پی افکندم از نظم کاخی بلند
حکیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی حماسه سرای بزرگ ایران در سرودن شاهنامه به حقیقت گویی پرداخته؛ منظورم از حقیقت گویی آن است که هر چه را از شاهنامه های منثور یافته و یا از راستگویان شنیده به قلم آورده و از استخوان بندی وقایع چیزی نکاسته و چیزی هم نیفزوده است؛ چنانکه فرماید: «بپرسیدم از هر کسی بیشمار بترسیدم از گردش روزگار» ضمن حفظ امانت از روشنگری خواننده نیز غفلت نکرده است. او در سراسر وقایع وحدت عمل را بکار بسته و یادگاری بسیار ارزنده از خود بیادگار گذاشته است؛ در این مقاله از حقیقت نویسی او سخن گفته ام.