با توسعه علوم و خدمات سلامت، به ویژه پزشکی و سلامت همگانی، تا دهه 1970 حداقل هایی در کنترل بیماریها و افزایش عمر قابل انتظار (امید زندگی) کسب شد و در عین حال ناتوانی این رویکردها در سایر حوزه ها نیز برملا شد؛ ناتوانیهایی که از جمله عوامل زمینه ساز برای «گذار همه گیرشناختی» و تحول چهره مشکلات سلامت از عمدتا بیماریهای عفونی و انگلی به اختلالاتی عمدتا مرتبط با عوامل اجتماعی و رفتاری (سبک زندگی) دانسته شده اند. رویکرد تازه ای که در پاسخ به این ناتوانیها تدریجا پدید آمد، ارتقاء سلامت نام گرفت: «فرایند قادر ساختن افراد به افزایش کنترل بر سلامت شان و بهبود بخشیدن به آن». پنج راهبرد کلیدی ارتقاء سلامت عبارت است از (1) سیاستگذاری عمومی سلامت نگر، (2) ایجاد محیطهای حمایتگر، (3) تقویت اقدامات جماعتی، (4) پرورش مهارتهای فردی، و (5) اصلاح جهتگیری خدمات نظام سلامت به سمت ارتقاء سلامت، پیشگیری، و مداخله زودهنگام (WHO, 1986). در پی این تحولات در حوزه سلامت به طور عام، در حوزه سلامت روان نیز مفهوم ارتقاء سلامت روان پدید آمد: «فرایند افزایش قابلیت افراد و جماعتها برای در دست گرفتن کنترل بر زندگی خود و بهبود بخشیدن به سلامت روان خود. دو راهبرد اصلی ارتقاء سلامت روان تقویت محیطهای حمایتگر و تاب آوری فردی، در عین احترام به فرهنگ، انصاف، عدالت اجتماعی، روابط متقابل، و کرامت انسان است». اقدام جماعتی تلاش دسته جمعی جماعتها برای افزایش کنترل شان بر تعیین کننده های اجتماعی سلامت و سلامت روان و از این طریق بهبود بخشیدن به سلامت و سلامت روان کل جماعت است. تعیین کننده های اجتماعی سلامت روان، طبق یک تقسیم بندی، (1) شامل ادغام در جامعه (روابط اجتماعی و جماعتی، محیط باثبات و حمایتگر، فعالیت اجتماعی، دسترسی به شبکه ها و روابط حمایتگر، و مقام اجتماعی ارزشمند)، (2) رهایی از خشونت و تبعیض (ارزشمند شمرده شدن تفاوتها، امنیت جسمی، و داشتن خودتعیین کنندگی و کنترل بر زندگی خود)، و (3) دسترسی به منابع اقتصادی و داشتن مشارکت اقتصادی (دسترسی به کار و مشغولیت معنامند، دسترسی به تحصیل، دسترسی به مسکن کافی، و دسترسی به پول) است. ارتقاء سلامت روان و به ویژه ارتقاء جماعت محور سلامت روان، اگرچه در بادی امر در عرض سایر سطوح خدمات سلامت (پیشگیری، درمان، بازتوانی، و کاهش زیان) پدید آمد، اصول آن تدریجا در همه سطوح پذیرفته شده و امروزه حتی برای بازتوانی افراد دچار اختلالات شدید و مدید روانپزشکی نظیر روان گسیختگی نیز به کار می رود.