مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    1-10
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    6
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: کشور ایران از نظر جغرافیایی در منطقه گرم و خشک قرار گرفته است و مراتع آن عمدتاً به ‎لحاظ مواد مغذی از جمله مواد معدنی دچار کمبود و عدم تعادل هستند. این مسئله علاوه بر ایجاد عوارض متعدد متأثر از کمبود مواد معدنی، متابولیسم بقیه مواد مغذی را نیز به مخاطره می اندازد. با توجه به این که عمده خوراک مصرفی گوسفندان کشور از مراتع تأمین می ­گردد و امکان تغذیه دستی وجود ندارد، کمبودهای یادشده می توانند نقش مؤثری در کاهش درآمد دامدار و بهره وری دام ایفا نمایند. مواد معدنی کیلاته به آن دسته از مواد معدنی گفته می‎شود که به یک یا چند اسید آمینه و یا اسید آلی متصل شده ‎اند. به ‎عبارت دیگر، زمانی ‎که یک ماده معدنی به یک ماده آلی دیگر مثل اسیدهای آمینه متصل می ‎شود ماده معدنی کیلاته را تولید می ‎نماید. تحقیقات متعدد نشان داده ­اند که اشکال کیلاته روی، منگنز، و مس با زیست ‎فراهمی بالاتری در مقایسه با اشکال غیر آلی وجود دارند. این موضوع از عملکردهای مرتبط با مواد معدنی کم‎ مصرف حمایت می ‎کند و سبب می ‎شود با توجه به مقدار مصرف بسیار کمتر دفع بسیار ناچیزی داشته باشند. زیست ­فراهمی بالاتر کیلات ‎ها مربوط به سوخت و سازهای مختلف جذب و متعادل سازی آن و عدم وجود آنتاگونیست های مربوط به مواد معدنی است. لذا، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تغذیه مواد معدنی کیلاته (روی، مس، منگنز، سلنیوم و کبالت) بر عملکرد تولیدی میش های آبستن افشاری و بره های آن ها بود. مواد و روش‎ ها: حیوانات آزمایشی از یک گله با استفاده از همزمان سازی فحلی با 60 راس میش آبستن سنگین نژاد افشار با سن تقریبی دو سال و نوبت زایش دوم در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و 20 تکرار در هر تیمار استفاده شدند. طول دوره آزمایش از روز 21 پیش ­زایش تا روز 70 پس از زایش بود. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه بدون مکمل معدنی (شاهد)، جیره پایه به ‎علاوه تأمین نیاز از طریق شکل کیلاته مواد معدنی کم­مصرف (کیلاته) و جیره سوم (جیره پایه به علاوه تأمین نیاز از طریق شکل آلی مواد معدنی کم‎ مصرف (آلی) بودند. جیره ­های آزمایشی بر اساس تأمین نیازهای متابولیکی میش های آبستن و شیرده با استفاده از نرم ‎افزار سیستم تغذیه نشخوارکنندگان کوچک برمبنای ماده خشک دارای 68 درصد علوفه و 32 درصد کنسانتره قبل از زایش و دارای 70 درصد علوفه و 30 درصد کنسانتره پس از زایش تنظیم و موازنه شدند. جیره مصرفی به ‎صورت کاملاً مخلوط و دو بار در روز (8 صبح و 16 عصر) به میش ها عرضه شد. میش ها پیش از عرضه خوراک وعده صبح در شروع آزمایش، روز زایش و روزهای 35 و 70 پس از زایش با ترازوی دیجیتالی (با دقت 50 گرم) وزن شدند. وضعیت بدنی میش ها در آغاز، روز زایش، و روزهای 35 و 70 پس از زایش بر مبنای سیستم امتیازدهی 1 تا 5 نمره دهی شد. تولید آغوز با وزن ­کردن بره پیش و پس از خوردن آغوز در 24 ساعت پس از زایش و تولید شیر به‎روش دوشش با تزریق عضلانی اکسی توسین اندازه گیری شد. همچنین، بره ها در زمان تولد و 30 و 70 روزگی توزین شدند و افزایش وزن روزانه (توسط ترازوی دیجیتالی با دقت 50 گرم) اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل نهایی داده ها با استفاده از رویه GLM توسط نرم‎افزار آماری SAS نسخه 1/9 (SAS, 2001) انجام گرفت. مقایسه میانگین تیمارها نیز با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح احتمال خطای 0/05 انجام شد. یافته ‎ها: ماده خشک مصرفی (کیلوگرم در روز) پیش از بره ‎زایی در بین تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی ‎داری نداشت اما پس از بره ‎زایی در گروه کنترل کمترین (0/07±2/47) و در گروه کیلاته (0/07±2/85) بیشترین بود (0/05>P ). تولید آغوز (کیلوگرم در روز) و تولید شیر (کیلوگرم در روز) در گروه کیلاته (0/07±2/85) به ‎طور معنی ‎داری بیشتر از دو گروه دیگر بود (0/05>P ). درصدهای چربی، پروتئین و لاکتوز شیر در بین تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی ‎داری نداشتند (0/05P ) ولی بین گروه آلی و کیلاته تفاوت معنی ‎داری وجود نداشت (0/05P ) ولی بین گروه آلی و کیلاته تفاوت معنی‎ داری وجود نداشت (0/05P ). وزن تولد و روند افزایش وزن در سنین 35 و 70 روزگی در تیمار کیلاته نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی بیشتر بودند. نتیجه‎ گیری: به ‎طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که تغذیه میش ‎ها با مواد معدنی به شکل کیلات منجر به کاهش مصرف کمتر میش ‎ها و بهبود عملکرد رشد بره ‎های افشاری شد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 6

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    11-21
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: تنش اکسایشی یکی از عوامل اصلی محدودکننده رشد است که به ‎دلیل تولید بیش از حد گونه های فعال اکسیژن رخ می دهد و می تواند به آسیب بافتی در اندام های حیاتی نظیر کبد و روده منجر شود. نانوذرات نقره، به ‎واسطه خواص ضدباکتریایی و آنتی اکسیدانی، به‎ عنوان یک راهکار نوین در بهبود سلامت و عملکرد حیوانات مطرح شده اند. سمیت نانونقره ارتباط نزدیکی با تبدیل زیستی آن در سیستم های بیولوژیکی دارد که شامل اکسیداسیون سطح نانوذرات، آزادسازی یون های نقره و برهم کنش با ماکرومولکول های بیولوژیکی می شود. استفاده از اسیدهای آلی به عنوان افزودنی های خوراکی در تغذیه طیور می تواند نیاز به آنتی بیوتیک ها را کاهش دهد. این اثرات عمدتاً به‎دلیل ویژگی های ضدباکتریایی و بهبود عملکرد گوارشی این ترکیبات است. با کاهش رشد باکتری های بیماری زا و بهبود سلامت عمومی، استفاده از مکمل های اسید آلی می تواند جایگزین مناسبی برای آنتی بیوتیک ها در تغذیه طیور باشد. از طرفی، نانوذرات نقره پوشش داده شده بر زئولیت به‎دلیل ترکیب ویژگی های منحصربه فرد نانوذرات نقره و ساختار متخلخل زئولیت، پتانسیل بالایی در کاربردهای مختلف زیستی و محیطی دارند. این تحقیق با هدف بررسی اثر نانوذرات‏ نقره پوشش داده شده بر زئولیت و اسید اُرگانیک بر بیان ژن ‏های سوپراُکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراُکسیداز و کاتالاز در کبد و روده جوجه ‏های گوشتی انجام گرفت. مواد و روش‎ها: در مجموع 450 جوجه کاب یک روزه به 5 قطعه تقسیم و به 6 تکرار با 15 جوجه در هر کدام تقسیم شدند و به‎ مدت 42 روز در شرایط پرورش یکسان در قالب طرح کاملاً تصادفی نگهداری شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) تیمار شاهد، 2) تیمار شاهد مکمل شده با 1 درصد زئولیت، 3) تیمار شاهد مکمل شده با 1 درصد زئولیت پوشش داده شده با 0/5 درصد نانونقره، 4) تیمار شاهد مکمل شده با 0/15 درصد اسید اُرگانیک و 5) تیمار شاهد مکمل شده با 1 درصد زئولیت پوشش داده شده با 0/5 درصد نانونقره و 0/15 درصد اسید اُرگانیک بودند. برای دوره‎های آغازین (21-1 روزگی) و رشد (42-22 روزگی)، جیره‎های غذایی با استفاده از نرم‎افزار UFFDA تنظیم شدند و نیازهای تغذیه‎ای مطابق با توصیه راهنمای نگهداری سویه کاب 500 تهیه شد. در روز 42 دوره‎ی پرورش، 3 تکرار بیولوژیک و 3 تکرار تکنیکال به‎طور تصادفی انتخاب و نمونه برداری از بافت کبد و رود‎ه‎ی کوچک (دئودنوم) جهت بررسی بیان ژن‏ های سوپراُکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراُکسیداز و کاتالاز انجام شد. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار SAS در قالب طرح کاملاً تصادفی و مقایسه میانگین ها توسط آزمون توکی-کرامر در سطح احتمال 0/05 انجام گرفت. یافته ها: به ‎طور کلی، داده‎ های این تحقیق در روز 42 بیانگر اثر کاهشی تیمارهای آزمایشی به ویژه نانوذرات بر بیان نسبی ژن‎ های مورد آزمایش در بافت کبد بود. اثر تیمارهای آزمایشی بر بیان ژن SOD به صورت کاهشی بود و بین تیمارهای Z و OA با تیمار شاهد اختلاف معنی داری مشاهده نشد. همچنین، میزان بیان نسبی ژن GPX در کلیه تیمارهای آزمایشی کمتر از تیمار شاهد بود. تیمارهای OA و NSOA با تیمار شاهد اختلاف معنی داری نشان دادند. در بیان نسبی ژن CAT، تیمارهای NS و NSOA با تیمار شاهد اختلاف معنی دار نشان دادند (0/05>P ) و کمترین میزان بیان نسبی مربوط به تیمار NS بود. در بافت روده، در روز 42 تیمار مکمل شده با 1 درصد زئولیت پوشش داده شده با 0/5 درصد نانونقره موجب افزایش بیان نسبی ژن SOD و GPX شد و تیمار زئولیت و اسید اُرگانیک دارای اثر کاهشی بر بیان هر سه ژن مورد مطالعه بود (0/05>P). سطح بیان نسبی ژن SOD در بافت روده نشان داد که کلیه تیمارهای آزمایشی با تیمار شاهد اختلافات معنی داری داشتند (0/05>P ). تیمارهای NSOA و NS بیانی بیشتر و تیمارهای Z و OA بیانی کمتر از تیمار شاهد داشتند و کمترین میزان بیان مربوط به تیمار Z بود. بیان نسبی ژن GPX در بافت رودهاختلافات معنی داری را بین تیمارهای NS، OA و Z با تیمار شاهد نشان داد (0/05>P ). تیمار NS بیانی بیشتر و تیمارهای OA و Z بیانی کمتر نسبت به تیمار شاهد نشان دادند. از لحاظ بیان نسبی ژن CAT، تیمارهای Z و OA با تیمار شاهد اختلاف معنی داری نشان دادند. تیمار Z از کمترین بیان نسبی ژن CAT در بین تمامی تیمارها برخوردار بود. اختلاف معنی داری بین تیمارهای NSOA و NS با تیمار شاهد مشاهده نشد. نتیجه ‎گیری کلی: بیشترین اثرگذاری در بیان ژن های SOD, GPX و CAT در تیمارهای حاوی نانوذرات نقره و زئولیت مشاهده شد که بیانگر نقش نانوذرات نقره در القای تنش اُکسیداتیو بود. از طرف دیگر، تیمار اسید اُرگانیک موجب کاهش بیان نسبی ژن های مذکور گردید که این امر می‎ تواند بیانگر اثر ضد تنش اُکسایشی اسید اُرگانیک باشد. از سوی دیگر، با افزایش دوره پرورش، ژن های دخیل در تنش اُکسایشی بیشتر تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. اثر نانوذرات نقره بر ژن های سیستم اکسیداتیو به‎شدت وابسته به شرایط استفاده است. غلظت مناسب این نانوذرات می تواند به عنوان یک استراتژی مؤثر در تقویت سیستم آنتی اکسیدانی بدن عمل کند، اما استفاده نادرست از آن ممکن است اثرات نامطلوبی داشته باشد. برای کاربرد ایمن و مؤثر این ترکیبات، مطالعات بیشتری برای تعیین دوز بهینه و اثرات بلندمدت آن ها مورد نیاز هستند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    22-31
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    4
