دیدگاه صدرالمتالهین در مورد ادراک خیالی دیدگاهی متمایز از سایر اندیشمندان است. وی برخلاف ابن سینا ادراک خیالی را حاصل تجرید و تقشیر نمی داند و تحت تاثیر سهروردی و ابن عربی، قائل به نشئات سه گانه وجود (عالم عقول مجرده، عالم مثال یا خیال منفصل، عالم مادی) بوده، خیال منفصل را حدوسط و برزخ میان دو عامل مذکور می داند و ادراک خیالی (خیال متصل) را متناظر با آن به شمار می آورد. ملاصدرا برخلاف سهروردی که نفس را مظهر صور مثالیه در خیال منفصل می داند و قائل به خیال متصل نیست، معتقد است که نفس آدمی با خلاقیت خداگونه اش، صور خیالی را همانند صور حسی انشا و ابداع می کند و مشاهده عالم مثال و مثل معلقه، تنها نفس آدمی را مهیای خلق صور خیالی می گرداند. وی علاوه بر اعتقاد به برزخ نزولی، قائل به برزخ صعودی نفس از طریق حرکت جوهری است و از طریق آن حشر نفوس و تجسم اعمال و ... را تبیین فلسفی می کند.