موقت) وارد دورهای متوالی از تقسیمات سلولی شده و سپس تمایز یافته و به سمت بالا و به طرف لایه خار دار مهاجرت می کنند.روش ها: ابتدا با کمک هضم آنزیمی تریپسین، اپیدرم از درم جدا شد. سپس کراتینوسیتها از اپیدرم جدا گردیده و با دانسیته بالا در محیط کشت DMEM-F12 حاوی سرم و انواعی از مکملها بخصوص کلراتوکسین و فاکتور رشد اپیدرمی کشت داده شدند. ورقه های اپی تلیالی تولید شده با استفاده از آنزیم دیسپاز گرید II از ظرف کشت جدا گردید و بر روی گاز وازلینه انتقال داده شد. ورق های اپیدرمی از نظر هیستولوژیکی نیز مطالعه شدند.یافته ها: کراتینوسیتها تکثیر یافته و ورقه های اپیدرمی نازک متشکل از چندین لایه سلولی ایجاد نمودند در مواردی که کراتینوسیتها با دانسیته کم کشت داده شدند، فیبرو بلاستهای موجود در سوسپانسیون سلولی اولیه تکثیر یافتند. در مطالعات هیستولوژیکی ورقه های اپیدرمی کشت شده، سلولهای ژرمیناتیو در لایه بازال، سلولهای نیمه تمایز یافته در لایه فوق بازال و همچنین ملانوسیتها دیده شدند. ورقه های اپی تلیالی بعد از جدا سازی توسط دیسپاز، منقبض شده و اندازه آنها 50-40% کاهش یافت.بحث و نتیجه گیری: دانسیته های بالاتری از کراتینوسیت برای کشت عاری از فیبروبلاست و سابکالچر مورد نیاز است. همچنین سابکالچر کراتینوسیتها موفقیت آمیز نیست. بنابر این با اندازه معینی از نمونه، ورقه های اپی تلیالی محدودی می تواند تهیه شود. استفاده از لایه تغذیه کننده3T3  در صورت نیاز به تولید مقادیر بالای ورقه های اپیدرمی پیشنهاد می شود. به منظور به دست آوردن ورقه های اپیدرمی ضخیم تر حاوی لایه های متعدد پیشنهاد می شود ورقه های اپیدرمی دو تا سه هفته بعد از کشت جدا شوند. تمایز نهایی و ایجاد لایه شاخی مشاهده نمی شود ولی می تواند بعد از پیوند، ورقه های اپیدرمی کشت شده ایجاد گردد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 596

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

آرامش کیارش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    400
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

کرامت انسانی (Human Dignity) یکی از اصلی ترین مبانی نظری حقوق اساسی انسان ها است و به همین دلیل، جایگاه بلند و منحصربه فردی در اخلاق زیست - پزشکی دارد. کرامت انسانی در دو بعد جمعی و فردی مطرح شده است. در بعد جمعی، این مفهوم، پشتوانه حمایت از آن موجوداتی است که اگر چه «شخص انسانی» نیستند، اما به مجموعه انسانیت تعلق دارند.جایگاه اخلاقی رویان انسانی در اخلاق پزشکی امروز موضوعی مورد بحث و اختلاف نظر است. چنان که برخی آن را - در هر مرحله ای از تکامل که باشد - دارای حقوق و شان انسانی کامل می دانند و برخی دیگر آن را کالا می انگارند. این مقاله بر آن است که، بر اساس معیارهای عقلی، افراط یا تفریط نظری در این زمینه نادرست است، بلکه باید رویان انسانی را دارای مراتبی از کرامت دانست - چنان که هرگز کالایی قابل خرید و فروش انگاشته نشود - و از دیگر سو، تخریب آن را در پژوهش ها یا درمان های مهم و ضروری روا دانست. شرایط این استفاده شامل موارد ذیل می شود:1- اجتناب از هرگونه خرید یا فروش رویان انسانی یا تجاری کردن استفاده از آن به هر شکل ممکن،2- اجتناب از مورد بهره کشی واقع شدن صاحبان (بویژه مادر زیست شناختی) رویان،3- اخذ رضایت آگاهانه از تمامی شرکت کنندگان در پژوهش (اعم از اهدا کننده و دریافت کننده)،4- اجتناب از تولید رویان انسانی به قصد پژوهش (استفاده از رویان های به جا مانده از باروری آزمایشگاهی)،5- اطمینان از اعتبار و ضرورت اجرای پژوهش مورد نظر (پژوهش های دارای مبنای علمی و روش شناختی معتبر و با هدف درمان بیماری های خطیر و مهلک)،6- تلاش برای جایگزین کردن منابع غیررویانی (بندناف یا انسان بالغ) برای استحصال سلول بنیادی،7- تامین دسترسی منصفانه بیماران به فرصت های درمانی حاصل از این پژوهش ها،8- شفافیت و مسوولیت پذیری تمامی اجزای مرتبط نظام پژوهش و درمان.راهنمای اختصاصی پژوهش بر روی گامت و جنین انسانی که در سال 1384 به عنوان بخشی از مقررات کشوری پژوهش های زیست پزشکی ابلاغ شده است، دربردارنده بسیاری از موارد بالاست.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 400

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

موحدین منصوره

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    5199
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

در بیولوژی پستانداران دو منبع سلولی بنیادی پرتوان مجزای از یکدیگر وجود دارد. اولین منبع سلولی، توده سلولی داخلی جنین قبل از لانه گزینی است که در صورت کشت in vitro قابلیت تبدیل به سلول های بنیادی جنینی را دارند. این سلول ها اولین بار در سال 1981 توسط Evans و Kaufman از جنین موش جدا شد. Martin هم در همان سال مستقلا توانست این کار را انجام دهد.منبع سلول پرتوان دیگر سلول های ژرم است که توانایی انتقال ذخایر ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر را از طریق اسپرم و تخمک دارند.به دلایل ذیل برای اثبات توانایی سلول های ژرم می توان اشاره نمود:در صورت کشت PGC و استفاده از فاکتورهای رشد مناسب می توان سلول های ژرم بنیادی بدست آورد که سلول هایی هستند که پرتوان بوده و قابلیت تمایز به همه رده های سلولی را دارند. تبدیل PGC به سلول های بنیادی پرتوان در طی پروسه مشابه با iPS اتفاق می افتد که در آن هسته یک سلول سوماتیک وارد سیتوپلاسم تخمک شده و برنامه ریزی مجدد در آن صورت می گیرد.دلیل دیگر، توانایی تومور زایی سلول های ژرم بیضه است. تراتوموهای بیضه تومورهای خوش خیم غیرعادی هستند که مشتقات هر سه لایه جنینی در آنها یافت می شود. مطالعات مختلف نشان می دهد که کارسینوماهای جنینی از PGC ها منشا می گیرند.پر توانی لاین های سلول های بنیادی ژرم هم ثابت شده است. بعد از تولد سلول های بنیادی ژرم به سلول های بنیادی اسپرماتوگونیا تبدیل می شوند. سلول های بنیادی اسپرماتوگونیا اساس اسپرماتوژنزیس را تشکیل می دهند. این سلول ها دارای قابلیت خود تجدیدی هستند و می توانند تعداد زیادی سلول ژرم تمایز یافته هم تولید کنند. سلول های بنیادی اسپرماتوگونیا می توانند به سلول های بنیادی جنینی reprogram شون و در صورت تزریق به داخل بلاستوسیست قابلیت تشکیل کایمر را دارند که دلیل دیگری بر پرتوانی آن ها محسوب می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 5199

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    2230
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

کبد ارگانی حیاتی است و در متابولیسم کربوهیدرات ها و چربی، ذخیره گلیکوژن، سنتز اوره، غیر سمی کردن مواد دارویی، ترشح پروتئین های پلاسما و تولید صفرا نقش دارد و باعث حفظ هموستازی بدن می شود. هپاتوسیت ها که 80% از حجم کل کبد را تشکیل می دهند مهم ترین سلول کبد هستند و اکثر وظایف کبد به عهده آنهاست و عمدتا آسیب به آنها در بیماری های کبدی منجر به اختلال عملکرد کبد می شود. در حال حاضر بیش از 3 میلیون نفر از هموطنان مبتلا به بیماری های کبدی هستند. در پیوند کل کبد چندین مشکل وجود دارد: کمبود اندام اهدایی، خطر دفع پیوند و عوارض جانبی سرکوب ایمنی در پیوند کل کبد. بنابراین ما نیاز به منبعی جدید برای تیمار این بیماران داریم. با توسعه سلول درمانی، محققین و پزشکان به جای پیوند کل کبد، درصدد پیوند هپاتوسیت برآمدند. سلول های پرتوان بنیادی جنینی با قدرت تکثیر بالا که از توده داخلی بلاستوسیست به دست می آیند و به عنوان منبعی ایده ال برای تولید هپاتوسیت در آزمایشگاه و سپس پیوند به بیماران مطرح می شوند. هپاتوسیت های مشتق شده از سلول بنیادی جنینی انسان علاوه بر استفاده در درمان بیماری های کبدی، برای مطالعه تکوین کبد و آزمون های کشف دارو نیزکاربرد دارند.تولید هپاتوسیت از سلول های بنیادی جنینی انسان از سال 2003 آغاز شد، اما بازدهی تمایز به معنی تعداد هپاتوسیت های ایجاد شده از سلول های بنیادی و کارایی سلول های حاصله در آزمایشگاه کم است. بنابراین محققین به دنبال راههای جدید افزایش بازدهی هستند که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:اضافه کردن فاکتورهای رشد یا مورفوژن های شیمیایی به صورت منفرد و یا با همتجلی زیادی فاکتورهای رونویسی خاصهم کشتی سلول های بنیادی جنینی با بافتها یا سلول های القاکنندهاستفاده از بسترهای خارج سلولی طبیعی یا مصنوعیدر اینجا، خلاصه ای از این دستاوردهای انجام شده تا رسیدن به نتایج امروزی و چشم اندازهای آینده در این حیطه بررسی می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2230

