چرا ما به مفاهیم و ارزیابی دستاورد نیاز داریم؟ جایگزینی برای زیست شناسی سلولی و ملکولی به عنوان وسیله ای برای مدل سازی بر مبنای واقعیت در پزشکی در اقدامات مربوط به دستاورد یافته شده است. نقش دانشمند حقیقتا چیزی بیش از یک روش شناس دقیق و اندیشمند خبره نیست، اما فردی پدید آورنده و ارائه کننده نیز هست، فردی که نگرانی های ابتدایی اش بازتاب نیازهای فردی و اجتماعی است. Remlan مفهوم سه انقلاب را در مراقبت های پزشکی بدین گونه پیشنهاد کرد: دهه های 1970-1950 مبدا این گسترش و سال های 1985-1971 انقلاب پرداخت کننده ها بود و سال 1986 تا زمان حال که عصر اقدامات و تحرکات مربوط به دستاورد است. به نظر می رسد این طبقه بندی در مقابل تعریف کهن از علم قرار می گیرد، اما در واقع مفهوم جدیدی نیست، در حقیقت فرانسیس بیکن در قرن هفدهم، علم را به عنوان خدمتی در جهت رفاه و سعادت تعریف کرد. حال سئوالات انتقادی جدید زمانی مطرح می شوند که مفاهیم دستاورد پس از چند مدل سازی و انجام تجربیات به مورد اجرا گذاشته می شود دستاورد در مسیر درستی برای پزشکی جهت گیری شده است؟ همان گونه که Epstein سوال می کند: آیا ما را به جائی که می خواهیم، می رساند؟