عجب به منزله یک رذیلت در رفتار ارتباطی درون شخصی در غالب آثار اخلاقی مورد بحث قرار می گیرد. رازی بر مبنای طب انگاری اخلاق و با رهیافت سلامت محور به تحلیل این نفس می پردازد. غزالی با نظام اخلاق تلفیقی، عجب را بر مبنای دیدگاه کلامی خود تحلیل می کند. غزالی مفهوم سازی دینی از عجب ارائه می کند. علاوه بر مفهوم سازی عجب، تحلیل منشا آن، شیوه پیشگیری و درمان و نیز روش شناسی رازی و غزالی در مواجهه با عجب مسائل این مقاله است. رازی عجب را حاصل حب نفس و مداخله آن در پردازش اطلاعات عقل سنجشگر می داند که ارزیابی فرد را از رفتارش وهم آلود می سازد؛ ولی غزالی عجب را ناشی از جهل به انتساب نعمت ها به خدا می داند. بر این اساس شیوه پیشگیری و درمان عجب در این دو دیدگاه اخلاقی متمایز می شود.