علی رغم مطالعات صورت گرفته پیرامون کارآیی مصرف سوپر جاذب ها در بهبود شرایط فیزیکی خاک و نیز افزایش عملکرد و بهره وری مصرف آب، مسائل اقتصادی کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بنابراین به منظور بررسی اثر تنش رطوبتی و سوپرجاذب استاکوزورب بر شاخص های اقتصادی گندم، آزمایشی در سال زراعی 95-1394 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در اراضی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح 100، 70 و 50 درصد نیاز آبی گیاه (به ترتیب FC، 0. 7FC و 0. 5FC) و مصرف سوپرجاذب استاکوزورب در سه سطح صفر، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار (به ترتیب S0، S1 و S2) بود. نتایج حاصل از بررسی شاخص های اقتصادی نشان داد که بیشترین درآمد خالص فروش گندم به تیمارهای S0, FC و S1, 0. 7FC اختصاص داشت. بیشترین نسبت درآمد ناخالص به هزینه تولید مربوط به تیمار S0, 0. 7FC بود که اختلاف معنی-داری با تیمار شاهد (S0, FC) در سطح احتمال 5 درصد داشت. بیشترین و کمترین میزان درآمد خالص به میزان آب آبیاری به ترتیب متعلق به تیمارهای S1, 0. 7FCو S2, 0. 5FC بود که به میزان 2/44 و 7/11 درصد نسبت به تیمار شاهد (S0, FC) به ترتیب افزایش و کاهش داشتند. بنابراین در بهترین حالت (تیمار S1, 0. 7FC)، اثرات متقابل تنش و سوپرجاذب، درآمد ناخالص و درآمد خالص را نسبت به تیمار شاهد به ترتیب به میزان 2/12 و 1/1 درصد افزایش داد. در بین اثرات متقابل نیز تنها در شرایط تیمار S1, 0. 7FC به سبب افزایش عملکرد، افزایش سطح زیر کشت ناشی از کاهش مصرف آب و توجیه اقتصادی، مصرف سوپرجاذب توصیه می شود.