مقاله در پی آمده درصدد بررسی دیدگاه بارکلی در فلسفه علم از سه منظر وجود شناسی، معرفت شناسی و معنی شناسی است. دیدگاه بارکلی در فلسفه علم مبتنی بر تجربه انگاری و بر مبنای رویکرد او به زبان و کاربرد واژه ها درتئوری های علمی است.این دیدگاه از منظر وجود شناسی برای ترم های تئوریک و تئوری هایی که مبتنی بر این گونه ترم ها است، قایل به وجود واقعی نیست و در بعد معرفت شناسی نیز تئوری های علمی را نه عامل معرفت جدید مطابق واقع بلکه ابزاری برای محاسبه و همچون فرض های ریاضی می داند و از نظرگاه معنی شناسی نیز اطلاق صدق و کذب به چنین مفاهیم و تئوری های علمی نادرست است.