استعاره از مباحثی است که از گذشته دور ذهن متفکران حوزه های مختلف علوم بشری را در سراسر گیتی به خود مشغول داشته است. در حوزه ادب، از آنجایی که استعاره بزرگ ترین کشف هنرمند و عالی ترین امکانات در حیطه هنری و از کارآمدترین ابزار تخیل و به اصطلاح نقاشی در کلام است مورد توجه ویژه ادیبان و ناقدان برجسته بوده و هست. بلاغت دانان اسلامی نیز که بسیاری از بزرگان ایشان ایرانیانی بوده اند که زبان عربی را در آغاز به درس آموخته اند، مانند دیگر پژوهشگران عرصه ادبیات جهانی درباره این صنعت بلاغی ژرف اندیشی ها کرده اند. از جمله ناقدان و بلاغت دانان برجسته اسلامی عبدالقاهر جرجانی (متوفی 471 ق) است که با تلاش روشمند خود موفق شد به افق های بی سابقه ای در مطالعات ادبی و زبانی از جمله استعاره دست یابد که تا آن زمان سابقه نداشت. او معیارهایی را به عنوان مبانی زیبایی شناسی استعاره ارایه کرده است که در این مقاله سعی بر آن است، هر چند مختصر، به تبیین این مبانی پرداخته شود.