پیش زمینه و هدف: کاهش نرخ باروری کل به زیر سطح جایگزین جمعیت و کاهش سالانه جمعیت یکی از مسائل امروز جامعه ایران است. مطالعه حاضر باهدف تعیین ارتباط خودکار آمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده بر قصد فرزند آوری در زنان متأهل انجام شد.
مواد و روش کار: این پژوهش توصیفی از نوع مقطعی–همبستگی است که از تیر 1401 تا مهر 1402 بر روی 345 زن واجد شرایط در 8 پایگاه منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی البرز انجام شده است. نمونه گیری به صورت دومرحله ای انجام شد. ابتدا نمونه گیری به صورت طبقه ای جهت انتخاب پایگاه ها انجام شد. سپس مشارکت کنندگان به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه شامل پرسشنامه دموگرافیک، گرایش به باروری، خود کارآمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده انجام شد. از نرم افزار SPSS نسخه 28 جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. از آزمون های ANOVA تست تعقیبی توکی، آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده گردید.
یافته ها: متغیر خودکارآمدی با قصد فرزند آوری همبستگی معکوس و معناداری داشت (199/0-=r، 001/0>P). متغیر حمایت اجتماعی ادراک شده با قصد فرزند آوری همبستگی مستقیم و معناداری داشت (112/0=r، 05/0>P). خودکارآمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده تأثیر معناداری بر قصد فرزند آوری نداشتند. از بین متغیرهای دموگرافیک، متغیر کارمند بودن (β= -0/219, P<0/005) پیشگویی کننده منفی قصد فرزند آوری بود.
بحث و نتیجه گیری: بر اساس مطالعه حاضر، ویژگی های جمعیت شناختی بر قصد فرزند آوری تأثیر داشتند. به طوری که کارمند بودن عامل تهدیدکننده ای برای قصد فرزند آوری در زنان محسوب می گردد. لذا، حمایت های دولتی مانند دورکاری زنان شاغل، تعداد روزهای مرخصی بیشتر یا مرخصی ساعتی (جهت شیردهی یا سرکشی به فرزند)، ساخت مهدکودک های سازمانی کم هزینه و باکیفیت و همکاری بیشتر با زنان شاغل می تواند کمک کننده باشد.