مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
نویسندگان: 

رضائی محمد

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    1-17
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    56
  • دانلود: 

    8
چکیده: 

مقدمه شاخص ارزش خالص فعلی یکی از مهم­ترین پارامترهای اقتصادی برای ارزیابی پروژه­های سرمایه­گذاری معدنی است. با توجه به وجود عدم قطعیت در پارامترهای تأثیرگذار بر ارزش خالص فعلی در اکثر پروژه­های معدنی، تخمین دقیق آن فرآیندی مشکل بوده و نیازمند استفاده از روش­های مناسب است. در تحقیق حاضر، از سه مدل سیستم فازی، شبکه عصبی و رگرسیون چند متغیره آماری برای تعیین ارزش خالص فعلی در پروژه سرمایه­گذاری معدن طلای زرشوران تکاب استفاده شده است. علاوه بر قیمت فلز، تأثیر هزینه­ها و نرخ تنزیل هم در تعیین ارزش خالص فعلی به­عنوان شاخصی برای ارزیابی پروژه معدن طلای زرشوران تکاب با استفاده از مدل­های فوق­الذکر در نظر گرفته شده است. یکی از مزایای تحقیق حاضر نسبت به تحقیقات مشابه قبلی، استفاده از دو الگوریتم هوشمند سیستم فازی و شبکه عصبی برای مدل­سازی ارزش خالص فعلی با دقت بیشتر است. الگوریتم­های فوق، روش­هایی کارا در حل مسائل دارای ابهام و عدم قطعیت از جمله پروژه­های سرمایه­گذاری معدنی بوده و باعث کاهش ریسک­های سرمایه­گذاری می­شوند. با در نظر گرفتن چالش­های مدیریتی موجود در تصمیم­گیری بر سر توجیه اقتصادی پروژه­های مختلف و وجود محدودیت­های زمان و منابع، استفاده از این مدل­ها به روشن نمودن آینده اقتصادی یک پروژه سرمایه­گذاری معدنی و تصمیم­گیری نهایی کمک شایانی می­کند. مواد و روش­ها در این تحقیق از سه مدل سیستم فازی، شبکه عصبی و رگرسیون چند متغیره آماری برای تعیین ارزش خالص فعلی و ارزیابی پارامترهای تأثیرگذار بر آن در پروژه سرمایه­گذاری معدن طلای زرشوران تکاب استفاده و نتایج حاصله با همدیگر، با داده­های واقعی و با مطالعات مشابه قبلی مقایسه شده است. قیمت طلا (عنصر اصلی)، قیمت نقره (عنصر همراه) و نرخ تنزیل به­عنوان پارامترهای ورودی جهت ارزیابی ارزش خالص فعلی در نظر گرفته شده است. استفاده از منطق فازی در مدل­سازی ارزش خالص فعلی که همواره با عدم قطعیت همراه است، می­تواند به نتایج واقعی­تری منجر شود. همچنین، استفاده از شبکه عصبی با توجه به قابلیت بالای آن در مواجهه با داده­های مبهم و دارای نویز که به نوعی در ارزیابی پروژه­های معدنی دخیل هستند، می­تواند مثمرثر واقع شود. نتایج و بحث با استفاده از روش سعی و خطا، توابع عضویت مثلثی و ذوزنقه­ای، موتور استنتاج ممدانی و تابع غیرفازی­ساز مرکز ثقل به­عنوان پارامتراهای بهینه در مدل فازی پیشنهادی انتخاب شد. همچنین، شبکه عصبی با تابع آموزش پس­انتشار خطا از نوع لونبرگ-مارک کواردت، تابع انتقال لگاریتم سیگموئید با ساختار 3-5-10-1 و متوسط جذر مربعات خطای 0032/0 به­عنوان شبکه بهینه انتخاب گردید. به علاوه، یک رابطه آماری چند متغیره خطی برای پیش­بینی ارزش خالص فعی ارائه شد. براساس شاخص­های ارزیابی عملکرد ضریب تصمیم­گیری، خطای مطلق و خطای نسبی، نتایج حاصل از مدل­های پیشنهادی با همدیگر و همچنین با داده­های واقعی و مطالعات مشابه قبلی مقایسه گردید. مقایسه فوق نشان داد که عملکرد دو مدل فازی و عصبی در پیش­بینی ارزش خالص فعلی قابل قبول بوده و در مقایسه با مدل آماری تطابق بسیار بهتری با داده­های واقعی دارند. با این حال، عملکرد سیستم فازی تا حدودی بهتر از شبکه عصبی پیشنهادی در این تحقیق و مطالعات قبلی بوده و نتایج حاصل از آن تطابق نسبتاً بهتری با داده­های واقعی دارد. در نهایت، آنالیز حساسیت نتایج حاصل از مدل فازی با استفاده از روش میدان کسینوسی انجام شد (با توجه به دقت بیشتر آن). نتایج حاصله نشان داد که قیمت طلا دارای بیشترین تأثیر و نرخ تنزیل دارای کمترین تأثیر بر ارزش خالص فعلی است. نتیجه ­گیری در این تحقیق، کاربرد موفقیت­ آمیز دو مدل هوشمند مبتنی بر منطق فازی و شبکه عصبی در پیش ­بینی ارزش خالص فعلی در پروژه سرمایه­­گذاری معدنی طلای زرشوران ارائه گردید. همچنین، یک معادله رگرسیون چند متغیره خطی با عملکرد نسبتاً قابل قبول برای تخمین ارزش خالص فعلی پیشنهاد شد. ارزیابی نتایج حاصل از مدل­های پیشنهادی نشان داد که عملکرد مدل فازی در تخمین ارزش خالص فعلی پروژه­های معدنی تا حدودی بهتر از مدل شبکه عصبی پیشنهادی در این تحقیق و مطالعات قبلی بوده و عملکرد هر دو مدل بهتر از مدل آماری است. براساس نتایج آنالیز حساسیت مدل فازی (دقیق­ترین مدل پیشنهادی)، اثبات گردید که قیمت طلا و نرخ تنزیل به­ ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر ارزش خالص فعلی دارند. با توجه به نتایج فوق، می­توان نتیجه گرفت که از تکنیک­های هوشمند پیشنهادی در این تحقیق (به­ویژه مدل فازی) می­توان با قابلیت اطمینان خوبی در ارزیابی پروژه­های سرمایه­گذاری معدنی به­منظور پوشش عدم قطعیت و کاهش ریسک سرمایه­ گذاری استفاده نمود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 56

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 8 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
نویسندگان: 

ترکیان اشرف | شمس لیلا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    18-38
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    30
  • دانلود: 

    6
چکیده: 