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

نادعلی فاطمه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    3053
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

شواهد اخیر از بیولوژی سلول های بنیادی افق جدیدی را در ارتباط با بیولوژی سرطان و ارتباط سلول های بنیادی در اختیار محققین قرار داده است مبنی بر این که تومورها ممکن است دارای تعداد محدودی سلول بنیادی باشند که با تکثیر نامحدود خود باعث تولید و رشد تومور می شوند. لوسمی ها سرطان های خون هستند و سیستم خونساز یکی از بهترین بافت ها برای مطالعه سلول های بنیادی لوسمی هستند. از طرف دیگر لوسمی بافت غیر طبیعی خونساز است که تعدادی از سلول های بنیادی در آن دچار انحرافات فرآیندی در مقایسه با سلول های بنیادی خونساز طبیعی می شوند. وجه مشخصه همه سرطان ها توانایی آنها در تکثیر خودبخودی است که از ویژگی سلول های بنیادی طبیعی نیز هست. با توجه به این وجه مشترک پیشنهاد شده است که لوسمی ممکن است ناشی از پیدایش تغییراتی باشد که در سلول های بنیادی خونساز اتفاق افتاده است.از سال 1970 مطالعات متعددی در رابطه با سلول های بنیادی لوسمی این گونه مطرح نمودند که یک بخش کوچکی از سلول های لوسمیک قادر به تکثیر وسیع در محیط آزمایشگاه و محیط بدن هستند. پارک و همکارانش نشان دادند که از یک در ده هزار تا یک در صد سلول های لوسمیک قادر به تشکیل کلنی در محیط آزمایشگاه هستند و فقط 4-1 درصد سلول های لوسمیک در طحال قادر به تشکیل کلنی هستند و این سلول ها به نام سلول های بنیادی سرطان شناخته شدند. اخیرا این بحث مطرح است که برای هر زیر گروه از لوسمی ها ممکن است یک نوع سلول بنیادی وجود داشته باشد که در صورت اثبات می تواند در درمان موثر باشد. در نهایت شناسایی و خالص سازی سلول های بنیادی لوسمی می تواند بعنوان یک ابزار قوی در تشخیص، تعیین پیش آگهی و درمان در کلینیک مورد استفاده قرار گیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 3053

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    682
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

هدف: بررسی نقش حمایتی سه لایه تغذیه کنندهMEF ،MSC  و 3T3 در جداسازی و کشت سلول های بنیادی جنینی موشی.مواد و روش ها: بلاستوسیست ها از موش های حامله نژاد Balb/c بدست آمدند. جنین های جمع آوری شده، بر روی سه لایه تغذیه کننده ای که قبلا از جداسازی و کشت فیبروبلاست جنینی موش های (MEFs) حامله 12.5 تا 14 روزه، جداسازی و کشت سلول های بنیادی مزانشیمی (MSC) مغز استخوان رت و کشت لاین سلولی فیبروبلاستی 3T3، بدست آمده بودند قرار گرفتند. 2 تا 3 روز بعد، زونا پلوسیدا خارج شد و 5 روز پس از رشد توده سلولی داخلی، به روش مکانیکی برداشته و با تریپسینه کردن به خوشه های کوچک چند سلولی تبدیل شد. پس از 2 تا 3 روز کلونی های سلول های بنیادی تشکیل شد. تا دو پاساژ دیگر این عمل تکرار شد که هر بار بر میزان تشکیل کلونی ها افزوده می شد.یافته ها: از جنین های قرار گرفته بر روی سه لایه مذکور به ترتیب 100% و 64.5% به لایه تغذیه کننده MEF و MSC چسبیدند. در حالیکه در مورد لایه 3T3 میزان خروج زونا و اتصال بلاستوسیست ها به لایه تغذیه کننده 3T3، کم بود و هیچ کدام به مرحله رشد توده سلولی داخلی نرسیدند. میزان تشکیل کلونی ها هم در طی سه پاساژ بر روی لایه MEF بیشتر از لایه MSC بود. کلونی ها از طریق رنگ آمیزی با آلکالین فسفاتاز مورد شناسایی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها هم اختلاف معنی داری (p<0.05) را در درصد خروج زونا و زمان خروج و میزان زنده ماندن بلاستوسیست ها را در کشت نشان داد.نتیجه گیری: در مورد این سه لایه MEF بهتر از MSC بود و هر دو مقدم بر 3T3 بودند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 682

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1385
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی مایع آمنیوتیک که در مقایسه با سلول های بنیادی جنینی محدودیت اخلاقی کمتری نیز دارند، قدرت بازسازی (self-renewal) زیادی داشته و می توانند به سلول های تخصصی از هر سه لایه جنینی تمایز یابند بدون اینکه محدودیت اخلاقی داشته و حداقل احتمال خطر برای ایجاد سرطان و ایمونوژنیتی پائینی دارند. به همین دلایل این سلول ها به عنوان منبع سلولی برای استفاده درمانی در آینده بسیار مورد توجه هستند. هدف از این تحقیق جداسازی سلول های بنیادی و تعیین ماهیت آنها بود.روش ها: نمونه های مایع آمنیوتیک بعد از انجام آمنیوسنتز که برای تشخیص قبل از تولد صورت می گرفت و با دریافت رضایت نامه تهیه شد. بعد از انجام سانتریفوژ، سلول ها در محیط DMEM که حاوی  %20 FBSبود کشت داده شد. بعد از دو هفته کلون های سلولی تشخیص داده شده و پس از پاساژ، به سلول های چربی و استخوانی تمایز داده شد.در ادامه با انجام فلوسایتومتری بر روی مارکرهای مزانشیمال نظیر CD44, CD45, CD90, CD166 و مارکر پرتوانی سلول ها یعنی Oct-4 سلول ها را مشخص کردیم.یافته ها: سلول های بنیادی که از مایع آمنیوتیک جدا گردید مارکرهای مربوط به سلول های بنیادی بالغ و جنینی را بیان می کرد. از نظر فنوتیپی این سلول ها مورفولوژی دوکی شکل با هسته بزرگ را نشان دادند و پس از القاء تمایز، بیان مارکر سلول های استخوان و چربی را که نشان دهنده تمایزپذیری آنها بود را نشان دادند. بیان این مارکرها به وسیله تکنیک های ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR تائید گردید. علاوه بر این سلول ها بیان مارکر Oct-4 را که جزء مارکر سلولهای پرتوان است را نشان دادند.بحث و نتیجه گیری: سلول های بنیادی مشتق از مایع آمنیوتیک توانائی تمایز به سلول های چربی و استخوان را در شرایط کشت اختصاصی دارند. قدرت تمایز این سلول ها به رده های سلول مختلف امکان استفاده از آن را در پیوند سلول و پزشکی ترمیم را فرآهم می آورد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1385

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

احمدیان کیا نغمه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    360
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

علیرغم پیشرفت های زیادی که تاکنون در زمینه های مختلف علوم پزشکی صورت گرفته است، هنوز تعداد زیادی از بیماری های غیر قابل علاج وجود دارند که دامنگیر افراد در سنین مختلف می شوند و علاوه بر ناگوار بودن آن برای بیمار، بار عاطفی و اقتصادی سنگینی نیز بر خانواده ها و جامعه تحمیل می کنند. اخیرا استفاده از سلول های بنیادی به عنوان یکی از روش های درمانی برای این عزیزان پیشنهاد شده است، لیکن این روش هنوز نتوانسته است به عنوان یک درمان قطعی و روتین در کلینیک مطرح شود. از مهمترین مشکلات این روش، عدم لانه گزینی اختصاصی (Homing) این سلول ها است. به عبارت دیگر تعداد بسیار زیادی از این سلول ها از جدار عروق عبور نمی کنند و در جریان خون باقی می مانند و پس از مدتی از بین می روند. از میان تعداد کم سلول هایی که عبور کرده اند نیز درصد زیادی به صورت غیرهدفمند وارد بافت ها و ارگان هایی غیر از بافت ها و ارگان های صدمه دیده می شوند. بدین ترتیب تعداد سلول هایی که وارد بافت هدف (بافت صدمه دیده) می شوند به اندازه ای کم است که نمی توانند عملکرد بافت صدمه دیده را جبران کنند. لذا محققین در صدد یافتن راه هایی جهت بهبود Homing سلول های بنیادی هستند. شناخت مکانیسم Homing اولین قدم در این مسیر است. امروزه تعاملات بین کموکاین ها و گیرنده های کموکاینی به عنوان اساس این روند معرفی شده است. کموکاین ها توسط سلول های بافت صدمه دیده ترشح می شوند و گیرنده های کموکاینی نیز بر روی غشاء سیتوپلاسمی سلول های دهنده، بیان می گردند. دستکاری های ژنتیکی یا استفاده از القاء کننده های شیمیایی و فیزیکی از جمله روش هایی هستند که به منظور افزایش ترشح کموکاین ها یا افزایش بیان گیرنده های کموکاینی به کار می روند. این مساله طی چند سال اخیر، شدیدا مورد توجه قرار گرفته است و امید است که در آینده نزدیک، با رفع این مشکل، گامی اساسی در جهت بهبود سلول درمانی برداشته شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 360

