در این مقاله سعی داریم تا وضعیت دینداری دانشجویان دانشگاه ها در مقایسه با غیر دانشجویان را نشان دهیم. آن چه موجب توجه به این موضوع شده، تاکیدی است که در تحقیقات اجتماعی بر رابطه بین مدرنیته و سکولاریسم وجود دارد. هر چند تاکنون پیتر برگر از نقد نظرش در مورد دست یابی به سکولاریسم به عنوان نتیجه مدرنیته دست کشیده است، هنوز این داعیه وجود دارد که افراد با تحصیلات بالاتر در مقایسه با افراد دارای تحصیلات کمتر، افراد در دانشگاه در مقایسه با افراد خارج از دانشگاه، نسبت به ارزش ها و رفتارهای دینی بی اعتنا هستند. سعی شده است تا ضمن استفاده از چارچوب مفهومی برگر، و توجه به ابعاد دینداری (بعد اعتقادی، رفتاری در سطح رسمی و غیر رسمی و نگرشی) با روش پیمایش به بررسی وضعیت دینداری این دو گروه پرداخته شود. نتایج به دست آمده تایید کننده نظر برگر دوم است. به عبارت دیگر، نتایج نشان دهنده دینداری دانشجویان و افراد غیر دانشجو با اختلاف کم است. با این وجود، همه افراد از الگوی واحدی در دینداری پیروی نمی کنند. بدین لحاظ است که به کارگیری اصطلاح «دینداری چند وجهی» برای بیان وضعیت دینداری این دو گروه در تهران از اعتبار بیشتری برخوردار است.