انکلاوها، اطلاعات ارزشمندی در زمینه منشأ و نحوه جایگیری ماگماها، ماهیت سنگ میزبان و سن نسبی توده­ها، دینامیک اتاق ماگمایی و پلوتون­های در حال سرد شدن و انواع واکنش­های داخل ماگما در اختیار زمین شناسان قرار می­دهند. توده مورد مطالعه در شمال شرق سنقر و در پهنه سنندج - سیرجان با سن نسبی ائوسن بالایی تا اولیگوسن پایینی دارد. هدف از این پژوهش، بررسی روابط صحرایی و مطالعات میکروسکپی و نیز شیمی آمفیبول­های سنگ میزبان و انکلاوها، در راستای محاسبه دما و فشار هر دو انکلاو و میزبان می­باشد. منطقه مورد مطالعه از گرانودیوریت - گرانیت و دیوریت تشکیل شده است. سنگ­های دیوریتی، به صورت انکلاو ریز و درشت با حاشیه­های واضح و اندازه­ متغیر رخنمون دارد. این انکلاوها عمدتاً زاویه­دار بیضی و بی­شکل با حاشیه تماس غالباً انحنادار می­باشند. مواد و روش­ها این پژوهش بر مبنای مطالعات نقشه­های زمین­شناسی، بازدید صحرایی، تهیه مقاطع نازک و مطالعات ژئوشیمیایی انجام گرفته است. کانی­های پلاژیوکلاز و آمفیبول در مرکز تحقیقات و فرآوری مواد معدنی ایران با استفاده از دستگاه تجزیه نقطه­ای، در بازه زمانی تابش الکترونی 15- 20 ثانیه و جریان 20 nA آنالیز شده­اند. نتایج و بحث سنگ­های میزبان: سنگ­های گرانودیوریتی با فراوانی زیاد، دانه متوسط و بافت گرانولار هستند و گرانیت­ها متوسط تا درشت دانه و دارای بافت گرانولار است. پلاژیوکلاز(42-30 درصد) با منطقه­بندی و ارتوکلاز(25-18 درصد) و کوارتز(30-23 درصد) و مقداری کانی فرعی آمفیبول، اسفن، بیوتیت، آپاتیت، زیرکن و اکسیدهای فلزی سنگ­های میزبان را تشکیل می­دهند. بافت­های میرمکیت، گرانوفیری، پوئی­کیلیتیک و پرتیتی نیز مشهود است. انکلاها: ترکیب انکلاو دیوریتی (تا کوارتز دیوریتی) شامل پلاژیوکلاز (50 تا60 درصد)، آمفیبول (15 تا20 درصد)، پتاسیم فلدسپار (کمتر از 5 درصد)، کوارتز (3 تا 15 درصد) و کانی­های فرعی آپاتیت، اسفن و کانی­های فلزی است. بافت میکروگرانولار ­شود. گاهی منطقه­بندی شیمیایی که نشان­دهنده عدم تعادل شیمیایی در محیط تشکیل آنهاست مشهود می­باشد.   شیمی بلورها آمفیبول: به­طور تقریبی در تمامی ترکیبات سنگ­های میزبان و انکلاو وجود دارد و از هر یک 4 نمونه  (مجموعاً 8 نمونه) انتخاب  و  تجزیه شدند. مطابق نمودار  Siدر برابر Ca+Na+K، آمفیبول­ها در سنگ­های میزبان سرشت آذرین دارند. در میزبان و انکلاو دیوریتی آمفیبول­ها از نوع کلسیک و متعلق به گرانیتویئدهای تیپ I می­باشند بر پایه نمودارهای لیک و همکاران آمفیبول­های سنگ میزبان از نوع منیزیوهورنبلند و هاستینگزیت و در انکلاوها، از نوع منیزیوهورنبلند و ادنیت هستند. پلاژیوکلاز: ترکیب پلاژیوکلازهای گرانیت، آلبیت با دامنه تغییرات محتوی آنورتیت 4 تا 5 درصد و گرانودیوریت آلبیت تا الیگوکلاز هستند اما در انکلاوهای دیوریتی الیگوکلاز تا لابرادوریت و محتوای آنورتیت 20 تا 55 درصد است. در هر دو انکلاو و میزبان ترکیب پلازیوکلازهای منطقه­بندی شده بازتاب­دهنده تغییر ناشی از اختلاط/آمیختگی ماگمایی خواهد بود. واکنش انحلالی پلاژیوکلازهای کلسیک­تر با یک گدازه­ی سدیک­تر، پلاژیوکلازی را به وجود می­آورد که نسبت به انواع اصلی (یعنی ترکیب هسته) از آنورتیت کمتری برخوردار است اما نسبت به مایع ماگمایی همزیست خود ممکن است کلسیک­تر نیز باشد. عدم تعادل بافتی و ترکیبی قابل توجه بین هسته کلسیک و پوشش سدیک آن، به شدت بر اختلاط/آمیختگی ماگمایی دلالت دارد و البته ماندگاری و حفظ علائم، مستلزم تبلور سریع و اختلاط ناکامل است. میانگین فشار محاسبه شده برای سنگ­های میزبان گرانیتی و گرانودیوریتی به ترتیب 23/4 و 31/1 و میانگین در زمان جایگزینی تـوده میزبان 77/2 کیلوبار بـه دسـت آمـده است. اما انکلاوها دارای فشار 46/2 کیلوبار هستند. دما از جمله مؤلفه­هایی است که بـر محاسـبه فشـار تــأثیر دارد و در دماهــای بــالا، افــزایش آلومینیــوم تتراهدری در هورنبلند افزایش می­یابد و به تبـع آن، باعث افزایش آلومینیـوم کـل و افزایش فشار حاکم بر تبلور کانی و جایگزینی ماگما می­گردد که این مورد در خصوص انکلاوها صادق می­باشد. نتیجه­ گیری ویژگی­های ماکروسکوپی و میکروسکوپی این انکلاوها از جمله اندازه دانه، مورفولوژی، وجود سطح تماس و شکل­های مختلف انکلاوها، حضور بلورهای کشیده، شکل دار پلاژیوکلاز، آپاتیت­های سوزنی و در نهایت بافت­های میکروگرانولار و پوئی کلیتیک، نشانگر آن است که این انکلاوها، حاصل انجماد سریع و محصول آمیختگی ماگمای فلسیک و مافیک در منطقه مورد مطالعه می­باشند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 30

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 6 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    39-56
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    28
  • دانلود: 

    6
چکیده: 

