افزایش فزاینده نیازهای آبی در بخش های مختلف کشاورزی، شرب و صنعت و از طرف دیگر تغییرات اقلیمی که منتج به کاهش منابع آب تجدیدپذیر شده باعث محدودیت های جدی در اعمال شیوه های متعارف و سنتی مدیریت منابع آب به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک از جمله فلات مرکزی ایران شده است. برای مدیریت موثر منابع آب، ضروری است علاوه بر سیستم طبیعی، سیستم های اجتماعی-اقتصادی و سیستم اداری-نهادی مرتبط با منابع آب نیز بررسی شوند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه سیستم اداری-نهادی مدیریت آب در حوضه زاینده رود است. عموما برای مطالعه سیستم های منابع آب، از روش های کمی استفاده می شود، لکن عدم وجود داده های کمی کافی، ضعف مدل های کمی در انطباق با سیستم های انسانی و عدم توانایی برای ارائه یک تصویر کلی از مسئله، از جمله چالش های پیش روی این مدل ها محسوب می شوند؛ لذا استفاده از روش های کیفی در کنار روش های کمی، برای شناخت این سیستم ها ضروری است. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش کیفی تئوری زمینه ای، به عنوان یک روش کیفی نظام مند، مهم ترین مشکلات سیستم اداری-نهادی مدیریت آب در حوضه زاینده رود مطالعه شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد، اطلاعات ناقص و اشتباه، فهم متفاوت از مسائل، جلسات ناکارآمد، تعارض منافع، عدم هماهنگی بین سازمان ها، امکان فساد و ضعف نظارت از جمله عواملی هستند که سبب شده اند ساختار اداری فعلی ناکارآمد باشد. ریشه این مشکلات نیز عدم وجود شفافیت و عدم مشارکت ذینفعان در مدیریت منابع آب است...