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: هورمون های تیروئید از طریق افزایش تولید پروتئین و ابقای نیتروژن در بدن، تسریع عمل آنزیم ها، ترکیب و خنثی کردن عناصری که بازدارنده آنزیم ها هستند، افزایش نفوذپذیری غشاء سلول ها، بالا بردن راندمان مصرف گلوکز، ازدیاد ترشح هورمون رشد از بخش قدامی غده هیپوفیز و همکاری با این هورمون در افزایش رشد جوجه ها نقش دارند. در نتیجه، نقش غدد درون ریز و از جمله غده ی تیروئید در فعالیت های متابولیک بدن واقعیتی انکار ناپذیر است. در این رابطه آثار پرکاری یا کم کاری غده تیروئید و نوسانات هورمونی مربوط به آن هرکدام می‎تواند مکانیسم فعل و انفعالات شیمیایی بدن را شدیداً متاثر نماید. زنجبیل گیاهی است که مواد آنتی اکسیدانی قوی دارد و موجب کاهش یا جلوگیری از تولید رادیکال های آزاد می شود. زنجبیل و اجزای اصلی آن موجب جمع آوری و باند شدن رادیکال های آزاد، محافظت غشای سلولی از اکسیداسیون، کاهش پراکسیداسیون چربی و افزایش سطح آنزیم های آنتی اکسیدانی می شود. اصلی ترین ترکیبات آنتی اکسیدانی موجود در زنجبیل جینجرول ها، سزکوئیترپن ها، شوگائول ها و برخی مشتقات کتونی فنولیک آن ها هستند که توانایی خنثی کردن رادیکال های سوپراکسید و هیدروکسیل را دارند. این پژوهش با هدف مطالعه ی تاثیر پودر زنجبیل بر هورمون های تیروئیدی و تیتر آنفولانزا در خروس های مادر گوشتی انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش با استفاده از 27 قطعه خروس مادر گوشتی راس 308 با سن 47 هفته و به‎ صورت طرح کاملاً تصادفی به ‎مدت 11 هفته در 3 تیمار آزمایشی و 9 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از تیمار 1: شاهد (جیره پایه)، تیمار 2: جیره پایه+ سطح 7/5 گرم پودر زنجبیل در کیلوگرم جیره مصرفی، و تیمار 3: جیره پایه+ سطح 15 گرم پودر زنجبیل در کیلوگرم جیره مصرفی. طی دوره ی پژوهش دسترسی پرندگان به خوراک به صورت محدود بود. در پایان آزمایش، نمونه های خونی از سیاهرگ بال تمام خروس ها (3 گروه تیمار 3 تکرار و 3 واحد آزمایشی) گرفته شدند، و فراسنجه های هورمون تیروئیدی و تیتر آنفولانزا اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم‎ افزار آماری SAS (نسخه 9/1) استفاده شد. نتایج و بحث: وزن بدن تحت تاثیر تیمار آزمایشی قرار نگرفت (0/05P ). بیشترین غلظت تری یدوتیرونین در پرندگانی که مقدار 7/5 و 15 گرم پودر زنجبیل دریافت کرده بودند مشاهده شد (0/05>P ). همچنین، غلظت تترا یدوتیرونین در پرندگانی که سطح 15 گرم پودر زنجبیل دریافت کرده بودند نسبت به تیمار شاهد بیشتر بود (0/05>P ). فعالیت آنتی ‎اکسیدانی زنجبیل به علت حضور فلانوئید، ایزوفلاون، فلاون، آنتوسیانین است؛ در واقع زنجبیل دارای فعالیت آنتی ‎اکسیدانی قوی در محیط In vitro و In vivo در مقابل رادیکال‎های آزاد است. مشخص شده است که 6 جینجرول دارای عمل آنتی اکسیدان در محیط In vitro و In vivo است و یک عامل مؤثر برای جلوگیری از تولید گونه های فعال اکسیژن به ‎شمار می ‎رود. طی مطالعه ای دیگر مشخص شده است که 6 جینجرول یک ترکیب آنتی اکسیدان است که باعث کاهش تنش اکسیداتیو می شود. با توجه به حضور آلکالوئید های فراوان در پودر گیاه زنجبیل و مکانیسم اثر آنها بر هورمون های تیروئیدی، افزایش میزان هورمون های تیروئیدی از این گیاه قابل انتظار است که این تغییرات احتمالاً به ‎دنبال افزایش میزان پروتئین های پلاسما اتفاق می افتند. بنابراین، برای بیان علت افزایش غلظت هورمون های تیروئیدی در تیمارهای دریافت کننده پودر زنجبیل در پژوهش حاضر، می توان به وجود خصوصیاتی نظیر ترکیبات آلکالوئیدها و وجود تنوع گسترده ای از مواد مؤثره آنتی ‎اکسیدانی و اثر آن ها بر فعالیت غده تیروئید اشاره کرد. غلظت تیتر آنفولانزای خروس هایی که غلظت 7/5 و 15 گرم پودر زنجبیل را دریافت کرده بودند نسبت به گروه شاهد تمایل به افزایش داشت (0/07=P )؛ بیشترین تیتر آنفولانزا در تیمار 15 گرم پودر زنجبیل با میانگین 8/55 و کم ترین تیتر آنفولانزا در تیمار شاهد با میانگین 7/55 مشاهده شدند. بیماری آنفلوانزا بسیار واگیر است و دستگاه های تنفس، گوارش، تولید مثل و اعصاب را درگیر می کند و در ماکیان و بوقلمون میزان ابتلا و مرگ میر بالا است. مخزن عمده این ویروس ها، پرندگان وحشی هستند و این پرندگان به ‎عنوان منبع ویروس برای سایر گونه ها شامل انسان، پستانداران و پرندگان هستند و از نظر بهداشتی برای انسان مخاطرات فراوانی را به ارمغان می آورد. در واقع، واکسیناسیون بهترین روش برای جلوگیری از خسارات ناشی از بیماری های عفونی در انسان و حیوانات است. واکسن های رایج عمدتاً شامل عوامل بیماری زای زنده ضعیف شده و توکسین های باکتریایی غیر فعال شده هستند. هدف واکسیناسیون ایجاد پاسخ ایمنی قوی برای ایجاد حفاظت طولانی ‎مدت علیه عفونت است. بعضی از مواد مغذی به ‎طور مستقیم از طریق تغییر در اعمال سلول های ایمنی بر سیستم ایمنی مؤثرند و بعضی نیز به‎ طور غیرمستقیم از طریق مسیرهای هورمونی یا عصبی بر سیستم ایمنی اثرگذار هستند. مهم ترین موادی که به ‎طور غیر مستقیم بر سیستم ایمنی تاثیر می گذارند انرژی، پروتئین و گیاهان دارویی هستند. اگر بتوان از ترکیباتی استفاده نمود که باعث افزایش پاسخ ایمنی به واکسیناسیون شوند با ایجاد عیار بیشتر بر ضد بیماری آنفلوانزا می توان گامی در جهت پیشگیری مؤثرتر این بیماری برداشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از پودر زنجبیل باعث افزایش غلظت هورمون تیروئیدی و عیار پادتن علیه آنفولانزا شد. در نتیجه، این احتمال وجود دارد که با بالا بردن سیستم ایمنی می تواند باعث به تعویق افتادن در واکسن آنفولانزا شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    32-43
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    4
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: کنجالۀ سویا منبع اصلی تأمین کننده پروتئین جیره دام ها است اما متاسفانه این منبع خوراکی یک محصول وارداتی است، لذا پژوهش درخصوص استفاده از منابع جانبی کشاورزی و صنعتی یا مخلوطی از آن ها با ارزش مشابه با کنجالۀ سویا که در هر اقلیم کشت می شوند امری ضروری به نظر می رسد. از سوی دیگر، بیش از پنجاه درصد پروتئین کنجالۀ سویا در شکمبه هضم و تبدیل به پروتئین میکروبی می شود که شاخص نامطلوب است؛ پس یافتن منبعی متعادل از نظر پروتئین تجزیه پذیر و عبوری که به بهبود رشد و عملکرد دام کمک کند، از اهمیت بالایی برخوردار است. خوراک پروتئینی مخلوطی از پودر گوشت بدون خون، ضایعات پنبه، سبوس برنج، سبوس گندم، کنجالۀ ذرت، پودر پسته و گلوتن مایع است که می توان از آن به‎عنوان منبع پروتئین استفاده کرد. خوراک پروتئینی از محصولات گیاهی و حیوانی ساخته شده است که پروتئین عبوری و پروتئین غیرقابل تجزیه را همزمان در اختیار دام می گذارد و به نظر می رسد علاوه بر کمک و بهبود در رشد و عملکرد حیوان، سبب کاهش قیمت جیره و آلودگی های زیست محیطی نیز می شود. از آنجا که در کشور اطلاعات زیادی در رابطه با تأثیر خوراک پروتئینی در تغذیه نشخوارکنندگان وجود ندارد، این پژوهش به منظور بررسی تأثیر استفاده از سطوح مختلف خوراک پروتئینی در جیره میش های شیرده بر عملکرد، قابلیت هضم، رفتار نشخوار و فراسنجه های خونی صورت گرفت.   مواد و روش ها: به منظور انجام این آزمایش از تعداد 32 رأس میش شیری سه شکم زایش نژاد آتابای با میانگین وزنی 2/8±41 کیلوگرم در چهارتیمار و هشت تکرار در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. تیمارها شامل تیمار شاهد (جیرۀ بدون افزودن خوراک پروتئینی)، تیمار دوم (جیرۀ حاوی 33 درصد جایگزینی کنجالۀ سویا با خوراک پروتئینی)، تیمار سوم (جیرۀ حاوی 67 درصد جایگزینی کنجالۀ سویا با خوراک پروتئینی) و تیمار چهارم (جیرۀ حاوی 100 درصد جایگزینی کنجالۀ سویا با خوراک پروتئینی) بودند. دام ‎های هر تیمار بعد از اطمینان یافتن از سلامت آنها به قفس ‎های انفرادی منتقل شدند و طول دورۀ آزمایش 56 روز بود. خوراک روزانه به صورت کاملاً مخلوط در اختیار دام ها قرار داده شد و باقی‎مانده خوراک برای هر دام به منظور تعیین مقدار مادۀ خشک مصرفی در هر روز توزین و ثبت شد. میانگین هر تیمار نیز از میانگین خوراک مصرفی هر دام در طول دوره محاسبه شد. برای محاسبه تغییرات وزن، وزن‎کشی دام‎ها به صورت هفتگی صورت گرفت. برای نمونه های مربوط به قابلیت هضم، ابتدا نمونه های خوراک، باقی مانده و مدفوع جمع‎آوری شده هر دام در روزهای 51 تا 55 به‎ مدت پنج روز جمع‎آوری گردید و سپس نمونه ها با یکدیگر مخلوط شدند. سپس یک نمونه 100 گرمی از هرکدام برای هر دام برداشته شد و در آون در دمای 64 درجه سانتی گراد به ‍مدت 48 ساعت خشک شد. ترکیب شیمیایی نمونه های خوراک، باقی مانده و مدفوع برای الیاف نامحلول در شوینده خنثی با روش ون سوست، تعیین شد. همچنین پروتئین خام توسط دستگاه میکروکجلدال، چربی خام توسط دستگاه سوکسله و خاکستر خام بوسیلۀ کوره الکتریکی مورد تجزیه قرار گرفتند. رفتار مصرف خوراک طی روزهای 55 و 56 آزمایش به صورت ثبت فعالیت، شامل فعالیت های خوردن، نشخوار، جویدن، استراحت فک، آب خوردن، ایستادن، درازکشیدن و رفتارهای نامتعارف در بازۀ 24 ساعته اندازه گیری شد. در روز آخر آزمایش، پیش از تغذیۀ صبح، نمونه خون از سیاهرگ گردنی دام ها (وداج) گرفته شد. برای اندازه گیری متابولیت های خون شامل گلوکز، تری گلیسرید، کلسترول، اوره، پروتئین کل، آلبومین و گلوبولین، از کیت‎های شیمیایی شرکت پارس آزمون و دستگاه اتوآنالایزر استفاده شد. یافته ها: افزایش سطوح خوراک پروتئینی بر وزن انتهای دوره، افزایش وزن کل، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی میش‎ها تأثیر معنی داری نداشت. مصرف ماده خشک روزانه بین تیمارهای با جایگزینی 0 و 100 درصد تفاوت معنی داری داشت (0/0141 = P)؛ به طوری‎که مصرف ماده خشک میش ها با مصرف تیمار دارای کنجالۀ سویا 1220 گرم و تیمار دارای 100 درصد خوراک پروتئینی 1344/80 گرم در روز بود. در سطوح مختلف جایگزینی کنجالۀ سویا با خوراک پروتئینی، اختلافات معنی داری در قابلیت هضم ماده آلی، عصاره اتری و الیاف نامحلول در شوینده خنثی دیده نشدند؛ درحالی که قابلیت هضم ماده خشک و پروتئین خام با جایگزینی کامل خوراک پروتئینی با افزایش معنی داری همراه بود. با افزایش سطح خوراک پروتئینی، فعالیت های خوردن، نشخوار و جویدن با افزایش معنی داری و استراحت فک با کاهش معنی داری همراه بودند اما در فعالیت های آب خوردن، رفتارهای نامتعارف، ایستادن و دراز کشیدن تغییرات معنی دار یافت نشد. در سطوح مختلف جایگزینی کنجالۀ سویا با خوراک پروتئینی، اختلافات معنی داری در مقادیر گلوکز، کلسترول، تری گلیسرید، پروتئین کل، آلبومین، گلوبولین و نسبت آلبومین به گلوبولین موجود در پلاسمای میش ها مشاهده نشدند. با جایگزینی کامل خوراک پروتئینی به جای کنجالۀ سویا در جیره، مقدار اوره پلاسمای میش های دریافت کنندۀ جیره حاوی 100 درصد خوراک پروتئینی با افزایش معنی داری همراه بود (0/0011 = P). نتیجه گیری: به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان می­دهند که جایگزینی کامل کنجالۀ سویا با خوراک پروتئینی امکان پذیر است و هیچ تأثیر منفی بر عملکرد و سلامت میش های آتابای نداشته است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    44-55