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1065
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: فعالیت بیش از اندازه گیرنده های گلوتاماتی مشخصه بسیاری از اختلالات نورودژنراتیو از جمله آسیب مغزی، بیماری پارکینسون، بیماری هانتینگتون و سایر بیماری ها است. برای درمان بیماری های نورودژنراتیو با استفاده از سلول های بنیادی نظیر سلول های بنیادی پرتوان عصبی نیاز به ریز محیطی است که فاکتورهای سیتوکینی و کموکینی مناسب برای پیوند را در اختیار بافت هدف قرار دهد. اکثر مطالعات فارماکولوژیک نشان داده اند که جریان کلسیم از طریق کانال های کاتیونی وابسته به N - متیل دی آسپارتات (NMDA) برای القاء سمیت سلولی گلوتامات که ریز محیط مناسب پیوند را فراهم می آورد، لازم است. پیریدین 2 و 3 دی کربوکسیلیک اسید (کوئینات، QUIN) فرآورده نهایی مسیر تریپتوفان- کینورینین است که به صورت یک آگونیست اندوژن گیرنده NMDA در اختلالات نورودژنراتیو درگیر است.روش ها: QUIN برای ایجاد یک ضایعه خفیف مخچه ای متناسب برای پیوند سلول های بنیادی در رت های نژاد ویستار به کار گرفته شد. تزریق آهسته درون مخچه ای QUIN (5 میکرو لیتر، 0.2 میلی مولار) با سرعت 1 میکرولیتر در هر دقیقه در فولیوم VI نیمکره راست مخچه سبب القاء ضایعات حرکتی و دژنراسیون سلولی قابل ملاحظه در حیوانات تیمار شده گردید. مطالعات رفتاری و هیستوپاتولوژیک در طول 6 هفته پس از القاء ضایعه بررسی گردید.یافته ها: گروه دریافت کننده QUIN نقصهای معنی داری را در یادگیری حرکتی با استفاده از تست روتارود (P<0.0001)، عدم تعادل حرکتی را در تست سیلندر (P£0.001)، دیسمتری را در تست راه رفتن شعاعی (P£0.001) و تحلیل در نیروی عضلانی و عدم برقراری تعادل را در تست آونگ شدن (P£0.001) نسبت به گروه کنترل در طول 6 هفته پس از القاء ضایعه نشان دادند. تغییرات هیستوپاتولوژیک، دژنراسیون مخچه ای و نکروز سلولی را در لایه های متفاوتی از نیمکره جانبی مخچه راست نشان داده است.بحث و نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که QUIN می تواند سلول های متعددی را که دارای گیرنده NMDA وابسته به QUIN هستند در قشر و لایه های عمقی مخچه حذف نماید و از این رو یک مدل بالقوه جهت مطالعه نشانه های ریز محیطی در شرایط in vivo است که برای تمایز، مهاجرت و لانه گزینی سلول های بنیادی درون زاد یا پیوندی ضروری به نظر می رسد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1065

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    374
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: کادمیوم یک فلز سنگین بوده که در صنایع کاربرد فراوان داشته و بعنوان یک آلاینده زیست محیطی شناخته شده است. سلولهای بنیادی مزانشیمی نوعی سلول غیرخون ساز ساکن در مغز استخوان و سایر بافتهای اسکلتی می باشد. از طرفی چون سلولهای مزانشیمی نزدیک به خون محیطی بوده لذا به عنوان مدلی مناسب برای بررسی اثر مواد سمی بر روی خواص بنیادین و تکثیر و تمایز انواع سلو لهای بنیادی و همچنین اثر مواد توکسیکی چون xenostrogen ها و فلزات سنگین نظیر کادمیوم می باشد. با توجه به اینکه تا کنون گزارشی مبنی بر اثر طولانی مدت این آلاینده بر روی سلولهای مزانشیم مغز استخوان دیده نشده است، هدف از این مطالعه بررسی اثر دوزهای مختلف کادمیوم بر توانائی زیستی و مرفولوژی سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت می باشد.روش ها: سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت پس از بیهوشی توسط روش فلش اوت در محیط کشت  DMEMحاوی FBS %15 و پنی سیلین - استرپتومایسین استخراج و در انکوباتور CO2 در دمای 37 درجه سانتی گراد نگهداری شد. سلولهای پس از پاساژ سوم با غلظتهای 250، 500، 750، 1000، 1250، 1500، 1750، 2000، 2250، 2500، 2750 و 3000 نانومولار کلرید کادمیم به مدت 21 روز تیمار و توانائی زیستی آنها توسط رنگ آمیزی تریپان بلو بررسی شد. سپس سلولهای با دوزهای انتخابی ID50 و ID75 (دوزهای 750 و 2000 نانومولار) تیمار و مرفولوژی آن ها توسط رنگهای فلوروسنت هوخست، پروپیدیم آیودید و آکردین اورنژ مورد بررسی قرار گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه و تست Tukey مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و تفاوت میانگین ها در سطح p<0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که کادمیوم باعث کاهش معنی دار توانائی زیستی سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بصورت وابسته به دوز شد. بررسی مرفولوژی سلولها به وسیله رنگ آمیزی با هوخست نشان داد که تغییراتی مانند قطعه قطعه شدن هسته و تراکم کروماتین در اثر تیمار با دوزهای انتخابی در سلولها ایجاد شد. از طرفی جمع شدگی سیتوپلاسم سلولها در رنگ آمیزی با آکریدین اورنژ نیز مشاهده شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به سمی بودن کادمیوم، کاهش توانائی زیست سلولها دوراز انتظار نبود ولی از آنجا که دوزهای انتخابی کمتر از حد مجاز تعیین شده توسط WHO بوده است. نتایج این مطالعه بیانگر این است که دوز کم در مدت زمان طولانی می تواند باعث کاهش توانائی زیست این سلولها شود. از طرفی، این سلولها بعنوان ذخایر سلولی برای ترمیم بافت های صدمه دیده هستند بنابراین کاهش توانائی زیستی آنها می تواند موجب بروز مشکلات دیگر شود. اثر کادمیوم بر مرفولوژی سلولها نشان دهنده بروز احتمالی مرگ سلولی برنامه ریزی شده بود البته نیاز به تحقیقات بیشتر برای مشخص شدن مکانیزم درگیر در کاهش توانائی زیستی این سلولهای وجود دارد. بنابراین بعنوان نتیجه گیری پیشنهاد می گردد بررسی های بیشتری در رابطه با تعیین میزان مجاز این فلز انجام پذیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 374

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    627
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلول های بنیادی، سلو ل های تمایز نیافته ای هستند که توانایی تبدیل و تمایز به انواع مختلف سلول ها را دارند. مغز استخوان منبع اصلی دو نوع از این سلولها به نام سلولهای بنیادی خونساز و سلول های بنیادی مزانشیمی می باشد. سلول های بنیادی مزانشیمی، سلول های چند توانی هستند که توانایی تمایز به چندین دودمان سلولی مزودرمی نظیر سلول های چربی، استخوانی و کبدی را دارند. سلولهای بنیادی مزانشیمی برای اولین بار توسط فریدن استاین (Friedenstein) و همکاران از مغز استخوان جدا شد.زجاجیه شامل فاکتورهای رشد فیبروبلاستی (FGF) از جمله FGF-1 و FGF-2 می باشد که باعث القای و تمایز عدسی و بیان ژن های کریستالین، طویل شدن و تخصص یابی ساختاری در سلولهای فیبری می گردند. عمده ترین پروتئین های سلول های فیبر عدسی، کریستالین می باشد، که به دوگروه عمده a و gb تقسیم می شوند. این پروتئین ها 90 درصد در آب محلول بوده و چنانچه به طور یکنواخت در عدسی توزیع شوند باعث ایجاد خاصیت شفاف بودن و انکساری عدسی می گردند. آلفا-کریستالین شامل a A-crystalline و a B-crystalline می باشد، که a B-crystalline در پلاک عدسی چشم موش در مرحله E9.5 و a A-crystallin در مرحله E10 تا E10.5 درحباب عدسی قابل تشخیص هستند.روش ها: مغز استخوان از استخوان های ران و درشت نی موشهای NMRI جدا و در فلاسک های 25 سانتیمتر مربعی کشت شد. بنیادی بودن این سلولها را با مارکر oct4 به روش ایمونوسیتو شیمی مورد بررسی قرار گرفت. سلولهای مزانشیمی بر اساس خاصیت چسبندگی شان به کف فلاسک می چسبند، اما سلولهای خونساز با تعویض محیط کشت حذف می شوند. در دو گروه تجربی سلول های مزانشیمی با حجم های 1:1 و  1:3مایع زجاجیه و DMEM همراه با مکمل ها کشت داده شدند.یافته ها: در کشت اولیه، جمعیت سلولی هتروژن بود و سلولها پهن، دوکی و چند وجهی بودند. در پاساژهای بالاتر تعداد سلولهای دوکی شکل افزایس یافت، به طوری که در پاساژ سوم بیشتر سلولها دوکی شکل بودند. بررسی های مورفولوژی نشان داد که اکثر سلول های گروه های تجربی از لحاظ شکل ظاهری نسبت به سلولهای گروه کنترل کشیده تر و به صورت موضعی به موازات هم آرایش یافتند و نیز در داخل هسته آنها تعداد هستک ها زیاد شده است، که این با مورفولوژی سلولهای فیبر عدسی مطابقت می کند.بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق تا این مرحله می توان نتیجه گرفتیم که سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان در اثر تیمار با زجاجیه به سلولهای فیبر عدسی تمایز می یابند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 627

