اخلاق و اهمیت و تاثیر آن در زندگی بشر غیرقابل انکار است، و در این باره نه تنها اندیشمندان، بلکه مردم عادی و عامی نیز اتفاق نظر دارند. اما در میان ارباب اندیشه، فلاسفه، بویژه فیلسوفان اخلاق، تنها کسانی هستند که در باب مبانی اخلاق به طور جدی و به تفصیل بحث می کنند و ایشان نیز، با همه اختلاف نظرهایی که در مسایل فرعی دارند، در اصل سرنوشت ساز بودن نهاد اخلاق کمترین اختلافی با هم ندارند.یکی از مسایل مهم فلسفه اخلاق، که از قدیم مورد اختلاف فیلسوفان اخلاق بوده و گروه های فکری دیگری نظیر متکلمان نیز به مناسبت در آن وارد شده اند، معیار خوبی و بدی یا «حسن و قبح» اخلاقی کردارهاست.در این مقاله پس از مقدمه و بیان یک توضیح مهم پیرامون پاره از اصطلاحات جاری در این بحث، گزارش مختصری پیرامون آرا متکلمان اسلامی و فلاسفه مشا ارایه خواهد شد تا محتوای بحث و سیر تاریخی آن نموده شود و راه دریافت نظر صدرالمتالهین هموار گردد. سپس نظر این فیلسوف درباره حسن و قبح افعال، علی رغم آنکه به اظهار نظر صریح وی درباره آن دست نیافته ایم، به طور غیرمستقیم، از آرایی که در مسایل دیگری اظهار داشته استنباط خواهد شد.