سابقه و هدف: به منظور مدیریت اکوسیستم های مرتعی و حفظ پوشش گیاهی عرصه های طبیعی مناطق خشک، مطالعه گونه های شاخص ضروریست. دانش نیازهای اکولوژیک گونه های مرتعی برای برنامه ریزی و مدیریت جوامع گیاهی و حفاظت و بهره برداری از اکوسیستم های آن حائز اهمیت است. استان گلستان با جایگاه جغرافیایی ویژه خود، رویشگاه بسیاری از گونه هاست که در صورت شناخت عوامل مؤثر بر رشد این گونه ها و سازگاری آنها، می توان از صرف هزینه و اتلاف زمان در برنامه ریزی برای اصلاح و احیاء مراتع جلوگیری کرد. یکی از سرده های با ارزش مرتعی L. Artemisia است که در مناطق خشک و نیمهخشک پراکنش دارد و از نظر حفاظت خاک، تأمین علوفه احشام و ارزش دارویی نقش مهمی ایفا می کند. مواد و روش ها: در این بررسی، 12 جمعیت از چهار گونه از جنس درمنه (Artemisia) در ایران در محدوده مراتع شمال شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان بر اساس شواهد بوم شناختی، ریزریخت شناسی و مولکولی مطالعه گردید. مطالعات بوم شناسی بر اساس مشخصات اقلیمی و خاک رویشگاه گونه های جنس درمنه در مراتع استان گلستان انجام شد. ریخت شناسی دانه گرده گونه ها توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) بررسی شد. بررسی روابط مولکولی چهار گونه درمنه شامل A. annua, A. sieberi, A. aucheri, A.fragrans با استفاده از توالی های هسته ای nrDNA ITS و کلروپلاستی rpl32-trnL(UAG) و ترکیب آنها انجام گردید.یافته ها: نتایج مطالعات اکولوژیکی نشان داد که بیشتر گونه های درمنه در منطقه مورد مطالعه در اقلیم خشک و در خاک های سیلتی و سیلتی کلی لوم حضور داشتند. اندازهگیری EC بیانگر این بود که این خاکها جزو خاکهای شور بوده و از نظر ماده آلی فقیر هستند. بررسی ها نشان داد که اندازه بسیاری از دانه های گرده گونه ها متوسط و از نوع سه شیاردار بودند. در تمام گونه های مورد بررسی با توجه به نسبت P/E، طرح کلی دانه های گرده که در نمای قطبی دیده می شوند، دایره ای، مثلثی و استوایی با طرح کلی بیضوی است. همانطور که توسط میکروسکوپ الکترونی SEM مشاهده شد، تزئینات اگزین از نوع اکینات است. نتایج مطالعات مولکولی بیانگر این بود که همه گونه های مورد بررسی یک گروه تک نیا با حمایت بالا (PP =1.00, ML BS =100, MP BS=100) را تشکیل دادند. تجزیه های حاصل از دادههای ترکیبی، روابط حمایت شدهتری نسبت به تجزیه های حاصل از قطعات به صورت جداگانه نشان دادند. نتایج حاصل از درخت ترکیبی دو کلاد مجزا نشان داد که در کلاد I با حمایت بالا گونه یکساله A. annua و در کلاد II بقیه گونه های مورد مطالعه با حمایت بالاPP=0/88, ML BS=90, MP BS=94) ) قرار گرفتند.نتیجه گیری: این تحقیق بیانگر این بود که خصوصیات بوم شناختی، ریزریخت شناسی و داده های مولکولی در تمایز و شناسایی گونه های درمنه مفید و کاربردیست. مطالعه گونه های مورد نظر امکان انتخاب ژن های مناسب و سازگارشده با هر محیط و انتقال آنها به گونه زراعی به منظور تولید ارقام متحمل به تنش را برای به نژادگران و متخصصان بیوتکنولوژی فراهم می کند. سرده درمنه با توجه به سازش اکولوژیکی و شدت سازگاری بالا در شرایط طبیعی به فراوانی در ایران پراکنش دارد. اما متأسفانه تغییر کاربری اراضی و تبدیل عرصه های طبیعی به محیط های زراعی موجب شده عرصه های درمنه زارها کوچک شده و گونه زایی و تنوع محدود شود. بررسی روابط خویشاوندی بین گونه ها و تکامل صفات، می تواند به عنوان ابزاری در تعیین احتمال موفقیت در انجام تلاقی های بین گونه ای استفاده شود. بنابراین اطلاعات بدست آمده می تواند در جهت حفظ و تعادل درمنه زارها کمک فراوانی بکند.