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    4
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: کشورهای در حال توسعه به ‎ویژه با شرایط آب وهوایی خشک، با مشکل کمبود خوراک دام مواجه هستند، بنابراین استفاده از محصولات فرعی کشاورزی که اغلب به صورت فرآوری شده در جیره غذایی نشخوارکنندگان قرار می گیرد، می تواند علاوه بر تأمین بخشی از خوراک مورد نظر، هزینه های مربوط به خوراک دام را نیز کاهش دهد. همچنین، استفاده مجدد از ضایعات و پسماند کشاورزی در تغذیه دام یکی از روش های مدیریت ضایعات و پسماندهای کشاورزی است که خطرات آلودگی محیط زیست را نیز کاهش می دهد. شاخ و برگ حاصل از هرس بوته گوجه فرنگی در گلخانه های پرورش و تولید این محصول ارزشمند یکی ضایعات کشاورزی عمده است که با توجه به حجم بالای تولید آن می توان تغذیه آن را به‎ عنوان بخشی خوراک دام موردتوجه قرار داد. هدف از این مطالعه بررسی ارزش غذایی سیلاژ بوته گوجه فرنگی در شرایط آزمایشگاهی به عنوان جایگزین بخشی از علوفه در خوراک دام و هم‎چنین تعیین اثر افزودنی های باکتریایی بر کیفیت سیلاژ مذکور بود. مواد و روش ها: بوته های هرس شده گوجه فرنگی و باقی‎ مانده در سطح مزارع گلخانه ای که جزء پسماند محصولات کشاورزی هستند از گلخانه های صنعتی منطقه آذربایجان شرقی جمع آوری، به قطعات 3 تا 5 سانتی‎متری خرد شدند و عمل سیلوکردن در مینی سیلو انجام گرفت. افزودنی های میکروبی مدنظر و مقادیر مورد استفاده در این آزمایش شامل 1-افزودنی باکتریایی با نام تجاری SiloLact، محصول شرکت پردیس رشد مهرگان کشور ایران، حاوی باکتری های لاکتوباسیلوس پلانتاریوم، باسیلوس اسیدوفیلوس، و دکستروز مونوهیدرات (به‎ ازای هر گرم علوفه 106 واحد تشکیل دهنده ی کلنی اضافه شد)، 2-سایلولاکت آنزیمی با نام تجاری enzymatic-SiloLact محصول شرکت پردیس رشد مهرگان کشور ایران،؛ حاوی باکتری های لاکتوباسیلوس پلانتاریوم، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، آنزیم سلولاز، زایلاز و دکستروز مونو هیدرات (به‎ازای هر گرم علوفه 106 واحد تشکیل دهنده ی کلنی اضافه شد) و 3-افزودنی سیلووان حاوی لاکتوباسیلوس بوکنری، لاکتوباسیلوس پلانتاروم، انتروکوکوس فاسیوم، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و پدیوکوکوس اسیدی لاکتیسی به‎ میزان 1010 CFU/g به‎ همراه مولتی آنزیم بودند که بر اساس مقادیر توصیه شده توسط کارخانه سازنده با آب مخلوط و به صورت اسپری بر روی علوفه های خرد شده اضافه شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1-سیلاژ بوته گوجه فرنگی بدون افزودنی، 2-سیلاژ بوته گوجه فرنگی به‎ همراه افزودنی سیلولاکت آنزیمی، 3-سیلاژ بوته گوجه فرنگی به‎ همراه افزودنی سیلولاکت غیر آنزیمی و 4-سیلاژ بوته گوجه فرنگی به‎ همراه افزودنی سیلووان. لازم به توضیح است که در تهیه سیلاژ برای هر تیمار سه تکرار در نظر گرفته شد. ترکیبات شیمیایی اندازه گیری شده شامل ماده خشک، پروتئین خام، خاکستر، چربی خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، pH  و پارامترهای تخمیر شامل اسیدهای چرب فرار، اسیدلاکتیک، نیتروژن آمونیاکی، کربوهیدرات های محلول و همچنین اندازه گیری تولید گاز و قابلیت هضم به ‎روش آزمایشگاهی بودند. در این آزمایش، ارزیابی ظاهری و فیزیکی سیلاژها و همچنین پایداری هوازی نیز بررسی شد. این تحقیق در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد و داده های حاصل با نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج به دست آمده در بررسی های سیلاژ بوته گوجه فرنگی نشان دادند که افزودنی میکروبی سایلووان و سایلولاکت غیر آنزیمی تأثیر معنی داری بر میزان pH سیلاژ نسبت به تیمار شاهد داشتند. بوته های گوجه‎ فرنگی سیلو شده با افزودنی سایلووان، مقادیر ماده خشک و پروتئین خام بیشتری نسبت به تیمار شاهد داشتند. افزودنی های سایلولاکت آنزیمی و سایلووان، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی سیلاژ را نسبت به تیمار شاهد کاهش داد. میزان کل اسیدهای چرب فرار و اسید لاکتیک در تیمارهای سیلوشده با افزودنی باکتریایی نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت ولی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. با بررسی انرژی قابل متابولیسم، انرژی ویژه شیردهی، ماده آلی قابل هضم و اسیدهای چرب زنجیره­کوتاه سیلاژ بوته گوجه‎فرنگی بدون فرآوری و فرآوری شده با افزودنی مشخص شد که فرآوری تأثیری بر انرژی قابل متابولیسم نداشت ولی انرژی ویژه شیردهی، ماده آلی قابل هضم و اسیدهای چرب کوتاه زنجیره را به‎ طور معنی داری تحت تأثیر قرار داد. افزودنی میکروبی سیلولاکت آنزیمی و سیلووان باعث کاهش میزان نیتروژن آمونیاکی سیلاژ نسبت به تیمار شاهد و افزودنی سیلولاکت غیر آنزیمی شد. بیشترین حجم گاز تولیدی مربوط به تیمارهای سیلوشده با افزودنی سیلولاکت آنزیمی و سیلووان بود و در ساعات نهایی آزمایش تفاوت معنی داری با تیمار شاهد داشتند (0/05>p ). نتایج قابلیت هضم آزمایشگاهی نیز نشان دادند که اعمال فرآوری و افزودنی میکروبی، ناپدید شدن ماده خشک شکمبه ای و کل دستگاه گوارش را تحت تأثیر قرار داد. همچنین، ناپدید شدن پروتئین خام شکمبه به‎ طور معنی داری تحت تأثیر قرار گرفت ولی ناپدید شدن پروتئین خام در کل دستگاه گوارش تحت تأثیر قرار نگرفت. نتیجه گیری: با بررسی نتایج مشخص شد که افزودنی های باکتریایی تأثیری بر میزان قابلیت هضم سیلاژ بوته گوجه فرنگی نداشتند. با توجه به تولید حجم بالای ضایعات بوته گوجه فرنگی، از این محصول فرعی می توان در تغذیه دام استفاده نمود ولی باید در نظر گرفت که باتوجه به میزان کم کربوهیدرات محلول این محصول فرعی بهتر است جهت افزایش کیفیت سیلاژ افزودن سایر ضایعات کشاورزی که دارای مواد قندی بالایی است مورد بررسی قرار گیرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    56-65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    4
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه: تولید مواد لیگنوسلولزی از فعالیت های کشاورزی و صنعتی در سراسر جهان قابل توجه است و فراوان ترین منبع انرژی تجدیدپذیر را تشکیل می دهد. بخش قابل ملاحظه ای از این مواد به عنوان خوراک دام، به ویژه در کشورهای در حال توسعه با جمعیت دامی گسترده، مورد استفاده قرار می گیرد. نشخوارکنندگان توانایی منحصربه فردی در تبدیل ضایعات فیبری و نسبتاً غیر قابل استفاده مانند کاه، ضایعات میوه و باگاس که دارای قابلیت هضم پایین هستند و عمدتاً از دیواره های سلولی تشکیل شده اند، به محصولات قابل مصرف برای انسان را دارند. این فرآیند از طریق تخمیر میکروبی در شکمبه تسهیل می­ شود که به نشخوارکنندگان امکان استفاده انرژی از منابع کربوهیدراته که برای گونه های غیر نشخوارکننده قابل دسترس نیستند را می دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر جایگزینی کاه گندم، به‎ عنوان یک منبع علوفه ای رایج، با سطوح مختلف باگاس نیشکر بر عملکرد رشد، گوارش پذیری مواد مغذی و فراسنجه های خونی بره های پرواری زندی انجام شد. مواد و روش ها: آزمایش در دو بخش مجزا انجام شد. در بخش اول، ترکیب شیمیایی، ویژگی های تولید گاز و مقادیر انرژی نمونه های کاه گندم و باگاس نیشکر مورد استفاده در آزمایش خوراک دهی تعیین گردید. ماده خشک، پروتئین خام، عصاره اتری، خاکستر و الیاف نامحلول در شوینده خنثی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی با استفاده از روش های استاندارد تعیین شدند. علاوه بر این، پتانسیل تولید گاز نمونه ها با ثبت حجم گاز تجمعی تولید شده در 2، 4، 6، 8، 12، 16، 24، 48، 72 و 96 ساعت انکوباسیون اندازه گیری شد. داده های تولید گاز با استفاده از معادله نمایی برازش داده شد تا پتانسیل تولید گاز(b)، نرخ تولید گاز (c) و سایر فراسنجه‎ های کنتیک تخمیر برآورد شوند. بر این مبنا و بر اساس مقادیر تولید گاز، انرژی قابل متابولیسم  (ME)، قابلیت هضم ماده آلی (OMD) و غلظت اسیدهای چرب زنجیره کوتاه (SCFA) با استفاده از معادلات استاندارد محاسبه شدند. در بخش دوم، اثر جایگزینی کاه گندم با باگاس نیشکر بر عملکرد رشد، فراسنجه های خونی و گوارش پذیری مواد مغذی بره های پرواری زندی و فراسنجه‎های تولید گاز جیره‎های آزمایشی ارزیابی شد. از 15 رأس بره نر نژاد زندی با وزن اولیه 1/5 ±31 کیلوگرم در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و پنج تکرار استفاده شد. بره ها به صورت انفرادی در قفس های انفرادی نگهداری و پس از یک دوره عادت پذیری 10 روزه، به‎ مدت 90 روز با جیره های آزمایشی تغذیه شدند. جیره های آزمایشی بر اساس نیازهای مواد مغذی توصیه شده برای گوسفند NRC, 2007)) تنظیم و به‎صورت مخلوط کامل آماده شدند. تیمارها شامل 1) جیره شاهد حاوی 15% کاه گندم، 2) جیره با 7/5% کاه گندم و 7/5% باگاس نیشکر، 3) جیره با 15% باگاس نیشکر بودند. در ابتدای آزمایش، بره ها پس از 16 ساعت گرسنگی وزن شدند و این مقدار به ‎عنوان وزن اولیه در نظر گرفته شد. وزن بدن هر دو هفته یکبار و مصرف خوراک به‎ صورت روزانه اندازه گیری شدند. در پایان آزمایش، قابلیت هضم مواد مغذی با استفاده از جمع آوری مدفوع به ‎مدت سه روز به‎ روش خاکستر نامحلول در اسید تعیین گردید. نمونه های خون از ورید گردنی در پایان آزمایش جمع آوری و غلظت ­های گلوکز، نیتروژن اوره ای خون (BUN)، تری گلیسیرید، کلسترول، پروتئین های کل و آلبومین آنالیز گردیدند. یافته ها: باگاس میزان پروتئین خام (2/67 درصد) پایین تری در مقایسه با کاه گندم (4/46 درصد) داشت که نشان دهنده کیفیت پروتئینی پایین تر آن است. در مقابل، باگاس نیشکر دارای بخش‎ های فیبری بالاتری مانند الیاف نامحلول در شوینده خنثی (88/5 درصد) و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (70/59 درصد) مقایسه با کاه گندم (NDF، 73/1 درصد وADF، 51/91 درصد) بود. نتایج تولید گاز نیز یافته های ترکیب شیمیایی را تأیید کرد و نشان داد که کاه گندم پتانسیل تولید گاز (b)، انرژی قابل متابولیسم (ME) و قابلیت هضم ماده آلی (OMD) بالاتری در مقایسه با باگاس نیشکر داشت. در مورد عملکرد بره ها، تفاوت معنی داری در ضریب تبدیل خوراک بین تیمارهای جیره ای مشاهده نشد. با این‎ حال، مصرف ماده خشک (0/01 >p ) و میانگین افزایش وزن روزانه (0/01 >p ) با افزایش سطح باگاس کاهش یافتند که می تواند ناشی از میزان فیبر بالاتر و قابلیت هضم پایین تر باگاس در مقایسه با کاه گندم باشد. نتایج قابلیت هضم مواد مغذی نشان داد که جیره های حاوی باگاس نیشکر ضریب هضم پایین تری برای پروتئین خام در مقایسه با جیره شاهد داشتند. این یافته با داده های ترکیب شیمیایی و تولید گاز هم‎خوانی دارد و نشان می دهد که محتوای فیبر و لیگنین بالاتر باگاس می‎تواند جذب مواد مغذی به ‎ویژه پروتئین را در بره ها کاهش دهد. فراسنجه های خونی شامل گلوکز، نیتروژن اوره ای خون (BUN)، تری گلیسیرید، و پروتئین کل تحت تأثیر تیمارهای جیره ای قرار نگرفتند. با این‎ حال، بره هایی که با جیره های حاوی باگاس تغذیه شدند، غلظت سرمی پایین تری از آلبومین و کلسترول در مقایسه با گروه شاهد تغذیه شده با جیره کاه گندم داشتند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهند که می ‎توان از باگاس نیشکر تا 7/5 درصد در جیره های بره های پرواری زندی استفاده کرد هرچند که استفاده از سطوح بالاتر باگاس ممکن است باعث کاهش مصرف ماده خشک و عملکرد رشد شود که احتمالاً به‎ دلیل محتوای فیبر و لیگنین بالاتر آن در مقایسه با کاه گندم است. قابلیت هضم پایین تر مواد مغذی مشاهده شده در جیره های حاوی باگاس، به‎ ویژه برای پروتئین، می تواند به مقاومت بالاتر الیاف باگاس در برابر تجزیه و تخمیر میکروبی نسبت داده شود. در مجموع، یافته های این مطالعه پیشنهاد می کنند که باگاس نیشکر می تواند به‎ عنوان یک منبع فیبر جایگزین بالقوه برای بره های پرواری، به ‎ویژه در مناطقی که باگاس فراوان است، استفاده شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    66-77
