چکیده گستردهمقدمه و اهداف: پژوهشهای کیفی در سالهای اخیر با رشد و اقبال چشمگیری از سوی محققان حوزههای مختلف به ویژه حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی مواجه شده است. هم زمان با استقبال از روشهای کیفی، انتقادات و خلأهای مهمی نیز درخصوص فرایند انجام روشهای کیفی و میزان اعتماد به آنها مطرح شده است. روایی و پایایی اگرچه در بین پژوهشگران کمی رسمیت و برجستگی زیادی داشته و دارد، اما در بین محققان کیفی از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و البته چالشهای این حوزه در پژوهشهای کیفی بیشتر بوده است. با توجه به اینکه پژوهشهای کیفی از عمق و معنای بیشتری نسبت به پژوهشهای کمّی برخوردارند، پتانسیل بیشتری برای جلب اعتماد مخاطب داشته و همین موضوع اهمیت ارزیابی اعتبار پژوهشهای کیفی را مضاعف مینماید. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی روشمند و فرایندگرا برای ارزیابی روایی و پایایی تحقیقات کیفی با عنوان کانکوال انجام شده است. کانکوال با تدوین یک نظام مشخص و شفاف، از طرح سلسله سؤالاتی آغاز شده و پژوهش را براساس قوت پاسخ به این سؤالات شروع به ارزیابی مینماید. هر میزان پژوهش کیفی انجام شده، سؤالات بیشتری را به شکل دقیقتر پاسخ دهد، آن پژوهش روایی و پایایی بیشتری خواهد داشت. به منظور تحقق این هدف به صورت عملیاتی، فرایند کانکوال گام به گام روی یکی از روشهای فراترکیب یعنی فراقومنگاری نیز پیادهسازی شده است. از این طریق خواننده درک بهتری نسبت به فرایند کانکوال پیدا خواهد کرد.روششناسی: تحقیق حاضر به لحاظ فلسفه پژوهش متأثر از پارادایم تفسیرگرایی است. در این پارادایم محقق پدیده ها را از زوایای مختلف بررسی و احساس می کند و دلیل انجام مطالعه در این پارادایم، درک و تشریح عمل اجتماعی معنادار است. به لحاظ منطق پژوهش، استفهامی است؛ زیرا به استنباط یک چهارچوب، الگو، نظریه، مدل یا مفهوم جدید از مجموعه ای از داده ها پرداخته است. جهت گیری این پژوهش از نوع بنیادی با هدف ایجاد یا کشف یک الگوی جدید است. صبغه این پژوهش کیفی است؛ زیرا به دنبال فهم و درک و کشف پدیده و معانی مرتبط با آن است. نوع این پژوهش کتابخانه ای است؛ زیرا از اسناد و مدارک مکتوب و معتبر اعم از کتاب و مقاله بهره برده است. هدف این پژوهش تبیین است؛ زیرا به دنبال نوع ارتباطات اجزای پدیده با یکدیگر است. در پژوهشهای تبیینی تأثیر و تأثرات عوامل و اجزای یک پدیده بر یکدیگر و از یکدیگر بررسی و کاوش میشود. سرانجام، راهبرد این پژوهش تحلیل اسنادی است. تحلیل اسنادی از این لحاظ که پژوهشگر دادههای پژوهشی خود را از میان اسناد و منابع گردآوری میکند. رجوع به آثار جدید و اصلی برای تبیین و ترسیم فرایند کانکوال وجهه همت پژوهشگران بوده است. ضمن اینکه کانکوال در روش فراقومنگاری پیاده شده است.نتایج: کانکوال روشی است نظام مند به منظور بررسی ابعاد و مؤلفههایی که اعتبار نتایج مطالعات کیفی را افزایش یا کاهش میدهد. از چهار مؤلفهای که از آنها به عنوان معیارهای ارزیابی میزان اعتماد به پژوهشهای کیفی یاد میشود؛ یعنی قابلیت ثبات، قابلیت انتقال، قابلیت اعتبار و قابلیت تأیید، در این پژوهش به دو معیار یعنی قابلیت ثبات و قابلیت اعتبار به صورت تفصیلی پرداخته می شود. تجزیه و تحلیل پژوهش کیفی به منظور ارزیابی نتایج آن از مرحله پیشرتبهبندی شروع میشود. پیش رتبهبندی نتایج پژوهش کیفی خود به چهار دسته قوی، متوسط، ضعیف و خیلی ضعیف تقسیم میشود. در این پیشرتبهبندی، پژوهشهای کیفی را در رتبه زیاد و مقالاتی که صرفاً یک ایده یا متن را بدون اثبات و بدون متدولوژی مشخص ارائه دادهاند، در دسته ضعیف قرار دادهاند. پس از این مرحله هرکدام از مقالات و پژوهشها به منظور تعیین میزان ثبات و اعتبار نمرهدهی میشود. قابلیت ثبات از طریق پرسش یک سلسله سؤالات از پژوهش و درخصوص میزان تناسب حرکت پژوهش به سمت نتایج مطلوب سنجیده میشود. این سلسله سؤالات که در قالب یک چک لیست ارزیابی پژوهش را انجام میدهد. قابلیت اعتبار نیز در کانکوال بدین صورت ارزیابی میشود که چه تعداد از یافتههای پژوهش کیفی در هرکدام از سطوح صریح، مبهم و پشتیبانی نشده براساس دادهها قرار میگیرند.بحث و نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش چندین نکته کلیدی را برجسته مینماید: نخست، تمایز بین دنیای پژوهشهای کمّی و کیفی است؛ پژوهشهای کمّی را میتوان با تکنیکها و تاکتیکهای علم مرسوم و روشهای کمّی و محاسباتی و بدون دخالت چشمگیر محقق ارزیابی کرد. اصطلاحاً این پژوهش را میتوان به صورت ماشینی و مکانیکی و بدون مداخله عمیق محقق قضاوت نمود؛ اما پژوهشهای کیفی پژوهشهایی هستند که با درگیری عمیق محقق و مورد مطالعه پیش رفته و به سرانجام میرسد. به دیگرسخن، قوت پژوهشهای کیفی به میزان مداخله محقق و مخاطب پژوهش وابسته است. بنابراین، در پژوهشهای کیفی نباید صرفاً به ساختارهای قابل مشاهده و اعداد و ارقام سنت اثباتگرایی بسنده کرد. این تحقیق نشان دهنده آن است که انتخاب ابزار مناسب برای ارزیابی پژوهشهای کیفی براساس نوع دادهها و سؤالهای پژوهش، میتواند به قدرت و البته درک بهتر پژوهش ازسوی مخاطب و در نتیجه پیادهسازی آن کمک نماید؛ چیزی که در پژوهشهای کمی روند، روش و ابزار مشخص و مدون و شفافی دارد. به عبارت دیگر، آنچه که در تحقیقات کمّی به عنوان نقطه قوت محسوب میشود، همانا روایی و پایایی است؛ اما در پژوهشهای کیفی این نقطه قوت به یک نقطه ابهام و ضعف تبدیل شده است. پژوهش حاضر به منظور رفع این ضعف برآمده و با طراحی و تدوین یک فرایند روشن و مشخص به حیطه ارزیابی و اعتبارسنجی تحقیقات کیفی وارد شده است.