از نظر جغرافیایی، غرب ایران در مجاورت دو منطقه از مهم ترین نواحی دنیای باستان در ارتباط با مطالعات ساختار اجتماعی و پیچیدگی های اجتماعی قرار گرفته است؛ خوزستان و بین النهرین (بین النهرین شمالی و جنوبی) ازجمله مناطق دنیای باستان هستند که بعد از پشت سر گذاشتن روندی طولانی مدت در ارتباط با پیچیدگی های اجتماعی، به ویژه از دورۀ آغازنوسنگی به بعد، در هزارۀ 4 پ.م. به پیچیده ترین سطح ممکنه رسیده و سرانجام در این دوران به مرحلۀ شهرنشینی رسیدند. باوجود گزارش نوعی ساختارهای پیچیدۀ ابتدایی در دوران نوسنگی، اما در اواخر هزارۀ پنجم و اوایل هزاره چهارم پیش ازمیلاد و هم زمان با دورۀ گودین VII است که برای اولین بار شواهد ملموس و متقنی از وجود جوامع پیچیده و سلسله مراتبی در مناطق غرب ایران آشکار می گردد. این روند که با احداث سازه های معماری نظیر محوطۀ کارگاهی دورۀ VII گودین شروع می شود با ساختن سازۀ معروف بیضوی شکل اواخر هزارۀ 4 پ.م. (دورۀ VI/1) در گودین تپه به بالاترین سطح خود می رسد، ولی همانند بین النهرین و جنوب غرب ایران به مرحلۀ شهرنشینی ختم نمی گردد. پژوهش حاضر در پی آن است که جوامع دورۀ نوسنگی و مس وسنگ غرب ایران دارای چه ساختار اجتماعی بوده و میزان پیچیدگی های آن به نسبت مناطق همجوار در چه سطحی است؟ روش پژوهش در این مقاله روشی تحلیلی-تفسیری است که با استفاده از شواهد و داده های باستان شناختی نظیر: معماری، آیین تدفین، الگوی استقرار، سفال و ابزارهای سنگی، توکن های شمارشی، پیرک گِلی، مُهر و... سعی دارد ساختار اجتماعی جوامع غرب ایران را مورد مطالعه قرار دهد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که به غیر از عوامل مهمی نظیر شرایط ویژه و محدودیت های جغرافیایی غرب ایران که در عدم ورود آن به مرحلۀ شهرنشینی نقش کلیدی و اساسی داشته، عوامل دیگری نظیر: عوامل آئینی-مذهبی و مکان و مجتمع های یادمانی و آئینی نیز می توانسته در این امر سهیم باشند.