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: استفاده از محدودیت غذایی در صنعت پرورش جوجه گوشتی، یک روش برای کنترل مشکلات ناشی از رشد سریع در جوجه ها به ‎شمار می رود. بعد از اتمام دوره محدودیت غذایی، استفاده از محرک های رشد می تواند گزینه مناسبی برای جبران اثرات محدودیت باشد. با توجه به افزایش مقاومت آنتی بیوتیکی در دهه های اخیر، استفاده از آنتی بیوتیک به‎ عنوان محرک رشد، محدود شده است. بنابراین، به‎نظر می رسد که استفاده از عصاره گیاهانی مانند آویشن و پونه کوهی به دلیل خواص ضد باکتریایی، ضد قارچی، ضد کوکسیدیالی، ضد التهابی و تعدیل کنندگی فلور میکروبی دستگاه گوارش، یک جایگزین مناسب و کم عارضه برای آنتی بیوتیک ها باشد. استفاده از افزودنی های گیاهی و محرک رشد، یک راهکار برای تقویت پدیده رشد جبرانی در جوجه های گوشتی است. کیفیت گوشت و استخوان در جوجه های گوشتی جزء صفات اقتصادی هستند. هدف این مطالعه، بررسی اثرات استفاده از عصاره آویشن، پونه کوهی، ترکیب آویشن-پونه کوهی و پروبیوتیک بعد از اعمال محدودیت غذایی برکیفیت گوشت و وضعیت استخوان درشت نی در جوجه ‎های گوشتی بود. مواد و روش ها: برای اجرای مطالعه حاضر، 480 قطعه جوجه گوشتی جنس نر یک روزه سویه تجاری راس-308 استفاده شد. این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی به ‎روش فاکتوریل (2×5) به اجرا درآمد. تیمارهای این پژوهش شامل دو روش تغذیه ای (آزاد و محدودیت غذایی) و پنج نوع افزودنی شامل گروه اول (بدون افزودنی)، گروه دوم (عصاره آویشن به‎ میزان 300 گرم در تن جیره غذایی)، گروه سوم (عصاره پونه کوهی به‎ میزان 300 گرم در تن جیره غذایی)، گروه چهارم (نسبت وزنی مساوی عصاره آویشن + پونه کوهی به‎ میزان 300 گرم در تن جیره غذایی) و گروه پنجم (مکمل پروبیوتیک مخلوط در دان طیور از نوع پروتکسین حاوی به‎ میزان 250 گرم در تن جیره غذایی) بود. ابتدا، جوجه‎ های گوشتی به دو گروه آزمایشی مجزا تقسیم شدند که گروه اول به‎ عنوان گروه شاهد و بدون اعمال محدودیت به‎‏ صورت آزاد تغذیه شدند ولی در گروه دوم از سن 8 الی 14 روزگی به ‎مدت 7 روز محدودیت کمّی (25 درصد کمتر از گروه شاهد) در خوراک مصرفی اعمال شد. پس از اتمام دوره محدودیت، افزودنی های گیاهی و پروبیوتیک به جیره هر دو گروه مذکور افزوده شدند. از شاخص های مورد ارزیابی می توان به اسیدیته، ظرفیت نگهداری آب، پایداری اکسیداتیو، شاخص پراکسید و رنگ برای سنجش کیفیت گوشت اشاره کرد. همچنین، برای ارزیابی حسی گوشت، قسمت راست سینه از هر تکرار بعد از آماده سازی، در دمای 170 درجه سانتیگراد در یک آون برقی به‎ مدت 45-40 دقیقه بسته به وزن نمونه ‎ها پخته شد. صفات ارزیابی شده در آزمایش شامل بو، طعم، تردی، آبداری و مقبولیت کلی بودند. برای تعیین محتوای خاکستر، کلسیم و فسفر استخوان درشت نی در تیمارهای مختلف، در انتهای دوره، با انتخاب دو قطعه از هر تکرار، درشت‎ نی چپ آن‎ها جداسازی و به ‎روش قراردادن در اتوکلاو چربی‎ زدایی شد. در گام بعدی و پس از آماده سازی نمونه ها، درصدهای خاکستر، کلسیم و فسفر به ‎روش جذب اتمی تعیین شدند. آنالیز آماری داده‎ ها با استفاده از رویه GLM در نرم ‎افزار SAS 9. 1 انجام شد. یافته ها: براساس نتایج، میزان اسیدیته و ضریب قرمزی گوشت (a*) در گروه محدودیت غذایی بیشتر از تغذیه آزاد و شاخص TBA در روش تغذیه آزاد بیشتر از گروه دارای محدودیت بود (0/05P ≤ ). ظرفیت نگهداری آب لاشه در تیمار بدون افزودنی کمتر از تیمارهای دریافت کننده افزودنی ‎ها بود (0/05P ≤ ). همچنین، میزان اسیدیته لاشه در گروه پروبیوتیک کمترین و در گروه بدون افزودنی بیشترین بود (0/05P ≤ ). شاخص پراکسید در تیمار بدون افزودنی بالاتر از سایرین بود (0/05P ≤ ). ترکیب آویشن و پونه کوهی به‎ صورت معنی داری روشنایی گوشت سینه را در مقایسه با دیگر افزودنی ها افزایش داد. مقبولیت کلی گوشت در تیمار حاوی آویشن، ترکیب آویشن-پونه کوهی و پروبیوتیک دارای امتیاز بیشتری نسبت به تیمار بدون افزودنی بود (0/05P ≤ ). استفاده از افزودنی در مرحله بعد از اتمام محدودیت، اثرات معنی‎ داری بر بو، آبداری، طعم، تردی و مقبولیت کلی گوشت سینه داشت، به‎ طوری‎که از نظر بو، افزودنی پونه امتیاز کمتری نسبت به سایرین داشت(0/05P ≤). همچنین، امتیازات آبداری، طعم و تردی افزودنی پونه و تیمار بدون افزودنی کمتر از سایر تیمارها بودند (0/05P ≤ ). تعیین محتوای استخوان درشت نی نشان داد که نوع افزودنی اثرات آماری معنی‎داری بر خاکستر و درصد کلسیم داشت (0/05P ≤ )، به‎ طوری‎که درصد خاکستر در گروه بدون افزودنی کمتر از بقیه تیمارها به ‎جز تیمار پونه بود. درصد کلسیم در تیمارهای بدون افزودنی کمتر و در تیمار دریافت کننده پروبیوتیک بیشتر از بقیه بود (0/05P ≤ ). نتیجه گیری: نتایج به ‎دست آمده نشان دادند که استفاده از افزودنی های گیاهی (آویشن و پونه کوهی) و پروبیوتیک پس از اعمال محدودیت غذایی در هفته دوم، اثرات مطلوبی بر روی پارامترهای مختلف کیفیت گوشت و همچنین استحکام استخوان درشت نی جوجه های گوشتی دارد. استفاده از ترکیب آویشن + پونه کوهی در مقایسه با مصرف جداگانه آنها تأثیر بهتری بر خواص حسی گوشت جوجه های گوشتی از جمله بر بو، آبداری، طعم و تردی داشت. از آنجایی ‎که صفاتی مانند کیفیت استخوان درشت‎ نی، بر سلامتی، رفاه و تولید جوجه های گوشتی و همچنین کیفیت حسی و شیمیایی گوشت تولید شده، بر روی بازارپسندی و رضایت مشتریان موثر هستند، لذا استفاده از نتایج مطالعاتی مانند تحقیق حاضر می تواند به بهبود موارد ذکرشده کمک کند. با این‎حال، شناسایی افزودنی های مناسب، ترکیب آنها و میزان استفاده از آنها نیاز به مطالعات بیشتری دارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    78-91
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: استرس اکسیداتیو بر اثر سطوح بیش از حد گونه های اکسیژن فعال تحت شرایط استرس زای محیطی ایجاد می شود. امروزه، استرس اکسیداتیو یکی از عوامل منفی تأثیرگذار بر عملکرد پرندگان در صنعت مرغداری در نظر گرفته شده است. استرس اکسیداتیو به ‎عنوان یک عامل اصلی در بیماری‎زایی چندین بیماری جدی در طیور است. بنابراین، مکمل‎سازی جیره ‎های غذایی با آنتی‎ اکسیدان‎ های مصنوعی (به‎ عنوان مثال، α-توکوفریل استات یا هیدروکسی تولوئن بوتیله) به‎ منظور کاهش استرس اکسیداتیو اقدامی مؤثر است. اخیراً با توجه به روند جهانی محدودیت در استفاده از مواد مصنوعی، استفاده از عصاره‎ های گیاهی به ‎عنوان آنتی ‎اکسیدان‎ های طبیعی مورد توجه فزاینده‎ای قرار گرفته است. از جمله عصاره‎ های گیاهی غنی از آنتی‎ اکسیدان می ‎توان به رازیانه و زنجبیل اشاره کرد که پتانسیل خوبی برای بهبود عملکرد تولیدمثلی دارند. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی اثرات جیره‎ های غذایی مکمل شده با عصاره رازیانه و زنجبیل بر عملکرد تولیدمثلی، بیوشیمی سرم خون و بافت‎ شناسی بیضه در بلدرچین ژاپنی انجام شد. مواد و روش‎ ها: در این مطالعه، تعداد 72 پرنده بلدرچین ژاپنی (60 ماده و 12 پرنده نر) در سن 8 هفتگی استفاده شدند. پرنده ‎ها به ‎طور تصادفی در بین سه گروه آزمایشی تقسیم شدند. هر گروه به چهار تکرار با شش پرنده در هر تکرار به ‎صورت طرح کاملاً تصادفی توزیع شد. گروه 1جیره غذایی پایه بدون افزودنی را دریافت کرد و به‎ عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. گروه‎ های 2 و 3 به ‎ترتیب جیره غذایی جیره پایه با 350 میلی‎ گرم بر کیلوگرم از عصاره آبی-الکلی رازیانه و زنجبیل را دریافت کردند. درصد تولید تخم به ‎روش مرغ/روز رکوردگیری و محاسبه شد. تعداد کل 252 تخم بلدرچین غیر شکسته در طی هفته آخر آزمایش جمع ‎آوری و برای ارزیابی عملکرد تولیدمثلی استفاده شد. تخم‎ ها در انکوباتور معمولی با شرایط مناسب (37/5 درجه سانتی‎گراد و رطوبت نسبی 60 درصد) انکوباسیون و میزان باروری و قابلیت جوجه درآوری محاسبه شدند. سطح پروکسیداسیون لیپید سرم خون و ماهیچه ران با تست واکنش تیوباربیتوریک اسید تعیین شد. همچنین، غلظت تستوسترون خون و کارکرد بافت بیضه تعیین شد. برای ارزیابی بافت‎ شناسی بیضه و آنالیزهای اسپرماتوژنیک، همه بلدرچین‎ های نر در آخرین روز آزمایش کشته شدند. بیضه چپ برای ارزیابی بیشتر در محلول 10 درصد فرمالین نگهداری شد. نمونه‎ های بافت بیضه با استفاده از میکروتوم (Leica junc histocut 820) به ضخامت 7 میکرومتر برش داده شدند و به‎ منظور مطالعات بافتی بر روی لام‎ های شیشه‎ ای قرار گرفتند. مقاطع رنگ‎ آمیزی شده با بزرگ‎نمایی 400 در میکروسکوپ نوری (Olympus CX22) مشاهده و با استفاده از سیستم تحلیل تصویر کامپیوتری (Olympus Soft Image Solution GmbH) به ‎صورت مورفومتری آنالیز شدند. داده‎ های به ‎دست آمده با استفاده رویه GLM نرم افزار آماری SAS آنالیز شدند. یافته‎ ها: وزن تخم و واحد ها و در پرندگان دریافت کننده جیره مکمل شده با عصاره گیاهی رازیانه در مقایسه با گروه شاهد به‎ طور معنی ‎داری افزایش داشت (05/0>P ). میزان باروری در پرندگان تغذیه شده با عصاره رازیانه و زنجبیل در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی‎دار نشان داد. قابلیت جوجه درآوری (نسبت به کل تخم‎های انکوبه شده) بالا در گروه زنجبیل در مقایسه با گروه شاهد مشاهده شد (014/0 = P). کلسترول تام و تری گلیسیرید سرم در پرنده ‎های تغذیه شده با جیره حاوی عصاره‎ های گیاهی در مقایسه با گروه شاهد به‎ طور معنی‎داری کاهش یافتند (0/006=p) ولی غلظت ‎های HDL و LDL و آنزیم الکالین فسفات خون تغییر نکردند. ترانس آمینازهای کبدی AST، ALT و نسبت AST/ALT به‎ عنوان شاخص ‎های آسیب سلول‎های کبدی تحت تأثیر عصاره رازیانه قرار نگرفتند اما تیمار عصاره زنجبیل سبب کاهش ALT در مقایسه با گروه شاهد شد. شاخص پراکسیداسیون چربی MDA در هر دو گروه عصاره گیاهی یکسان بود و در مقایسه با گروه شاهد کاهش معنی‎دار داشت (05/0 >P). غلظت هورمون تستوسترون خون در بلدرچین ‎های نر تغذیه شده با عصاره زنجبیل به‎طور قابل توجهی بالاتر از گروه شاهد بود (040/0 = P). وزن بیضه، قطر لوله سمینینفروس، شاخص تمایز لوله سمیفروس و تعداد سلول‎ های اسپرماتوگونی لوله های منی تحت تأثیر جیره‎های غذایی حاوی عصاره‎ های رازیانه و زنجبیل قرار نگرفتند. تعداد اسپرماتوسیت لوله ‎های منی در گروه ‎های عصاره رازیانه (59/80 سلول در هر 20 لوله) بیشتر از گروه شاهد (56/2 سلول در هر 20 لوله) بود (0/004 = P). افزایش شاخص اسپرماتوژنز در گروه مکمل غذایی رازیانه و زنجبیل (61/8 و 65/90 %) در مقایسه با گروه شاهد (58/9%) معنی ‎دار نشد. ضخامت لایه ژرمینال و شاخص جایگزینی سلول‎ ها گروه های رازیانه و زنجبیل در مقایسه با گروه شاهد افزایش قابل ‎توجه و معنی‎ دار نشان دادند (05/0 >P ). نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که تغذیه بلدرچین ژاپنی با عصاره‎های زنجبیل و رازیانه به ‎میزان 350 میلی‎ گرم ضمن بهبود وضعیت آنتی ‎اکسیدانی بدن باعث افزایش غلظت تستوسترون و تولید اسپرماتوژنز و به ‎دنبال آن افزایش تولید اسپرم و باروری و قابلیت جوجه درآوری در تخم بلدرچین می‎ شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    92-103