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    2461
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: دسته ای از سلول های بنیادی، سلول های بنیادی خونساز (Hematopoietic stem cell) هستند که انواع سلول های خونی مثل گلبول های سفید، پلاکت ها و گلبول های قرمز را می سازند. تمایز و تکثیر گلبول های قرمز خون به طور موثری تحت اثر تنظیمی برخی از عوامل سلولی مانند اریتروپویتین (EPO) و فاکتور محرک کلونی گرانولوسیت ماکروفاژ GM-CSF قرار دارند. اریتروپویزیس (Erythropoiesis) در پستانداران شامل مرحله ای ویژه است که در آن هسته حذف می شود. مکانیسم حذف هسته به درستی شناخته نشده است. در طی روند خونسازی در مغز استخوان به تدریج هسته گلبول های قرمز از بین می رود لذا هدف از این تحقیق بررسی روند حذف DNA و هسته در سلول های پیش ساز گلبول های قرمز در طی روند تمایز می باشد.روش ها: در این روش ابتدا رده سلولی اریتروبلاست انسانی TF-1 در محیط کشت RPMI کشت داده شد. سلول های تکثیر یافته با تراکم سلولی 105×2 تحت تاثیر غلظت های مناسب از فاکتورهای رشد، GM- CSF, EPO قرار گرفت و سپس در روزهای مختلف تمایز، قطعه قطعه شدن هسته را با روش رنگ آمیزی DAPI و الکتروفورز DNA و همچنین با استفاده از میکروسکوپ فلورسانس و آنالیز مورفولوژی سلولی و مقایسه آن ها با گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفت.یافته ها: مورفولوژی سلول های تیمار شده با اریتروپویتین EPO در مقایسه با گروه کنترل نشان داد که قطعه قطعه شدن سلول ها در طی تمایز در روزهای مختلف افزایش یافته است. در روز 2 و 14 بعد از تیمار میزان قطعه قطعه شدن سلول ها به ترتیب 8% و 84% بود. الکتروفورز حذف هسته را نیز در طی روزهای مختلف تمایز را نشان داد.بحث و نتیجه گیری: حذف هسته مرحله ای ویژه در اریتروپویزیس پستانداران است. حذف هسته در پیش سازهای اریتروئیدی در مغز استخوان با استفاده از بیرون انداختن هسته(Extrusion)  انجام می شود. در این مطالعه قطعه قطعه شدن هسته سلول های رده سلولی در طی تمایز به سمت رده اریتروئیدی مشاهده شد. نکته قابل توجه این بود که حذف هسته در طی روند تمایز به تدریج اتفاق می افتد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2461

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1601
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

استفاده از سلولهای بنیادی برای درمان بسیاری از بیماریها از جمله سرطان، آسیب های سیستم عصبی مرکزی، بیماریهای قلبی و ... پیشنهاد می شود؛ فقدان دانش پایه در مورد بیولوژی، بقاء، مهاجرت و تمایز سلولهای بنیادی پیوند شده در بدن موجود زنده و همچنین ارتباطی که این سلولها در بافت آسیب دیده با سلول های میزبان برقرار می کنند، به عنوان یک تنگنا برای طراحی درمان بیماری ها با سلولها بنیادی باقی مانده است. تکنیکهای جدید ردیابی و پیگیری عملکرد سلول های بنیادی در بدن موجود زنده (in vivo stem cell tracing method) تا حدودی این توانایی را به محققین می دهد تا بتوانند برخی از خصوصیات بیولوژیک سلول های بنیادی را بعد از پیوند در بدن موجود زنده بررسی کنند.دو استراتژی کلی برای لیبل کردن و پیگیری سلولهای بنیادی در بدن موجود زنده وجود دارد:استراتژی اول شامل لیبل کردن مستقیم سلول بنیادی با عوامل خارجی (Exogenous agent) است. در این روش سلولها از طریق ورود عوامل کنتراست به داخل سلول بنیادی و یا اتصال آن به گیرنده های سطحی غشاء سلولهای بنیادی قابل شناسایی می شوند. عامل کنتراست در روشهای  NIPI, MRI, CT scanو  Micro- CTبه داخل سلول وارد میشود و در روش هایQD, US, PET و SPET بر روی سطح غشاء سلول متصل می شوند.استراتژی دوم شامل بکارگیری ژنهای گزارشگر می باشد؛ در این روش با کمک مهندسی ژنتیک یک ژن گزارشگر به سلول بنیادی وارد می شود؛ معمولا از وکتور برای وارد کردن ژن گزارشگر استفاده می شود. در نتیجه رونویسی و ترجمه ژن گزارشگر پروتئین مورد نیاز جهت ردیابی سلول بنیادی منتقل شده به بدن موجود زنده تولید می شود. در روش های Optical imaging, nuclear imaging و MRI می توان از ژنهای گزارشگر استفاده نمود.در حال حاضر چندین تکنیک برای ردیابی و پیگیری عملکرد سلولهای بنیادی در بدن موجود زنده پیشنهاد شده است؛ که به آنها اشاره می شود:1- تکنیکهایی که برپایه اشعه X هستند از قبیل: CT scan, Micro-CT, Plain film و ...2- تکنیکهایی که برپایه تصاویر Optical هستند و دو روش fluorescence و  bioluminescenceرا شامل می شوند.3- تکنیکهایی که بر پایه تصاویرNuclear هستند مثل PET وSPECT4- تکنیکهایی که بر پایه تصاویر ultrasound هستند.5- تکنیکهایی که بر پایه تصاویر magnetic resonance imaging (MRI) هستند.6- تکنیکهایی جدیدی که ادغامی از تکنیکهای قبلی هستند و به عنوان روش multimodal imaging گفته می شوند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1601

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1014
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

کبد به عنوان بزرگترین ارگان داخل بدن شناخته شده است که فعالیت آن جهت حفظ شرایط فیزیولوژیک سایر ارگان ها و کل بدن بسیار حیاتی و مهم است. هپاتوسیت ها اصلی ترین سلول های سازنده این ارگان می باشند که در بیماری های کبدی همچون هپاتیت، سیروز، سرطانها و بیماری های مزمن کبد که از مشکلات عمده سلامت جامعه بشری هستند، عملکرد طبیعی خود را از دست می دهند.سلول های پرتوان با توانایی تمایز به سمت سلول های کبدی امیدهای زیادی را جهت استفاده از این سلول ها در مشکلات کبدی برانگیخته است. تمایز مستقیم سلول های پرتوان به سمت سلول های کبدی یکی از راه های بدست آوردن سلول های کبدی در آزمایشگاه است که می تواند در درمان بیماری ها، شناخت راه های تکوین کبد و دارو درمانی کاربرد داشته باشد. مضافا بر اینکه سلول های پرتوان القایی با توجه به اینکه از هر فردی قابل دستیابی هستند دیدگاه های جدیدی را در «درمان های مخصوص بیمار» ایجاد نموده است.در اینجا بعد از یک نگاه مختصر به تکوین کبد و ملکول ها و مسیرهای دخیل در آن به تجربیات تمایز مستقیم سلول های پرتوان در گروه کبد سلول های بنیادی پژوهشگاه رویان خواهیم پرداخت.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1014

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

طهرانی پور مریم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    5213
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد حوادث دژنراسیونی ایجادشده پس از ضایعه نخاعی می تواند دلیل خوبی برای مشکلات و آسیبهای سیستم عصبی محیطی و مرکزی باشد.در این تحقیق اثرات تزریق سلولهای بنیادی مغز استخوان بر روند دژنراسیون آلفا موتونورونهای شاخ قدامی نخاع پس از ایجاد ضایعه نخاعی بررسی می شود.روش ها: به این منظور 24 سر رت نر نژاد ویستار به سه گروه (کنترل، شم-ضایعه دیده و آزمون) تقسیم می شوند. در گروههای شم (ضایعه دیده) و آزمون به روش لامیناکتومی با اسکارپل شماره 11 یک برش عرضی در نیمه راست نخاع مهره های T8, T9 به منظور ایجاد ضایعه نخاعی ایجاد شد. پس از هفت روز از ایجاد ضایعه در گروه آزمون سلولهای بنیادی به کمک متد استرئوتاکسیک در بطن جانبی مغز تزریق شدند. بعد از گذشت چهار هفته حیوانات بیهوش شده و از نخاع قطعات سینه ای نمونه برداری شد. پس از پاساژ بافتی، نمونه ها بلوکه گیری شده، برشهای سریال تهیه و توسط رنگ آبی تولیدین رنگ آمیزی شدند. با کمک متدهای استریولوژی دانسیته نورونی نورونهای شاخ قدامی نخاع در گروه های مختلف محاسبه و مقایسه شدند.یافته ها: آنالیزهای آماری نشان داد در گروه آزمون که توسط سلولهای بنیادی درمان شده بودند میزان تخریب نورونی بسیار کاهش یافته بود (.(P<0.05بحث و نتیجه گیری: دانسیته نورونی در این گروه آزمون بسیار نزدیک به گروه کنترل بود. بنابراین اینگونه نتیجه گیری می شود که تزریق سلول می تواند میزان تخریب نورونهای آلفای نخاع را پس از ایجاد ضایعات نخاعی کاهش دهد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 5213