مقدمه نهشته­های ائوسن در منطقه مورد مطالعه از توالی ضخیمی از سنگ­های پیروکلاستیک، آتشفشانی و رسوبی تشکیل شده است (Hajian, 1970). در این پژوهش نهشته های کربناته متعلق به واحد سنگی E5 در منطقه تخت چکاب (جنوب خاور نیزار) مورد بررسی قرار گرفته که به­طور عمده از توف، سنگ های رسوبی و همچنین ریولیت تشکیل شده است. برحسب مطالعات (Hajian, 1970) نهشته­های ائوسن به 6 واحد سنگی غیر رسمی (E1 تا E6) تقسیم شده است، به­طوری­ که واحد E1 به ایپرزین- لوتسین و واحد E6 به پریابونین نسبت داده شده است. مواد و روش­ها به منظور شناسایی فرآیندهای دیاژنتیکی موثر در این نهشته ها، یک برش چینه شناسی در تاقدیس تخت چکاب در 35 کیلومتری شمال دلیجان انتخاب و مطالعه شده است. در این راستا تعداد 87 مقطع نازک آماده و مطالعه شده است. نتایج و بحث آلوکم های عمده تشکیل دهنده واحد سنگی کربناته E5 از اجزای اسکلتی روزن داران کف زی (Nummulitidae and Discocyclinidae) و مقداری پلانکتون، دوکفه ای ها، شکم پایان و به میزان کمتر سرپولید، بریوزوئر، جلبک قرمز و گاه خرچنگ و مرجان تشکیل شده اند). نمونه­ها یا سنگ آهک­های هیبرید در نمونه های مورد مطالعه از اجزای کربناته درون حوضه ای، اجزای تخریبی برون حوضه ای و خاکسترها و قطعات آتشفشانی تشکیل شده اند. مطالعه پتروگرافی نهشته­های مورد مطالعه بیانگر آن هست که این نهشته­ها به شدت تحت­تاثیر فرآیندهای دیاژنتیکی قرار گرفته­اند و منجر به ایجاد و یا از بین رفتن تخلخل شده­اند. از فرآیندهای دیاژنتیکی که در محیط تدفینی بر روی نهشته های کربناته ائوسن تاثیر نموده است، فرآیند فشردگی است که منجر به آرایش نزدیک تر دانه ها، تغییر شکل و گاه شکستگی بایوکلاست ها شده است. ایجاد مرزهای مضرس بین دانه ها و همچنین استیلولیت از نشانه­های تراکم شیمیایی در نهشته­های مورد مطالعه است. بارزترین پدیده دیاژنتیکی در نهشته­های مورد مطالعه فرآیند سیلیسی شدن است. براساس بررسی نمونه ها، انواع سیلیس دیاژنتیکی شامل کلسدونی، میکروکوارتز و مگاکوارتز شناسایی شده است که به صورت ثانویه و جانشینی ایجاد شده اند. این فرآیند به دو صورت انتخابی و غیر انتخابی در برخی از نمونه رخ داده است. سیلیس جانشینی به صورت انتخابی در پوسته فسیل ها ایجاد شده است و سیمان سیلیسی پر کننده حفرات در خلل و فرج رسوبات به ویژه در تخلخل های درون دانه ای دیده می شود. فرآیند جانشینی سیلیس از نوع کلسدونی در بایوکلاست ها، در دو نوع بافت جانشینی اسفرولیتی و جانشینی کنترل شده صورت گرفته است. در جانشینی اسفرولیتی، رشته های کالسدونی دارای آرایش شعاعی هستند و از ساختمان میکروسکوپی صدف (Microstructure) و جهت یافتگی آن تبعیت نمی کند. در جانشینی کنترل شده، نحوه قرارگیری و آرایش فیبرهای کلسدونی از ساختمان میکروسکوپی پوسته تبعیت می کنند و جهت یافتگی ترجیحی منطبق با ساختمان میکروسکوپی صدف را نشان می دهند. کوارتز میکروکریستالین دارای بلورهای هم بعد، با قطری کم تر از 20 میکرون هستند (Maliva and Siever, 1988) . در برخی از بایوکلاست ها، کوارتز میکروکریستالین به صورت سیلیس جانشینی ایجاد شده است. این فرآیند در برخی از بایوکلاست ها مانند Assilina و Nummulites مشاهده شده است. بلورهای مگاکوارتز به­طور عمده از نوع سیمان بین دانه ای و سیمان درون دانه ای است که از این میان سیمان درون دانه ای گسترش بیشتری دارد. مطالعه میکروسکوپی مقاطع نازک نشان می دهد که سیلیسی شدن انتخابی در بین بایوکلاست ها، بیشترین تاثیر را در پوسته Assilina و Nummulites و نیز استراها داشته است. مطالعات انجام شده بیانگر آن است که سیلیسی شدن در گونه های مختلف جنس Nummulites نیز به صورت متفاوت عمل نموده است، به­طوری که این پدیده در گونه هایی با پوسته های بزرگ تر بسیار متداول تر از گونه های با پوسته های کوچک تر است. بیشترین میزان سیلیسی شدن در روزن داران با پوسته هیالین دیده می شود، اما این پدیده در روزن داران با پوسته های پورسلانوز مشاهده نشده است. تاثیر این فرآیند در بین روزن داران با پوسته هیالین نیز متفاوت است، به نحوی که بیشترین سیلیسی شدن در جنس های Assilina و Nummulites دیده می شود، اما در برخی از قبیل Discocyclina، Actinocyclina و Asetrocyclina این فرآیند تاثیر نکرده و یا به صورت نادر به مقدار بسیار جزئی تاثیر کرده است. سیلیس مورد نیاز جهت پدیده سیلیسی شدن از دو منشا آلی و یا آتشفشانی تامین می شود (Robertson, 1977). بسیاری از محققین تمرکز سیلیس در آب های روزنه ای رسوبات را ناشی از انحلال اپال با منشا زیستی (Scholle and Ulmer-Scholle, 2003; Chang et al, 2018) و یا شیشه آتشفشانی می دانند و از سویی دیگر برخی نیز دگرسان شدن کانی های رسی را منشا احتمالی دیگر برای این مسئله در نظر گرفته اند (Nobel and Van Stempvoort, 1989). با توجه به مقدار ناچیز فسیل های با پوسته سیلیسی به ویژه رادیولر و سوزن های سیلیسی اسفنج در نهشته های مورد مطالعه، نمی توان منشا آلی برای پدیده سیلیسی شدن در نظر گرفت، بنابراین سیلیس مورد نیاز جهت پدیده سیلیسی شدن در مناطق مورد مطالعه از منشا آتشفشانی تامین شده است (Okhravi and Mobasheri, 1998). نتیجه­ گیری نهشته های کربناته متعلق به واحد سنگی E5 به­طور عمده از سنگ آهک، سنگ آهک توفی و مارن تشکیل شده است. این نهشته ها در برخی از افق ها به صورت سنگ آهک های هیبرید می باشند. فرآیند سیلیسی شدن مهم ترین پدیده دیاژنتیکی شناخته شده در نهشته های مورد مطالعه است که به دو صورت سیلیس جانشینی و سیمان سیلیسی پرکننده خلل و فرج سنگ ها مشاهده می شود. فاکتورهای اسکلتی نقش بارزی در میزان و نوع سیلیسی شدن ایفا نموده­اند. براساس مطالعات پتروگرافی سیلیسی شدن روزن داران با پوسته هیالین را نسبت به سایر قطعات بایوکلاستی بیشتر تحت­ تاثیر قرار داده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 28

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 6 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    57-73
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    37
  • دانلود: 

    4
چکیده: 

