حقیقت زیباشناسی، واقعه ای است که در لحظه ای مفهوم ناپایداری و حرکت لرزشی حقیقت، تداعی میشود. نویسنده براساس فهمی که از زیبایی و هنر دارد، با قوّۀ متخیّلۀ خویش نسبتی پیدا میکند که حقیقت و ذات هنر و زیبایی را مبدأ و منشأ اثر هنری خود قرار دهد. درواقع، شناخت کیفیات زیباشناختی ناشی از جست وجوی شرایط کافی زیبایی، نشان میدهد اثر با چه کیفیاتی احساسات زیبا و والایی را در ما برمیانگیزد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی جنبه های زیباشناسانۀ رمان زوال کلنل محمود دولتآبادی پرداخته شده است. ضمن معرفی و ارائۀ خلاصۀ داستان، عناصر زیباشناسی پرکاربرد، ازجمله تشبیه، استعاره، کنایه، تخیّل، تشخیص، نماد، تلمیح و... در این داستان بررسی شده است. نتیجه اینکه، عرصۀ ورود عناصر شعری در این رمان برای نویسنده گسترده است و او با استفاده از صور خیال، به ویژه تشبیه برای تقریر حال مشبّه و بیان احساسات درونی شخصیت ها بهره برده و فضایی ساخته است که می تواند تأثیری عمیق بر مخاطب بگذارد.