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
نویسنده: 

بهاروند حسین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    758
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

ایجاد رده های سلول های بنیادی جنینی و سلول های پرتوان القائی دیدگاه ها و امیدهای جدیدی را در کاربرد درمانی سلول های بنیادی بوجود آورده است. بسیاری از مطالعات کاربرد درمانی این سلول ها را در انواع مدل های حیوانی نشان داده اند. علاوه بر این پتانسیل بالای تمایزی و امکان دستکاری های ژنتیکی این سلول ها، آنها را ابزار مناسبی جهت مطالعات تکوین، بیماری های ژنتیکی، سم شناسی، دارو شناسی و حتی ایجاد مدل های بیماری در آزمایشگاه نموده است.در اینجا سعی داریم تا تجربیات خودمان را درباره سلول های پرتوان القائی و جنینی به همراه پتانسیل ها و چالش های کاربردی آنها ارائه دهم.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 758

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1218
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: «Wnt ها» خانواده بزرگی از لیگاندهای ترشحی گلیکوپروتیینی هستند که از طریق بر هم کنش با گیرنده های خود در سطح سلولهای هدف باعث تنطیم فرآیند های مختلفی در طی روند تکاملی سلول می شوند. فعالیت غیر طبیعی مسیر سیگنالی Wnt نقش مهمی بعنوان نیروی پیشبرنده اصلی در نقایص تکاملی و تومور زایی دارا می باشد بطوریکه اکثر موارد مربوط به سرطان کولون با نقص در مسیر سیگنالی Wnt همراه هستند. سلولهای سرطانی کولون که دارای فعالیت بالای Wnt هستند خصوصیات یک سلول بنیادی (سلولهای بنیادی سرطان) را به خود گرفته و قادر به تولید مجدد تومور بعد از درمان می شوند. از آنجایی که فعالیت بالای مسیر سیگنالی Wnt یکی از مکانیسم های اصلی تومورزایی در کولون می باشد، شناسایی مهارکننده های این مسیر در درمان سرطان کولون مفید خواهد بود.روش ها: اگر چه تاکنون بسیاری از آنتاگونیست های Wnt شناسایی شده اند، بررسی در جهت یافتن آنتاگونیست های جدید اخیرا در گروه ژنتیک دانشکده علوم زیستی دانشگاه تربیت مدرس در دست انجام است. برای بررسی میزان پایداری سلولهای ترانسفکت شده نیز توانایی حیات، آپوپتوز و قابلیت تهاجمی بودن آنها مطالعه گردید. توانایی آنتاگونیست های Wnt در مهار فعالیت مسیر سیگنالی Wnt با آزمایشاتی که بر مبنای بیان ORF مربوط به پروتیین سبز فلویورسان واقع در پایین دست پروموتور ژن b-کاتنین، که بطور معمول با مسیر سیگنالی Wnt تنظیم می شود، بررسی گردید.یافته ها: فعالیت بیش از حد مسیر سیگنالی Wnt بوسیله آنتاگونیست های Wnt، که از سلولهای بنیادی خاصی ترشح می شوند قابل کنترل خواهد بود.بحث و نتیجه گیری: تزریق حین عمل رده تخصصی شده ای از سلولهای بنیادی با قابلیت ترشح آنتاگونیست های محلول به توده سرطانی به درمان سرطان کولون کمک خواهد کرد. در این راستا، سلولهای بنیادی از لحاظ ژنتیکی به سلولهای ترشح کننده ای تغییر داده می شوند که در حین عمل و با تزریق یا کاشت آنها در توده توموری، به بیان و ترشح آنتاگونیست های Wnt ادامه داده و این آنتاگونیست ها را به توده سرطانی کولون که حاوی سلولهای بنیادی سرطانی نیز هستند وارد می کنند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1218

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    1407
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

شکاف لب و کام یکی از شایعترین نواقص مادرزادی است که شیوعی معادل یک در 700 تولد زنده دارد. این ناهنجاری مادرزادی بعلت اختلال در جوش خوردن زوائد جنینی صورت ایجاد می شود. پیچیدگی بافتهای تشکیل دهنده در صورت سبب شده که جراحان مشکلات عدیده ای در درمان این بیماران داشته باشند. در صورت نیاز به گرفت، ایلیاک و کرانیوم شایعترین مناطق اهداء کننده هستند ولی علاوه بر اینکه نیاز به بیهوشی عمومی جهت برداشت استخوان وجود دارد، می تواند عوارضی همچون دردهای طولانی مدت و اختلالات عصبی را به همراه داشته باشد.با ابداع روشهای مهندسی بافت و پیشرفت در روشهای استخراج سلولهای بنیادی، جایگزین هایی مناسب تر برای روش تهاجمی گرافت در درمان شکاف کام و لب ایجاد شده است.سلولهای بنیادی می توانند از خون بند ناف نوزاد، مغز استخوان، بافت چربی، پالپ دندانهای شیری و دندانهای عقل استخراج شوند. در این میان، سلولهای بنیادی خون بند ناف احتمال کمتری از سلولهای بنیادی مغز استخوان دارد که منجر به مرگ و یا پس زدن شوند. زمان انتظار برای استخراج سلولهای بنیادی از یک واحد خون بند ناف بطور متوسط کوتاهتر است. جمع آوری خون بندناف بدون درد است و عوارض جانبی ندارد ضمن این که در بیماران مبتلا به شکاف می توان آن را بلافاصله پس از تولد جمع آوری و برای خود بیمار استفاده کرد. از طرفی استفاده از سلولهای بنیادی دندانهای شیری یا دندانهای عقل، تهاجمی نیست و می تواند در بیماران در سنین بالاتر نیز استفاده گردد. هدف از این مقاله مروری، بررسی کاربرد انواع سلولهای بنیادی در درمان شکاف کام می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1407

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    562
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: دیابت ملیتوس نوع 1، یک بیماری خود ایمن وابسته به انسولین است که به خاطر تخریب غیر قابل برگشت b سل های جزایر لانگرهانس ایجاد می شود. یکی از روش های درمانی مورد مطالعه و بررسی سلول درمانی می باشد، امروزه توجه خاصی به توانایی تمایزی سلول بنیادی و سلول های قابل برنامه ریزی به سلول های سازنده انسولین شده است مونوسیت های خون محیطی به دلیل دارا بودن قابلیت تمایز زدایی و دسترسی آسان در مقایسه با سلول های بنیادی، در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مطالعه تمایز سلول های بنیادی پرتوان حاصل از مونوسیت های خون محیطی رت به سلول های سازنده انسولین تحت تاثیر عصاره پانکراسی ترمیمی (2 روز بعد از 60 درصد پانکراتومی) بررسی شده است.روش ها: ابتدا سلول های تک هسته ای خون محیطی (PBMC) جداسازی شده، به منظور جداسازی مونوسیت ها از PBMC به مدت 2 ساعت در دمای 37oC، CO2%5و 90% رطوبت انکوبه شد سپس مونوسیت ها چسبیده به کف پلیت جهت القاء تمایززدایی به مدت 6 روز در حضورM-CSF ، IL-3 و بتا مرکاپتواتانول کشت داده شد و به سلول های قابل برنامه ریزی با منشاء منوسیت (PCMOs) تبدیل شدند و زیر میکروسکوپ معکوس مورد مطالعه قرار گرفتند. PCMOs به مدت 15 روز در محیط کشت RPMI حاوی %10 FCS در حضور عصاره پانکراسی و گلوکز قرار گرفتند و هر 3 روز محیط کشت تعویض می شد. غلظت انسولین و پپتید c- ترشح شده توسط رادیوایمنواسی در روزهای 6، 14، 21 بررسی شد، با رنگ دیتیزون (DTZ) تولید انسولین این سلول ها نیز مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که مونوسیت ها 6 روز پس از القاء تمایززدایی از لحاظ اندازه بزرگتر شده و قدرت تقسیم دوباره را پیدا کردند. همچنین بعد از 15 روز از تمایز، تجمعات سلولی تولید شدند و سلول ها از حالت کروی به اشکال هندسی تبدیل شدند همچنین سلول هایی که در محیط حاوی عصاره پانکراسی کشت شدند دارای توانایی تولید انسولین وپپتیدc- بودند. و بیشترین مقدارانسولین و پپتید c- توسط این سلول ها در روز 14 ترشح شد، رنگ دیتیزون نیز تولید انسولین توسط این سلول ها را تائید کرد.بحث و نتیجه گیری :براساس نتایج بدست آمده با اندازه گیری غلظت انسولین وپپتیدc- در محیط کشت، می توان نتیجه گرفت که سلولهای بنیادی پرتوان تمایززدایی شده حاصل از مونوسیت های خون محیطی رت تحت درمان عصاره پانکراسی توانایی تمایز به سلول های سازنده انسولین را دارد که می تواند گامی درجهت سلول درمانی دیابت نوع 1 باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 562

