محاورۀ سقراطی لوسیس ازجمله نخستین آثار افلاطون محسوب می شود و در متن آن دو اشارۀ گذرا به شاهنشاهی هخامنشی و مسائل مرتبط با آن مشاهده می شود. در این محاوره که محتوای اصلی آن در باب دوستی و ماهیت آن است، نخست از شاه بزرگ هخامنشی و سیادت و فرمانروایی وی بر آسیا و نیز میراث وی برای مهترین پسرش سخن رفته و در جایی دیگر نیز در ضمن گفت وگو به کوتاهی به داریوش یکم و گنج های او نظر افکنده شده است. پژوهش حاضر، با هدف دستیابی به فرصتی برای اندیشیدن مورخانه در باب جلوه ها و وجهه های گوناگون شاهنشاهی هخامنشی در اذهان معاصرانش، تنها به یکی از این دو مورد یعنی اشارۀ افلاطون به تسلط تمام عیار شاه بزرگ پارس بر سراسر سرزمین آسیا می پردازد. این تحقیق در پی آن است که بخشی از محاورۀ لوسیس را که پیش از این در مطالعات شاهنشاهی هخامنشی جایگاه ویژه ای نداشته است، به مثابۀ دروازۀ ورود به مطالعه ای تاریخی در باب این حکومت بررسی کند. درحقیقت پژوهش حاضر که داده های آن با استفاده از منابع کتابخانه ای فراهم شده است، با روشی توصیفی تحلیلی و ازطریق خوانش انتقادی متن لوسیس همراه با تعدادی از سایر منابع و متون یونانی معاصر با حیات سیاسی هخامنشیان، به بررسی و مطالعه ای در باب ریشه ها و تصوراتی می پردازد که سبب پیدایی انگاره و مفهوم ذهنی شاه پارسیِ مسلط بر سراسر آسیا در میان یونانیان معاصر شاهنشاهی هخامنشی در سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد شده بود.