اعتماد مبنای بسیاری از تعاملات و کنش های روزمره در جوامع انسانی چه در زمینه ارتباطات میان فردی و چه در حوزه ارتباطات اجتماعی بین گروه ها است. در بیشتر جوامع به علت مجموعه ای از عوامل نظیر از خودبیگانگی، نبود سرمایه اجتماعی، وجود رسانه های انتقادی و به ویژه عدم پاسخگویی نهادها و سازمان های عمومی، میزان اعتماد به دولت و سازمان های عمومی کاهش پیدا کرده است. برای مثال شواهد نشان می دهند که منابع و مسوولیت های بخش عمومی با سطح پاسخگویی آن هماهنگ نبوده است و احتمالا برخی عوامل دیگر نیز این وضعیت را تشدید و پیچیده تر می کنند و یا به گونه ای بر آن موثرند.در این مقاله با استفاده از استراتژی پیمایش نقش اعتماد عمومی به سازمان ها و نهادهای دولتی در افزایش سطح اعتماد سیاسی در جامعه مورد بررسی و نقادی قرار می گیرد. سپس پیشنهادهایی را برای بهبود و اصلاح وضعیت کنونی مطرح خواهد شد. نتایج حاصل از نقش موثر و مثبت بهبود اعتماد عمومی در ارتقای سطح اعتماد سیاسی در جامعه حکایت می کنند. از این رو انجام مطالعات تکمیلی در این زمینه می تواند بستری برای توجه بیشتر دولت به مقوله اعتماد سیاسی و راهکارهای تحکیم و تقویت آن باشد.