«مجموعه هفت قصّه جاده» (1349) نوشته اکبر رادی یکی از مجموعه های انتقادی-اجتماعی در دهه چهل شمسی است. شاخصه اصلی این اثر، رویکرد رئالیستی با تکیه بر ادبیّات اقلیمی است. رادی در این مجموعه با نشان دادن مناسبات اجتماعی، رفتاری و الگوهای عینی، کیفیّت متقابل اجتماعی بر مبنای گفت وگو در جامعة روستایی را بازتاب می دهد. مطابق دیدگاه باختین گفت وگومداری در ذات هر اثر هنری نهفته است. در این مقاله فضای گفت وگویی حاکم بر کیفیّت زندگی انسان در مجموعه داستان اکبر رادی با روش تحلیلی-اسنادی و بر مبنای تلفیق عنصر «خود» از نظریّه منطق گفت وگویی باختین وکنش متقابل نمادین هربرت بلومر بررسی شده است. خوانش اثر در قالب گفتمان غیریّت ساز بیانگر نشانه های متفاوت از وجوه چند پارة انسان معاصر، پایگاه ها و طبقه های مختلف اجتماعی (شهری و روستایی) در روابط اجتماعی است. صیرورت گفت وگوی تعاملی با تمهید چندگونگی صدا بین شخصیّت های مجموعه داستانی هفت قصّه «جاده» اکبر رادی، بر پایه منطق کنش های نمادینی، شکل گرفته است که تابع تحوّلات تکنیکی و اندیشگانی و دورة حیات نویسنده بوده است.