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    10688
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

سلول درمانی یک استراتژی جالب و موثر در درمان بیماری های عصبی است. تاکنون از سلول درمانی در درمان بیماری های سیستم عصبی مانند پارکینسون، هانتینگتون، MS، آلزایمر، ALS، آسیب های نخاعی و آسیب های سیستم اعصاب محیطی استفاده شده است. در آزمایشات گوناگون سلول های بنیادی جنینی، سلول های بنیادی عصبی و سلول های بنیادی مزانشیمی و سایر سلول ها در درمان بیماری های عصبی به کار رفته است. مشخص شده که سلول های بنیادی جنینی از نظر توانایی تکثیر و تمایز به انواع مختلف سلول ها و از جمله سلول های عصبی منحصر به فردند اما باید توجه داشت که مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کنند و اگر توانایی تکثیر و تمایز آن کنترل نشود موجب تشکیل تومور خواهد شد. از طرفی طی پاساژهای مختلف دچار تغییرات ژنتیکی و اپی ژنتیکی می شوند و مساله پس زدن ایمنی نیز وجود دارد. سلول های بنیادی عصبی از جمله سلول های بنیادی بالغ هستند که از نخاع و forebrain به دست می آیند. این سلول ها چند توان و با قابلیت تمایز به نورون ها، الیگودندروسیت ها و آستروسیت ها هستند. سلول های بنیادی عصبی نسبت به سلول های بنیادی جنینی دارای مزیت ها و مشکلاتی هستند. در صورت استفاده از سلول های بنیادی عصبی، پس زدن ایمنی و تغییرات ژنتیکی و اپی ژنتیکی رخ نمی دهد و به عنوان منبع مناسبی در سلول درمانی در بیماری های عصبی مطرح می شوند. به منظور درمان بیماری های نورودژنراتیو با کمک سلول های بنیادی عصبی دو استراتژی وجود دارد: 1) تمایز سلول های بنیادی عصبی پیوندی در پاسخ به هدایت موضعی در مغز 2) تمایز سلول های بنیادی عصبی قبل از پیوند و سپس انتقال به نواحی مورد نظر.سایر سلول های بنیادی از جمله سلول های بنیادی مزانشیمی با اینکه قابلیت تکثیر و تمایز کمتری نسبت به سلول های بنیادی جنینی و سلول های بنیادی عصبی دارند اما از آنجایی که اتولوگ هستند توجه زیادی را به خود جلب کرده اند و در درمان تعدادی از بیماری های عصبی موثر بوده اند.در نهایت این که با وجود پیشرفت های زیاد و قابل توجه در استفاده از سلول های بنیادی در درمان بیماری های عصبی در مدل های حیوانی، باید توجه داشت که قبل از سلول درمانی در انسان باید سلول های بنیادی و مسیرهای تمایزشان به طور کامل شناسایی شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 10688

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    2208
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان بالغ انسانی (hMSCs) به عنوان یکی از ابزارهای درمانی به شمار می روند که برای ترمیم بافتهای آسیب دیده استفاده می شوند. به همین منظور، برای دستیابی به نتایج مطلوب کلینیکی لازم است که یک فهم دقیق تری از مکانیسم هایی که در پروسه به کارگیری، مهاجرت و استقرار hMSCs در بافتهای هدف صورت می گیرد. مشخص شده است که hMSCs به جایگاه های استرسی یا التهاب به منظور انجام فرآیند ترمیم فرستاده می شوند. در عین حال آشکار شده است که گیرنده های شبه تول (TLRs) مسوول ایجاد پاسخهای استرس زا در سلولهای مشتق شده از مغز استخوان می باشند.TLRs یک خانواده حفاظت شده از گیرنده هایی هستند که مسوول شناسایی الگوهای مولکولی وابسته به پاتوژن می باشند و وظیفه آغاز فعالیت سلولهای ایمنی را به عهده دارند. امروزه چندین ژن(1-11) TLR  در انسان شناسایی شده است. در اوایل، تحقیقات روی TLRs به بیان و مسیرهای سیگنالینگ آنها در سلول های ایمنی منحصر شده بود اما گزارشات اخیر نشان دادند که سلول های مشتق شده از مغز استخوان شامل سلول های بنیادی / اجدادی مزانشیمی نیز جزو سلول هایی هستند که پروتئینهای TLRs را بیان می کنند. این سلول ها علی الخصوص در بافتهای آسیب دیده و التهابی قرار دارند و مسوول القاء تولید سایتوکاین ها و کموکاین ها و دیگر ژنهای تنظیم شده توسط TLR ها می باشند.اهداف: از آنجاییکه hMSCs از جمله سلول های بسیار مورد توجه برای درمان بافتی و ژن درمانی می باشند. و حضور TLRs در hMSCs منجر به فعال شدن مسیرهای سیگنالینگ TLR می شود و فعال شدن این مسیرها است که باعث ترشح الگوهای مجزایی ازسایتوکاین ها وکموکاین های متناسب با لیگاند مخصوص هر TLR می شود از اینرو نقش این گیرنده ها در عمل تعدیل کنندگی ایمنی در hMSCs اهمیت دارد. علاوه بر این مطالعات اخیر برروی سلول های مشتق شده از بافت چربی، مزانشیمی وسلول های بنیادی خون ساز نشان می دهند که TLRs نقشی اساسی در بیولوژی سلول بنیادی ایفا می کند و در سلول های بنیادی مزانشیمی انسانی بیان می شوند.بحث و نتیجه گیری: از آنجاییکه مشخص شده است که TLRs، خصوصا تحریک TLR3 در hMSCs سبب القاء مهاجرت این سلولها می شود. بنابراین تحریک TLR ممکن است یکی از مکانیسم هایی باشد که سبب بکارگیری، مهاجرت و عملکرد تعدیل کنندگی ایمنی hMSCs در جایگاه های آسیب دیده باشدکه نشان می دهد که تحریک TLRs در hMSCs ممکن است یکی از مکانیسم های حیاتی باشد که باعث راه اندازی پاسخهای التهابی آنها می شود. و نقش مهمی بر درجه تاثیر MSCs در درمان بافت های آسیب دیده دارد.چشم انداز: گذشته از بعد بیولوژیکی TLRs، شناسایی TLRs به عنوان مدیاتورهای حیاتی در ایجاد پاسخهای استرس در hMSCs، یک راه کار نوین به منظور اتخاذ استراتژی های درمانی برپایه سلولهای بنیادی فراهم خواهد کرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2208

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    586
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در زنان ایران است که وضعیت آن در ایران شبیه بسیاری از کشورهای جهان می باشد. شناخت عوامل خطرساز و عوامل زمینه ساز ابتلا به سرطان پستان در بین زنان بسیار ضروری است. لذا از آنجایی که بسیاری از این عوامل خطر سرطان پستان قابل تغییر هستند می توان با انجام مداخلات، شیوع آن ها را در سطح جامعه تغییر داد. هدف از انجام این پژوهش پی بردن به نقش عوامل خطر مربوط به تولید مثل و باروری در ایجاد سرطان پستان در زنان استان اصفهان و به تبع آن تعیین گروه های پرخطر (High risk) می باشد.روش ها: این بررسی، یک مطالعه مورد - شاهدی می باشد. گروه مورد شامل 216 زن مبتلا به سرطان پستان بستری در بیمارستان سیدالشهدا اصفهان و همین تعداد گروه شاهد وارد مطالعه شدند. تشخیص سرطان برای تمامی نمونه ها از طریق تشخیص هیستوپاتولوژی صورت گرفت. اطلاعات افراد مبتلا به سرطان پستان شامل سن اولین قاعدگی، سن اولین حاملگی، وضعیت یائسگی، وضعیت شیردهی، سابقه سقط، تعداد زایمان و سن افراد از طریق مصاحبه و پرونده های پزشکی بیماران استخراج گردید. روش نمونه گیری مورد استفاده در این بررسی برای هر دو گروه مورد و شاهد از نوع نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس (convenience) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های کای اسکوئر، t-test، نسبت شانس و مدل رگرسیون لجستیک انجام گرفت.یافته ها: 40% از زنان مبتلا به سرطان پستان سابقه سقط، 58% آنان سابقه مصرف قرص های ضدبارداری و 10% افراد سابقه درمان نازایی را ذکر کردند. میانگین و انحراف معیار سن ازدواج و سن اولین قاعدگی بیماران به ترتیب 18.77±5.09 و 13.65±1.70 بود. در تحلیل چند متغیره مشخص شد که داشتن تعداد فرزندان کمتر با خطر ابتلا به سرطان پستان همراه بوده است (p= 0.01). بین سایر فاکتورهای اندازه گیری شده (سن اولین زایمان، سن ازدواج، سن اولین قاعدگی، سابقه سقط، سابقه مصرف قرص های ضد بارداری و وضعیت یائسگی) و سرطان پستان ارتباط معنی دار آماری پیدا نشد.بحث و نتیجه گیری: عوامل موثری که قابلیت تغییر دارند می توانند مورد توجه مداخلات مبتنی بر جامعه و برنامه ریزی مداخلات پیشگیری قرار گیرند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، توجه به وضعیت باروری و ازدواج زنان در پیشگیری از ابتلا به سرطان پستان در زنان ایران اهمیت دارد و ارائه طرح های مداخله ای ضروری می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 586