مقدمهتوده های گرانیتی تا آلکالی فلدسپار گرانیتی کوه های میشو که نظیر آنها در کوه های مورو در شمال غرب کشور نیز رخنمون دارند، از جمله توده های گرانیتوییدی هستند که با چرخه کوهزائی هرسینین (دونین - پرمین) در ارتباط بوده و بررسی سنگ شناسی و پتروژنز آنها در جهت تکمیل اطلاعات زمین شناسی شمال غرب کشور از اهمیت خاصی برخوردار است و به آگاهی ما از شکل گیری پوسته ای ایران در طی کوهزائی هرسینین کمک می کنند (Moayyed and Moazzen, 2002). افتخارنژاد و همکاران (Eftekharnejad et al, 1991) ﺗﻮﺩه ﺁﺫﺭﻳﻦ ﻫﺮﻳﺲ ﺭﺍ ﻣﻌـﺎﺩﻝ ﺑـﺎ ﮔﺮﺍﻧﻴـﺖﻫـﺎﻱ ﻣﻴﺸﻮ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ اند. ﺍﻳﻦ ﺗﻮﺩﻩ ﺳﺎﺯﻧﺪ ﮐﻬﺮ ﻭ ﺩﻭﻟﻮﻣﻴﺖﻫـﺎﻱ ﺳﻠﻄﺎﻧﻴﻪ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻭ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﮐـﺮﺩﻩ ﺍﺳـﺖ. ﺭﺳـﻮﺏ ﻫـﺎﻱ ﻗﺎﻋـﺪه ﭘﺮﻣﻴﻦ ﺭﻭﻱ ﺳﻄﺢ ﻓﺮﺳﺎﻳﺶ ﻳﺎفته ﺍﻳﻦ ﺗﻮﺩه ﺁﺫﺭﻳﻦ ﺟﺎﻱ ﮔﺮﻓﺘﻪ و بر این اساس سن این توده به بعد از کامبرین و پیش از پرمین نسبت داده شده است (Asadian et al, 1994). با توجه به عدم تعیین نوع گرانیت های A و وجود برخی ابهامات در مورد توده های گرانیتوئیدی شبستر نظیر سنگ شناسی و زمین شیمی (شامل ارتباط زمانی توده گرانیتی هریس با توده های مجاور و فاز کوه زایی ایران)، توده نفوذی هریس نیازمند مطالعه ای جامع و همه جانبه است تا بخشی از تاریخچه زمین شناسی این منطقه و توده های گرانیتی مناطق مجاور، به درستی تجزیه و تحلیل شود. لذا در این نوشتار سعی شده است با کمک نتایج حاصل از بررسی روابط صحرایی حاکم بر بخش های مختلف توده نفوذی هریس، پتروگرافی و آنالیز زمین شیمیایی عناصر اصلی و کمیاب، به بررسی ارتباط ژنتیکی بین بخش های مختلف توده، منشاء ماگمای سازنده و جایگاه تکتونیکی این توده نفوذی و در نهایت تعیین نوع گرانیت های A و مقایسه آن با گرانیت های نوعS  و I پرداخته شود.مواد و روش­هابه­ طور کلی، انجام این پژوهش شامل دو مرحله بازدیدهای صحرایی و بررسی های آزمایشگاهی است. در بررسی‏ های نخستین و بازدیدهای صحرایی، شمار 150 نمونه سنگی از توده های آذرین درونی (گرانیتوییدی) شبستر برداشته شد و از این نمونه‏ ها، شمار 110 مقطع نازک میکروسکوپی برای مطالعه های سنگ نگاری تهیه شد. در مرحله بعد، تعداد 20 نمونه برای انجام تجزیه زمین شیمیایی به روش سنگ کل به آزمایشگاه ACME در کشور کانادا فرستاده شدند. تجزیه اکسید عنصرهای اصلی به روش ذوب لیتیم بورات (Lithium Borate Fusion) و طیف سنج نشری پلاسمای جفتیده القایی (ICP-ES) انجام شد.نتایج و بحثﺩﺭ ﮔﺮﺍﻧﻴﺖﻫﺎﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﮔﺮﭼﻪ ﮐﺎﻧﻲﻫﺎﻱ ﻣﺎﻓﻴـﮏ ﻗﻠﻴـﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺍﮊﻳﺮﻳﻦ - ﺍﻭﮊﻳﺖ ﻭ ﺭﻳﺒﮑﻴﺖ -ﺁﺭﻓﻮﺩﺳﻮﻧﻴﺖ ﺩﻳـﺪﻩ ﻧﻤـﻲﺷـﻮﺩ، ﻭﻟﻲ کلیه داده های سنگ نگاری و ژئوشیمیایی نشان می دهد که سنگ های گرانیتی هریس دارای ماهیت A-type هستند. مقایسه توده گرانیتی شرق میشو با توده گرانیت هریس نشان می­دهد، این توده دارای طیفی از سنگ های قلیایی گرانیت- مونزوگرانیت- سینوگرانیت می باشد. بافت غالب در این نمونه­ها دانه­دار هم بعد تا ناهم بعد، پرتیتی و گرانوفیری است. کانی­های اصلی این سنگ­ها نیز شامل کوارتز، فلدسپار پتاسیم، پلاژیوکلاز و کانی­های فرعی و آکسسور شامل بیوتیت، آمفیبول، پیروکسن، آپاتیت، اسفن و زیرکن است که مشابه گرانیت های مورد بررسی در این مقاله می باشد. بیهنجاری منفی Ba،Nb ،Ti ، Sr و Eu و غنی­شدگی در LILEs به ویژهRb  و  Thنشانگر خاستگاه پوسته ای این سنگ ها است. همچنین Ce و Sm نسبت به عناصر مجاور خود غنی شدگی نشان می دهند. چنین غنی شدگی انتخابی به عنوان تسلط پوسته ای یاد شده است (Pearce et al, 1984)، و چنین الگویی به عنوان تسلط پوسته ای خوانده می شود. توده گرانیتی هریس از نوع گرانیت های درون صفحه ای  نوع A است که با توجه به تهی شدگی از Nb به گروهA2  وابسته است. با توجه به حضور گسترده پرتیت در این سنگ ها می توان گفت که ماگمای تشکیل دهنده این سنگ ها ماگمای خشکی بوده است. افزون بر این مقادیر بالای HFSEs، خشک بودن خاستگاه ماگمای تشکیل دهنده را تایید می کند (Zhao and Zhou, 2007; Bonin, 2007).نتیجه ­گیریبا توجه به شواهد صحرایی، پتروگرافی، زمین شیمیایی و نمودارهای تمایز ساختگاه تکتونیکی، توده گرانیتوئیدی شبستر، آلکالی فلدسپار گرانیت می باشد. این سنگ ها با سازند پرمین پوشیده شده و سازند سلطانیه با آن تبلور دوباره یافته است. بنابراین سن نسبی آن ها به پس از کامبرین و پیش از پرمین نسبت داده می شود. توده گرانیتوئیدی شبستر براساس شاخص اشباع از آلومین، ویژگی پرآلومینوس تا متاآلومینوس ضعیف دارد. بیهنجاری منفی Ba،Nb ،Ti ، Sr و Eu و غنی­شدگی در LILEs به ویژهRb  و  Thنشانگر خاستگاه پوسته ای این سنگ ها است. بنابراین توده گرانیتوئیدی شبستر از نوع گرانیت های درون صفحه ای نوع A است که با توجه به تهی شدگی از Nb به گروهA2  وابسته است. به عبارتی به احتمال زیاد گرانیت های قلیایی نوع A پس از برخورد، در این منطقه به دنبال رویدادهای برخوردی ایجاد شده و طی جایگیری آنها زمین ساخت کششی غالب بوده است. نمودار REE این گرانیت ها نشان می دهد که توده گرانیتوئیدی شبستر ﺍﺯ ﻳﮏ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﺟﺪﺍﻳﺶ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﭘﻼﮊﻳﻮﮐﻼﺯ ﺣﺎﺻﻞ ﺷـﺪه است ﻭ ﻳـﺎ ﭘﻼﮊﻳﻮﮐﻼﺯ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﮑﺎﻣﻠﻲ ﺍﺯ ﻣﺎﮔﻤﺎﻱ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺟـﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، به­طوری که احتمالاً در اثر ذوب بخشی پوسته تحتانی با ترکیب تونالیتی- گرانودیوریتی ایجاد شده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 37

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 4 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    74-90
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    156
  • دانلود: 

    11
چکیده: 

