چکیده فارسی:طنزپردازی و فکاهه، قلمرو فراخی است که گاهی پژواک دردها و دشواری ها و مصائب زندگی است و بی شک نفس در رنج و گریبان گیر حوادث، با ابزار طنز و لطیفه گویی، خود را از این گرداب، رهایی می بخشد. ابوحیان از جمله افرادی است که به واسطه طنز و لطیفه گویی، جان درعذاب و گرفتار خویش را با وجود بدبینی به زندگی، می رهاند و آسایش می بخشد.لطیفه گویی ابوحیان از زبان زنان، اغلب نابهنجار و ناپسند است، چرا که به علت سرکوب شدن غریزه جنسی و محروم بودن از مهر همسری و مادری، زن را تنها ابزار لذت و بهره مندی جنسی می بیند! همچنین، لطیفه گویی او از زبان کودکان با نوع گویش کودکانه او بسیار، قابل توجه است.از موارد دیگر طنزپردازی ابوحیان، شیفتگی او به نکات اخلاقی و لطیفه های لفظی و بازی با الفاظ است که گواهی بر هوشمندی و حاضر جوابی صاحب آن است. نوع دیگر لطیفه ای که ابوحیان مورد توجه قرار می دهد، ذکر لطایفی از زبان بخیلان و طفیلی ها و شکم بارگان است که در جنبه هایی، گوی سبقت را از پیشوای خویش، جاحظ، ربوده است.بخش واپسین لطایف ابوحیان، تهکم و تصویر کاریکاتورگونه از افرادی همچون صاحب بن عباد و غیره است که عیوب افراد، بزرگ نمایی و برجسته می شود. این لطایف نشان می دهد ابوحیان خنده را جایگزین گریه می کند و لطیفه گویی او آمیخته به نوعی تلخ کامی نهفته در زندگی اوست.
چکیده عربی:إن الفکاهة قصة مترامیة الاطراف، ربما جاءت صدی لما حفت به حیاة الانسان من آلام و محن و مصائب و لیس من شک فی أن النفس المعذبة کثیرا ما تلتمس فی الهزل و الفکاهة ترویحا و تنفیسا عن نفسها، فلا تکون الفکاهة بالنسبة الیها سوی منفذ للتنفیس عن آلامها و محنها، و الفکاهة عند ابی حیان التوحیدی لیست الا أداة للتهرب من الواقع الذی کان ینوء بحمله و یثقل علی کاهله.إن جملة النوادر التی رواها التوحیدی عن لسان النساء لا تخرج عن کونها مجموعة من الفکاهات المجونیة التی یقبحها الذوق السلیم و لیس سبب الإتیان بها الا لأنه کان مکبوت الغریزة الجنسیة و ذلک بحکم فقره و تقشفه الجبری و لم یکن یری فیها سوی مجرد«موضوع جنسی» و أداة للمتعة! أما الفکاهات التی یرویها التوحیدی عن الأطفال و عن لسانهم فإنها أکثر طرافة و أبعث علی الضحک، لأنها تکشف لنا عن منطق الطفولة بمفارقاته العجیبة.إن التوحیدی کان مولعا بالنکات العقلیة و النوادر اللفظیة، خصوصا ما کان منها شاهدا علی ذکاء صاحبه و سرعة بدیهته و براعته فی الرد.و من النوادر التی کان یعنی به التوحیدی، ذکر فکاهات عن ألسنة البخلاء و الطفیلیین و أصحاب الشره و البطنة الذین حکی نوادرهم مرشده، الجاحظ فی بعض ملامحه.