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    539
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: K562 نوعی سلول بلاست تمایزنیافته می باشد. این رده سلولی از مایع پلورال بیماران با سرطان خون مزمن در مرحله بحران بلاست بدست می آید و دارای سیتوپلاسم بازوفیلیک بدون گرانول است. سلول های k562 فاقد آنتی ژن های تیموسایتی، HLA، ALL هستند.زهر زنبور عسل حاوی پپتیدهای مختلف از جمله ملیتین،آنزیم هایی نظیر فسفولیپاز A2 و آمین های فعال بیولوژیک می باشد.تمایز درمانی: این روش بر این فرض استوار است که بسیاری از سلول های نئوپلاستیک نقص های برگشت پذیر در تمایز دارند و درمان مناسب منجر به برنامه ریزی مجدد سلول ها و از دست دادن توانایی تکثیر و القای تمایز و آپوپتوز می شود.مواد و روش ها: سلول های k562، در محیط کشت RPMA 1640 حاوی 10% FBS و 1% استرپتومایسین- پنی سیلین در فشار پنج درصد CO2 کشت داده شدند. پس از تعیین دوز کشنده بوسیله MTT assay دوزهای زیر این غلظت برای بررسی اثر تمایزی مورد بررسی قرار گرفتند و سلول ها پس از تیمار با رنگ آمیزی رایت گیمسا رنگ شده و تغییرات آن ها زیر میکروسکوپ نوری بررسی شد.یافته ها: نتایج بدست آمده از MTT assay نشان داد که برای این رده سلولی دوز کشنده 6 mg/ml است و بیشترین تمایز در دوزهای بین 1.5 mg/ml تا 2.5 مشاهده شد، رنگ آمیزی با رایت –گیمسا تمایز و تغییرات مورفولوژی این رده سلولی به لنفوسیت و منوسیت را نشان داد.نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق زهر زنبور عسل در دوزهای پایین قادر به تمایز سلول های k562 می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 539

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    2497
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

زمینه و هدف: جنین یک پیوند نیمه آلوگرافت است که سیستم ایمنی مادر آن را تحمل می کند و فاکتورهای متعددی در سقط مکرر آن موثرند. سلول های موثر و مرتبط با سقط لنفوسیت ها می باشند. هدف از این پژوهش بررسی درصد و تعداد لنفوسیت های CD4, CD3, CD8 درخون محیطی زنان مبتلا به سقط مکرر و مقایسه آن در زنان با حاملگی طبیعی با استفاده از تکنیک فلوسایتومتری و آنتی بادی منوکلونال می باشد.مواد و روشها: گروه بیمار از میان زنان با علل سقط مکرر ناشناخته، انتخاب شدند. این افراد از نظر آزمایشات کروموزومی، هورمونی و اسپرموگرام همسران طبیعی بوده و جزء موارد پلی کیستیک نبودند. گروه کنترل زنان حامله بدون سابقه سقط بودند. لنفوسیت های جداسازی شده از خون محیطی افراد با آنتی بادی های مربوطه نشاندار شده با ماده فلورسنس مجاور شدند. اطلاعات بدست آمده در دستگاه فلوسایتومتری با نرم افزار Cell Ouest آنالیز شده، سپس داده های دوگروه مورد مقایسه و آنالیز آماری قرار گرفتند.نتایج: یافته ها نشان دادکه درصد +CD4 در گروه بیماران نسبت به کنترل کاهش پیدا کرد (=0.001 (Pvalue. در حالی که تعداد سلول های CD8 در گروه بیمار افزایش معنی داری نسبت به کنترل داشته است (=0.000 (Pvalue. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، افزایش CD8 در بیماران احتمالا ایجاد پتانسیل سایتوتوکسیک روی تروفوبلاست ها می کند که ارتباط معنی داری با سقط جنین مکرر دارد و می تواند بیانگر دخالت سلول های فعال شده در سقط جنین مکرر با اتیولوژی ناشناخته باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2497

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    420
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: اخیرا استفاده از بافت بدون سلول به عنوان داربست طبیعی در مهندسی بافت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف از این مطالعه تهیه داربست طبیعی از عصب سیاتیک بدون سلول و سپس ارزیابی توانایی زیستی سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان موش صحرایی کاشته شده برروی آن بود.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی عصب سیاتیک با جراحی از موش صحرایی خارج و سلول های آن با استفاده از دترجنت های Triton X-100، سدیم دودسیل سولفات (SDS) و سدیم دزوکسی کولات حذف و داربست طبیعی تهیه شد. سپس سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان موش صحرایی در محیط کشت DMEM حاوی %15 FBS با روش سانتریفیوژ بر روی داربست کاشته شد. توانایی زیستی سلول ها در 1، 5، 10، 15 و 20 روز پس از کاشت با کمک آزمون MTT ارزیابی گردید. داده های بدست آمده با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه (one-way ANOVA) و تست Tukey بررسی و تفاوت میانگین ها در سطح P<0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.یافته ها: مطالعات بافت شناسی حذف کامل سلول ها از عصب سیاتیک تیمار شده با دترجنت های یادشده را نشان داد. تعداد سلول های زنده بر روی داربست بیست روز بعد از کاشت نسبت به روزهای 1 و 5 افزایش معنی داری (P<0.05) را نشان داد اما افزایش معنی داری بین تعداد سلولهای زنده بر روی داربست طی روزهای 10، 15 و 20 مشاهده نشد (P>0.05).بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که داربست طبیعی تهیه شده از عصب سیاتیک فاقد سلول دارای شرایط لازم برای کاشت، رشد و تکثیر سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان موش صحرایی می باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 420

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    385
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

امروزه یکی از مشکلات اصلی در سلول درمانی، مساله لانه گزینی سلول های تزریق شده در بافت هدف با راندمان مناسب است. سلول های بنیادی مزانشیمی به عنوان انتخابی امید بخش در آزمایشات کلینیکی سلول درمانی اخیر، مورد توجه قرار گرفته اند. هنگام ترمیم بافت، MSC های اندوژنوس و یا MSCهای اگزوژنوس دریافت شده، به ناحیه آسیب دیده مهاجرت کرده و در ترمیم شرکت می کنند. در مطالعات اخیر، مولکولها و مسیرهای سیگنال دهی متعددی، که در مهاجرت سلول های بنیادی مزانشیمی نقش دارند، شناسایی شده است.MSCها، قادر به بیان گیرنده های لانه گزینی متعددی هستند که در هنگام نفوذ لوکوسیت ها فعال می شوند و برخی از آنها کاملا فعال بوده و برای جای گیری سلولها در بافت، در شرایط فیزیولوژی وپاتولوژی ویژه مورد نیاز هستند.MSCهای مشتق از بافت چربی ممکن است توانایی مهاجرت بهتری را در مقایسه با MSCهای استخراج شده از بافت مغز استخوان نشان دهند و انتخاب مناسب تری برای اهداف درمانی باشند. بنابراین در این مطالعه، بیان سه گیرنده کموکاینی درگیر در مهاجرت MSCها، در MSCهای مشتق از بافت چربی بررسی شد و با MSCهای مشتق از بافت مغز استخوان توسط روش Semiquantitative reverse transcription-polymerase chain reaction، مقایسه گشت. نتایج نشان می دهد بیان این گیرنده ها در MSCهای مشتق از بافت چربی بیشتر از MSCهای به دست آمده از بافت مغز استخوان است. مغز استخوان همچنین توانایی مهاجرت MSCهای مشتق شده از هر دو بافت در پاسخ به کموکاین های مربوطه، توسط boyden chamber assay مقایسه خواهد شد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان منبع مناسب استخراج MSC و گیرنده موثر در لانه گزینی را انتخاب نمود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 385

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    895
  • دانلود: 

    0
کلیدواژه: 
چکیده: 

