هدف این پژوهش، بررسی شیوه ها و تمهیدات واقعی نمایی در نخستین رمان های فارسی است. به این منظور، شگردهای مختلف واقعی نمایی از رمان های نگاشته شده در فاصله سال های 1300-- 1320 استخراج و دسته بندی شده اند؛ سپس، دلایل استفاده از این شگردها و نسبت آن با پیش انگاره های گونه ادبی رمان و مسائل اجتماعی زمان نگارش آثار واکاوی شده است. نویسندگان این دوره واقعیت رویدادهای داستان را با استفاده از شگردهای روایی اعتباربخش، ضمانت کرده و گاه نیز به صورت مستقیم، دیدگاه هایی در باب نسبت محتوای رمان با واقعیت طرح کرده و رخدادهای رمان را بازگفت واقعیت عینی دانسته اند. اصرار بر واقعی نمایاندن رویدادهای داستان ریشه در نوپایی رمان، اعتقاد به کارکرد آموزشی ادبیات، پیش داوری های منفی در باب این گونه ادبی و مواضع ستیزگرانه روشن فکران در قبال آن دارد.