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    4
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: گندم یکی از اجزای اصلی تغذیه انسان و دام است، اما استفاده از آن در جیره غذایی طیور ممکن است با محدودیت هایی همراه باشد. گندم با وجود این‎که منبع خوبی از نشاسته و پروتئین برای طیور محسوب می شود، حاوی پلی ساکاریدهای غیرنشاسته ای (NSPs) مانند بتاگلوکان و آرابینوزیلان است که می توانند هضم و جذب مواد مغذی را مختل کنند و عملکرد طیور را کاهش دهند. این پلی ساکاریدها با تداخل در فعالیت آنزیم های گوارشی، موجب کاهش کارایی تغذیه ای، کاهش رشد و عملکرد ضعیف طیور می شوند. روش هایی مانند استفاده از مکمل های آنزیمی، فرآوری، و افزودنی های طبیعی مانند عصاره های گیاهی و آنتی بیوتیک ها، به‎عنوان راهکارهایی مؤثر برای بهبود سلامت و عملکرد طیور شناخته شده اند. بره ‎موم زنبورعسل، به ‎دلیل خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی و تقویت ‎کننده سیستم ایمنی، به‎ عنوان یک افزودنی طبیعی در جیره غذایی طیور موردتوجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، تأثیر افزودن سطوح مختلف بره موم و آنزیم تجاری کربوهیدراز (روابیو) برقابلیت استفاده از گندم به عنوان تنها منبع غله در جیره جوجه های گوشتی بود. مواد و روش‎ها: در این مطالعه، 150 جوجه گوشتی نژاد راس 308 با میانگین وزنی مشابه (1/6±44/6) به صورت طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل (2 سطح آنزیم و 3 سطح بره ‎موم) در شش تیمار و پنج تکرار با پنج جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. جیره های غذایی از 0تا 42 روزگی برای دوره های آغازین، رشد و پایانی بر پایه گندم فرموله شدند. تیمارها شامل 1) جیره کنترل (بر پایه گندم)، 2) جیره کنترل + 500 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم، 3) جیره کنترل + 250 میلی گرم بر کیلوگرم بره ‎موم، 4) جیره کنترل + 500 میلی گرم بر کیلوگرم بره‎ موم، 5) جیره کنترل + 250 میلی گرم بر کیلوگرم بره‎ موم + 500 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم، و 6) جیره کنترل + 500 میلی گرم بر کیلوگرم بره‎ موم + 500 میلی گرم بر کیلوگرم آنزیم بودند. میزان مصرف خوراک و وزن بدن به صورت هفتگی اندازه گیری شدند. در پایان آزمایش، پارامترهای خونی و عملکرد ایمنی ارزیابی شدند. یافته‎ها: بره ‎موم در سطح 500 میلی گرم بر کیلوگرم، چه با آنزیم و چه بدون آن، به طور معناداری مصرف خوراک را کاهش داد (P < 0. 05). جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی آنزیم، بیشترین مصرف خوراک را داشتند (P < 0. 05). مکمل بره‎ موم و آنزیم به طور معناداری وزن بدن را افزایش دادند، و بیشترین وزن بدن در جوجه هایی مشاهده شد که 500 میلی گرم بره ‎موم دریافت کردند. تأثیر متقابل بره‎ موم و آنزیم نیز بر وزن بدن معنادار بود، به طوری‎که جوجه هایی که 500 میلی گرم بره‎ موم و آنزیم دریافت کردند، بالاترین وزن بدن را داشتند. ضریب تبدیل خوراک (FCR) نیز به طور معناداری بهبود یافت (P < 0. 05)، و بهترین ضریب تبدیل خوراک (66/1) در جوجه هایی مشاهده شد که ترکیب 500 میلی گرم بره ‎موم و آنزیم دریافت کردند، که نسبت به گروه کنترل با ضریب تبدیل 1/82، بهبود 8/79 درصدی نشان داد. شاخص های تولیدی از جمله شاخص جوجه گوشتی اروپا (EBI) و شاخص کارایی تولید اروپا (EPEF) نیز به طور مثبت تحت تأثیر تیمارها قرار گرفتند. بالاترین شاخص ‎های EBI (372. 1) و EPEF (380. 2) در گروهی مشاهده شدند که ترکیب 500 میلی گرم بره ‎موم و آنزیم دریافت کردند، که به‎ ترتیب بهبود 18% و 17/97% را نسبت به گروه کنترل را نشان داد. همچنین، بره ‎موم در سطح 250 میلی گرم بر کیلوگرم، سطح ایمونوگلوبولین M (IgM) را افزایش داد، در حالی‎که بالاترین سطح ایمونوگلوبولین G (IgG) در جوجه هایی مشاهده شد که ترکیب 500 میلی گرم بره ‎موم و آنزیم را دریافت کردند، که نشان دهنده بهبود پاسخ ایمنی است. نتیجه‎گیری: بالاترین افزایش وزن، کمترین ضریب تبدیل خوراک و بهترین شاخص های تولیدی شامل شاخص جوجه گوشتی اروپا و شاخص کارایی تولید اروپایی در گروهی مشاهده شد که ترکیب 500 میلی گرم بره موم و آنزیم دریافت کردند. این ترکیب باعث بهبود 8/79 درصدی در ضریب تبدیل خوراک، 18 درصدی در شاخص EBI، و 17/97 درصدی در شاخص EPEF نسبت به گروه کنترل شد. نتیجه گیری می شود که استفاده از سطح 500 میلی گرم بره ‎موم و آنزیم می تواند کارایی تولید جوجه های گوشتی را بهبود بخشد و به کاهش هزینه های تغذیه ای کمک کند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 4

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    104-114
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: اهمیّت رشد و مطالعه‎ی آن از اصلی‎ترین جنبه‎های اقتصادی در پرورش حیوانات اهلی است چرا که وزن گاو بالغ یک صفت مهمّ در برنامه‎ها‎ی اصلاح نژادی است که به‎‎دلیل اثرات آن روی صفات اقتصادی از جمله نیازهای نگهداری، تولیدمثل و سایر صفات بیولوژیکی مورد توجّه قرار می‎گیرد. مدل‎ها‎ی ریاضی گسترده‎ای از جمله، لجستیک، گمپرتز، ون برتالانفی، برودی و ریچادرز وجود دارد که برای بیان ظرفیّت رشد و نسبت‎های آماری بین سنّ و وزن حیوان مورد استفاده قرار می‎گیرند. مدل‎های ریاضی خلاصه‎ای از وضعیت رشد را که در قالب چند پارامتر دارای تفسیر بیولوژیکی است، تفسیر کرده، فرصت مناسبی را برای توسعه‎ی استراتژی‎ها‎ی اصلاح نژادی از طریق تعدیل مدیریت و یا ساختارهای ژنتیکی منحنی رشد فراهم می‎کنند. بنابراین، مطالعه‎ی منحنی‎های رشد زمینه‎ی مناسبی را برای تغییر سیاست‎های اصلاح نژادی، تعیین نیازمندی‎های تغذیه‎ای و روند تصمیم‎گیری برای ایجاد یک تکنولوژی خاصّ فراهم می‎کند. فراسنجه‎ی A در منحنی رشد، نشان‎دهنده‎ی وزن بلوغ است و در واقع، حداکثر وزن حیوان است. فراسنجه‎ی B زمان رسیدن یک فرد به حداکثر نرخ رشد را نشان می‎دهد و فراسنجه‎ی K نرخ رشد بلوغ را نشان می‎دهد. ضرایب رگرسیون و فراسنجه‎های رشد نقش مهمّی را در تصمیم‎گیری برای مدیریت و اصلاح نژاد دارند. فراسنجه های رشد از وراثت‎پذیری خوبی برخوردارند و می توان از آن­ ها در بهبود ژنتیکی گوساله­ های شیری استفاده کرد. در این مطالعه، برای نخستین مرتبه از مدل غیر خطّی پویا (DOLS) برای بررسی وضعیت الگوی رشد گوساله‎های شیرخوار هلشتاین استفاده و با برخی از مدل‎های غیر خطّی مانند گمپرتز و لجستیک، مقایسه و کارآیی این مدل‎ها با همدیگر بررسی شد. مواد و روش‎ها: برای این منظور، از رکوردها‎ی وزن تولّد و وزن بدن در سنین 10 تا 90 روزگی موجود در واحد کشت و صنعت کوهان ابردژ استان تهران استفاده شد. برای هر گوساله‎ی شیرخوار، تقریباً 10 رکورد وزن بدن ثبت و ابتدا با استفاده از نرم‎افزار 2007 Excel مورد بررسی اولیه قرارگرفت. سپس برای تجزیه و تحلیل‎های آماری مدل‎های غیرخطّی گمپرتز و لجستیک از بسته‎ی آماری nlme نرم‎افزار R استفاده گردید. بسته nlme در R برای برازش و مقایسه مدل های خطی و غیرخطی اثرات مختلط گاوسی استفاده می شود. این بسته به کاربران امکان می دهد که ساختارهای واریانس-کوواریانس را مشخص کنند و تجزیه و تحلیل داده ها را با ساختارهای سلسله­ مراتبی یا همبسته امکان پذیر می سازد. فراسنجه‎های رشد، با روش محاسبات عددی و تکرار با استفاده از الگوریتم گاوس‎نیوتون برآورد شدند. در روش DOLS، از یک روش غیر خطّی مبتنی‎بر قانون بازدهی نزولی برای تخمین پارامترهای مدل رشد استفاده شده ‎است که ضرایب رگرسیونی مراحل رشد را به درستی تخمین می‎زند. پس از تجزیه و تحلیل محاسبات، مناسب‎ترین مدل توسط معیارهای برازش نیکوئی مورد ارزیابی ‎قرارگرفت و در آخر، مقدار RAdj2با استفاده از آزمون تی­ استودنت مورد مقایسه قرار گرفت. یافته‎ها: نتایج این مطالعه نشان دادند که مدل‎های لجستیک و DOLS با داشتن مقدار بالای RAdj2و کمترین مقدار MSE، بهترین توصیف از الگوی رشد را دارند. توانایی بالای مدل لجستیک در برآورد فراسنجه‎های رشد گوساله‎های شیری، در بسیاری از مطالعات نشان داده شده ‎است. نقطه‎ی ضعف این مدل، برآورد بیش‎تر یا کم­تر وزن بدن در زمان‎های مختلف است که این موضوع در اغلب مطالعات نیز مورد تاًیید است، امّا مدلDOLS وزن‎های بدن را در زمان‎های مختلف به‎خوبی پیش‎بینی کرد و این مهمّ‎ترین نقطه‎ی قوّت مدل DOLS است. در مطالعات، مدل­ های مختلفی برای پیش­ بینی وزن بلوغ و نرخ بلوغ معرفی می­ شوند و دلیل آن می ­تواند نژاد، مدیریت و نحوه ­ی تغذیه ­ی آن­ها باشد. مدل گمپرتز، پس از مدل‎های غیر خطّی، در مرتبه‎ی آخر ‎قرار گرفت. شاخص‎های ارزیابی نشان داد که مدل DOLS علاوه‎بر دارا بودن مقدار RAdj2 بالا و کم­بودن مقدار میانگین مربعات خطا، توانایی کالیبره‎سازی زمان و وزن بدن در نقطه‎ی عطف را دارد و پیش‎بینی وزن بدن با استفاده از مدل DOLS در محدودهی اطّلاعات واقعی موجود در مزرعه قرار دارد. در واقع، در مدل DOLS یک منحنی مقعر و مبتنی بر قانون بازدهی نزولی را ایجاد می ­کند و می ­توان زمان بی ­نهایت را به زمان موجود در اطلاعات واقعی نزدیک نماید. مدل DOLS یک تابع خوش ­فرم ایجاد می ­کند که قابلیت مشتق­ گیری از آن وجود دارد و می ­توان با مشتق­ گیری مرتبه ­ی اول، حداکثر وزن بالغ را به درستی پیش ­بینی کرد. در روش DOLS، با صرف کم­ترین زمان ممکن می ­توان وزن نهایی را تخمین زد و مانند روش ­های لجستیک و گمپرتز، نیازی به تکرار با استفاده از الگوریتم گاوس نیوتون نیست. نتیجه‎گیری: نتایج نشان دادند که بر خلاف مدل‎های غیرخطّی گمپرتز و لجستیک، مدل رشد غیر خطّی DOLS دارای پویائی در تخمین فراسنجه‎های مدل رشد است. علاوه‎بر آن، با استفاده از مدل‎های لجستیک و گمپرتز، نمی‎توان حداکثر بهره‎وری اقتصادی را با استفاده از نهاده‎های غذائی به‎دست آورد، امّا مدل حداقل مربعات غیر خطّی پویا، توانایی ایجاد ارتباط بین مقدار نهاده‎های مصرفی و حداکثر بهره‎وری را به‎خوبی نشان داد و به این خاطر، می‎توان از این مدل برای ارائه‎ی توصیه‎های کارشناسی و اصلاح نژادی استفاده کرد. با مشتق ­گیری از مدل DOLS، می­ توان مقادیر وزن بلوغ را به درستی پیش ­بینی کرد و زمان بازاریابی و فروش گوساله‎ها را تخمین زد. به‎دلیل آنکه مدل رشد DOLS پیش‎بینی ­های درستی را از وزن بلوغ رائه می ­دهد، می­ توان از آن در برنامه­ های مدیریتی استفاده کرد و در افزایش بهره ­وری اقتصادی کمک گرفت.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    115-125