مقدمه شهاب سنگ ها به عنوان موادی که تاریخ خلقت جهان را ذخیره کرده اند، مورد توجه محققان هستند. این در حالی است که سنگ شناسی شهاب سنگ ها در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیق دو قطعه شهاب سنگ کشف شده در کویر شهداد واقع در جنوب غربی دره لوت مورد بررسی های پتروگرافی و ژئوشیمیایی قرار گرفته اند. گزارش کشف این شهاب سنگ در سال 2018 در بولتن جهانی ثبت شده است. در حال حاضر، تنوع قابل توجهی از موضوعات در تحقیقات شهاب سنگ وجود دارد. علاوه بر این، مطالعات گسترده پتروگرافی و ژئوشیمیایی در زمینه طبقه­بندی و سنگ شناسی این سنگ ها در حال انجام است. به­طور کلی، تحقیقات گسترده و تخصصی در این زمینه در اکثر دانشگاه های مطرح جهان، از جمله مراکز علمی اروپایی و آمریکایی (به عنوان مثال، مرکز شهاب سنگ ناسا و آزمایشگاه G-Time دانشگاه بروکسل) انجام می شود. شهاب سنگ مورد مطالعه همچنین بزرگترین شهاب سنگ کندریتی کشف شده در ایران است. این امر موضوع این پژوهش را از نظر علمی اهمیت ویژه ای می بخشد. هدف اصلی این تحقیق طبقه­بندی پتروگرافی و ژئوشیمیایی این شهاب سنگ است. دو قطعه از این شهاب سنگ که بخشی از یک شهاب سنگ بزرگتر با جرم تخمینی 90 کیلوگرم را تشکیل می دهد، در منطقه ای به وسعت 5 کیلومتر مربع در بخش غربی کویر لوت و در مجاورت شهر شهداد در استان کرمان کشف شده است. مواد و روش­ها نمونه دستی شهاب سنگ های کویر لوت در ایران، سطحی کاملاً تیره از قهوه ای تیره تا سیاه را نشان می دهد. این شامل رگماکلیپت ها و شکستگی های کششی ناشی از برخورد با سطح زمین است. یک پوسته نازک ذوب شده، به قطر 1/0 میلی­متر، سطح نمونه را می پوشاند. این پوسته یک سطح سنگی تازه را با رنگ قهوه ای روشن و لکه های خاکستری تا قهوه ای روشن نشان می دهد. کندرول ها که به لکه ها معروف هستند، قطری بین 2/0 تا 5/0 میلی متر دارند و چگالی آن بین 60 تا 75 درصد سطح نمونه دستی است (شکل 3a)پوسته مذاب نازک با قطر 1/0 میلی­متر تقریباً تمام سطح نمونه را می پوشاند. وجود ترکیبات پیروکسن و الیوین در شهاب سنگ مورد مطالعه نشان می دهد که این نمونه از گروه کندریت های معمولیOC  بوده و در گروه کندریت­های L و H طبقه­ بندی می شود. بافت داخلی کندرول ها حاکی از آن است که این شهاب سنگ متعلق به گروه­های POP و BO است که با شهاب سنگ هایی همراه است که دمای بالا و سرعت خنک کننده 1000 تا 1500 درجه در ساعت را تجربه کرده اند. سه قطعه از این سنگ به منظور تجزیه و تحلیل شیمیایی با روش دستی خردایش و نزمایش شده است. نتایج و بحث وجود کانی های پیروکسن و الیوین در شهاب سنگ مورد مطالعه نشان می دهد که این نمونه از گروه کندریت های معمولی OC بوده و در گروه کندریت­های L و H طبقه­بندی می شود. بافت داخلی کندرول ها نشان می دهد که متعلق به گروه POP و BO است که مربوط به شهاب سنگ­هایی با دمای بالا و سرعت سرمایش 1000 تا 1500 درجه در ساعت است. نمودار نسبت Al/Mn در مقابل Zn/Mn  (شکل 6) مکان انواع مختلف کندریت های رایج و نمونه های معمولی کندریت ها (کندریت های شناخته شده از سراسر جهان) را نشان می دهد (Kallemeyn et al, 1991, 1994, 1996, 1978, 1989; Kallemeyn and Wasson, 1982). دایره­های آبی رنگ در این شکل نمایانگر شهاب سنگ شهداد هستند. ترکیب سیلیکات ها و مرزهای غضروفی شهاب سنگ مورد مطالعه نشان دهنده نوع چهارم سنگ شناسی است. با توجه به عدم اکسیداسیون قابل مشاهده فلز یا سولفید در نمونه و وجود طیف لیمویی رنگ، می توان استنباط کرد که درجه هوازدگی W0 است. در اکثر مقاطع بررسی شده از کریستال­های الیوین، یک سری شکستگی­های مسطح و نامنظم در سطح الیوین و شکستگی­های صفحه­ای در کانی پیروکسن مشاهده می شود که نشان دهنده ذوب مجدد است. نتیجه­ گیری با توجه به مقایسه نمودارهای ستونی عناصر کمیاب مربوط به شهاب سنگ های شهداد با کندریت های معمولی  Antonin (L4-5)ارائه شده است. ترکیب عناصر این دو گروه شهاب سنگ ها با کمی اختلاف شبیه به هم هستند که این قضیه تأییدی بر کندریت معمولی از نوع L5 بودن شهاب سنگ های شهداد است. رده بندی شهاب سنگ های شهداد به وسیله نمودارهای ژئوشیمیایی که براساس مقدار سیلیس و عناصر آلکالن است و نمودار عناصر آلکالی (Na2O, K2O) در مقابل سیلیس آلکالی بودن شهاب سنگ های شهداد مشخص است. با توجه به تمام شواهد موجود بدنه سیارک مادر شهاب سنگ های کندریتی L5 شهداد، از نوع سیارکیS  کندریت معمولی است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 156

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 11 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    91-105
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    38
  • دانلود: 

    6
چکیده: 

