بخش کشاورزی محور رشد و توسعه اقتصادی افغانستان و بخش راهبردی در تأمین غذا و معیشت جمعیت رو به رشد آن است. توجه به مزیت های نسبی و رقابتی منطق های محصولات این بخش از جنبه های مهم تخصیص کارآمد منابع محدود و برنامهریزی و سیاستگزاری تولید و تجارت است. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی مزیت های نسبی، رقابتی و آثار سیاستهای حمایتی ملی و بینالمللی محصولات منتخب هر پهنه اقتصادی-کشاورزی از جمله گندم آبی و دیم، ذرت، برنج، پنبه، سیبزمینی، زعفران و خشخاش در سال زراعی 98-1397 می پردازد. برای دستیابی به این هدف از دو نوع شاخصهای هزینهای (تحت ماتریس تحلیل سیاستی PAM) و فیزیکی (مزیتهای کارایی، مقیاس و جمعی) برای تعیین مزیت و همچنین از شاخصهای حمایتی و توان رقابتی استفاده شد و بر اساس آنها اقدام به اولویتبندی محصولات گردید. نتایج نشان میدهد، با وجود حمایت از کشاورزان در بخش نهادههای قابل تجارت، سیستم تولید غیرحمایتی بوده، همراه با تحمیل مالیات میباشد. عدم توجه به شاخصهای مزیتنسبی و رقابتی و سطح پایین آنها، لزوم اتخاذ سیاستهای مناسب حمایتی در جهت پیشبرد تولید و صادرات محصولات دارای مزیتنسبی و رقابتی و اقدامات لازم در جهت افزایش عملکرد و کاهش هزینههای تولید برای محصولات استراتژیک فاقد مزیت نسبی را ضروری مینماید.