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: به‎دلیل انتخاب ژنتیکی برای سرعت رشد و بازده خوراک جوجه های گوشتی در پنج دهه اخیر بهبود ژنتیکی فوق العاده ای ثبت شده ‎است. با این‎حال، افزایش جمعیت جهانی انسان، افزایش تقاضا برای پروتئین حیوانی مقرون به‎صرفه، افزایش هزینه خوراک و ادامه مسائل زیست محیطی جهانی، هم‎چنان صنعت جوجه های گوشتی در مسیر رو به ‎رشد سریع و کارآمدی بیشتر است. به‎منظور بهبود بیشتر نرخ رشد و بازده خوراک جوجه‎های گوشتی، درک زمینه ژنتیکی سرعت رشد (وزن بدن) و بازده خوراک در جوجه‎های گوشتی امری ضروری است. لذا این مطالعه با اهداف برآورد همزمان فراسنجه‎های ژنتیکی وزن بدن (BW)، مصرف خوراک (FI)، افزایش وزن بدن  (Gain)در جوجه های گوشتی و محاسبه خوراک باقیمانده(RFI)  و برآورد فراسنجه‎های ژنتیکی آن انجام پذیرفت. مواد و روش‎ها: داده های 45 نسل برای سرعت رشد در جوجه‎های گوشتی تجاری سویه راس شرکت آرتا جوجه سبلان استان اردبیل برای تجزیه و تحلیل جهت تخمین فراسنجه‎های ژنتیکی برای وزن بدن (BW)  در نرها و ماده ها در سه سن مختلف مورد استفاده قرار گرفتند. داده‎های وزن بدن در سه سن مختلف (روز t، روز t-4 و روز t-7) از هر دو جنس اندازه‎گیری شدند. اولین BW در روز t برای 25 نسل ثبت شد، با این‎حال، با ادامه انتخاب، پرندگان شروع به رشد سریع تر می­ کنند و زودتر به وزن بدن مورد نظر می رسند، بنابراین، سن وزن گیری تغییر داده شد و BW در t-4 و t-7 ثبت شد. وزن بدن در نر و ماده و همچنین وزن بدن در دو سن به‎عنوان صفات جداگانه در هر یک از سه صفت در نظر گرفته شد. این امر منجربه ایجاد یک مدل 12 صفتی برای BW، FI  و Gain در دو جنس و سه گروه سنی شد. صفت RFI  فنوتیپی (RFIP) از توزیع شرطی FI داده ­شده روی BW و Gain با استفاده از ضرایب رگرسیون فنوتیپی جزئی برآورد شد. به‎طور مشابه، RFI  ژنتیکی (RFIG) از توزیع شرطی FI داده شده روی BW و Gain با استفاده از ضرایب رگرسیون ژنتیکی جزئی برآورد شد. فراسنجه‎های ژنتیکی وزن بدن و کارایی خوراک با استفاده از تجزیه و تحلیل REML چند صفتی برآورد شدند. از این رو، جنسیت براساس اثر متقابل ژنوتیپ و همچنین سن براساس اثر متقابل ژنوتیپ برای  تمامی صفات BW، FI،  Gain  و RFI مورد بررسی قرارگرفت. همچنین، همبستگی های بین صفات تولیدی و صفات بازده خوراک برآورد شدند. یافته‎ها: در نرها، تخمین های وراثت پذیری BW به‎ترتیب 0/38، 0/34 و 0/29 در روزهای t-7، t-4 و t سن بودند، در حالی‎‎که در ماده‎ها، برآوردهای وراثت پذیری BW در روزهای  t-7، t-4 و t به‎ترتیب 0/41، 0/38 و 0/38 بودند. همبستگی ژنتیکی BW بین نرها و ماده‎ها در روزهای t-7، t-4 و t به‎ترتیب 95/0، 89/0 و 89/0 و همبستگی ژنتیکی BW بین سنین تفاوت معنی داری داشت. میانگین وراثت ‎پذیری FI و Gain متوسط بود و برآوردها در نر و ماده در سنین یکسان برای همه صفات به ‎طور معنی ‎ داری متفاوت بودند. علاوه ‎بر این، همبستگی ژنتیکی بین نر و ماده در همان سن به ‎طور معنی داری متفاوت از هم بود که نشان دهنده اثر متقابل ژنتیکی بر جنس برای صفات BW و FI  بود.  میانگین تخمین ‎های وراثت ‎پذیریRFIP  به ‎طور قابل ‎توجهی بالاتر از RFIG در هر دو جنس و سه گروه سنی مختلف بود. علاوه‎بر این، همبستگی ژنتیکی بین RFIP و RFIG در سن t روز تفاوت معنی داری داشت، اما در سن t-7 روزگی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. برآوردهای وراثت پذیری صفات تولیدی و بازده خوراک در حد متوسط به ‎دست آمدند و بنابراین می‎توان با انتخاب ژنتیکی آن ها را اصلاح نمود. نتیجه‎گیری: نتایج تحلیل REML چندمتغیره در این مطالعه نشان می دهند که ارزیابی ژنتیکی برای صفات تولیدی BW و Gain و صفات بازده خوراک FI، RFIP و RFIG باید تفاوت های جنسیتی و سنی را در نظر بگیرد تا صحت انتخاب و افزایش ژنتیکی ارتقاء یابد. همبستگی های ژنتیکی بین RFI فنوتیپی و ژنتیکی در سنین پایین تر به هم نزدیک و به‎طور قابل توجهی باهم در سنین بالاتر متفاوت بودند، که نشان می دهد انتخاب با استفاده از هریک از آن‎ها در آن سن خاص جوان تر منجربه پاسخ ژنتیکی یکسان می شود. این نتایج برای توسعه مستمر استراتژی ها برای بهبود کارایی خوراک در پرورش و تولید جوجه های گوشتی مهم هستند. به ‎طور کلی، مدل‎ها و روش‎های آماری به‎کار گرفته شده و نتایج گزارش شده در این مطالعه را می‎توان با تغییرات اندکی به سایر گونه‎های طیور تعمیم داد، زیرا مرغ مدل اصلی برای همه گونه‎های پرندگان است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    126-137
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: زنبورهای عسل نقش مهمی در گرده افشانی گیاهان دارند. Fabricius Apis florea در طول دو قرن گذشته توصیف شده‎است. A. florea  در ویتنام، جنوب شرقی چین، هند، نپال، جنوب تایلند، سریلانکا، سودان، جنوب ایران، پاکستان، عربستان سعودی و عمان پراکنده شده‎است. آب و هوای مناطق پراکنش A. florea از جنگل های بارانی استوایی در شرق تا ساوانا در غرب تغییر می کند. همچنین به‎ سمت غرب، آب و هوای مناطق پراکنش این گونه از گرمسیری به نیمه گرمسیری استپی تا نیمه بیابانی تغییر می کند. علاوه‎بر داده های مولکولی، از داده های مرفومتریک نیز برای مطالعه زنبورهای عسل استفاده شده ‎است. تحلیل های مرفومتریک ابزارهای انعطاف پذیری هستند که توسط محققان در مناطق مختلف جهان استفاده می شوند. روش مرفومتریک هندسی از لندمارک هایی استفاده می کند که می توانند دقیقاً روی محل اتصال رگبال ها قرار گیرند. برای مقایسه جمعیت های A. florea از روش مرفومتریک هندسی استفاده شده است. همچنین، روش مرفومتریک سنتی یا استاندارد برای بررسی جمعیت های A. florea در مناطق مختلف جهان به‎کار رفته ‎است. مختصات لندمارک ها اثرات موقعیت، جهت و اندازه شکل ها را حذف می کنند. داده های مربوط به شکل ها با استفاده از روش مرفومتریک هندسی به مختصات پروکراست تبدیل می شوند. تجزیه و تحلیل رگرسیون بین اندازه مرکزی و مختصات پروکراست داده های جدیدی را به‎نام داده های باقی‎مانده ایجاد می کند که می تواند در تجزیه و تحلیل های دیگر مورد استفاده قرار گیرد. تاکنون هیچ تحقیقی از مختصات باقی‎مانده (داده های باقی‎مانده) برای مقایسه جمعیت هایA. florea  استفاده نکرده ‎است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر مقایسه کارایی عملکرد مختصات باقی‎مانده و پروکراست در تمایز و روابط بین جمعیت هایA. florea  در مناطق مختلف جهان بوده است. مواد و روش ها: نمونه های گونه زنبور عسل A. florea از مناطق پراکنش آن‎ها تهیه شدند. بال های جلویی واقع در سمت راست زنبورهای عسل برای بررسی روابط بین جمعیت های مختلف مورد استفاده قرار گرفتند. از هر منطقه 80 نمونه انتخاب شد. 20 لندمارک در محل اتصال رگبال ها قرار گرفت. داده های خام به‎دست آمده از لندمارک ها وارد نرم افزارMorphoJ V. 1. 06d  شدند و در تجزیه و تحلیل های آینده به مختصات پروکراست تبدیل شدند. سپس، فواصل ماهالانوبیس به‎دست آمد. رگرسیون بین داده های پروکراست و اندازه های مرکزی محاسبه شد و آزمون آلومتری انجام شد. مختصات باقی‎مانده (داده های باقی‎مانده) پس از حذف اثر اندازه (تصحیح اندازه) از متغیرهای شکلی محاسبه شدند. داده های باقی مانده و پروکراست در نرم افزار PAST v. 3. 19 وارد شدند و جمعیت های A. florea با استفاده از تجزیه و تحلیل متغیر کانونی (CVA) مقایسه شدند. همچنین، تجزیه و تحلیل کلاستر داده های باقیمانده و پروکراست با استفاده از نرم‎افزار SAS v. 8 انجام شد. یافته ها: آنالیز چندمتغیره و جفتی داده های پروکراست و باقی‎مانده مورد آزمون قرارگرفت. آنالیز چندمتغیره داده های پروکراست و باقی‎مانده تفاوت معنی داری را بین جمعیت ها نشان داد (p < 0. 001). همچنین، با استفاده از داده های پروکراست و باقی‎مانده، مقایسه های جفتی بین تمام جمعیت ها مورد آزمون قرارگرفت و بین تمام جمعیت ها تفاوت معنی داری وجود داشت (p < 0. 001). مختصات لندمارک های بال های جلو روی هم قرار گرفتند و تغییرات بین جمعیت ها به‎دست آمدند. بیشترین تغییرات در محل اتصال رگبال های R و Rs، لندمارک 19 (0/0000622 (S2 = مشاهده شد. همچنین، کمترین تغییرات در محل اتصال رگبال های Cu و 1m-cu، لندمارک 8 مشاهده شد (0/0000109S2 =). در CVA داده های پروکراست، مؤلفه های اول و دوم 75/94 درصد از کل تغییرات را به‎خود اختصاص دادند (28/74 =CV1  و 47/20 =CV2 ). همچنین در CVA داده های باقی مانده، مؤلفه های اول و دوم 83/06 درصد از کل تغییرات را به‎خود اختصاص دادند (31/46 = CV1 و 51/60 = CV2). نتایج CVA داده های پروکراست نشان دادند که نمونه های پاکستان با نمونه های ایران (به‎ جز جمعیت کرمان) همپوشانی داشتند. نمونه های سودان با نمونه های ایرانی بوشهر، شیراز و سیستان و بلوچستان همپوشانی داشتند. علاوه بر این، نمونه های عمان هم پوشانی نسبی با نمونه های جنوب هند و کرمان (ایران) نشان دادند. نتایج CVA داده های باقی مانده نشان دادند که نمونه های پاکستان به جز جمعیت کرمان با نمونه های ایرانی همپوشانی داشتند. نمونه های سودان از نمونه های ایران متمایز شدند. علاوه ‎بر این، نمونه های عمان هم پوشانی نسبی با نمونه های جنوب هند داشتند. داده های پروکراست و داده های باقیمانده، جمعیت های تایلند و ویتنام را از سایر جمعیت ها متمایز کردند. تجزیه و تحلیل کلاستر برای مقایسه جمعیت های A. florea در مناطق مختلف انجام شد. کلاستر به‎دست آمده از داده های پروکراست نشان داد که سریلانکا به جمعیت های ایران (به ‎جز نمونه های کرمان) نزدیک تر بود. همچنین، جمعیت های سودان و پاکستان در یک گروه طبقه بندی شدند. پاکستان در همسایگی ایران قرار دارد و کلاستر به‎دست آمده از داده های باقی‎مانده نشان داد که جمعیت پاکستان ارتباط نزدیک تری را با اکثر جمعیت های ایران داشت. همچنین، سریلانکا جزیره ای در اقیانوس هند است که در جنوب شبه قاره هند واقع شده ‎است. کلاستر به‎دست آمده از داده های باقی‎مانده نشان داد که جمعیت سریلانکا رابطه نزدیک تری با جمعیت A. florea در جنوب هند داشت و جمعیت سودان از سایر جمعیت ها متمایز شد. نتیجه گیری کلی: نتایج این آزمایش نشان دادند که داده های باقی مانده کارایی بیشتری را نسبت به داده های پروکراست در تمایز و روابط بین جمعیت های Apis florea داشتند؛ به‎طوری ‎که نتایج کلاستر منتج از داده های باقی‎مانده، ارتباط نزدیک تر جمعیت های A. florea پاکستان و سریلانکا را به‎ترتیب با جمعیت های ایران و جنوب هند نشان دادند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    138-145