مقدمهمشخصات بارز بدلندها کمبود یا فقدان پوشش گیاهی، شیب­های تند و شبکه زهکشی متراکم است و به عنوان منابع مهم تولید فرسایش و رسوب در دنیا شناخته می­شوند. بارش­های شدید باران، پوشش گیاهی پراکنده، نفوذپذیری کم خاک، مواد قابل فرسایش و شیب­ها و دامنه­های نسبتا تند شرایط لازم برای ایجاد رخساره­های بدلند را فراهم می­کنند. فرسایش بدلندی تحت­تاثیر چندین خصوصیت خاک است که از جمله این عوامل می­توان به عمق خاک سطحی، محتوای کربن آلی خاک، وضعیت مواد آلی، بافت و ساختمان خاک، ظرفیت نگهداری آب در دسترس و خصوصیات انتقال آب که تعیین کننده کیفیت خاک هستند اشاره کرد. میزان تاثیر عوامل مختلف فیزیکی و شیمیایی خاک در شکل­گیری و گسترش فرسایش بدلندی از نقطه­ای به نقطه دیگر فرق می­کند.مواد و روش­هاتحقیق حاضر با هدف شناسایی مهمترین عوامل خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و عوامل محیطی و عمق خاک در گسترش فرسایش بدلندی در حوزه آبخیز زنوزچای است. در این تحقیق عواملی از قبیل درصد ماسه، سیلت و رس، PH، EC، SAR، ماده آلی، گچ و آهک خاک در طبقات ارتفاعی مختلف و در دوجهت شرقی-غربی و در سه عمق 0-5، 5-30 و 30-60 رخساره فرسایشی بدلند مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی تاثیر خصوصیات خاک در جهات، طبقات ارتفاعی و عمق­های مختلف بر روی تشکیل و توسعه بدلند در منطقه مورد مطالعه طرح سیستماتیک-تصادفی در قالب طرح فاکتوریل با دو فاکتور کاربری اراضی و طبقات ارتفاعی، از طریق آزمون آنالیز واریانس و مقایسه میانگین به روش دانکن صورت گرفت.بررسی نرمال بودن داده­ها توسط آزمون نرمالیته کولموگرف- اسمیرنف انجام شد. متغیرهای گچ و SAR که دارای حالت غیر نرمال بودند به ­ترتیب با استفاده از روش­های جذر و لگاریتم­گیری از اعداد به حالت نرمال درآمدند و آزمون­های آماری پارامتریک روی آن­ها انجام شد. برای تعیین میزان تاثیر عوامل خاکی بر تشکیل رخساره بدلند، آنالیز واریانس و روش دانکن مورد استفاده قرار گرفت.نتایج و بحثنتایج به­ دست آمده از آزمون t غیر جفتی و Leven برای مقایسه اختلاف میانگین­های برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک اراضی بدلند در مقایسه با اراضی شاهد نشان داد که متغیرهای pH، SAR، گچ، درصد رس، درصد سیلت و ماده آلی در سطح (01/0) معنی­دار می­باشند. با توجه به بررسی رابطه بین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک با شکل­گیری رخساره­ فرسایشی بدلند مشخص شده است که شکل­گیری بدلندها رابطه مستقیم با درصد رس، pH، EC، ماده آلی و SAR داشته و رابطه معکوسی با میزان آهک و گچ دارد. نتایج بیانگر این نکته است که با افزایش شوری شرایط برای استقرار گیاهان کاسته می­شود که نقش به­سزایی بر روی کاهش سرعت قطرات باران و نفوذ آن در داخل زمین دارند. نتایج نشان داد که عوامل شیمیایی خاک تا حد زیادی تعیین کننده ایجاد فرسایش و تشکیل بدلند هستند. به گونه­ای که با افزایش میزان pH و EC فرسایش تونلی افزایش یافته و با افزایش میزان آهک و گچ از میزان تشکیل بدلند کاسته می­شود. افزایش اجزاء ریزدانه رس سبب افزایش چسبندگی خاک مارنی شده و با افزایش مقاومت در برابر کنش آب، فرسایش سطحی غالب می­گردد. افزایش میزان شوری خاک و نسبت جذب سدیم باعث ایجاد ساختمان دانه­ای ریز در خاک می­شود که به محض رسیدن رطوبت به آنها ساختمان خاک متلاشی می­شود. مقادیر زیاد سدیم باعث کاهش هدایت آبی خاک از طریق پدیده­های تورم و پراکنده شدن کانی­های رسی می­شود. پایداری و مقاومت خاک دانه­­ها با افزایش نسبت جذب سدیم کاهش یافته و در نتیجه فرسایش خاک تشدید می­شود. ماده آلی دارای نقش حیاتی بر خصوصیات شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیکی خاک دارد، تغییر در میزان ماده آلی به دلیل اثرگذاری بر فعالیت­های بیولوژیک، تبادل کاتیونی، اسیدیته و میزان عناصر غذایی یکی از مهمترین شاخصه­های کیفیت شیمیایی و بیولوژیک است. بررسی­ها نشان می­دهد که ماده آلی نقش مهمی در تشکیل خاکدانه­ها داشته و ساختمان خاک را بهبود می­بخشد. نتایج به­ دست آمده از آزمون دانکن نشان­دهنده تفاوت میانگین­ها در طبقات و جهت­های مختلف و در عمق­های (5-0)، (30-5) و پایین­تر از 30 سانتیمتری در هر دو منطقه بدلند و شاهد، در سطح معنی داری 05/0 است. همچنین نتایج نشان داد که میانگین درصد رس و ماسه در ارتفاعات مختلف دارای اختلاف معنی دار در سطح 05/0 هستند.نتیجه­ گیریبا توجه به بررسی رابطه بین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک با شکل­گیری رخساره­ فرسایشی بدلند بسیاری از پژوهش­های بعمل آمده نشان می­دهد که شکل­گیری بدلندها رابطه مستقیم با درصد رس، PH، EC، ماده آلی و SAR داشته و رابطه معکوسی با میزان آهک و گچ دارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 38

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 6 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
نویسندگان: 

سعیدیان حمزه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    106-118
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    29
  • دانلود: 

    6
چکیده: 

مقدمه بررسی جزئیات بین روابط آب و خاک می تواند در درک بهتر این روابط مفید و موثر باشد که رگرسیون تک متغیره می­تواند در این امر مهم نقش بسزایی داشته باشد و باعث تجزیه و تحلیل مفید این روابط و در نهایت طراحی سازه­های مناسب در پروژه­های آبی شود. هدف از این تحقیق تعیین نوع رابطه بین تولید رواناب و خصوصیات شیمیایی خاک با استفاده از شبیه ساز باران می­باشد که از مزیت­های آن بررسی روابط جزئی که بین رواناب و خصوصیات شیمیایی خاک در کاربری­های مختلف اتفاق می­افتد در زمان کوتاه­تر و با هزینه کمتر و دقت بالاتر می­باشد. دانستن اطلاعات کلی از یک حوزه آبخیز مفید است ولی آنچه که باعث درک بهتر روابط هیدرولوژیکی در حوزه آبخیز می­شود، دانستن جزئیات روابط هیدرولوژیکی است که در این تحقیق به­طور جزئی به آن پرداخته شده است و می­تواند با بالا بردن فهم و درک روابط بین تولید رواناب و خصوصیات شیمیایی خاک، در طراحی مناسب سازه­های مختلف آبخیزداری در حوزه آبخیز مفید و موثر باشد و هم از اتلاف وقت کارشناسان و هم از اتلاف سرمایه­ جلوگیری کرد. در این تحقیق سعی شده است بیان شود گاها حجم زیادی از اطلاعات که توسط محققیق مختلف به­صورت کلی به دست آمده است ممکن است نه تنها مفید نباشد بلکه باعث سردرگمی محققان نیز شود و پرداختن به جزئیات در روابط آب و خاک هر چند اندک باشد، نتایج بسیار مفید­تر و بهتری هم برای محققان و هم بخش اجرا دارد. مواد و روش­ها در این تحقیق به منظور تعیین نوع ارتباط بین تولید رواناب و خصوصیات شیمیایی خاک در کاربری­های مختلف نهشته­های سازند گچساران، بخشی از حوزه آبخیز کوه گچ شهرستان ایذه با مساحت 1202 هکتار انتخاب گردید. در این تحقیق تعیین رابطه بین رواناب و خصوصیات شیمیایی خاک در کاربری­های مختلف سازند گچساران به کمک رگرسیون تک متغیره انجام گرفت. سپس نمونه­برداری تولید رواناب در 6 نقطه و با 3 تکرار و در شدت­های مختلف بارش 75/0، 1 و 25/1 میلی­متر در دقیقه در سه کاربری مرتع، منطقه مسکونی و اراضی کشاورزی به کمک دستگاه شبیه ساز باران انجام شد و به همین تعداد نمونه­برداری رواناب، نمونه­برداری از خصوصیات شیمیایی خاک مانند ماده آلی، شوری خاک، اسیدیته خاک و کربنات کلسیم انجام گرفت. به منظور انجام تحلیل­های آماری از نرم افزار SPSS و  EXCEL استفاده گردید.  دستگاه شبیه­ساز باران به عنوان مهم­ترین وسیله شبیه­سازی اجزای مختلف چرخه هیدرولوژی به خصوص باران و رواناب ناشی از آن در اولین مراحل شکل­گیری و رخداد فرآیند فرسایش خاک شناخته می­شود. این در حالی است که در سال­های اخیر لزوم اندازه­گیری رواناب به منظور ارزیابی آن با استفاده از شبیه­سازی باران و در پایه­های کوتاه مدت به منظور مدیریت حوزه­های آبخیز مورد توجه قرار گرفته است. نتایج و بحث در این تحقیق همچنین به خوبی نقش پیچیده خصوصیات شیمیایی خاک در ارتباط با کاربری اراضی و تولید روانابی که ایجاد می­کند، نشان داده شد. خصوصیات شیمیایی خاک تاثیر بسزایی در تغییرات رواناب در کاربری­های مختلف دارد که در این تحقیق به صورت جزئی­تر و دقیق­تر بدون اثر متقابل خصوصیات شیمیایی و فیزیکی خاک به آن پرداخته شد. هر چند که جابه­جایی شبیه­سازهای باران و مقدار آب مصرفی در حوزه­های آبخیز بسیار سخت است ولی این تحقیق نشان داد که شبیه­ساز باران کامفورست به علت جابه­جایی راحت­تر و محیط همگنی که پلات آن ایجاد می­کند، می­تواند داده­های قابل اعتماد و ارزشمندی را ارائه دهد. البته از محدویت­های آن نیز ارتفاع نصب شبیه­ساز باران است که بهتر است در ارتفاع بالاتری قرار گیرد که تا حدودی به سرعت حد قطرات باران نزدیک شود. بنابراین توصیه می­شود که به جای حمل خاک از حوزه­های آبخیز به آزمایشگاه­های ثابت شبیه­ساز باران سعی شود از شبیه­سازهایی مانند کامفورست استفاده شود که به راحتی به حوزه­های آبخیز منتقل می­شوند. نتیجه­ گیری نتایج نشان داد در مجموع در سازند گچساران و در هر سه کاربری مرتع، کشاورزی و مسکونی و در هر سه شدت 75/0، 1 و 25/1 میلی­متر در دقیقه، ماده آلی خاک در شش مورد رابطه منفی و در سه مورد رابطه مثبت با تولید رواناب از خود نشان داد و شوری خاک نیز در پنج مورد رابطه منفی و در چهار مورد رابطه مثبت از خود نشان داد و اسیدیته خاک نیز در شش مورد رابطه منفی و در سه مورد رابطه مثبت از خود نشان داد و کربنات کلسیم خاک نیز در هشت مورد رابطه منفی و در یک مورد رابطه مثبت با تولید رواناب از خود نشان داد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 29

