پرسش اساسی مقاله این است که «امر سیاسی از چشم­, انداز شانتال موف و کارل اشمیت از چه وجوه همسان و ناهمسانی برخوردار است؟ » در پاسخ، فرضیۀ اصلی این است که موف در عین عاریه گرفتن مفهوم امر سیاسی از اشمیت، فاصلۀ بیشتری از مدل اشمیتی آنتاگونیسم با محوریت حکمران گرفته و معتقد است که تنها با قبول جنبۀ آنتاگونیسم امر سیاسی می­, توان امکان تحقق سیاست دموکراتیک را فراهم نمود. دموکراسی آگونیستی موف، شکل وارونۀ آن چیزی است که کارل اشمیت از پنداره امر سیاسی ارائه کرده است.