سلول های بنیادی مزانشیمی به عنوان نوعی سلول بنیادی بزرگسال با دو خاصیت توانایی خودنوزایی برای مدت طولانی و پتانسیل تمایز به رده های مختلف شناخته می شوند. این سلول ها برای اولین بار از مغز استخوان جداسازی و توصیف شدند و مطالعات بعدی حضور آن ها را در انواعی از بافت ها شامل خون بندناف، خون محیطی، بافت چربی و غیره به اثبات رساند. یکی از خواص تمایزی این سلول ها تمایز به رده سلول های استخوانی است. این خاصیت، در واقع، اولین خاصیت تمایزی سلول های بنیادی مزانشیمی است که در زمان کشف این سلول ها ذکر شده، و نیز آخرین خاصیت تمایزی است که با پیری سلول از بین می رود. برای تمایز به استخوان، سلول کشت تک لایه معمولا در معرض محیط کشت حاوی القاگر مناسب که معمولا ترکیبی است از اسکوربیک اسید، دگزاکتازون و گلیسرول فسفات قرار می گیرد. تحت تاثیر این عوامل، سلول ها در مناطقی از ظرف کشت تجمع می یابند و ساختار های نودول مانند تشکیل می دهند به این ترتیب با شکل گیری این تجمعات، کشت دو بعدی به کشت سه بعدی تبدیل می شود. نودول های تشکیل شده، در واقع کانون هایی هستند که در آنها تغییر و تحولات مربوط به تمایز به استخوان رخ می دهد. علاوه بر این القاگرها، عوامل متعدد دیگری شامل برخی هورمون ها و سیتوکین ها نیز می توانند تمایز به استخوان سلول های بنیادی مزانشیمی را پیش برند. در این فرصت کوتاه (سخنرانی) مسائل مختلف مربوط به کشت استخوان زایی سلول های بنیادی مزانشیمی از جمله مسیرهای سیگنالی درگیر در تمایز به استخوان سلول های بنیادی مزانشیمی، عوامل نسخه برداری که بیان آنها نشانه متعهد شدن سلول بنیادی مزانشیمی در تمایز به استخوان است و نیز فراساختار نودول های استئوژنیک ظاهر شده در طی فرآیند تمایز به استخوان مورد بحث قرار خواهد گرفت. پس از آن کاربردهای تمایز به استخوان سلول شامل استفاده از کشت استئوژنیک به عنوان مدل تمایز به استخوان، کاربرد آن در مهندسی بافت استخوان، بکارگیری تمایز به استخوان سلول بنیادی مزانشیمی در بازسازی ضایعات استخوانی توصیف خواهد شد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 895

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    6921
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

سرطان باعث مرگ و میر زیادی در سرتاسر جهان می شود. بر اساس تعداد زیادی از شواهد، سرطان های انسانی بر اثر اختلالات سلول های بنیادی بوجود می آیند. در تومورهای بدخیم، خود تجدیدی غیرقابل کنترل جمعیت کوچکی از سلول های بنیادی سرطانی منجر به ایجاد سلول های سرطانی می شود که به طور غیرطبیعی تمایز یافته و به رشد تومور کمک می کنند. سلول های بنیادی سرطانی ابتدا در بدخیمی های هماتوپوئتیک و سپس در چندین نوع از تومورهای جامد شناخته شدند. این سلول ها به داروهای ضد سرطان و اشعه درمانی مقاوم هستند، بنابراین در پیشرفت، بازگشت و متاستاز سرطان ها نقش دارند. بر اساس این نظریه که تنها زیر مجموعه ای از سلول ها باعث تشکیل تومور می شوند، روش های درمانی جدیدی با هدف حذف سلول های بنیادی سرطانی و یا القا تمایز آنها ایجاد گردیده است. در درمان تمایزی موادی استفاده می شوند که باعث القا تمایز سلول های سرطانی می گردند. این روش بر این عقیده استوار است که سلول های سرطانی، سلول هایی می باشند که در یک وضعیت تمایز نیافته قرار گرفته اند و به طور غیرقابل کنترل و با سرعت زیاد تکثیر می کنند. اگر چه درمان تمایزی منجر به نابودی سلول های بنیادی سرطانی نمی شود، اما رشد و خودتجدیدی آنها را محدود کرده و در نهایت امکان حذف سلول های بدخیم، با استفاده از درمان های سنتی (مانند شیمی درمانی)، فراهم می شود. در سال های اخیر، تعداد زیادی از عوامل القا کننده تمایز به منظور درمان سرطان استفاده شده اند. اولین عامل تمایزی موثر، رتینوئیک اسید بوده است که منجر به تمایز انواعی از سلول های بنیادی سرطانی می شود. در نتیجه سلول های سرطانی به سلول های تمایز یافته ای تبدیل می شوند که قابلیت تکثیر ندارند. در لوکمی پرومیلوسیتیک حاد، رتینوئیک اسید باعث القا تمایز سلول های لوکمی و بهبود 90% از بیماران شده است. همچنین رتینوئیک اسید، سرطان زایی را در انواعی از بافت ها (مانند سرطان های پوست، ریه، سینه و دهان) مهار نموده است. به نظر می رسد گلیوبلاستومای انسانی نیز توسط سلول های بنیادی سرطانی تشکیل و گسترش می یابد. در حال حاضر، القا تمایز با پروتئین های مورفوژنیک استخوان (BMPs) و رتینوئیک اسید به عنوان یک روش امید بخش در حذف سلول های شبه بنیادی و مهار رشد تومور در گلیوبلاستوما در نظر گرفته می شود. از طرفی عملکرد غیر طبیعی برخی آنزیم های تغییردهنده کروماتین مانع تمایز برخی از انواع سلول های سرطانی و تحریک تکثیر در آنها می شوند. به عنوان مثال، به کارگیری غیرنرمال فعالیت هیستون داستیلازها باعث گسترش برخی از انواع سرطان های انسانی می شوند. مهارکننده های هیستون داستیلازها مانند  suberoylanilidehydroxamic acidو valproic acid نیز به عنوان عوامل القا کننده تمایز در درمان تمایزی سرطان شناخته شده اند. عوامل ایجاد کننده تمایز نسبت به روش سنتی درمان، سمیت کمتری دارند و قادرند که سلول های شبه بنیادی را در تومورها هدف قرار دهند. در اینجا تعدادی از عوامل موثر در درمان تمایزی سرطان و مکانیسم عملکرد آنها در جلوگیری از سرطان مورد بررسی قرار می گیرند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 6921

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1390
  • دوره: 

    0
تعامل: 
  • بازدید: 

    8396
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

ژن درمانی یا دستکاری ژنتیکی خطوط سلولی غیر زایا به عنوان یکی از راهبردهای خوش آتیه در درمان اختلالات انسانی مطرح می باشد. دو روش ژن درمانی وجود دارد: ژن درمانی به روش مستقیم یا in vivo و غیر مستقیم یا in vitro که هر دو نیازمند حاملینی (وکتور) برای انتقال ژن می باشند. این حاملین به دو گروه ویروسی و غیر ویروسی تقسیم می شوند. در ژن درمانی in vitro، سلول های زنده از بدن فرد جدا شده و از نظر ژنتیکی اصلاح می شوند. سلول های بنیادی دارای ویژگیهایی به منظور انتقال ژنهای مورد نظر به بدن فرد بیمار بوده که از آن جمله می توان به قابلیت تکثیر طولانی مدت و نیز تمایز به سلول های بافتی که در آن قرار دارند اشاره نمود. رویکرد فعلی ژن درمانی بر مبنای درمان اختلالات ژنتیکی و نیز اختلالات چند عاملی مانند نئوپلازی، بیماری عفونی و اختلالات قلبی عروقی استوار است. در مقایسه با سایر زمینه های مهندسی ژنتیک، ژن درمانی سلول بنیادی تنها زمانی به موفقیت همه جانبه دست خواهد یافت که پیشرفتهای اساسی در زمینه سلول های بنیادی و نیز قابلیت تنظیم ژن های انتقال یافته پدید آید.ژن درمانی سلول بنیادی و هموفیلی A: در مطالعه ای بر روی دو سگ مبتلا به هموفیلی A، یک نسخه طبیعی از ژن عامل VIII سگها توسط حاملین ویروسی به سلول های بنیادی آنها منتقل شده و پس از تزریق زیر جلدی به سگها بیمار سایر مراحل درمانی شامل ارزیابی عمومی فعالیت لخته، اندازه گیری سطح عامل VIII در خون و سایر مشاهدات بالینی طی شد.ژن درمانی سلول بنیادی و آریتمی قلبی: در بیماران قلبی، پس از پیوند میوبلاست (سلول های بنیادی بالغ استخراج شده از عضله اسکلتی سالم این بیماران) به عضله قلبی آسیب دیده آریتمی قلبی ظاهر می شود. در یک بررسی، پروتئین کلیدی کونکسین 43 که فقدان آن در الیاف عضلانی پس از تزریق میوبلاست به چشم می خورد در سلول های بنیادی بالغ جایگزین شد. این پروتئین بین سلول های عضلانی فاصله ایجاد کرده و با افزایش قابلیت هدایت در بین سلول های عضلانی، جریانات نامنظم قلبی ظاهر نخواهد شد.ایدز، سلول بنیادی و ژن درمانی: برای نخستین بار سلول های بنیادی جنینی از نظر ژنتیکی و به منظور تکامل به سلول های T بالغ دستکاری شدند که این امر امید مبارزه با ایدز را افزایش داده است.ترکیب ژن درمانی و سلول بنیادی و درمان سیستیک فیبروزیس: سیستیک فیبروزیس کشنده ترین و رایج ترین اختلال ژنتیکی است که توسط جهش در ژن کد کننده ی Transmembrane Conductance Regulator (CFTR) به وجود می آید. محققین طی یک بررسی سلول های بنیادی مغز استخوان سه بیمار مبتلا به سیستیک فیبروزیس را جدا کرده و کشت دادند، سپس با استفاده از ویروس Malony لوسمی موش به عنوان حامل ژن CFTR را به این سلولها وارد نمودند. نتایج حاکی از آن است که سلول های بنیادی تصحیح شده کلرید بیشتری نسبت به سلول های بنیادی استخراج شده بدون افزودن ژن ترشح کردند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 8396

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0
email sharing button
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button