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 6 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    119-136
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    36
  • دانلود: 

    2
چکیده: 

مقدمه زمین لغزش یکی از خطرات طبیعی است که همه ساله خسارت جانی و مالی فراوانی در مناطق کوهستانی، پر باران و لرزه خیز به همراه دارد. حرکت­های توده­ای نقش موثری در تخریب جاده های ارتباطی، مراتع، مناطق کوهستانی و ایجاد فرسایش و رسوب در حوزه­های آبخیز دارند. شناسایی مناطق مستعد زمین لغزش با استفاده از پهنه بندی خطر با مدل های مناسب، یکی از اقدامات اولیه در کاهش خسارت احتمالی و مدیریت خطر است. تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش به عنوان سنگ بنای تحقیقات زمین لغزش شناخته شده و در مواقع بحرانی به عنوان یک ابزار مدیریتی مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه با اینکه شناسایی مناطق دارای حساسیت زمین لغزش براساس روش های سنتی و نظرات کارشناسی از دقت مناسبی برخوردار نیست، استفاده از روش های نوین یادگیری ماشین مانند روش ماشین بردار پشتیبان امری لازم و ضروری به نظر می رسد. هدف از این تحقیق، مدل سازی مکانی حساسیت وقوع زمین لغزش با استفاده از دو روش مدل خطی تعمیم یافته (GLM) و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM) و مقایسه کارایی این مدل ها در پهنه بندی حساسیت وقوع زمین لغزش در حوزه آبخیز کرگانه، استان لرستان است. مواد و روش­ها حوزه آبخیز کرگانه یکی از زیر حوزه های بزرگ آبخیز خرم آباد با مساحت 2/294 کیلومترمربع است. حداقل ارتفاع حوزه آبخیز کرگانه 1300 و حداکثر آن 2700 متر است و 60 درصد از مساحت این آبخیز دارای شیب بیش از 12 درصد (شیب نسبتاً بالا و بیشتر) است. روش پژوهش در این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است که از روش های کتابخانه ای، بازدیدهای میدانی و مدل سازی استفاده شده است. برای این منظور، لایه نقشه پراکنش زمین لغزش های منطقه شامل 95 مورد زمین لغزش به صورت پهنه ای تهیه و به دو دسته برای آموزش مدل (70 درصد) و اعتبارسنجی مدل (30 درصد) به صورت تصادفی تقسیم شدند. همچنین، 16 عامل موثر بر وقوع زمین لغزش در آبخیز مورد بررسی با توجه به مرور منابع و استفاده از آزمون های تجزیه به مولفه های اصلی 1(PCA)، Tolerance و2VIF  انتخاب و لایه های رقومی در سامانه اطلاعات جغرافیایی تهیه شد. عوامل شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، زمین شناسی، شبکه زه کشی (فاصله از رودخانه)، جاده (فاصله از جاده)، گسل (فاصله از گسل)، شاخص های توپوگرافیک (شاخص توان رودخانه (SPI)، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI) و شاخص طول شیب (LS))، شاخص های ژئومورفولوژیک (شاخص موقعیت توپوگرافی (TPI)، شاخص ناهمواری توپوگرافی (TRI) و شاخص قدرت بردار یا اندازه گیری زبری سطح (VRM) کاربری اراضی، فاصله از روستا، و خطوط هم بارش به عنوان موثرترین عوامل وقوع زمین لغزش در حوزه آبخیز کرگانه شناخته شدند. سپس نقشه خطر (استعداد) زمین لغزش براساس دو روش یاد شده در محیط نرم افزار ModEco تهیه شد. در ادامه به منظور ارزیابی صحت مدل­سازی و مقایسه کارایی مدل ها از شاخص تشخیص عملکرد نسبی (ROC) استفاده گردید. نتایج و بحث با اصلاح داده های زمین لغزش تهیه شده از اداره کل منابع طبیعی به کمک تصاویر ماهواره ای Google Earth و بازدیدهای میدانی تعداد 95 زمین لغزش شناسایی شد که که سطحی حدود 24/1483 هکتار از حوضه را در برگرفته اند. براساس نتایج نمودار حداکثر احتمال3، شاخص های زمین­شناسی، کاربری اراضی، شیب، شاخص ناهمواری توپوگرافی (TRI)، طول شیب و جهت شیب مهم ترین پارامترهای تأثیرگذار بر وقوع زمین لغزش در حوزه آبخیز کرگانه هستند. نتایج نشان داد که روش الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM) با ROC برابر با 913/0 به عنوان مدل برتر برای حوضه برگزیده شد. مدل خطی تعمیم یافته با ROC برابر با 803/0 نیز کارایی بالایی را از نظر ارزیابی حسایست پذیری زمین لغزش از خود نشان داد. براساس نتایج مدل الگوریتم ماشین بردار پشتیبان، حدود 3/19 درصد از حوزه آبخیز کرگانه در کلاس خطر زیاد و خیلی زیاد وقوع زمین لغزش قرار گرفته است. براساس نقشه شدت حساسیت پذیری زمین لغزش با مدل ماشین بردار پشتیبان، روستاهای جمشیدآباد حیدر، میلمیلک، گرمابله بالا، بنه سوره، محمودآباد بالا، اسکین بالا، چشمه پاپی، دره قاسمعلی و شیخ حیدر در خطر زیاد و خیلی زیاد وقوع زمین لغزش واقع شدند. حدود 117 کیلومتر از راه های ارتباطی این حوزه در کلاس خطر بالا و خیلی بالا قرار گرفتند. نتیجه­ گیری براساس نتایج این تحقیق، الگوریتم ماشین بردار پشتیبان نتایج کاربردی را به منظور پهنه بندی وقوع خطر زمین لغزش در حوزه آبخیز کرگانه ارائه می دهد؛ به­طوری که با تطبیق نتایج بدست آمده با شرایط واقعی موجود، تطبیق بسیار بالای بین نتایج نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش با استفاده از این مدل و شواهد واقعی موجود در منطقه موردمطالعه وجود دارد. با فرض تمرکز عملیات مدیریتی در کلاس های با حساسیت بالا، حدود 70 درصد از مساحت منطقه از روند مدیریتی خارج شده و سبب تخصیص منابع مالی و زمان کم تری نیز خواهد شد. اجرای برنامه­های مدیریت زمین­لغزش بر پایه نتایج این تحقیق در مقیاس محلی و منطقه­ای می­تواند مشکلات ناپایداری دامنه را حل کرده و منجر به بهبود فعالیت­های مدیریت آبخیز و پایداری توسعه حوضه کرگانه شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 36