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: باکتری کلستریدیوم نووئی نوع B عامل بیماری قانقاریای عفونی کبد (Black disease) در گوسفند و بز است. این باکتری سم سلولی به‎نام آلفا توکسین تولید می کند. اسپور این باکتری از طریق دستگاه گوارش وارد بدن دام شده، پس از نفوذ به کبد و در صورت فراهم شدن شرایط لازم رشد باکتری و از جمله کم‎اکسیژنی، آسیب کبدی مانند مهاجرت لارو انگل ها، اسپور های نهفته فعال‎ شده، تکثیر می یابند و توکسین آلفا و بتا را ترشح می کنند. این توکسین ها از نواحی از کبد آسیب‎دیده گسترش می یابند، از طریق جریان خون به اندام های حیاتی بدن وارد شده، و در نهایت مرگ دام را به‎دنبال خواهد ‎داشت. بیماری قانقاریای عفونی کبد با خسارات اقتصادی شامل هزینه های مرگ و میر گوسفندان، استهلاک مزارع درگیر و مشکلات بهداشتی لاشه های آلوده همراه است که تشخیص و جداسازی عامل بیماری با روش های مرسوم وقت گیر است، لذا نیاز به یک روش ساده و سریع برای جداسازی و تشخیص کلستریدیوم نووئی وجود دارد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی مولکولی آلفا توکسین در جدایه های ایرانی کلستریدیوم نووئی از کبد گوسفند انجام‎گرفت. مواد و روش‎ها: در این مطالعه، تعداد 62 نمونه کبد مشکوک به بیماری قانقاریای عفونی کبد (دارای مناطق نکروزه و انگلی) از کشتارگاه های ایران (مرند 5، اهواز 8، شهریار 13 و ایلام 36 نمونه) طی سه ماه پایانی سال 1398 و سه ماه ابتدایی سال 1399 جمع آوری شدند. برای جداسازی باکتری، ابتدا تکه هایی از قسمت های مختلف کبد جدا شدند و سلایه گردیدند و با انجام سانتریفیوژ، مایع رویی به‎عنوان عصاره جمع آوری شد. تکه های برداشت شده از کبد در محیط کشت مایع جگر (chopped liver broth) کشت داده شدند و در شرایط بی هوازی، گرم خانه­ گذاری گردیدند. برای تایید مولکولی، DNA نمونه های عصاره بافت با روش فنل-کلروفرم و DNA نمونه های کشت­داده شده با استفاده از کیت، استخراج گردیدند. جدایه ها با واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) و با استفاده از آغازگرهای اختصاصی آلفا توکسین، بررسی شدند. جدایه هایی که وجود ژن آلفا توکسین کلستریدیدم نووئی در آن ها تشخیص داده شد، جهت تأیید براساس توالی 16S rDNA با استفاده از آغازگرهای اختصاصی تکثیر گردید. جهت جداسازی باکتری، کشت نمونه های مثبت بر روی محیط بویون جگر انجام و در شرایط بی هوازی قرار گرفت. جهت از بین بردن باکتری های غیر اسپوردار (خالص کردن باکتری)، محیط کشت به‎مدت 10 دقیقه در °C 100 حرارت داده شد. سپس، عصاره بر روی محیط آگار خون دار کشت داده شد و پرگنه هایی که همولیز دادند، در محیط فرمانتور غنی جهت افزایش رشد و توکسین زایی کشت داده شدند. باکتری با استفاده از رنگ آمیزی گرم جهت کنترل گرم مثبت و منفی بودن باکتری و رنگ آمیزی مالاشیت گرین جهت بررسی شکل و نوع اسپور مورد ارزیابی قرار گرفت. ژن توکسین آلفا در جدایه های مثبت تعیین توالی گردید و ردیف های نوکلئوتید ژن توکسین آلفا در این جدایه ها با توالی های هم‎ارز جدایه ها و سویه های واکسن که پیش از این تعیین توالی ژنومی شده و در بانک ژن ثبت گردیده اند، مقایسه شدند. یافته ها: تخم انگل، پس از برش  تکه های کبد مشکوک و دارای آلودگی انگلی در زیر میکروسکوپ مشاهده شد. پس از گرم خانه­گذاری در شرایط بی هوازی، با رشد باکتری، کلنی های باکتری با اشکال نامنظم با حاشیه های نامشخص (پلی مورف) بر روی محیط آگار و رشد در محیطegg yolk  آگار ظاهر شدند و باکتری های گرم مثبت، میله ای، شکل دهنده اندوسپور در رنگ­آمیزی شناسایی شدند. با انجام PCR برای توکسین آلفا، باندی در محدوده 609 جفت باز ایجاد گردید و مشخص شد که هفت نمونه به کلستریدیوم نووئی تعلق داشتند. نتایجPCR  با استفاده از آغازگرهای مربوط به ژن توکسین آلفا که در تیپ B کلستریدیوم نووئی وجود دارد، نشان دادند که از 62 جدایه مشکوک به کلستریدیوم نووئی، هفت جدایه واجد ژن فوق بودند. در ضمن، همه عصاره های کبد منفی بودند و نمونه های مثبت همگی مربوط به نمونه‎های کشت بودند. صحت جدایه هایی که وجود ژن توکسین آلفا در آن‎ها تشخیص داده شد، با PCR-16S rDNA تایید شد. با انجام تعیین توالی برخی از جدایه هایی که وجود ژن آلفا توکسین کلستریدیدم نووئی در آن‎ها تشخیص داده شده بود، شباهت بالایی با ساختار ژنومی آلفا‎توکسین در میان جدایه ها و سویه واکسن وجود داشت. نتیجه گیری: جداسازی و شناسایی کلستریدیوم نووئی به‎ندرت موفقیت‎آمیز است زیرا باید نمونه تحت شرایط سخت بی هوازی سریع به آزمایشگاه منتقل شوند. علاوه ‎بر این، به‎علت ماهیت بی هوازی باکتری، تشخیص و جداسازی کلستریدیوم نووئی به‎سختی امکان‎پذیر است. به‎همین دلیل، گزارشات بیماری قانقاریای عفونی کبد معمولاً تشخیص احتمالی مبتنی ‎بر آسیب شناسی بافتی، آنتی بادی فلورسنت یا ایمنوهیستوشیمی هستند. تیپ کلستریدیوم نووئی به‎سختی تعیین می شود. با توجه به این‎که مهم‎ترین فاکتور بیماریزایی کلستریدیوم نووئی تیپ B توکسین آلفا است، لذا جهت شناسایی جدایه به‎روش مولکولی از آغازگر ژن توکسین آلفا استفاده شد. یافته های مطالعه حاضر نشان می­دهند که روش PCR می‎تواند با شناسایی توکسین آلفا در تشخیص کلستریدیوم نووئی جدایه ها کمک کند. در جمع بندی یافته ها، با توجه محدودبودن اطلاعات موجود در ایران از آلودگی گله های گوسفند نسبت به کلستریدیوم نووئی و تأیید مولکولی و شناسایی جدایه های بومی، انجام تحقیقاتی نظیر مطالعه حاضر در آینده می تواند به کنترل بیماری و کاهش خسارت های احتمالی آن در صنعت دامپروری ایران کمک کند و همچنین جداسازی جدایه ایرانی و ذخیره در مجموعه میکروبی کشور مفید است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    146-158
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: غذا و تغذیه بدون شک مهم‎ترین موضوع بحث در دنیای امروز هستند. افزایش جمعیت و تلاش برای تامین نیازهای تغذیه‎ای نسل آینده لزوماً نیازمند تلاش و پیگیری در زمینه‎های مختلف کشاورزی، دام‎پروری و علوم وابسته است. نشخوارکنندگان کوچک می‎توانند نقش مهمی را در تامین نیازهای فزاینده جمعیت رو به رشد جهان ایفا نمایند. مزیت نشخوارکنندگان کوچک فاصله نسلی کوتاه، سرعت رشد سریع‎تر و سازگاری و تحمل بیشتر نسبت به شرایط محیطی نسبت به نشخوارکنندگان بزرگ است. یکی از مهم‎ترین مواد غذایی مورد استفاده در تغذیه نشخوارکنندگان، کاه غلات و به‎ویژه کاه گندم است. کاه غلات دارای سطوح بالایی از لیگنین و سیلیس است که هر دو نقش مهمی در کاهش قابلیت هضم و ارزش غذایی آن دارند. در ایران، استفاده از کاه گندم در خوراک دام متداول است و در واقع کشاورزان به‎دلیل کمبود و گرانی علوفه هایی مانند یونجه یا سیلاژ ذرت تمایل بیشتری به استفاده از کاه دارند، هر چند که از کارایی کم آن در تامین بخش علوفه‎ای جیره آگاه هستند. یکی از روش‎های افزایش قابلیت هضم منابع الیافی، تامین نیتروژن برای میکروب هایی است که الیاف را تجزیه می کنند. ارزش غذایی کاه غلات را می‎توان با فرآوری و استفاده از اوره به‎عنوان منبع آمونیاک افزایش داد. فرآوری مرسوم کاه غلات با اوره روشی پرهزینه، دشوار و زمان‎بر است. لذا، استفاده از ماشین‎آلات برای تسهیل این عملیات ضروری به‎نظر می‎رسد. همچنین، نشان داده شده‎است که آهک می‎تواند قابلیت استفاده از منابع علوفه‎ای با کیفیت پایین را با افزایش دسترسی میکروارگانیسم‎های شکمبه به مواد مغذی بهبود بخشد. براساس بررسی‎های انجام‎گرفته، آزمایشات اندکی در خصوص استفاده همزمان از آهک و اوره در فرآوری مواد علوفه‎ای به‎ویژه کاه و تاثیر آن بر عملکرد حیوانات نشخوار‎کننده انجام شده‎اند. لذا، مطالعه حاضر با هدف بررسی روش‎های مختلف فرآوری کاه گندم و تأثیر آن بر قابلیت هضم، تجزیه‎پذیری الیاف شوینده خنثی، مصرف خوراک و عملکرد بره‎های پرواری قزل انجام شد. مواد و روش‎ها: این آزمایش بر روی 36 راس بره قزل با میانگین وزن 30 کیلوگرم و سن 3 ماه در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی انجام شد. هر تیمار مشتمل بر نه تکرار بود که در سه گروه سه­تایی براساس وزن زنده تقسیم شدند. تیمارهای آزمایشی شامل گروه کنترل (تغذیه با جیره حاوی کاه گندم فرآوری نشده)، تغذیه با جیره حاوی کاه گندم فرآوری­شده با 5 درصد اوره، تغذیه با جیره حاوی کاه گندم فرآوری­شده با 5 درصد آهک و تغذیه با جیره حاوی کاه گندم فرآوری‎شده با 5 درصد اوره + 5 درصد آهک بودند. میزان ماده خشک مصرفی، میانگین افزایش وزن هفتگی، ضریب تبدیل خوراک مصرفی، قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام و چربی خام، امتیاز مدفوع و احتمال بروز ناهنجاری و پارامترهای خونی شامل گلوکز، نیتروژن اوره‎ای خون و پروتئین کل خون در گروه های آزمایشی تعیین شدند. همچنین، میزان الیاف شوینده خنثی هضم نشده (uNDF) کاه گندم خام و کاه فرآوری‎شده با روش استاندارد اندازه‎گیری شد. یافته‎ها: فرآوری کاه گندم با اوره و یا آهک منجربه کاهش مصرف خوراک شد اما فراوری با ترکیب اوره + آهک تاثیری بر کل خوراک مصرفی نداشت. روند تغییرات مصرف خوراک به‎گونه‎ای بود که در ماه اول و البته پس از سپری شدن آداپتاسیون دوهفته‎ای، مصرف خوراک نوسانات زیادی بین گروه‎های آزمایشی نشان داد که بخشی به ماهیت خوراک و فرآوری آن و بخشی به بیماری حیوانات آزمایشی مربوط بود. اما در ماه دوم، مصرف خوراک روند با ثبات‎تری را داشت و گروه‎های شاهد و آهک + اوره مصرف خوراک بیشتری نسبت به دو تیمار دیگر داشتند. مصرف ماده خشک در دوره دوماهه در تیمارهای کاه فرآوری‎ شده با اوره و یا آهک کاهش معنی‎داری نسبت به دو گروه دیگر نشان داد. متناسب با نوسانات خوراک مصرفی، افزایش وزن حیوانات نیز روندی پرنوسان را در طول دو ماه آزمایش نشان داد. اگرچه میزان کل افزایش وزن بین تیمارهای آزمایشی تفاوتی نداشت ولی گروه شاهد و فراوری با اوره + آهک به‎طور قابل توجهی افزایش وزن بیشتری نسبت به دو گروه دیگر داشتند. میزان ضریب تبدیل خوراک نیز تفاوتی بین گروه‎های آزمایشی نشان نداد. جیره حاوی کاه فرآوری­شده با آهک + اوره بالاترین قابلیت هضم مواد آلی، NDF و ADF را داشت. همچنین، این جیره همراه با کاه فرآوری‎شده با اوره دارای بالاترین قابلیت هضم پروتئین خام و چربی بود. تیمارها تأثیر معنی‎داری بر گلوکز خون داشتند و تیمارهای کاه فرآوری شده با اوره یا آهک گلوکز خون پایین ‎تری در مقایسه با دو تیمار دیگر داشتند. پروتئین خون تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت اما نیتروژن اوره‎ای خون در اواخر دوره پروار در تیمار کاه فراوری شده با اوره + آهک بالاتر از سایر تیمارها بود. در 20 روز اول دوره پرواربندی، امتیاز مدفوع در بره های تیمار شاهد بالاتر از سایر تیمارها بود، اگرچه بین بره های دریافت کننده کاه فراوری شده با اوره، آهک و ترکیب اوره + آهک تفاوتی مشاهده نشد. همچنین در 20 روز دوم و سوم آزمایش، نمره مدفوع بین تیمارها تفاوتی نداشت. فراوری کاه با ترکیب اوره و آهک به‎ طور قابل ‎توجهی مقدار الیاف شوینده خنثی هضم نشده (uNDF) را کاهش داد. نتیجه‎گیری: فراوری کاه گندم با اوره + آهک منجر به بالاترین میزان قابلیت هضم خوراک و الیاف شوینده خنثی شد. با وجود این و علی‎رغم وزن بالاتر حیوانات و خوراک مصرفی بیشتر، عملکرد دام‎های پرواری تفاوتی از نظر آماری نداشتند، هرچند که لازم است تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام پذیرند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    159-171
