جزء (ج) بند 3 ماده 31 کنوانسیون وین 1969 بیان میکند که در تفسیر معاهده، همراه با سیاق، باید «هر قاعدۀ ذی ربط حقوق بینالملل قابل اجرا در روابط میان طرفین» در نظر گرفته شود. بنابراین در تفسیر معاهده، علاوه بر متن و سیاق آن و سایر عناصر قاعدۀ کلی تفسیر مندرج در ماده 31 کنوانسیون وین، باید قواعد مرتبط حقوق بینالملل نیز مورد توجه قرار گیرد. پرسش اصلی مقاله این است که جایگاه قواعد مرتبط حقوق بینالملل در تفسیر معاهدات چیست؟ به نظر میرسد که تفسیر معاهده باید در هماهنگی با سایر قواعد مرتبط نظام حقوقی بینالمللی که بخشی از آن است، صورت گیرد. بدین ترتیب، استفاده از قواعد مرتبط حقوق بینالملل در تفسیر معاهده، میتواند وحدت و یکپارچگی سیستمیک در نظام حقوقی بینالمللی را تضمین کند. این مقاله با بهرهگیری از اسناد بینالمللی و رویه قضایی بینالمللی، جایگاه قواعد مرتبط حقوق بینالملل را در تفسیر معاهدات مطالعه می کند.