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 2 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    137-155
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    33
  • دانلود: 

    14
چکیده: 

مقدمه کم ارتفاع­های بریده، سیکلون­های هسته سرد در وردسپهر فوقانی هستند که معمولاً به عنوان کمینه­های محلی میدان­های ارتفاع ژئوپتانسیل در محدوده سطوح 500 و 200 هکتوپاسکال شناسایی می­شوند (Muñoz et al, 2020; Pinheiro et al, 2017; Nito et al, 2008;). کم ارتفاع­های بریده در بیشتر فصول سال و اغلب در اواخر زمستان و اوایل بهار جلوه می­کنند. یکی از الگوهای همدیدی موثر در دما و بارش و همچنین بارش­های سنگین در ایران، کم ارتفاع­های بریده هستند. این پژوهش با توجه به اهمیت و ارتباط بین کم ارتفاع­های بریده و بارش­های سنگین در دوره آماری 33 ساله (2018 -1986) تدوین شده است. در این پژوهش به اقلیم­شناسی سیستم­های کم ارتفاع­ بریده سطح 500 هکتوپاسکال نیم­کره شمالی موثر در بارش سنگین ایران پرداخته شد. برای شناسایی و ردیابی کم ارتفاع­های­ بریده از داده­های بازتحلیل شده سایت ECMWF، و کم ارتفاع­های بریده­ با عمر بیش از 48 ساعت در دوره آماری 33 سال (2018 - 1986) استفاده شد. داده­های ارتفاع ژئوپتانسیل، باد مداری و دمای تراز 500 هکتوپاسکال نیز برای تحلیل همدید به کار رفت. مواد و روش­ها در این پژوهش از داده­های متوسط روزانه: ارتفاع ژئوپتانسیل، باد مداری و دمای تراز 500 هکتوپاسکال باز تحلیل شده ECMWF سایت اروپا با گام شبکه­ای 125/0 * 125/0 درجه­ای در دوره آماری 33 سال (1986 - 2018) در منطقه­ای شامل 0 تا 80 درجه عرض شمالی و 0 تا 80 درجه طول شرقی استفاده شد. برای شناسایی کم ارتفاع­های بریده از شاخص تیبالدی-مولتنی استفاده گردید. و کم ارتفاع­های بریده­ای که در بارش سنگین ایران موثر بودند مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج و بحث توزیع سالانه، ماهانه و فصلی کم ارتفاع­های بریده در طول دوره آماری در دوره آماری 33 سال (2018 -1986) در مجموع 632 رخداد کم ارتفاع بریده با طول عمر 2 روز و بیشتر با میانگین 87/18 رخداد برای هر سال شناسایی شد. خط روند یا رگرسیون در طول دوره آماری نشان می­دهد مقدار کم ارتفاع­های بریده رو به افزایش است. سهم کم ارتفاع بریده در بارش سنگین مناطق چهارگانه ایران در منطقه شمال­غرب ایران بیشترین درصد اثر کم ارتفاع­های بریده بر بارش سنگین به ­ترتیب در ایستگاه­های کاشان، تکاب، مهاباد، مراغه و تبریز و کمترین درصد تاثیر این پدیده در بارش سنگین به ­ترتیب در ایستگاه­های خرم­آباد، کرج، بابلسر و پارس­آباد بود. در منطقه جنوب­شرق بیشترین درصد تاثیر در ایستگاه­های چابهار، بندرعباس و سیرجان و کمترین درصد تاثیر در ایستگاه­های جاسک، زابل، خاش بوده است. در منطقه جنوب­غرب بیشترین درصد تاثیر در ایستگاه­های بوشهر و کیش و کمترین تاثیر در ایستگاه­های امیدیه و مسجدسلیمان است. در شمال­شرق بیشترین درصد تاثیر در ایستگاه­های بیرجند، فردوس و طبس و کمترین تاثیر در ایستگاه­های گرگان، مشهد، قوچان و بجنورد بوده است. مقدار بارش سنگین و تاثیر کم ارتفاع بریده در آن در مناطق مختلف و ایران بیشترین رخداد بارش سنگین در اثر کم ارتفاع بریده در منطقه شمال­غرب با (62/36 رخداد) و کمترین در منطقه جنوب­شرق با (5/8 رخداد) بوده است. در ایستگاه­های مطالعاتی پژوهش (76 ایستگاه) نیز فراوانی رخداد بارش سنگین در طول دوره مطالعاتی به­طور میانیگن (76/124 رخداد) بوده است و تاثیر کم ارتفاع بریده در بارش سنگین در کل (1/26 رخداد) در ایستگاه­ها بوده است. نتیجه ­گیری در مجموع 632 کم ارتفاع بریده با طول عمر 2 روز و بیشتر در منطقه پژوهش شناسایی شد. خط روند طول دوره آماری دارای شیب ملایم مثبت و افزایشی است، بیشترین رخداد کم ارتفاع بریده در ماه­های اکتبر، مارس و ژانویه است. کمترین فراوانی رخداد کم ارتفاع بریده در ماه­های جولای، آگوست و ژوئن است. از لحاظ فصلی، بیشترین تعداد رخداد کم ارتفاع بریده در فصول بهار، زمستان و پاییز بود. همچنین بیشترین رخداد بارش سنگین تحت­تاثیر کم ارتفاع بریده در منطقه شمال­غرب و کمترین در منطقه جنوب­شرق در طول دوره مطالعاتی بوده است. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که ورود کم ارتفاع­های بریده از شمال­غرب و نزدیکی منطقه شمال­غرب به محل تشکیل کم ارتفاع­های بریده می­تواند عامل فراوانی بیشترین رخداد بارش سنگین تحت­تاثیر کم ارتفاع بریده باشد. همچنین دوری منطقه جنوب­شرق از کم ارتفاع­های بریده، تاثیر کم این پدیده در بارش سنگین این منطقه را نشان می­دهد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 33

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 14 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button