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: انتخاب طی سالیان گذشته باعث شده‎ است که دام‎های اصلاح‎شده تجاری در مقایسه با دام‎های بومی از مقاومت ژنتیکی و قدرت سازگاری کمتری برخوردار باشند که دلیل آن کاهش تنوع ژنتیکی است. لازمه اجرای هر گونه برنامه‎ اصلاح نژادی جهت سازگاری سریع نسبت به تغیرات محیطی است. در مطالعات گذشته که به‎منظور بررسی تجزیه تفریقی ژن‎ها در نژادهای هلشتاین و کلیستانی استان پنجاب پاکستان انجام ‎گرفتند، در برخی از ژن‎ها از جمله ژن‎های میتوکندری تفاوت بیان بسیار فاحش مشاهده ‎گردید که به‎عنوان پایه مطالعه حاضر قرارگرفت. لذا هدف از تحقیق حاضر، بررسی دلایل تفاوت بیان ژن متفاوت بین دو نژاد گاو هلشتاین و کلیستانی در ژن‎های میتوکندری شامل ژن‎های ATP6، ATP8 و CYTB که در فرآیندهای مهمی از جمله متابولیسم انرژی در مقابله با تنش‎های زیستی و غیر زیستی و نیز مقاومت به بیماری نقش دارند، با استفاده از داده‎های ترانسکریپت (RNA-Seq) بود. به این منظور، پوشش ترانسکریپتومی، نواحی و جهش‎های نوکلئوتیدی و پروتئینی و اختلافات ژنتیکی حذف و اضافه در ژنوم میتوکندری این دو نژاد مورد بررسی قرارگرفتند. مواد و روش‎ها: در مطالعه حاضر، از داده‎های ترانسکریپتوم (RNA-Seq) با دسترسی آزاد 40 نمونه از گاوهای شیری دانشگاه ویسکانسین آمریکا و 45 گاو ماده کلیستانی از واحد گاو شیری گوجاتیپیر شهر باهاوالپور واقع در ایالت پنجاب پاکستان استفاده گردید. با توجه به این‎ که نتایج بیان افتراقی دو نژاد در تعدادی از ژن‎های میتوکندری بیان متفاوتی را نشان دادند و بخشی از اختلافات مربوط به ساختار ژنتیکی متفاوت آن‎ها در دو نژاد است، هدف مطالعه حاضر قرارگرفت. با استفاده از پایگاه‎های داده ژنومی NCBI به آدرس (https: //www. ncbi. nlm. nih. gov/) و Ensembl به آدرس (https: //asia. ensembl. org/index. html) توالی­های سه ژن‎ میتوکندریایی شامل ATP6،   ATP8 و CYTB برای نژاد گاو هلشتاین (Bos taurus) و نژاد گاو کلیستانی (Bos indicus) استخراج و به فرمت FASTA ذخیره گردیدند. جهت بررسی سطح پوشش ترانسکریپتومی از نرم‎افزار IGB نسخه 6 استفاده شد. جهت محاسبه نواحی چندشکل و همچنین محاسبه درصد جایگزینی نوکلئوتیدها و هم‎ردیف‎سازی توالی‎ها از نرم‎افزار MEGA6 استفاده شد. برای تعیین انواع چندشکلی‎های به وقوع پیوسته در ژنوم میتوکندری هلشتاین و کلیستانی با استفاده از توالی‎های نوکلئوتیدی و آمینواسیدی و همچنین بلوک‎های هاپلوتیپی، تعیین نواحی حذف و اضافه، درج و مناطق حفاظت شده در ژنوم از نرم‎افزار Dnasp5 استفاده گردید. یافته‎ها: تعداد نواحی حذف در نژاد هلشتاین در سه جایگاه ژنی ATP6، ATP8 و CYTB به‎ترتیب 96، 28 و 91 موقعیت حذف بودند که بیشتر از تعداد نقاط حذف نژاد کلیستانی (در مقابل 84، 9 و 57) بودند. در نژاد کلیستانی در جایگاه ژنی ATP6 در موقعیت 8733 جفت بازی یک درج به‎طول 64 جفت‎بازی و در جایگاه ژنی CYTB دو ناحیه درج در موقعیت‎های 15846 و 14779 جفت‎بازی به‎طول 17 و 24 جفت رخ داد. در جایگاه ATP8 در نژاد کلیستانی هیچ درجی مشاهده نشد. در نژاد هلشتاین در جایگاه ATP8 یک ناحیه درج در موقعیت 8185 به‎طول 16 جفت‎باز، در جایگاه ژنی ATP6 یک ناحیه درج در موقعیت 8733 جفت‎بازی به‎طول 20 جفت‎باز و در جایگاه CYTB سه ناحیه درج در موقعیت‎های 14779، 15355 و 15356 به‎ترتیب درج‎های به‎طول 27، 42 و 16 جفت‎باز مشاهده شدند. از بین سه جایگاه ژنی، جایگاه ATP6 بالاترین سطح پوشش و ATP8 کمترین پوشش را داشت و جایگاه CYTB در حدواسط دو جایگاه دیگر قرار داشت. مقایسه توالی‎های نوکلئوتیدی جایگاه ژنی ATP6 با طول 678 جفت‎باز در دو نژاد هلشتاین و کلیستانی، هشت ناحیه چندشکلی و براساس توالی آمینواسیدی سه ناحیه چندشکلی شامل دو تبدیل ترئونین به آلانین و یک موقعیت تبدیل ایزولوسین به والین را نشان داد. مقایسه توالی‎های نوکلئوتیدی جایگاه ژنی ATP8 با طول 198 جفت باز در دو نژاد هلشتاین و کلیستانی، شش ناحیه چندشکلی و براساس توالی آمینواسیدی، دو ناحیه چندشکلی را نشان داد. تغییرات آمینواسیدی شامل تبدیل والین به ایزولوسین و ترئونین به آلانین بودند. مقایسه توالی‎های نوکلئوتیدی جایگاه ژنی CYTB با طول 1137 جفت‎باز در دو نژاد هلشتاین و کلیستانی، 19 ناحیه چندشکلی و براساس توالی آمینواسیدی تنها دو ناحیه چندشکلی را نشان داد که آمینواسید والین به ایزولوسین و ایزولوسین به والین تبدیل شدند. در نهایت، نتایج حاصل از تجزیه نواحی حفاظت شده در قطعه هم‎تراز شده از ژن‎های ATP6، ATP8 و CYTB نشان داد که از توالی ژن‎های ذکرشده، ژن ATP6 دارای یک قطعه 217 جفت‎بازی حفاظت شده بود، و ژن ATP8 بدون منطقه حفاظت‎شده بود. ژن‎های غیر‎ حفاظت‎شده مستعد به تغییرهای نوکلئوتیدی و جهش هستند، که سبب به‎وجود آمدن پروتئین‎های جدید و همچنین عملکردهای جدید آن‎ها شده ‎است و بیشتر مناطق ژن CYTB حفاظت‎شده بود. ژن‎ CYTB دارای بیشترین نواحی حفاظت­شده در DNA به‎طول 605 جفت‎باز بود. همچنین، نتایج نشان دادند که جانشینی انتقالی در تمام ژن‎ها بیشتر از جانشینی تقاطعی بود. نتیجه‎گیری: نتایج مقایسه تجزیه ترانسکریپت‎های دو نژاد هلشتاین و کلیستانی، علاوه‎بر بیان متفاوت در ژن‎های مختلف از جمله ژنوم میتوکندری و تجزیه تکمیلی توالی نوکلئوتیدی و آمینواسیدی ژن‎های ATP6، ATP8 و CYTB، نشان داد که عوامل تکامل از جمله جهش‎ها، انتخاب و مهاجرت سه عامل از مهم‎ترین عواملی بودند که موجب تغییر در ساختار ژنتیکی نژادها و از جمله هلشتاین شدند، به‎نحوی که تغییرات مذکور موجب بیان متفاوت در ژن‎های میتوکندری در دو نژاد شدند. لذا به‎منظور بهبود سازگاری نژادهای تجاری می‎توان با طراحی برنامه‎های مناسب آمیخته‎گری و انتخاب ژنومیک موجب ترکیب واریانت‎های تأثیر‎گذار شده، طول عمر اقتصادی دام‎های تجاری را در ترکیب با دام‎های بومی افزایش داد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    172-182
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیده مبسوط مقدمه و هدف: مطالعات گذشته نشان داده اند که در تغذیه گاوهای شیری، علاوه بر این‎که جیره باید از نظر میزان مواد مغذی متوازن باشد، شکل فیزیکی جیره ها ازجمله اندازه ذرات آن ها نیز عامل مؤثری بر عملکرد صحیح شکمبه و درنتیجه عملکرد تولیدی دام است. از طرف دیگر، تغییرات اقلیمی و پدیده گرمایش زمین و متعاقبا تنش حرارتی به شکل های مختلف، عملکرد و راندمان تولیدی گاوهای شیری را تحت تأثیر قرار می دهند. اگرچه نشان داده شده ‎است که مقدار ماده ی خشک مصرفی در شرایط تنش گرمایی در مقایسه با شرایط دمایی نرمال کاهش پیدا می‎کند اما این‎که اندازه ذرات خوراک در طول تنش گرمایی چگونه می‎تواند رفتار تغذیه‎ای، عملکرد و فراسنجه‎های خونی و شکمبه‎ای گاوها را تحت تاثیر قرار ‎دهد واضح نیست. در واقع، تاکنون مطالعه‎ای که در آن به بررسی همزمان اثر متقابل دمای محیطی و اندازه ذرات علوفه بر مصرف مواد مغذی و نیز گوارش‎پذیری آن‎ها در گاوهای شیرده پرداخته باشد، گزارش نشده است. بنا بر این، هدف از مطالعه حاضر بررسی همزمان اثر متقابل فصل (بهار و تابستان) و اندازه ذرات علوفه (درشت و ریز) بر مصرف مواد مغذی و نیز گوارش‎پذیری آن‎ها در گاوهای شیرده پرتولید بود. مواد و روش‎ها: تعداد 100 رأس گاو هلشتاین پرتولید در دو فصل بهار و تابستان استفاده گردید، به طوری‎که در هر فصل از 50 راس گاو در قالب دو تیمار حاوی علوفه یونجه با اندازه ذرات درشت (میانگین هندسی 7/7 میلی‎متر) و تیمار حاوی علوفه یونجه با اندازه ذرات ریز (با میانگین هندسی 4/2 میلی‎متر) استفاده گردید. به‎منظور محاسبه مقدار ماده ی خشک مصرفی، خوراک عرضه‎شده و نیز مقدار باقیمانده آن در روز بعد و قبل از عرضه خوراک تازه در طول تمامی روزهای دوره نمونه‎گیری توزین گردید. همچنین، به ‎منظور بررسی نرخ مصرف خوراک طی 2، 4، 8 و 24 ساعت پس از خوراک دهی وعده صبح مقدار خوراک باقیمانده در آخور توزین و سپس به داخل آخور برگردانده شد. اندازه‎گیری گوارش‎پذیری ظاهری مواد مغذی با استفاده از نشانگر خاکستر نامحلول در اسید در نمونه‎های خوراک و مدفوع استفاده گردید. یافته‎ها: نتایج نشان دادند که مقدار ماده ی خشک مصرفی برای فصل بهار در مقایسه با فصل تابستان به‎طور معنی‎داری بیشتر بود (0/01>p). همچنین، بین فصول مختلف از لحاظ فراسنجه نرخ مصرف خوراک تفاوت معنی‎داری وجود داشت و مقدار خوراک مصرف شده (بر حسب کیلوگرم) طی دو ساعت اولیه پس از خوراک‎دهی صبح برای فصل تابستان به‎طور معنی‎داری بیشتر از فصل بهار بود (0/02P = ) در حالی‎ که مقدار خواک مصرفی طی مدت زمان دو الی چهار ساعت و همچنین چهار الی هشت ساعت پس از خوراک‎دهی صبح برای فصل بهار بیشتر بود. به‎طور کلی در مطالعه حاضر، گاوهای شیرده طی فصل بهار (شرایط نرمال دمایی) در مقایسه با فصل تابستان (شرایط تنش حرارتی) از نرخ مصرف خوراک یکنواخت‎تری در طول شبانه‎روز برخوردار بودند. لازم به ذکر است که مقدار خوراک مصرفی روزانه بین تیمارهای حاوی علوفه با اندازه ذرات مختلف (ریز در مقابل درشت) تفاوت معنی‎داری نداشت. به‎علاوه، اندازه ذرات علوفه اثر معنی‎داری بر گوارش‎پذیری مواد مغذی نداشت در حالی‎که گوارش‎پذیری ماده ی خشک، ماده ی آلی و پروتئین خام برای فصل تابستان در مقایسه با فصل بهار به‎طور معنی‎داری بیشتر بودند. نتیجه‎گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان دادند که متغیر فصل در مقایسه با اندازه ذرات علوفه اثرات ملموس‎تری بر ماده خشک مصرفی، نرخ مصرف خوراک، گوارش مواد مغذی و دفع مواد مغذی در گاوهای شیرده پرتولید داشت. همچنین عدم تأثیر اندازه ذرات خوراک نشان دهنده انعطاف پذیری دستگاه گوارش نشخوارکنندگان در مواجهه با اندازه های مختلف ذرات علوفه است. این نتایج اهمیت مدیریت تغذیه در شرایط مختلف اقلیمی را برجسته می کنند و نشان می دهند که حیوانات مکانیسم های تطبیقی پیچیده ای برای حفظ کارایی تغذیه ای در شرایط چالش آمیز دارند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button