کارکرد فرهنگی فضای شهری و توان پاسخگویی آن به نیازهای فرهنگی شهروندان، نه تنها با نگرش بر فضاهای ویژه فعالیت های فرهنگی و نوع و تعداد آنها قابل بررسی نیست، بلکه مستلزم توجه به روابط متقابل عناصر فرهنگی و فضای شهری در کلیت آن است. همراه با تحول در ابعاد اجتماعی و کالبدی فضای شهری و بردارهای موثر بر آن، عناصر فرهنگی مرتبط با آن نیز متحول می شوند. در این مقاله فرایند تحول کارکردهای فرهنگی فضاهای شهری تهران در گذار از یک شهر سنتی کوچک به یک مادر شهر مدرن، با روش تحلیل ثانویه مورد بررسی قرار می گیرد. موضوع محوری مقاله بر چگونگی تاثیر فرایندهای تحول در ابعاد کالبدی و اجتماعی فضای شهری تهران بر کارکردهای فرهنگی متمرکز است. در این بررسی بر دو موضوع تاکید می شود: 1- در الگوهای مصرف فرهنگی و به تبع آن فضاهای فرهنگی چه تغییری ایجاد شده است 2- همراه با تحولات فضایی شهر تهران، چه تغییری در روابط فعالیتهای فرهنگی، فضای شهری و جایگاه فضاهای فرهنگی و فعالیتهای فرهنگی شهر ایجاد شده است. تحول کارکردهای فرهنگی فضای شهری تهران از یک سو بر تعدد و تنوع فعالیت های فرهنگی و فضای آن افزوده و از سوی دیگر در نتیجه نگرشهای کارکردگرایانه و برتری عملکردهای تجاری، فرصت کمتری را در مقایسه با شهر سنتی، برای ایفای کارکردهای فرهنگی فراهم نموده است.