در مناطق خشک و نیمه خشک، بهبود پوشش گیاهی از طریق جنگل کاری می تواند، ضمن کنترل بیابان زایی و تولید مواد سلولوزی، شرایط را برای بقا و سکونت انسان و همچنین حیات وحش فراهم نماید. در کنار انتخاب گونه مناسب برای جنگل کاری، می بایست به نیازهای بوم شناختی و بوم سازگاری آن ها نیز توجه کرد. بسیاری از گونه های جنگلی، می توانند با سازوکارهای مختلف ازجمله بهبود کارایی مصرف آب با خشکی مقابله نمایند. از طرف دیگر توجه به نیاز آبی واقعی این گیاهان و تاثیر تنش خشکی بر رفتار و سازگاری آن ها با طبیعت، حایز اهمیت است. از طریق آزمایش های لایسیمتری و تعیین نیاز آبی تعدادی از گونه های جنگلی ازجمله تاغ (Haloxylon aphyllum) و چند گونه اکالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis, E. microtheca E. sarjentii, E. leucoxyloni, E, saligna و E. flocktoniea)، سازوکارهای سازگاری آن ها برای بقا در شرایط خشک موردتوجه قرار گرفت. در میان گونه های ذکرشده تاغ دارای کمترین نیاز آبی و مقاوم ترین گونه به تنش خشکی بود. این گونه همچنین از کارایی مصرف آب بالاتری در مواجه با تنش خشکی، برخوردار بود.